به گزارش اکوایران، جنگ بزرگ در خاورمیانه پرسشهایی را درباره نقش روسیه در این درگیری به وجود آورده است.
در جستوجوی اهرم فشار
به نوشته اندیشکده کارنگی، روسیه از جنگ اسرائیل ایالات متحده علیه ایران مزایا و سود قابل توجهی به کف آورده است؛ از همه مهمتر، درآمد اضافی از بابت افزایش قیمت نفت و کاهش تحریمها علیه این کشور و تنزل احتمالی حمایت نظامی غرب از اوکراین. با این همه، فقدان گزینههایی برای تأثیرگذاری بر روند این جنگ، مایه نگرانی کرملین است.
برخی گزارشها مدعیند مسکو به دنبال ارائه پهپاد و اطلاعات میدانی به ایران بوده است. اینکه روسیه با هرگونه نقش و نفوذ احتمالی که ممکن است به دست آورد، چه کاری ممکن است انجام دهد، یک پرسش بیپاسخ است که ممکن است که حتی کرملین هم آن را نداند. با این حال، در حال حاضر، این موضوع اهمیت کمتری دارد. تنها چیزی که مسکو میخواهد، اهرم فشار است.
نادیدهگیری آزاردهنده برای کرملین
از آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، مقامات روسی گفتهاند که خوشحال خواهند شد بین طرفهای درگیر میانجیگری کنند. اما پیشنهادات آنها بیپاسخ مانده است. سخنگوی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور فدراسیون روسیه، اذعان کرد که به نظر نمیرسد هیچ یک از طرفین به میانجیگری روسیه نیاز داشته باشند و در نهایت پاکستان برای میزبانی مذاکرات انتخاب شد (و ترکیه به عنوان گزینه ذخیره).
با توجه به اینکه این درگیریها مستقیماً بر منافع روسیه در ایران تأثیر گذاشته، چنین نادیده گرفته شدنی -به ویژه برای کرملین- آزاردهنده بوده است: کنسولگری روسیه در شهر اصفهان آسیب دید (که منجر به تعطیلی آن شد)؛ یک کلیسای ارتدکس روسیه در تهران مورد اصابت قرار گرفت؛ و بندر انزلی در دریای خزر - یک مرکز کلیدی برای تجارت روسیه و ایران - مورد حمله قرار گرفت.

تصویر ماهوارهای رآکتورهای جدید در حال ساخت در نیروگاه بوشهر منتشر شده در تاریخ ۱ ژانویه ۲۰۲۵ نشان میدهد
با این حال، نگرانکنندهترین اتفاق برای مسکو، چهار حمله آمریکایی-اسرائیلی به نیروگاه هستهای بوشهر بود که توسط تکنسینهای روسی از شرکت هستهای دولتی روساتم و با استفاده از اورانیوم باغنای پایین روسی اداره میشود. در نتیجه بمباران، حداقل یک کارمند ایرانی کشته شد و روسیه مجبور شد تقریباً همه اتباع خود را تخلیه کند.
اگر بتوان آسیب به کلیسای ارتدکس و کنسولگری روسیه را به بدشانسی نسبت داد، نمیتوان همین را در مورد بوشهر و بندر انزلی گفت. پس از بمباران بندر انزلی، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه اعتراض کرد که کارزار اسرائیل و آمریکا به منافع اقتصادی روسیه آسیب میرساند.
هراس از ایجاد یک سابقه خطرناک
اگر در نهایت اینگونه به نظر برسد که ایالات متحده و اسرائیل میتوانند روسها را از ایران خارج کنند - و در پاسخ، کرملین نمیتواند کاری بیش از انتشار بیانیههای مطبوعاتی خشمگین انجام دهد- این از نظر رهبری روسیه، این یک سابقه خطرناک خواهد بود.

خاورمیانه پس از فروپاشی روابط بین روسیه و غرب ناشی از حمله تمام عیار به به اوکراین در سال 2022، به منطقهای بسیار مهم برای کرملین تبدیل شد. کشورهای خاورمیانه اغلب از رویکرد غرب نسبت به روسیه حمایت نمیکنند و همچنان مسکو را به عنوان یک بازیگر مشروع میشناسند. حجم تجارت بین روسیه و خاورمیانه افزایش یافته است؛ مسیرهای حمل و نقل جدیدی برنامهریزی شده است؛ و تلاشهایی برای توسعه مدلهای جدید همکاری اقتصادی که در برابر تحریمهای غرب مقاوم باشند، صورت گرفته است.
جنگ فعلی به این معنی است که چنین برنامههایی در معرض خطر هستند - و نه تنها در ایران، جایی که روسیه چندین پروژه مهم از جمله کریدور حمل و نقل شمال-جنوب و یک قطب بزرگ گاز طبیعی دارد. این جنگ همچنین روابط روسیه با سایر کشورهای خاورمیانه، مانند امارات متحده عربی را به خطر میاندازد. تجارت بین روسیه و امارات متحده عربی از سال 2022 بیش از دو برابر شده است؛ کالاهای تحریم شده مانند میکروچیپها از طریق امارات متحده عربی به روسیه دوباره صادر میشوند؛ و بانکهای اماراتی برخی از معاملات خارجی روسیه را تسهیل میکنند. اکنون، همه اینها در معرض خطر است.
در واقع، جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران کل سیاست خارجی روسیه در خاورمیانه را تضعیف کرده است. در نتیجه، مسکو متوجه شده که به راههای جدیدی برای اعمال نفوذ در منطقه نیاز دارد تا در نهایت به یک ناظر منفعل تبدیل نشود.
تعمیق نفوذ کرملین در منطقه
در حال حاضر، مشخص نیست که مسکو تا چه حد آماده است، اما واضح است که همکاری نظامی بین ایران و روسیه رو به کاهش نیست - بلکه برعکس، رو به افزایش است. آنچه روسیه از همه اینها به دست میآورد، حضور در درگیریهای در حال وقوع است. صرف حمایت روسیه از ایران، نفوذ سیاست خارجی در این منطقه است که میتواند متعاقباً مفید باشد. به گفته پولیتیکو، مسکو پیش از این به واشنگتن پیشنهاد داده است که اگر ایالات متحده و متحدانش از انجام همین کار با اوکراین دست بردارند، میتواند اشتراکگذاری اطلاعات با ایران را متوقف کند.
در حال حاضر، مشارکت روسیه در آخرین جنگ در خاورمیانه محدود است. به جای تلاش واقعی برای تأثیرگذاری بر نتیجه جنگ، بیشتر شبیه تلاشی برای به دست آوردن اهرم فشار برای مذاکرات آینده است - درست همانطور که مداخله روسیه در جنگ داخلی سوریه آغاز شد. به عبارت دیگر، مسکو اکنون در حال پرورش داراییهای سیاست خارجی خود است و به فراخور حال خود تصمیم خواهد گرفت که چگونه به بهترین نحو از آنها به نفع روسیه استفاده کند.
تنوعبخشی به شراکتهایی فراتر از واشنگتن؛ معادلهای جدید برای امنیت خلیج فارس
در همین شرایط، امواجمدیا هم به بهانه گسترش همکاریهای دفاعی اوکراین با کشورهای کناره خلیج فارس بالاخص در امور دفاع ضدپهپادی، به بررسی روابط کشورهای این منطقه با کرملین پرداخته است. بر اساس این گزارش، کارشناسان در منطقه معتقدند که گسترش همکاری میان کشورهای عربی خلیج فارس و اوکراین با هدف تنوعبخشی به شراکتها فراتر از واشینگتن انجام میشود—هرچند این امر نشانهی یک تغییر راهبردی عمده فاصلهگرفتن از ایالات متحده نیست. این شراکتهای جدید همچنین بهعنوان پاسخی به واقعیتهای ژئوپولیتیکی در حال تغییر توصیف میشوند، بهویژه همسویی ادراکشدهی روسیه با ایران.

هشام الغنام، پژوهشگر سعودی، همکاری عربستان سعودی و اوکراین را «گامی راهبردی مهم» توصیف کرده است. دانیا ثافر، مدیر اجرایی انجمن بینالمللی خلیج فارس، خاطرنشان کرد تقویت روابط با کییف عمدتاً در راستای تنوعبخشی به شراکتهاست، در حالی که در عمل »خلیج فارس را همچنان بیشتر همسو با غرب نگه میدارد». ابتسام الکتبی، رئیس مرکز سیاستگذاری امارات، اظهار داشت که هنگامی که «منافع روسیه با تهران در لحظهای از درگیری مستقیم که بر امنیت خلیج فارس تأثیر میگذارد تلاقی پیدا میکند، شراکت با مسکو ناگزیر بازتعریف میشود». کتبی گفت که روسیه همچنان «شریکی در حوزهی انرژی و سرمایهگذاری» باقی میماند، اما در عین حال اشاره کرد که اعتبار آن بهعنوان یک شریک امنیتی تضعیف شده است. او همچنین این وضعیت را «معادلهای جدید برای امنیت خلیج فارس» در جهانی توصیف کرد «که دیگر بهروشنی بین ′شریک در منافع′ و ′شریک در تهدید′ تمایز قائل نمیشود».
سیگنالی برای مسکو
امواج مدیا متذکر شده افزایش تعامل کشورهای عربی خلیج فارس با کییف همچنین پیامی سیاسی به روسیه ارسال میکند مبنی بر اینکه تغییر مواضع ممکن است در پی باشد. عربستان سعودی و امارات متحدهی عربی تاکنون از اتخاذ موضعی قاطع علیه مسکو خودداری کرده و با وجود فشار شرکای غربی، از اعمال تحریمها علیه روسیه پرهیز کردهاند. موضع عربستان سعودی بازتابدهندهی روابط دیرینه بین محمد بن سلمان و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، است. همزمان، امارات متحدهی عربی از زمان آغاز جنگ، روابط اقتصادی خود با مسکو را تعمیق بخشیده و به مرکزی برای فعالیتهای تجاری روسیه تبدیل شده است.

در کنار قطر، عربستان سعودی و امارات متحدهی عربی تلاش کردهاند به پایان دادن به درگیری بین روسیه و اوکراین کمک کنند. این سه کشور از اقدامات بشردوستانه حمایت کرده، تبادل اسرا را تسهیل کرده و میزبان نشستهای بینالمللی بودهاند. آنها همچنین بستری مهم برای دیپلماسی بین روسیه و ایالات متحده فراهم کردهاند و در پی تقویت جایگاه دیپلماتیک جهانی خود بودهاند.
با این همه، نشانههای افزایش همکاری بین ایران و روسیه ممکن است کشورهای عربی خلیج فارس را به بازتنظیم محاسبات راهبردی خود وادار کند؛ بهگونهای که روابط دفاعی با اوکراین را تعمیق بخشند و بهتدریج از بیطرفی اعلامشدهی خود در قبال روسیه فاصله بگیرند. در حالی که چرخش کامل از مسکو در آیندهی نزدیک بعید به نظر میرسد—بهویژه با توجه به منافع اقتصادی پایدار—انتظار میرود پایتختهای عربی خلیج فارس مواضع امنیتی خود را بهگونهای بازتنظیم کنند که به غرب نزدیکتر شوند.
کشورهای عربی خلیج فارس نسبت به گزارشهایی ابراز نگرانی کردهاند که ادعا میکنند ایران از اطلاعات اطلاعاتی روسیه دربارهی پایگاههای نظامی ایالات متحده در خاک آنها بهرهمند میشود، به پهپادهای شاهد ارتقایافتهای که در روسیه تولید شدهاند دسترسی پیدا کرده و توصیههایی دربارهی تاکتیکهای پهپادی برای دور زدن سامانههای پدافند هوایی این کشورها دریافت میکند.در همین حال، افزایش فشار بر مسکو برای خودداری از چنین حمایتهایی قابل انتظار است