به گزارش اکوایران، پس از هفتهها التهاب و نگرانی، نشانههایی از فروکشکردن تنشها در منطقه نمایان شده است؛ فضایی که تا همین اواخر زیر سایه تهدیدهای متقابل، آرایش نظامی آمریکا در خلیج فارس و احتمال درگیری میان تهران و واشنگتن قرار داشت. اکنون اما به نظر میرسد معادله در حال تغییر است و بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، دستکم بهطور موقت، به عقبنشینی از لبه بحران تن دادهاند.
چرخش ناگهانی دونالد ترامپ به سمت «مذاکره با ایران» بار دیگر بر تناقضهای مزمن در گفتار و رفتار سیاست خارجی او مهر تأیید زده است؛ چرخشی که حتی در رسانههای آمریکایی نیز با تردید و تحلیلهای انتقادی همراه بوده است.
در چنین فضایی، آنچه بیش از اعلام رسمی مذاکرات جلب توجه میکند، مجموعهای از سیگنالهای پراکنده اما همراستا است؛ سیگنالهایی که از دل توئیتها، مصاحبهها، گزارشهای رسانهای و تحرکات دیپلماتیک بازیگران منطقهای سر برآوردهاند و از شکلگیری نوعی چرخش آرام اما معنادار در پرونده هستهای ایران حکایت دارند.
از توییت علی لاریجانی درباره «پیشرفت در شکلگیری ساختار مذاکرات» گرفته تا گفتوگوی عباس عراقچی با شبکه CNN و تأکید او بر ثمربخش بودن گفتوگوهای غیرمستقیم و رفتوآمدهای فشرده دیپلماتیک میان تهران، مسکو، دوحه، آنکارا و قاهره؛ همه این نشانهها بر یک واقعیت مشترک دلالت دارند: پرونده هستهای ایران در حال عبور از قالب کلاسیک مذاکره و ورود به مدلی چندلایه، شبکهای و زمانمحور است؛ مدلی که در آن، دیپلماسی رسمی تنها یکی از قطعات پازل پیچیده تعاملات سیاسی به شمار میرود.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به پرسش اکوایران درباره اینکه «آیا در سفر آقای لاریجانی به مسکو در خصوص انتقال مواد غنی شده ایران به این کشور در قالب یک توافق جدید صحبت شده و آیا قرار است گفت و گوی کنفرانسی میان روسای جمهور ایران و امریکا صورت بگیرد»، گفت: این گمانهزنی قبلاً هم مطرح شده بود. در مورد گفتگوی روسای جمهور، خیر؛ ما هم چیزی نگفتیم. این صرفاً یک گمانهزنی رسانهای بوده است.
او ادامه داد: در مورد بحث مواد غنیشده هم، این یکی از موضوعاتی است که قاعدتاً در یک مذاکره دربارهاش تعیین تکلیف میشود. قبل از اینکه مذاکره اتفاق بیفتد، ما از قبل نتیجه را اعلام نمیکنیم. نتیجه در چارچوب و در روند مذاکره به دست میآید، نه اینکه از قبل نتیجه را تعیین کنیم و بعد بخواهیم وارد پروسه مذاکراتی بشویم.
بقایی همچنین اعلام کرد: در رابطه با موضوع مذاکره، حدود و ثغور موضوع و حوزهای که میتوان در مورد آن گفتگو و امتیازهایی را را تبادل کرد، برای طرف آمریکایی و برای خود ما کاملاً روشن است. در طول ده سال گذشته، ما پروسههای دیپلماتیک متعددی با طرفهای آمریکا داشتهایم و بنابراین هیچ ابهامی در این خصوص وجود ندارد.
تاکید بر ضرورت پایبندی به دیپلماسی در شرایط تنشآلود منطقه
در همین چارچوب، علی ماجدی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بینالملل در گفتوگو با اکوایران وضعیت کنونی بین ایران و آمریکا را مورد ارزیابی قرار داده است.
علی ماجدی، سفیر پیشین ایران در آلمان با تاکید بر اهمیت گفتوگو و مذاکره، دیپلماسی را بهترین و مؤثرترین راهکار در شرایط کنونی منطقه دانست؛ شرایطی که در روزهای اخیر اخبار متفاوتی درباره افزایش تقابل و تنش در آن منتشر شده است.
او در پاسخ به این پرسش که آیا مذاکرات فعلی با هدف خرید زمان انجام خواهد شد یا رسیدن به توافقی واقعی، گفت: من نمیتوانم از طرف آمریکاییها صحبت کنم، اما با توجه به وضعیت موجود، قاعدتاً بهترین راه برای ایران و همچنین کشورهای منطقه، مذاکره و رسیدن به یک راهحل است و نباید در این موضوع تردید کرد.
ماجدی با اشاره به ماهیت مذاکرات بینالمللی افزود: برای رسیدن به نتیجه، هر دو طرف باید تا حدی از خواستههای حداکثری خود کوتاه بیایند. این مسئله به این بستگی دارد که طرفین با چه نگاهی وارد مذاکره میشوند. معمولاً هر مذاکرهای که با مطالبات حداکثری آغاز شود، با شکست مواجه خواهد شد.
سفیر پیشین ایران در آلمان ادامه داد: امیدوارم این بار طرفها به این جمعبندی رسیده باشند که نمیتوان با خواستههای حداکثری پای میز مذاکره آمد و باید ملاحظات طرف مقابل را هم در نظر گرفت تا بتوان به یک نتیجه نسبتاً قابل قبول دست یافت.
او در ادامه به نقش کشورهای واسطه و میانجی مانند ترکیه، قطر، امارات و روسیه اشاره کرد و گفت: کشورهایی مانند ترکیه، امارات و قطر در مسیر توسعه اقتصادی قرار دارند و وقوع جنگ در منطقه میتواند خسارتهای جدی به آنها وارد کند. چنین خسارتهایی ممکن است مانع از تحقق برنامههای توسعه و رشد اقتصادی آنها شود. به همین دلیل، این کشورها بهدنبال آن هستند که منطقه از جنگ و تنش دور بماند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل افزود: مسئله امنیت و سرمایهگذاری برای کشورهای کوچکتر منطقه اهمیت بالایی دارد. در صورت آغاز جنگ، احتمال دارد آسیبهای جدی متوجه آنها شود و کل منطقه به نوعی درگیر بحران شود. هر کدام از این کشورها به دلایل مختلفی تلاش میکنند مانع از گسترش تنش شوند؛ برای مثال ترکیه نگرانیهایی درباره موج مهاجرت دارد و در عین حال، روابط مناسبی با اسرائیل ندارد.
ماجدی با اشاره به جایگاه ایران در معادلات منطقهای گفت: ایران تنها کشوری بوده که تا حدی توانسته بهطور متقابل به اقدامات اسرائیل پاسخ دهد و همین مسئله برای سایر کشورهای منطقه نیز حائز اهمیت است. اگر بتوانیم در داخل کشور ثبات ایجاد کنیم و مردم را پشت سر خود داشته باشیم، با قدرت بسیار بیشتری میتوانیم در عرصه بینالمللی ظاهر شویم.
در بخش دیگری از این گفتوگو، او به نقش اسرائیل در روند مذاکرات پرداخت و در پاسخ به این پرسش که آیا لابی اسرائیل در واشنگتن میتواند مذاکرات را بر هم بزند و دوباره آتش تنش را شعلهور کند، گفت: اسرائیل اساساً بهدنبال تنش است. این رژیم بهخوبی میداند که نمیتواند بهصورت نظامی با ایران وارد تعامل مستقیم شود و چنین اقدامی برایش مشکلات زیادی بههمراه خواهد داشت. به همین دلیل، همواره تلاش میکند از لابی خود در آمریکا استفاده کند.
ماجدی تأکید کرد: ما نیز باید از هماکنون برای آینده فکر کنیم و راههایی بیابیم تا بتوانیم از ابزارهای لابیگری در آن سوی مرزها استفاده کنیم، چراکه لابی اسرائیل بسیار قدرتمند است و نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت. اسرائیل در واقع یک آمریکای کوچک است.