به گزارش اکوایران، نشریه المانیتور در گزارشی با عنوان «قمار خلیج فارسیِ ایران: اقدام برای تغییر محاسبات ایالات متحد» مینویسد: تهران با اقدامات و لفاظیها فشار بر امارات متحد عربی را تشدید میکند و این نشاندهنده راهبردی است که هدف آن گسترش درگیری و وادار کردن غیرمستقیم واشینگتن به کاهش محدودیت تردد دریایی بر بنادر ایران است. همین نشریه در گزارش دیگری از نگرانیهای ترامپ میگوید: اسرائیل نگران است ترامپ بهدنبال پیروزی در هرمز باشد و مسئله هستهای ایران را کنار بگذارد و تصمیم بگیرد زیانهای خود را کاهش دهد.
بنا بر تحلیل نشریه وال استریت ژورنال، دولتهای خلیج فارس از این بیم دارند که نتیجه احتمالی نادیدهگیری حملهها به این دولتها در تهران این باشد که تشدید بیشتر تنشها سودمند است، زیرا ترامپ آنقدر مصمم به خروج از جنگ است که حملات تازه به متحدان منطقهای آمریکا را نادیده خواهد گرفت.
«ابهام حسابشده»
به نوشته المانیتور، تقابل فزاینده ایران با امارات متحد عربی نشاندهنده تغییری مهم در محاسبات زمان جنگ آن است؛ تغییری که فشار غیرمستقیم را بر تشدید مستقیم با ارتش برتر آمریکا ترجیح میدهد.
قرارگاه مشترک خاتمالانبیای ایران روز سهشنبه هرگونه حمله به امارات متحد عربی در روزهای اخیر را رد کرد، اما هشدار داد که اگر این کشور خلیج فارس علیه ایران اقدامی انجام دهد، «پاسخی کوبنده» دریافت خواهد کرد. بااینحال، فضای پیامرسانی گستردهتر - از رسانههای تندروتر گرفته تا استراتژیستهای نزدیک به حکومت - نیات را آشکار کرده است. نتیجه، یک راهبرد دو مسیره است: انکار رسمی در کنار تشدید ایدئولوژیک.
پس از گزارشهایی درباره رهگیری حملات موشکی و پهپادی توسط پدافند هوایی امارات، از جمله آتشسوزی در مجتمع نفتی فجیره، رسانههای دولتی ایران به نقل از یک منبع ارشد نظامی هرگونه «برنامه» برای هدف قرار دادن امارات را رد کردند. بااینحال، همان منبع هشدار شدیدی داد: اگر ابوظبی اجازه دهد که اسرائیل از آن استفاده کند، با پیامدهایی روبهرو خواهد شد که «هرگز فراموش نخواهد کرد.»
این ابهام حسابشده بازتاب الگوی آشنایی در ارتباطات راهبردی ایران است: فاصلهگذاری سیاست رسمی دولت از تشدید تنش، درحالیکه به صداهای رادیکالتر اجازه داده میشود تا آن را صریحتر بیان کنند. تنها سه روز پس از آغاز چرخه تازه تشدید تنش، علی خضریان، نماینده ارشد مجلس، در مصاحبهای با تلویزیون دولتی هشدار داد که «روزهای تاریکی در انتظار امارات است» و افزود که بانک اهداف ایران در این کشور «بهروزرسانی شده است.» فراتر از مجلس، چهرههای نزدیک به حکومت حتی فراتر رفتهاند. علی مطهری، نایبرئیس پیشین مجلس، حملات روز دوشنبه را آشکارا تأیید کرد و گفت حمله به امارات «از هرجا که بوده، سزاوار بوده است» و ابوظبی را به عمل کردن بهعنوان عامل مستقیم اسرائیل متهم کرد.
چرا امارات؟
تمرکز ظاهری ایران بر امارات نه تصادفی است و نه صرفاً واکنشی. این بخشی از تلاشی حسابشده برای گسترش افقی درگیری و همزمان پرهیز از رویارویی مستقیم نظامی با ایالات متحد است. با هدف قرار دادن امارات، یعنی یکی از شرکای کلیدی آمریکا با پیوندهای عمیق اقتصادی و امنیتی با واشینگتن، تهران در پی افزایش هزینههای منطقهای جنگ است. منطق روشن است: اختلال مداوم در زیرساختهای انرژی، مسیرهای تجاری و ثبات اقتصادی امارات میتواند به معنای وارد آمدن فشار بر واشینگتن از سوی متحدان خود آن باشد.
دود از منطقه صنعتی نفتی فجیره به هوا برخاسته است/عکس: رویترز
این رویکرد با پیامرسانی گستردهتر ایران همسو است که بر این ایده تأکید دارد که عقبنشینی تحت فشار، فشار بیشتری را بهدنبال دارد. تنگه هرمز در مرکز این راهبرد قرار دارد. مقامهای ایرانی بارها بر کنترل خود بر این آبراه تأکید کرده و تنشهای اخیر را بخشی از «معادلهای نو» در امنیت دریایی توصیف کردهاند. در این چارچوب، امارات با زیرساختهای حیاتی انرژی و نزدیکی به تنگه، به یک هدف تاکتیکی و همزمان یک نقطه فشار راهبردی تبدیل میشود.
برای ابوظبی، اولویت فوری از ایجاد توازن در روابط به تضمین امنیت تغییر کرده است. درعینحال، اتهامات ایران مبنی بر اینکه امارات حملاتی علیه خاک آن را تسهیل کرده، ادعاهایی که ابوظبی رد میکند، مواضع هر دو طرف را سختتر کرده است.
پیامدها برای امنیت خلیج فارس
راهبرد ایران در هدف قرار دادن بازیگران منطقهای خطر تبدیل درگیری به یک تقابل گستردهتر در خلیج فارس را به همراه دارد. تهران با گسترش میدان نبرد به شرکای آمریکا عملاً انسجام ائتلافهای منطقهای و آمادگی کشورهای خلیج فارس برای تحمل فشار مستمر را میآزماید.
رویکرد ایران در هسته خود، یک قمار حسابشده است. با پرهیز از رویارویی مستقیم با ایالات متحد و در عوض هدف قرار دادن شرکای منطقهای آن، این راهبرد در پی بازتعریف معادله هزینه-فایده درگیری است. هدف لزوماً پیروزی فوری نیست، بلکه ایجاد اهرم راهبردی از طریق افزایش هزینههای تداوم حضور آمریکا و وادار کردن واشینگتن به بازنگری در موضع منطقهای خود است.
بااینحال، این امر یک چرخه بازخوردی بیثبات ایجاد میکند. با تشدید حملات، کشورهای خلیج فارس ممکن است بیش از پیش به ابتکارات امنیتی تحت رهبری آمریکا نزدیک شوند که خود میتواند به تشدید بیشتر از سوی ایران منجر شود.
نشانههایی از شکلگیری این سازوکار هماکنون دیده میشود. محکومیتهای منطقهای حملات ایران افزایش یافته و بحثها درباره امنیت دریایی و دفاع جمعی دوباره فوریت پیدا کرده است. خطر تنها به تشدید تنش محدود نمیشود. یک تقابل طولانیمدت میتواند تلاشهای اخیر برای صلح منطقهای را تضعیف کرده و خصومت در خلیج فارس نسبت به ایران را افزایش دهد.
ایران تا کجا پیش میرود؟
تحلیلگر نشریه والاستریت ژورنال در رابطه با همین موضوع مینویسد: از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، در تهران بارها عبارتی را تکرار شده که به حسنی مبارک، رئیسجمهور برکنار شده مصر، نسبت داده میشود: «کسانی که خود را در آمریکا میپیچند، برهنهاند.» به گفته دیپلماتها و تحلیلگران، پس از ازسرگیری حملات موشکی و پهپادی تهران در روز دوشنبه، این احساس در امارات و دیگر پادشاهیهای خلیج فارس به وجود آمده که شاید مبارک حرفی برای گفتن داشته است.
مهدی غلام، پژوهشگر اندیشکده خاورمیانه او.آر.اف. در دبی، گفت: «به نظر میرسد آتشبس آماده فروپاشی است و آمریکا آماده چنین چیزی نیست؛ بنابراین در این مقطع آتشبس یکجانبه است». به گفته دانیا ثافر، مدیر اندیشکده گالف اینترنشنال فاروم، امارات که از فوریه تاکنون هدف ۲۸۳۸ موشک و پهپاد قرار گرفته و دیگر کشورهای خلیج فارس بهدلیل تصمیم آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران در معرض آتش قرار گرفتهاند. او گفت: «از منظر کشورهای خلیج [فارس]، به نظر میرسد آمریکا امنیت آنها را در اولویت قرار نداده و اساساً آنها را قربانی کرده است. اگر آمریکا واکنشی نشان ندهد، ایرانیها نتیجه خواهند گرفت که آمریکا نمیخواهد دوباره وارد جنگ شود؛ و این بر بازدارندگی تأثیر میگذارد».
جیسون گرینبلات، که در دولت اول ترامپ نماینده کاخ سفید در امور خاورمیانه بود، میگوید با ادامه بنبست در مذاکرات میان ایران و آمریکا، مشخص نیست که خویشتنداری ترامپ دوام بیاورد. او گفت: «حملات ایران نشان میدهد که آنها در حال آزمودن مرزها هستند. پرسش این است که تا چه حد پیش خواهند رفت، پیش از آنکه واکنش آمریکا را برانگیزند. این بازی خطرناکی با رئیسجمهوری است که انتظارات روشنی دارد و آنها را اجرا میکند.»
در این تصویر که در ۴ مه ۲۰۲۶ از خبرگزاری ایسنا ایران بهدست آمده است، کشتیها در تنگه هرمز در نزدیکی بندرعباس در جنوب ایران در لنگرگاه دیده میشوند/عکس: امیرحسین خرگویی-ایسنا-خبرگزاری فرانسه از طریق Getty Images
نگرانی در میان دولتهای دوست در اروپا و آسیا این است که ترامپ، همانطور که در مورد امارات عمل کرد، اگر چنین چیزی به نفعش باشد چهبسا بهطور مشابه حملات به سرزمین خود آنها توسط روسیه، چین یا کره شمالی را نیز نادیده بگیرد. در بلندمدت، این رویکرد این پرسش را مطرح میکند که آیا پایگاههای آمریکا در سرتاسر جهان برای کشورهای میزبان یک دارایی امنیتی محسوب میشوند یا یک مسئولیت و خطر.
تا اینجا، به نظر میرسد ایران مطمئن است که با ادامه محاصره تنگه هرمز، زمان به نفع آن عمل میکند و هرچه بیشتر بر دولت ترامپ فشار بیاورد، امتیازات بیشتری به دست خواهد آورد. در همین رابطه خبرگزاری الجزیره از ناتاشا توراک، روزنامهنگاری که از دبی تحولات خاورمیانه را پوشش میدهد، نقل میکند که کشورهای خلیج فارس هرگز بهطور کامل از «پروژه آزادی» ترامپ حمایت نکردند؛ علیرغم اینکه این طرح با خواسته آنها برای بازگشایی تنگه هرمز همسو بود. به گفته او گفت: «فکر میکنم نگرانیهایی وجود داشت که یک لایه دیگر از نظامیسازی در اینجا میتواند بهعنوان جرقهای برای تشدید بیشتر تنش عمل کند که عملاً همان چیزی است که شاهد آن بودیم» و به درگیریها در تنگه و حملات روز دوشنبه به امارات اشاره کرد. ایران دست داشتن در آن حملات را رد کرده است.
توراک به الجزیره گفت که تصمیم ترامپ برای توقف عملیات تازهاش در تنگه، رهبران سرتاسر خلیج فارس را نگران خواهد کرد. او گفت: «فکر میکنم در پایتختهای خلیج [فارس] این ترس وجود دارد که ذهنیت در تهران این باشد که این تشدید تنش در حال نتیجه دادن است، زیرا ترامپ بهشدت مشتاق خروج از این درگیری است.» توراک افزود: «این برای اقتصاد آنها حیاتی است و آنها نمیخواهند جهانی را ببینند که در آن ایران دروازهبان این آبراه باشد. همچنین نمیخواهند جهانی را ببینند که در آن نظامیسازی دائمی آمریکا در آنجا وجود داشته باشد.»
باز کردن گره هرمز
به گزارش نشریه المانیتور، اسرائیل هم در حال ارزیابی پیامدهای عملیات ترامپ برای شکستن محاصره ایران در تنگه هرمز و عبور روز دوشنبه دو کشتی تجاری همراه با ناوهای آمریکایی است. یک منبع ارشد دیپلماتیک اسرائیلی به این رسانه گفت: «هدف ترامپ این است که هرمز را از دست ایران خارج کند و آن را وادار به پذیرش شروطی کند که به نفع اوست.»
یک مقام امنیتی اسرائیل نیز منطق احتمالی ترامپ را توضیح داد: «دلیل اقدام آزمایشی تازه ترامپ در تنگه هرمز [عملیات پروژه آزادی] ساده است. او بار را از دوش خود به دوش ایرانیها منتقل میکند.» او افزود: «ترامپ به ایرانیها میگوید "شما تصمیم بگیرید به کجا میرویم" و وضعیتی بالقوه برد-برد ایجاد میکند. اگر تنگه باز شود، یک دستاورد مهم برای آمریکا خواهد بود و بیدرنگ به اقتصاد کمک میکند. اگر ایرانیها مستقیماً به آمریکا حمله کنند، این توجیه قوی برای حمله ایجاد میکند.»
مقامهای اسرائیلی تردید دارند که ترامپ بتواند با توجه به هزینههای سیاسی داخلی و پیامدهای اقتصادی جهانی، جنگی علیه ایران را ادامه دهد. درحالیکه ارتش اسرائیل برای سناریوهای مختلف آماده میشود، رهبری سیاسی این رژیم تمایل دارد باور کند که ترامپ بهدنبال رویارویی مستقیم نظامی با ایران نیست. افزون بر این، کاهش تماسها میان نتانیاهو و ترامپ در هفتههای اخیر، در مقایسه با تماسهای پیدرپی آنها در ابتدای جنگ، چهبسا نشان دهد که ترامپ اکنون نتانیاهو را بهدلیل کشاندن او به یک درگیری طولانی با ایران مقصر میداند.
نگرانی فزایندهای در اسرائیل وجود دارد که جنگ با ایران بدون دستیابی به اهداف کلیدی خود در موضوع هستهای پایان یابد.یک منبع در کابینه نتانیاهو گفت: «اکنون برای همه روشن شده که ایرانیها کنترل تنگه هرمز را همچون سلاح راهبردی واقعی خود میبینند و تا زمانی که آن را در اختیار داشته باشند یا به کارآمدی آن باور داشته باشند، بنبست ادامه خواهد داشت.»