اتاق بازرگانی ایران و کره در گزارشی به این موضوع پرداخته است که چگونه جنگ در خاورمیانه، کره‌جنوبی را به یکی از آسیب‌پذیرترین اقتصادهای جهان تبدیل کرده است؛ کشوری که بخش عمده انرژی و مواد اولیه صنایع تراشه‌سازی خود را از مسیر تنگه هرمز تأمین می‌کند. این گزارش نشان می‌دهد چرا ایران، با وجود سال‌ها تحریم و تنش سیاسی، همچنان جایگاهی تعیین‌کننده در معادلات انرژی سئول دارد.

کره‌جنوبی به‌عنوان یک اقتصاد صنعتی توسعه‌یافته، وابستگی شدیدی به واردات انرژی دارد. میزان وابستگی این کشور به واردات انرژی حدود ۹۳ تا ۹۶ درصد برآورد می‌شود. در سبد مصرف انرژی کره، نفت حدود ۳۸ درصد و گاز طبیعی مایع (LNG) حدود ۲۸ درصد سهم دارد. همچنین بین ۶۰ تا ۷۰ درصد نفت وارداتی این کشور از خاورمیانه تأمین می‌شود.

تا پیش از بازگشت تحریم‌های ایالات متحده در سال ۲۰۱۸، ایران سومین یا چهارمین تأمین‌کننده بزرگ نفت خام کره‌جنوبی بود و حدود ۱۰ تا ۱۴ درصد نیاز نفتی این کشور را تأمین می‌کرد. در آن دوره، کره‌جنوبی روزانه بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام از ایران وارد می‌کرد.

اهمیت ایران برای کره‌جنوبی تنها به نفت خام محدود نبود. ایران یکی از اصلی‌ترین تأمین‌کنندگان میعانات گازی نیز به‌شمار می‌رفت؛ ماده‌ای راهبردی که خوراک کلیدی صنایع پتروشیمی کره محسوب می‌شود. در سال‌های پیش از ۲۰۱۸، ایران در مقاطع مختلف رتبه اول یا دوم تأمین‌کنندگان این ماده حیاتی برای صنایع زیرساختی کره را در اختیار داشت.

پس از اعمال دوباره تحریم‌ها، سهم ایران در تأمین انرژی کره‌جنوبی تقریباً به صفر رسید و سئول با بازطراحی سبد تأمین‌کنندگان خود، کشورهایی مانند عربستان سعودی، آمریکا، کویت، امارات و قطر ــ که مهم‌ترین تأمین‌کننده میعانات گازی محسوب می‌شود ــ را جایگزین ایران کرد.

با وجود این تغییرات، مسیر لجستیکی تنگه هرمز همچنان نقش حیاتی خود را در تأمین انرژی کره‌جنوبی حفظ کرده است. حتی پس از متنوع‌سازی منابع واردات، همچنان حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد نفت، ۳۰ تا ۴۰ درصد LNG و بخش عمده‌ای از میعانات گازی مورد نیاز کره‌جنوبی از خاورمیانه و کشورهای حوزه خلیج فارس تأمین شده و از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند. از همین رو، هرگونه اختلال در این گذرگاه راهبردی می‌تواند مستقیماً بیش از نیمی از انرژی مورد نیاز کره را در معرض خطر قرار دهد.

تجربه بازارهای جهانی انرژی نشان داده است که حتی اختلال‌های محدود در گلوگاه‌های استراتژیک می‌تواند به‌دلیل کشش پایین عرضه، اثراتی غیرخطی و چندبرابری ایجاد کند.

بررسی‌های کارشناسی نیز نشان می‌دهد هرگونه اختلال لجستیکی در تنگه هرمز می‌تواند آثار گسترده‌ای بر بازار داخلی کره‌جنوبی بر جای بگذارد؛ به‌گونه‌ای که حتی اختلالی در حدود ۲۰ درصد نیز قادر است شوک جدی در بازار انرژی این کشور ایجاد کند.

شاخص‌های برآوردی این سناریو عبارت‌اند از:

کاهش بالقوه واردات نفت: تا ۵۵ تا ۶۵ درصد

کاهش واردات LNG: تا ۲۵ تا ۳۰ درصد

افت ظرفیت پالایش در کوتاه‌مدت: حدود ۲۰ تا ۳۵ درصد

در عین حال نباید فراموش کرد که کره‌جنوبی برای کاهش ریسک اختلال در عرضه نفت، حدود ۹۰ تا ۱۰۰ روز ذخایر استراتژیک نفتی در اختیار دارد؛ اما در حوزه LNG ظرفیت ذخیره‌سازی این کشور بسیار محدودتر است و همین مسئله آسیب‌پذیری کره را در برابر شوک‌های گازی افزایش می‌دهد.

محاسبات اقتصادی نشان می‌دهد هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت می‌تواند رشد اقتصادی کره‌جنوبی را حدود ۰.۲ تا ۰.۴ درصد کاهش دهد و همزمان نرخ تورم این کشور را بین ۰.۳ تا ۰.۵ درصد افزایش دهد.

جنگ در تنگه هرمز

گزارش‌ها و تحلیل‌های منتشرشده از سوی اندیشکده‌ها و رسانه‌های کره‌جنوبی در ماه‌های مارس و آوریل ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که جنگ اخیر در خاورمیانه، با وجود فاصله چند هزار کیلومتری از شبه‌جزیره کره، عملاً به خط مقدم اقتصادی سئول تبدیل شده است.

مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS) در گزارشی با عنوان «تأثیر درگیری ایران بر کره‌جنوبی» تأکید می‌کند: «هیچ کشور غیرجنگی به اندازه کره‌جنوبی از این بحران آسیب ندیده است.» دلیل این ارزیابی روشن است؛ اقتصاد صنعتی کره‌جنوبی برای حفظ فعالیت کارخانه‌ها و زنجیره تولید خود، وابستگی شدیدی به انرژی عبوری از تنگه هرمز دارد.

بیش از ۶۰ درصد نفت خام و ۵۴ درصد نفتای مصرفی کره‌جنوبی از این گذرگاه راهبردی عبور می‌کند. نفتا ماده اولیه‌ای حیاتی برای تولید پلاستیک، الیاف مصنوعی و به‌ویژه صنایع تراشه و نیمه‌رسانا به‌شمار می‌رود.

آمارهای میدانی در این زمینه نیز قابل توجه است. تا تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۲۶، از میان ۳۳ فروند کشتی حامل پرچم یا محموله‌های مرتبط با کره‌جنوبی که پیش از تشدید تنش‌ها از تنگه هرمز عبور می‌کردند، ۲۶ فروند در آب‌های خلیج فارس متوقف یا سرگردان شده‌اند. از این تعداد، ۱۷ فروند نفتکش و تانکر حامل فرآورده‌های نفتی و نفتا بوده‌اند.

هر روز تأخیر در حرکت این کشتی‌ها، به معنای اختلال یا توقف بخشی از خطوط تولید در شهرهایی مانند سئول، بوسان و اولسان است.

مؤسسه کره برای اقتصاد و تجارت صنعتی (KIET) نیز در گزارشی اعلام کرده است که اگر ذخایر استراتژیک نفت کره‌جنوبی بر مبنای مصرف واقعی ــ و نه فرمول‌های متعارف سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) ــ محاسبه شود، این ذخایر تنها برای ۲۶ روز کفایت خواهند کرد؛ یعنی کمی بیش از سه هفته. بر این اساس، اگر تنگه هرمز برای مدت یک ماه مسدود شود، کره‌جنوبی با بحرانی کم‌سابقه در حوزه تولید و صنعت مواجه خواهد شد.

وابستگی به مسیرهای محدود انتقال انرژی، کره‌جنوبی را به‌شدت نسبت به تحولات ژئوپلیتیکی خاورمیانه حساس کرده است. در کوتاه‌مدت نیز جایگزینی وابستگی ساختاری این کشور به انرژی خاورمیانه و مسیر تنگه هرمز عملاً امکان‌پذیر نیست.

در مجموع، اختلال در تنگه هرمز می‌تواند مستقیماً بیش از ۶۰ درصد واردات انرژی کره‌جنوبی را تحت تأثیر قرار دهد و این کشور را در میان آسیب‌پذیرترین اقتصادهای صنعتی جهان قرار دهد. کارشناسان معتقدند بحران ناشی از جنگ ایران و آمریکا اگرچه طی ۱ هفته نخست، شوک قیمتی و طی ۱ ماه، فشار صنعتی بر اقتصاد کره وارد کرده است، اما در صورت تداوم بیش از ۳ ماه، می‌تواند این کشور را با بحران اقتصادی جدی روبه‌رو کند.

البته نفت تنها بخشی از مسئله است. صنعت پتروشیمی کره‌جنوبی که حدود ۲۰ درصد صادرات این کشور را تشکیل می‌دهد، به‌طور کامل به نفتا وابسته است.

از سوی دیگر، صنعت نیمه‌رسانای کره‌جنوبی ــ که ستون اصلی اقتصاد این کشور محسوب می‌شود و شرکت‌هایی مانند سامسونگ و SK Hynix را به بازیگران بزرگ جهانی تبدیل کرده ــ نیز مستقیماً از این بحران آسیب دیده است. این صنعت حدود ۱۸ تا ۲۰ درصد صادرات کره‌جنوبی را شامل می‌شود. همین تراشه‌ها در تولید گوشی‌های هوشمند، لپ‌تاپ‌ها، خودروهای مدرن و حتی تجهیزات نظامی کره و متحدانش کاربرد دارند.

اختلال در زنجیره تأمین هلیوم، به معنای توقف خطوط تولید میلیون‌ها تراشه و تحمیل میلیاردها دلار خسارت اقتصادی خواهد بود.

در این میان، قطر که ۶۴.۷ درصد هلیوم مورد استفاده کره‌جنوبی در فرآیند تولید تراشه را تأمین می‌کند، در شرایط فعلی قادر به پاسخگویی به این نیاز نیست و شهرک صنعتی راس لافان به‌دلیل جنگ عملاً از مدار فعالیت خارج شده است. هم‌زمان، قیمت جهانی هلیوم ــ که دولت کره آن را در فهرست ۱۴ ماده اولیه حیاتی صنعت نیمه‌رسانا قرار داده ــ بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته است.

برآوردها نشان می‌دهد افزایش ۳۰ درصدی قیمت انرژی می‌تواند هزینه تولید تراشه را بین ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش داده و توان رقابت جهانی کره‌جنوبی در این صنعت را تا ۸ درصد کاهش دهد.

افزون بر این، افزایش هزینه‌های لجستیکی نیز ابعاد گسترده‌تری از پیامدهای اقتصادی بحران را نمایان کرده است. نرخ بیمه کشتی‌ها که پیش‌تر حدود ۰.۰۵ درصد ارزش کشتی بود، اکنون با اعمال بیمه جنگ (War Risk) به حدود ۰.۵ تا ۱ درصد رسیده است. همچنین هزینه حمل‌ونقل در شرایط بحران بین ۲ تا ۳ برابر افزایش یافته و زمان حمل نیز با تأخیری بین ۷ تا ۲۱ روز مواجه شده است.

در برخی موارد، هزینه‌های بیمه و ریسک عملیاتی حتی از قیمت خود مواد خام نیز فراتر رفته و به عامل اصلی اختلال در تجارت تبدیل شده است.

اگرچه به‌صورت رسمی و بر اساس معیارهای OECD، ذخایر استراتژیک انرژی کره‌جنوبی حدود ۹۰ روز اعلام می‌شود، اما برخی برآوردها نشان می‌دهد میزان واقعی ذخایر قابل استفاده بین ۳۰ تا ۴۵ روز است و طبق گزارش‌های اخیر، حتی ممکن است به کمتر از یک ماه نیز برسد.

ذخایر LNG این کشور نیز به‌مراتب محدودتر است. این مسئله نشان می‌دهد ریسک اصلی، نه صرفاً در میزان ذخایر اسمی، بلکه در قابلیت دسترسی سریع و امکان جایگزینی به‌موقع منابع انرژی نهفته است.