به گزارش اکوایران، صدها قایق تندروی ایران نقش حیاتی در حفظ فشار ایران بر بازار جهانی انرژی دارند.
کافیست «چیزی به سمت یک کشتی شلیک شود»
به نوشته فایننشیال تایمز، صدها قایق تندرو و تهاجمی ایران که در خورها، غارها و تونلها پنهان شدهاند و در امتداد سواحل ناهموار جنوبی این کشور پراکندهاند، آماده عملیات هستند. آنها با دریافت یک فرمان به تنگه هرمز هجوم میبرند، کشتیها را آزار میدهند و توانایی ایران برای کنترل این گلوگاه حیاتی را به نمایش میگذارند. بسیاری از آنها قایقهای ساده و سبکاسلحه هستند، اما برخی دیگر پیشرفتهتر بوده و به موشکهای کوتاهبرد مجهز شدهاند.
این ناوگان از قایقهای کوچک تاکنون در برابر قدرت نیروی دریایی ایالات متحده ایستادگی کرده و همزمان نقشی اساسی در محاصرهای مؤثر ایفا کردهاند که عرضه جهانی انرژی را در تنگنا قرار داده و فشار زیادی بر دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، وارد آورده است.
کارشناسان میگویند این قایقها که بخشی از نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند، قدرت آتش کافی برای ایجاد دردسر جدی برای ناوهای جنگی آمریکا یا آسیب سنگین به نفتکشهای مدرن را ندارند؛ بااینحال، در کنار زرادخانه موشکی و پهپادی سپاه، به ایران کمک کردهاند تا تهدید را در سطحی حفظ کند که کشتیهای تجاری را از عبور از تنگه بازدارد. به گفته جاشوا تالیس، تحلیلگر مرکز تحلیلهای دریایی: «هر زمان چیزی به سمت یک کشتی شلیک شود، چه کشتی نظامی و چه کشتی تجاری، خطر واقعی و فوری برای ملوانان و خدمه روی عرشه ایجاد میکند».
ناوگان پشهای
چند هفته پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، ترامپ با افتخار اعلام کرد نیروی دریایی ایران «در کف دریا نابود شده است.» بااینحال، با وجود اعزام بزرگترین ناوگان آمریکایی به منطقه طی چند دهه اخیر، آمریکا نتوانسته تنگه را بازگشایی کند؛ گذرگاهی که معمولاً حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن عبور میکند. البته ترامپ ماه گذشته اذعان کرد آمریکا «قایقهای تندرو هجومی» ایران را هدف قرار نداده است، زیرا «آنها را تهدید بزرگی نمیدانستیم.» او گفت: «اینکه سریع است که چیز مهمی نیست، فقط یک مسلسل جلویش نصب شده.»
یک بالگرد نظامی ایران بر فراز قایقهای تندروی سپاه پاسداران در جریان رزمایش دریایی در خلیج فارس در سال ۲۰۱۰ پرواز میکند/عکس از خبرگزاری فرانسه
بااینحال ، ناوگان پشهای سپاه که نماد راهبرد ایران در استفاده از جنگ نامتقارن علیه ارتشهای قدرتمندتر است، سالهاست فعالترین تهدید دریایی تهران به شمار میرود. این ناوگان نخستینبار در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت. قایقهای آن بهصورت گروهی حرکت میکنند تا کشتیهای کندتر را مرعوب کنند. آنها میتوانند خدمه را هدف قرار دهند، به محمولهها آسیب بزنند، در توقیف کشتیها کمک کنند و مینگذاری انجام دهند. این ناوگان بر قایقهای ارزانقیمت ساخت داخل که بهسادگی جایگزین میشوند تکیه دارند، اما مدلهای پیشرفتهتری مانند سراج-۱، نسخه کپیشده قایق مسابقهای بریتانیاییِ بلیدرانر-51، را نیز در اختیار دارد.
نماد جنگ نامتقارن
به گفته برایان کلارک از مؤسسه هادسون: «آنها دهههاست این تاکتیکهای ناوگان پشهای و قایقهای تندرو را تمرین میکنند و همیشه تهدیدی بالقوه بودند، زیرا بستن تنگه هرمز اقدامی بسیار تنشزا محسوب میشود. اما اکنون آمریکا بهترین بهانه را در اختیارشان قرار داده است.»
در همین حال، نیروی دریایی متعارف ایران متشکل از چند ناوچه ساخت آمریکا بود که بیش از نیمقرن پیش در دوران حکومت پیشین خریداری شده بودند؛ بهعلاوه «چند کشتی باری تغییرکاربرییافته» و سه زیردریایی قدیمی کلاس کیلو ساخت روسیه که دو فروند از آنها عملیاتی نبودند. این را سیدارت کاوشال از اندیشکده آریواسای در لندن گفت؛ بنابراین، به گفته کاوشال، ادعای ترامپ مبنی بر نابودی نیروی دریایی متعارف ایران «درست اما بیاهمیت» بود. به گفته کاوشال: «آنها خیلی زود به نیروی دریایی کلاسیک ایران ضربه وارد کردند؛ اما این نیرو همیشه بیشتر جنبه نمایشی داشت. ایران در واقع بر نیروی دریایی سپاه، ناوگان پشهای، موشکهای کروز، پهپادها و دیگر تواناییهای نامتقارن، تکیه دارد.» وی افزود: «هیچ نشانهای وجود ندارد که آمریکاییها توانسته باشند آنطور که میخواستند به این تواناییها ضربه جدی وارد کنند.»
بنا بر تخمین اندیشکده مؤسسه واشنگتن، سپاه پاسداران بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ قایق مسلح عملیاتی با تواناییهای مختلف در اختیار دارد. سپاه همچنین بیش از ۱۰۰۰ قایق پهپادی - شامل پهپادهای انتحاری و شناورهای بدون سرنشین مجهز به موشک یا اژدر - و نیز سامانههای موشکی مستقر در امتداد ساحل در اختیار دارد. از سال ۲۰۰۷ مسئولیت کامل خلیج فارس و تنگه هرمز به سپاه واگذار شد. نیروی دریایی متعارف مسئول دریای عمان و «آبهای آزاد» فراتر از آن بود.
نقش ناوگان پشهای در راهبرد نظامی در تنگه هرمز
اگر ناوگان پشهای سالم باقی بماند و حکومت ایران بر برنامه خود برای دریافت عوارض از کشتیهای عبوری حتی پس از پایان جنگ پافشاری کند، این قایقهای تندرو نقش محوری در کنترل این آبراه باریک خواهند داشت.
کارشناسان میگویند اما حفاظت از کشتیرانی به منابع بسیار بیشتری نسبت به هزینهای که سپاه برای افزایش نرخ بیمه و ترساندن کشتیها از عبور از این مسیر صرف میکند، نیاز دارد. به گفته کاوشال: «آنها لازم نیست به همه کشتیهای عبوری از هرمز حمله کنند؛ فقط کافی است به تعداد کمی حمله کنند تا بازار بیمه را نگران نگه دارند. این آمریکا است که باید تقریباً از همه کشتیهای عبوری محافظت کند.»
رزمایشهای دریایی در خلیج فارس در سال ۲۰۱۰/عکس از سنتکام
نیروی دریایی آمریکا که ناوگان پنجم آن در بحرین مستقر است، مدتهاست از تهدید قایقهای هجومی آگاه بوده؛ قایقهایی که طی سالها در دورههای تنش منطقهای بارها ناوهای آمریکایی را آزار داده یا به آنها نزدیک شدهاند.
مقامهای سابق آمریکایی مدعیند این قایقها بیشتر مزاحم هستند تا تهدیدی مرگبار و زمانی که وارد آبهای باز شوند، هدف قرار دادنشان نسبتاً آسان است. بااینحال، برخی میگویند آنها میتوانند به مواد منفجره مجهز شوند و تقریباً مانند بمبهای هدایتشونده عمل کنند. یک مقام ارشد سابق ارتش آمریکا گفت: «مشکل آنها این است که هرچه بیشتر از محل اختفای خود دور شوند، زمان بیشتری برای هدف قرار دادنشان داریم. اگر یک ساعت دورتر از محل پنهانشدنشان باشند، ما یک ساعت فرصت داریم آنها را بزنیم. بعد هم انواع سامانههای تسلیحاتی میتوانند وارد عمل شوند.»
اما تحلیلگران میگویند توان آمریکا برای مقابله با نیروی دریایی سپاه به این بستگی دارد که ترامپ تا چه مدت حاضر است منابع عظیم دریایی را در خلیج فارس نگه دارد و ناوهای جنگی را از جبهههای مهم دیگری مانند آسیا منحرف کند.
به گفته یکی از کارشناسان نظامی: «اگر آمریکا بتواند این سطح بالای کنترل را حفظ کند، این قایقهای تندرو کار زیادی نمیتوانند انجام دهند، چون خیلی سریع شناسایی، درگیر و نابود میشوند؛ اما این قایقها برای عملیات بلندمدت طراحی شدهاند. آنها باقی خواهند ماند و من مطمئن نیستم آمریکا بتواند این سطح از استقرار نیرو را حفظ کند.»
مهدی بختیاری، دبیر سرویس سیاست و دفاع خبرگزاری تسنیم گفت ایران همچنین از مزیت جغرافیا برخوردار است. او گفت: «ایران با طولانیترین خط ساحلی در خلیج فارس بهسادگی میتواند رفتوآمد را مختل کند. حتی اختلالی جزئی، مثلاً فقط یک درصد ناامنی، میتواند تأثیر بزرگی بر کشتیرانی بگذارد. با وجود فناوری پیشرفته، آمریکا نتوانسته تنگه هرمز را باز کند. آمریکا از جغرافیای ایران شکست خورده است.»