در «تیتر یک» امروز ابتدا به تازه‌ترین آمارهای اقتصادی اعلام‌شده از سوی رئیس کل بانک مرکزی می‌پردازیم؛ جایی که نرخ رشد اقتصادی سال ۱۴۰۴ منفی شده و رشد نقدینگی اردیبهشت‌ماه به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده است. این آمارها چه تصویری از وضعیت اقتصاد ایران ارائه می‌کنند و چرا رشد نقدینگی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های سیاست‌گذاران تبدیل شده است؟

در ادامه، اثر تفاهم‌نامه ۶۰ روزه و دور جدید مذاکرات بر بخش معدن و صنایع معدنی را بررسی می‌کنیم؛ بخشی که بسیاری از فعالان اقتصادی آن را یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های ارزآوری کشور پس از نفت می‌دانند. سپس به سراغ تقویم اقتصادی بازارهای جهانی می‌رویم؛ از داده‌های تورمی آمریکا و تصمیمات احتمالی فدرال رزرو گرفته تا تحولات اروپا و آسیا که می‌تواند مسیر بازارهای جهانی را در هفته پیش‌رو تعیین کند.

در بخش فناوری، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های عصر حاضر می‌پردازیم: آیا هوش مصنوعی می‌تواند در آینده به تهدیدی برای بشر تبدیل شود؟ همچنین گزارشی از شکاف جنسیتی در سطوح ارشد مدیریتی جهان خواهیم داشت و بررسی می‌کنیم چرا با وجود افزایش حضور زنان در بازار کار، مسیر رسیدن به بالاترین جایگاه‌های تصمیم‌گیری همچنان ناهموار است. در پایان نیز به تنش تازه میان دونالد ترامپ و جورجیا ملونی می‌پردازیم؛ اختلافی که فراتر از یک جدال لفظی، می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در روابط آمریکا با متحدان سنتی خود باشد.

با «تیتر یک»  یکشنبه 31 خرداد 1405 همراه باشید.

رشد اقتصادی 1404 و نقدینگی اردیبهشت به روایت همتی

رئیس کل بانک مرکزی در جدیدترین همایش سیاست پولی آخرین آمار نرخ رشد اقتصادی و رشد نقدینگی را اعلام کرد. بر اساس آمارهای همتی، نرخ رشد اقتصادی در سال ۱۴۰۴ به منفی ۰.۷ درصد کاهش پیدا کرده است. با خروج اثر نفت از رشد اقتصادی، این نرخ به منفی ۱.۱ درصد رسیده است. محاسبات اکوایران از ارقام اعلامی بانک مرکزی نشان می‌دهد در زمستان ۱۴۰۴، نرخ رشد اقتصادی کل معادل منفی ۴.۹ درصد و نرخ رشد اقتصادی بدون نفت معادل منفی ۴ درصد بوده است.

همچنین در این همایش همتی آمار رشد نقدینگی اردیبهشت را ۵۲ درصد اعلام کرد که بالاترین سطح از سال ۵۷ تا کنون بوده است.

اثر تفاهم‌نامه 60 روزه بر صنایع معدنی

آغاز دور جدید مذاکرات ایران و طرف‌های مقابل در سوئیس، بار دیگر نگاه‌ها را به فرصت‌های پیش‌روی اقتصاد کشور معطوف کرده است. مذاکراتی که نتیجه آن می‌تواند مسیر تازه‌ای را برای تعاملات اقتصادی، تجاری و سرمایه‌گذاری ایران در سطح بین‌المللی باز کند.

در این میان، بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند نباید فرصت محدود پیش‌رو برای توسعه صادرات را از دست داد. بخش معدن و صنایع معدنی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های ارزآوری کشور پس از نفت، می‌تواند نقش پررنگی در افزایش درآمدهای ارزی و حضور پررنگ‌تر ایران در بازارهای جهانی ایفا کند. به باور کارشناسان، در صورت بهبود شرایط تجاری و کاهش موانع بین‌المللی، صادرات محصولات معدنی و فولادی می‌تواند به یکی از موتورهای رشد اقتصاد ایران تبدیل شود.

رضا شهرستانی، فعال صنعت فولاد، در گفت‌وگو با اکوایران تأکید می‌کند که یکی از مهم‌ترین اقداماتی که نباید در این فرصت ۶۰ روزه از دست برود، توسعه صادرات و حفظ بازارهای خارجی است؛ موضوعی که می‌تواند آثار آن فراتر از صنعت فولاد و در کل اقتصاد کشور نمایان شود.

تقویم اقتصادی بازارهای جهانی در هفته پیش‌رو 

هفته پیش‌رو برای بازارهای جهانی هفته‌ای سرنوشت‌ساز خواهد بود؛ هفته‌ای که در آن مجموعه‌ای از داده‌های تورمی، شاخص‌های فعالیت اقتصادی و سخنرانی مقامات بانک‌های مرکزی می‌تواند مسیر انتظارات سرمایه‌گذاران را تغییر دهد.

در آمریکا، نگاه‌ها بیش از هر چیز به انتشار شاخص تورمی PCE دوخته شده؛ شاخصی که معیار اصلی فدرال رزرو برای ارزیابی تورم محسوب می‌شود. پس از جهش قیمت نفت در پی جنگ خاورمیانه، فشارهای تورمی در اقتصاد آمریکا افزایش یافته و اکنون بازارها انتظار دارند تورم بار دیگر به محدوده ۴ درصد برسد. در کنار آن، داده‌های درآمد و هزینه‌های شخصی نیز تصویری از وضعیت مصرف‌کنندگان آمریکایی ارائه خواهد کرد؛ مصرف‌کنندگانی که با وجود تورم بالا همچنان به خرج کردن ادامه می‌دهند، اما این روند بیش از گذشته به کاهش پس‌اندازها و افزایش بدهی‌های خانوارها وابسته شده است.

از سوی دیگر، مواضع انقباضی کوین وارش، رئیس جدید فدرال رزرو، باعث شده احتمال افزایش دوباره نرخ بهره در ماه‌های آینده به شکل محسوسی افزایش پیدا کند. سخنرانی اعضای ارشد فدرال رزرو نیز می‌تواند سرنخ‌های بیشتری از مسیر سیاست پولی آمریکا در اختیار بازارها قرار دهد.

در سایر نقاط جهان نیز داده‌های مهمی منتشر می‌شود. تورم کانادا، شاخص‌های مدیران خرید در اقتصادهای بزرگ، شاخص فضای کسب‌وکار آلمان و سخنرانی کریستین لاگارد، رئیس بانک مرکزی اروپا، همگی در کانون توجه سرمایه‌گذاران قرار دارند. در آسیا نیز تورم توکیو و اظهارات رئیس بانک مرکزی ژاپن می‌تواند چشم‌انداز سیاست‌های پولی این کشور را روشن‌تر کند.

مجموع این داده‌ها نشان خواهد داد که اقتصاد جهانی تا چه اندازه تحت تأثیر جنگ خاورمیانه، افزایش قیمت انرژی و سیاست‌های انقباضی بانک‌های مرکزی قرار گرفته و آیا فشارهای تورمی همچنان مهم‌ترین دغدغه سیاست‌گذاران اقتصادی جهان باقی خواهد ماند یا خیر.

آیا هوش مصنوعی می‌تواند فاجعه به بار بیاورد؟ 

هوش مصنوعی در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین حوزه‌های سرمایه‌گذاری و رقابت فناوری در جهان تبدیل شده است. با این حال، در کنار خوش‌بینی‌های گسترده درباره مزایای اقتصادی و علمی این فناوری، نگرانی‌های جدی نیز در میان پژوهشگران و حتی برخی از فعالان برجسته صنعت هوش مصنوعی وجود دارد.

برخی از متخصصان این حوزه معتقدند که در صورت توسعه کنترل‌نشده سیستم‌های بسیار پیشرفته، خطرات بالقوه‌ای متوجه بشر خواهد شد؛ خطراتی که از سوءاستفاده‌های سایبری و نظامی گرفته تا از دست رفتن توانایی انسان برای کنترل سامانه‌های هوشمند را در بر می‌گیرد. نکته قابل توجه این است که در بسیاری از صنایع حساس، از جمله انرژی هسته‌ای، استانداردهای ایمنی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که احتمال وقوع یک حادثه فاجعه‌بار به کمترین میزان ممکن برسد. اما در حوزه هوش مصنوعی هنوز اجماع جهانی درباره چارچوب‌های ایمنی و نظارتی شکل نگرفته است.

همزمان پیش‌بینی می‌شود حجم سرمایه‌گذاری جهانی در هوش مصنوعی در دهه‌های آینده به سطحی برسد که از بزرگ‌ترین پروژه‌های علمی و نظامی تاریخ نیز فراتر رود. همین موضوع باعث شده بحث درباره پیامدهای بلندمدت این فناوری بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های مطرح‌شده، مفهوم «خودبهبوددهی بازگشتی» است؛ وضعیتی که در آن یک سیستم هوش مصنوعی بتواند بدون دخالت مستقیم انسان، نسخه‌های پیشرفته‌تر خود را طراحی و تولید کند. در صورت تحقق چنین سناریویی، برخی نظریه‌پردازان از احتمال ظهور «ابرهوش» سخن می‌گویند؛ سامانه‌ای که توانایی‌های شناختی آن به‌مراتب فراتر از انسان باشد.

در چنین شرایطی، بسیاری از کارشناسان بر ضرورت همکاری بین‌المللی تأکید می‌کنند. از نگاه آنان، رقابت قدرت‌های بزرگ فناوری باید با تدوین قواعد مشترک برای مدیریت ریسک‌ها همراه باشد؛ قواعدی که بتواند از سوءاستفاده از هوش مصنوعی در حوزه‌هایی مانند حملات سایبری، جنگ‌افزارهای پیشرفته و تهدیدات امنیتی جلوگیری کند.

شاید مهم‌ترین پرسش پیش روی بشر این نباشد که آیا هوش مصنوعی قدرتمندتر خواهد شد یا نه؛ بلکه این باشد که آیا انسان‌ها می‌توانند پیش از رسیدن به آن نقطه، سازوکارهای لازم برای همزیستی ایمن با هوش‌هایی فراتر از خود را ایجاد کنند یا خیر.

شکاف جنسیتی در مدیران ارشد 

بر اساس گزارش مجمع جهانی اقتصاد، با وجود افزایش حضور زنان در بازار کار و مدیریت، فاصله جنسیتی در بالاترین سطوح تصمیم‌گیری همچنان پابرجاست. بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ سهم زنان در مدیریت ارشد تنها ۲.۸ واحد درصد افزایش یافته است؛ در حالی که زنان امروز ۴۱.۷ درصد از کل نیروی کار را تشکیل می‌دهند.

با این حال، سهم زنان از جایگاه‌های C-suite (بالاترین سطوح اجرایی شرکت‌ها) تنها ۲۴.۶ درصد است و زنان ۲۹.۳ درصد از کرسی‌های هیئت‌مدیره‌ها را در اختیار دارند. تا سال ۲۰۲۴ بیش از ۹۰ درصد هیئت‌مدیره‌ها دست‌کم یک زن عضو داشته‌اند، اما زنان همچنان تنها ۵.۲ درصد از ریاست هیئت‌مدیره‌ها را بر عهده دارند.

روند پیشرفت نیز در سال‌های اخیر کندتر شده است. از سال ۲۰۲۲ رشد حضور زنان در نقش‌های رهبری ارشد متوقف شده و در برخی حوزه‌ها، مانند انتصاب به هیئت‌مدیره‌ها، حتی عقب‌گرد دیده شده است.

گزارش نشان می‌دهد مسئله کمبود زنان توانمند نیست؛ بلکه ساختارهایی است که مسیر رسیدن به قدرت را محدود می‌کنند. زنان بیشتر در نقش‌هایی مانند منابع انسانی و بازاریابی حضور دارند، اما در جایگاه‌هایی مانند مدیر مالی و مدیر عملیات، که مسیرهای اصلی رسیدن به مدیرعاملی هستند، کمتر دیده می‌شوند.

برابری در رهبری تنها به معنای افزایش تعداد زنان نیست؛ بلکه نیازمند بازطراحی مسیرهای رشد، شبکه‌های حرفه‌ای و نظام‌های انتخاب مدیران است.

ماجرای تنش میان ملونی و ترامپ چیست؟

تنش لفظی اخیر میان دونالد ترامپ و جورجیا ملونی شاید در نگاه اول صرفاً یک جنجال رسانه‌ای دیگر از سوی رئیس‌جمهور آمریکا به نظر برسد؛ اما در واقع می‌تواند نشانه‌ای از شکاف عمیق‌تر در روابط آمریکا با متحدان سنتی‌اش باشد.

ملونی که از نزدیک‌ترین رهبران اروپایی به ترامپ محسوب می‌شد و حتی در سال‌های گذشته تلاش کرده بود مواضع اتحادیه اروپا در قبال او را تعدیل کند، اکنون به یکی از منتقدان رفتارهای اخیر رئیس‌جمهور آمریکا تبدیل شده است. اختلافات دو طرف که از جنگ ایران و مخالفت ایتالیا با مشارکت در این درگیری آغاز شد، حالا به جدالی علنی بر سر جایگاه ایتالیا، روابط فراآتلانتیک و نحوه تعامل واشنگتن با متحدانش رسیده است.

اهمیت این ماجرا تنها در درگیری لفظی میان دو رهبر سیاسی نیست. طی ماه‌های اخیر ترامپ بارها رهبران کشورهای متحد آمریکا از جمله بریتانیا، فرانسه، آلمان، کانادا و ژاپن را هدف انتقادها و کنایه‌های تند خود قرار داده است؛ رفتاری که از نگاه بسیاری از تحلیلگران نشان می‌دهد روابط آمریکا با شرکای سنتی‌اش وارد مرحله‌ای متفاوت شده است.

در شرایطی که جنگ ایران، رقابت آمریکا و چین، بحران اوکراین و تحولات امنیتی اروپا همزمان در حال تغییر موازنه‌های جهانی هستند، هر نشانه‌ای از کاهش هماهنگی میان آمریکا و متحدان غربی می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک اختلاف شخصی داشته باشد. به همین دلیل، ماجرای ترامپ و ملونی صرفاً یک دعوای سیاسی یا رسانه‌ای نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از روند بزرگ‌تری باشد که در آن نظم سنتی غرب با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شده است.

شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که آیا این تنش‌ها صرفاً محصول سبک شخصی ترامپ هستند یا نشانه‌ای از تغییرات عمیق‌تر در ساختار روابط آمریکا با متحدانش؛ تغییری که می‌تواند بر آینده سیاست جهانی تأثیر بگذارد.

00:00
00:00