به گزارش اکوایران، نقشهایی که پاکستان، عربستان سعودی، قطر و ترکیه در تسهیل «یادداشت تفاهم اسلامآباد» ایفا کردند، نشان میدهد که بازیگران منطقهای تا چه حد در شکستن بنبست مذاکرات میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران و جلوگیری از تشدید بیشتر درگیری سرمایهگذاری کردهاند.
در سراسر خلیج فارس، مسیر خروج دیپلماتیک کنونی، این اطمینان خاطر گسترده را ایجاد کرده که احتمالا تنشها تا حد زیادی رو به کاهش هستند و اوضاع تقریبا در کنترل قرار دارد. اما اینکه امارات متحده عربی در کجای این تصویر گستردهتر قرار میگیرد، چندان روشن نیست.
هدف شماره یک
به نوشته جورجیو کافیرو، تحلیلگر مسائل منطقهای در وبگاه رسپانسیبل استیتکرفت، اگرچه بعید است ابوظبی آشکارا تصمیم دولت ترامپ برای امضای «تفاهمنامه اسلامآباد» را به چالش بکشد، اما بر کسی پوشیده نیست که مقامات اماراتی در ابتدا از نقش میانجیگرایانه پاکستان بین واشنگتن و تهران ناراضی بودهاند.
در ظاهر، ابوظبی معتقد بوده که عملیات نظامی ایالات متحده و اسرائیل باید مدت بیشتری ادامه مییافت تا ایران را قبل از هرگونه آتشبس تضعیف کند. صرف نظر از اینکه این آتشبس طولانی در نهایت چه دستاوردی خواهد داشت، احتمالا رهبری امارات نسبت به نیات تهران همچنان مشکوک بوده و در حالی که همکاری با اسرائیل را تعمیق میبخشد، همچنان در را برای تعامل دیپلماتیک آینده با ایران باز میگذارد.
آنچه که درک ابوظبی از تهدید را تقویت میکند این واقعیت است که در طول جنگ، بیش از ۳۰۰۰ پهپاد و موشک به سمت امارات پرتاب شد که بالاترین میزانی در میان کشورهای خلیج فارس بود. استقرار سامانه گنبد آهنین و پرسنل نظامی اسرائیل در امارات متحده عربی در طول جنگ نیز تأثیر ماندگاری بر مقامات اماراتی گذاشت. به گفته گوردون گری، سفیر سابق آمریکا در تونس: «حملات علیه امارات متحده عربی، روابط امارات و اسرائیل را تقویت کرده است».
بازگشت به «جنگ بین جنگها» و گسست از خلیج فارس
با این حال، تعمیق همکاری ابوظبی با تلآویو، تنشها را با سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس که به طور فزایندهای اسرائیل را به عنوان یک تهدید میبینند، تشدید میکند. بمباران دوحه توسط اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۵، این برداشت را در عربستان سعودی ایجاد کرد که تمایل تلآویو برای اعمال نیرو در خارج از مرزهای خود، تهدیدی برای این پادشاهی و سایر پادشاهیهای خلیج فارس است که از پیوستن به اردوگاه عادیسازی روابط با اسرائیل خودداری کردهاند.
خسارات وارده به دوحه، پس از حمله اسرائیل به رهبران حماس در روز 9 سپتامبر 2025/ عکس از خبرگزاری رویترز
در این زمینه، اتحاد فزاینده امارات متحده عربی با اسرائیل میتواند به منبع اصلی اصطکاک با عربستان سعودی تبدیل شود - این در حالی است که خروج اخیر ابوظبی از اوپک و اوپک پلاس؛ حمایت از پیشرویهای ارضی کوتاهمدت شورای انتقالی جنوب در جنوب و شرق یمن؛ و حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع در سودان و ماجرای سومالیلند به اختلافات دامن میزند. مقامات ریاض این جنبههای سیاست خارجی امارات را به عنوان آسیبی به منافع عربستان سعودی میدانند.
در این مرحله، در حالی که عربستان سعودی و قطر به دنبال پیمانهای عدم تجاوز با تهران هستند و با توجه به اینکه روابط عمان با ایران اساساً از جنگ جان سالم به در برده، اسرائیل و ایران احتمالاً به «جنگ بین جنگها» بازخواهند گشت. مانند دهه ۲۰۱۰ و اوایل دهه ۲۰۲۰، این امر شامل فعالیتهای نیابتی، عملیات اطلاعاتی، ترورهای هدفمند، جنگ سایبری و سایر اشکال رویارویی غیرمستقیم خواهد بود. در حالی که امارات متحده عربی احتمالاً تلاشهای قابل توجهی برای جلوگیری از همسویی آشکار با تلآویو در چنین درگیری مبهمی انجام خواهد داد، احتمال حمایت پنهانی امارات از اسرائیل را نباید نادیده گرفت.
به گفته راب گیست پینفولد، استاد امنیت بینالملل در کالج کینگ لندن، اگر «تفاهمنامه اسلامآباد» منجر به دستیابی ایالات متحده و ایران به یک توافق پایدارتر و جامعتر شود، «احتمالاً شاهد از سرگیری «جنگ سایه» اسرائیل و ایران خواهیم بود، چرا که امارات مخفیانه از طریق اشتراکگذاری اطلاعات یا نظارت مشترک به اسرائیل کمک میکند. به باور او، اگر بقیه کشورهای خلیج فارس همچنان اسرائیل را به طور فزایندهای به عنوان یک تهدید ببینند، این امر میتواند «روابط امارات و شورای همکاری خلیج فارس را پیچیدهتر کند».
تنگنای موازنه و بیگانه در خلیج فارس
اگرچه خروج ابوظبی از اوپک و همکاری فزاینده با اسرائیل، این کشور را به طور فزایندهای به یک «بیگانه» در شورای همکاری خلیج فارس تبدیل کرده، رهبران امارات احتمالاً هر زمان که این همکاری به منافع ملیشان کمک کند، به هماهنگی با همتایان خلیج فارس خود ادامه خواهند داد. از نظر عملی، انتظار میرود امارات متحده عربی همکاری با اسرائیل را، به ویژه در تلاش برای مقابله با ایران تعمیق بخشد، در حالی که با دقت جنبههای این رابطه را مدیریت میکند تا از اینکه توسط سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس و افکار عمومی عرب به عنوان همسویی بیش از حد با تلآویو تلقی شود، جلوگیری کند.
دیدار محمد بن زاید، حاکم امارات متحده عربی با اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل در ابوظبی، ۳۰ ژانویه ۲۰۲۲/ عکس از خبرگزاری رویترز
در نتیجه، به گفته جلینا نوواکوف، تحلیلگر ژئوپلیتیک مستقر در بلگراد، ابوظبی با «یک اقدام دشوار برای ایجاد موازنه» روبرو است. به گفته او، امارات متحده عربی احتمالاً به همکاری با اسرائیل در زمینههایی مانند دفاع، اشتراکگذاری اطلاعات، فناوری و تجارت ادامه خواهد داد، در حالی که از هزینههای سیاسی مرتبط با روابط بیش از حد آشکار با تلآویو کاملاً آگاه است.
نوواکوف معتقد است که ابوظبی «تأکید بیشتری بر دیپلماسی، کاهش تنش، مسائل بشردوستانه و حمایت از ثبات منطقهای» خواهد داشت و این امر آن را قادر میسازد تا «روابط استراتژیک با اسرائیل را حفظ کند و در عین حال اعتبار خود را نزد شرکای عرب حفظ کند». از نظر او، امارات متحده عربی به هماهنگی با عربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس در جبهههای مختلف ادامه خواهد داد، که منعکسکننده منافع مشترک هر شش عضو شورای همکاری خلیج فارس در جلوگیری از تشدید مجدد تنش و اجتناب از یک درگیری منطقهای گستردهتر است که میتواند رشد اقتصادی، زیرساختهای انرژی و جریانهای سرمایهگذاری در سراسر خلیج فارس را به خطر بیندازد.
غوغای دریای سرخ و واگرایی در نظم در حال تغییر خلیج فارس
اما فراتر از ایران، مسائل دیگر، فعالیتهای امارات در دریای سرخ و شاخ آفریقا، به طور ویژه میتواند روابط بین امارات متحده عربی و برخی از شرکای شورای همکاری خلیج فارس را بیش از پیش تیره کند. از آنجایی که اسرائیل، در فرآیندی که امارات متحده عربی میانجیگری کرد، اولین بازیگری بود که اواخر سال گذشته رسماً استقلال سومالیلند را به رسمیت شناخت، این تصور رو به رشد در عربستان سعودی، مصر، ترکیه و جاهای دیگر شکل گرفته که ابوظبی و تلآویو از نظر استراتژیک در منطقه همسو هستند.
تظاهرکنندگان در حمایت از عربستان سعودی و امارات متحده عربی تصاویر رهبران این کشورها را در عدن حمل میکنند/ عکس از خبرگزاری فرانسه
با این وجود، با توجه به اینکه امارات متحده عربی از قبل حضور نظامی خود را در بربره حفظ کرده، گری معتقد است که ابوظبی کشور بعدی است که رسماً این جمهوری جدا شده را به رسمیت میشناسد. اگر این اتفاق بیفتد، «جالب خواهد بود که ببینیم [ابوظبی و تلآویو] چگونه به طور استراتژیک در شاخ آفریقا همکاری میکنند و آیا چنین مشارکتی در جای دیگری تکرار خواهد شد». او افزود: «به رسمیت شناختن سومالیلند توسط امارات به قیمت از دست دادن سومالی، عضو دیگر اتحادیه عرب، تمام خواهد شد و در نتیجه شکاف در شورای همکاری خلیج فارس را افزایش خواهد داد».
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حملات تلافیجویانه تهران علیه امارات متحده عربی، باعث نشد ابوظبی حمایت خود از نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) در سودان را قطع کند. صرف نظر از اینکه «تفاهمنامه اسلامآباد» به چه چیزی منجر میشود، حمایت امارات از نیروهای پشتیبانی سریع احتمالاً با توجه به دیدگاه ابوظبی نسبت به این نیروی شبهنظامی به عنوان قابل اعتمادترین شریک برای همکاری امارات متحده عربی در سودان، ادامه خواهد یافت. برداشت عربستان از ابوظبی به عنوان یک نقش بیثباتکننده در سودان که منافع این پادشاهی را تهدید میکند، نشان میدهد که حمایت امارات از نیروهای پشتیبانی سریع احتمالاً به تشدید تنش در رقابت عربستان و امارات ادامه خواهد داد.
هر چقدر هم که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در مخالفت با حملات ایران به خلیج فارس متحد بودند، این جنگ همچنین اختلافات قابل توجهی را در میان پادشاهیهای خلیج فارس آشکار کرد و در عین حال شکافهای دیرینهای را تشدید کرد که پیامدهای مهمی برای درگیریهای گسترده از خلیج فارس تا شاخ آفریقا دارد. چه موضوع ایران باشد، چه سومالیلند، سودان یا سایر نقاط بحرانی منطقهای، توانایی امارات متحده عربی در تطبیق منافع ملی متمایز خود با منافع گستردهتر خلیج فارس، نقش مهمی در شکلدهی به انسجام شورای همکاری خلیج فارس و ثبات آینده جهان عرب و بخشهایی از آفریقا خواهد داشت.
وساطت شیخ جاسوس
در همین شرایط، برخی گزارشهای جدید حکایت از آن دارد که یکی از اعضای ارشد خاندان سلطنتی امارات متحده عربی که با لقب «شیخ جاسوس» شناخته میشود، ظاهراً در بهبود روابط با ایران پس از جنگ نقش مهمی داشته و مانع از سیاست تهاجمی سابق ابوظبی برای تلافی شدید حملات موشکی و پهپادی ایران با حمایت اسرائیل، شده است.
دیدار شیخ طحنون بن زاید آل نهیان با دونالد ترامپ در کاخ سفید، ۱۸ مارس 2025/ عکس از گتی ایمیجز
بر اساس گزارش اخیر بلومبرگ، شیخ طحنون بن زاید آل نهیان بیشتر به عنوان رئیس تجاری بالفعل خانواده حاکم ثروتمند ابوظبی و مردی که سکان یک امپراتوری ۱.۵ تریلیون دلاری را در دست دارد، شناخته میشود. در پشت صحنه، او نقش دیگری را نیز بر عهده گرفته است: فرستاده دیپلماتیک که مسئول کمک به بازسازی روابط امارات متحده عربی با ایران است. شیخ طحنون بن زاید، تحصیلکرده آمریکا و مشاور امنیت ملی امارات و برادر محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات تلاشهای میانجیگری را با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، برای کاهش تنشهای منطقهای در طول و پس از این درگیری هماهنگ کرده است.
در سه ماه پس از آغاز جنگ منطقهای، موضع اولیه جنگطلبانه ابوظبی جای خود را به رویکردی عملگرایانهتر مبتنی بر تعامل با همسایه بزرگتر خود داد. به گفته افراد آشنا با این موضوع، شیخ طحنون، که مشاور امنیت ملی امارات نیز هست، نقش کلیدی در این فرآیند ایفا کرد. این افراد گفتند که این شاهزاده، ببه ایجاد کانالهای مستقیم با رهبران ایران کمک کرده و در عین حال روابط نزدیک خود را با دولتهای غربی و متحدان منطقهای حفظ کرده است.
در قلب یک تغییر اساسی
در سال ۲۰۲۱، شیخ طحنون به بالاترین مقام امارات متحده عربی در بیش از یک دهه گذشته تبدیل شد که به تهران سفر میکند. این سفر بخشی از تلاش دیپلماتیک گستردهتر امارات برای بهبود روابط در سراسر منطقه، از جمله با ترکیه و قطر بود. پنج سال بعد، او این نقش را تکرار کرده و در قلب یک تغییر اساسی قرار دارد. امارات متحده عربی از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه، با حملات بیشتری از سوی ایران نسبت به هر کشور دیگری مواجه شد و شیخ محمد را بر آن داشت تا هشدار عمومی نادری را به «دشمنان کشور» صادر کند.
دیدار شیخ طحنون بن زاید آل نهیان، مشاور امنیت ملی امارات متحده عربی، با علی شمخانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در تهران، 6 دسامبر 2021/ عکس از آسوشیتدپرس
ابوظبی در هفتههای بعد چندین بار به ایران حمله کرد و تهاجمیترین موضع را در میان همسایگان عرب خود نسبت به جمهوری اسلامی اتخاذ کرد. در پی این حملات، حدود دوازده نفر در امارات متحده عربی کشته شدند و میلیاردها دلار خسارت به بنادر، سایتهای نفتی و هتلها وارد شد. یک فرد آگاه به این موضوع گفت که امارات متحده عربی تا زمانی که ایران حملات خود را متوقف نکند، از آغاز مذاکرات خودداری کرد. وقتی حملات متوقف شد، مقامات امنیت ملی ابوظبی و تهران برای اولین بار از زمان آغاز جنگ، دیدار رو در رو برگزار کردند.
هفته گذشته، ایالات متحده و ایران تفاهمنامهای را امضا کردند که آتشبس آنها را حدود دو ماه تمدید میکند و در این مدت قرار است برای پایان نهایی جنگ خود مذاکره کنند. این توافق، بازگشایی تنگه هرمز، یک خروجی حیاتی برای صادرات امارات متحده عربی، توسط ایران را پیشبینی میکند. به گفته یک مقام اماراتی: «امارات متحده عربی بر اهمیت رعایت کامل مفاد تفاهمنامه تأکید دارد و روابط آینده خود با ایران را با توجه به نتایج توافق آینده شکل خواهد داد.»
عملگرایی ابوظبی
به گفته یک منبع آگاه: واقعیتهای وسعت و نزدیکی ایران - کشوری با ۹۰ میلیون نفر جمعیت و یکی از بزرگترین ارتشهای جهان، درست در آن سوی خلیج فارس - عملگرایی را میطلبد. با این حال، آنها گفتند که با توجه به وسعت حملات ایران، عادیسازی این رابطه احتمالاً سالها طول خواهد کشید. به گفته رابرت موگیلنیکی، بنیانگذار و مدیر اندیشکده پالیشر ادوایزری و عضو غیرمقیم موسسه کشورهای عرب خلیج فارس: «اماراتیها میدانند که نمیتوانند اعتماد کنند. اما این حس وجود دارد که عدم تعامل با ایران ممکن است هزینههای بسیار بالایی را به همراه داشته باشد، به خصوص با توجه به روند مذاکرات ایران و آمریکا».
تلاشهای اخیر امارات متحده عربی اهمیتی فراتر از دیپلماسی دارد. به گفته افراد آشنا با این موضوع، برای ابوظبی، این تغییر نشان دهنده تمایل به محافظت از تحول اقتصادی خود در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی است. در طول دهه گذشته، امارات متحده عربی از نفت تنوع یافته و خود را به عنوان مرکزی برای امور مالی، هوش مصنوعی و سرمایهگذاری جهانی تثبیت کرده است. اکنون به یکی از مهمترین منابع سرمایه جهان برای شرکتهای سهام خصوصی و صندوقهای پوشش ریسک تبدیل شده است و ثبات منطقهای را به اولویتی رو به رشد برای وال استریت تبدیل کرده است.
کمتر کسی به اندازه شیخ طحنون در این تلاش نقش محوری داشته است. او از طریق شبکهای از صندوقهای ثروت ملی و شرکتهای سرمایهگذاری، بر مؤسساتی نظارت دارد که به برخی از ابزارهای اصلی برای استقرار سرمایه ابوظبی در سراسر جهان تبدیل شدهاند. در این مسیر، او با بسیاری از بزرگترین نامها در تجارت جهانی روابط برقرار کرده و نقش خود را به عنوان نقطه تلاقی جاهطلبیهای اقتصادی امارات و سیاست خارجی آن، بیش از پیش تثبیت کرده است.
به گفته میرا الحسین، پژوهشگر وابسته در دانشگاه ادینبورگ: «شیخ طحنون عموماً به عنوان یکی از زیرکترین و عملگراترین چهرهها در حلقههای تصمیمگیری امارات شناخته میشود. وجهه او به دلیل نقشش در مدیریت آشتی پس از محاصره با قطر، که بسیاری از اماراتیها آن را مهم و ضروری میدانستند، به طور قابل توجهی افزایش یافت».
مدیریت خطرات ژئوپلیتیکی با شبکهای از روابط
مطمئناً، حاکم قدرتمند ابوظبی همچنان در مرکز توجه است. شیخ محمد این هفته در فرانسه بود، جایی که مورد تحسین دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا قرار گرفت. شیخ خالد بن محمد، ولیعهد امارات، اخیراً غول مالی خود را تحویل گرفت و در ماه آوریل در چین با شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، دیدار کرد.
دیدار محمد بن زاید و دونالد ترامپ در حاشیه نشست گروه هفت در فرانسه، 17 ژوئن 2026/ عکس از گتی ایمیجز
تلاشهای دیپلماتیک شیخ طحنون در طول این درگیری عموماً تحت نظر بوده است. اولین نشانه از دخالت او اواخر ماه گذشته آشکار شد، زمانی که محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست وزیر قطر، با ولیعهد امارات صحبت کرد تا در مورد هماهنگی تلاشها برای حمایت از میانجیگری «با هدف کاهش تنش» گفتگو کند.
پس از هفتهها مذاکرات فشرده، این قطر بود که به عنوان طرف اصلی گفتگو که توافق بین ایالات متحده و ایران را قطعی کرد، ظاهر شد. افراد آشنا با این موضوع گفتند که نخست وزیر قطر مرتباً شیخ طحنون و برادرش، شیخ عبدالله بن زاید، وزیر امور خارجه امارات متحده عربی، را در جریان مذاکرات قرار میداد.
افراد آشنا با این موضوع گفتند که در کنار شیخ طحنون، که گفته میشود برای رویکردی عملگرایانه و اولویت دادن به تجارت تلاش کرده، مقامات دبی و شارجه - دو مورد از هفت شیخنشین تشکیلدهنده امارات متحده عربی - نیز خواستار تغییر به سمت ترمیم روابط بودند. به ویژه، دبی خود را به بهشتی برای مشاغل خارجی و مهاجران تبدیل کرده است و از ایمنی و امنیت سخن میگوید، ویژگیهایی که با تهدیدهای قابل توجهی روبرو بودند، زیرا شهرهای اماراتی تحت آتش موشکهای تهران قرار گرفتند.
در روزهای اولیه جنگ، برخی از متخصصان به دلیل نگرانی از هشدارهای پناه گرفتن در محل و هجوم مکرر موشکها و پهپادها، نقل مکان کردند. تقریباً همه موشکها رهگیری شدند و مردم در هفتههای اخیر شروع به بازگشت به دفاتر خود کردهاند. با این حال، جنگ چالش قابل توجهی برای اقتصادهای خلیج فارس ایجاد کرد و جریانهای درآمدی از گردشگری گرفته تا صادرات انرژی را تهدید کرد و خطر اختلال در روندهای تنوعبخشی را که برای آینده منطقه محوری شدهاند، به همراه داشت. کمتر چهرهای به اندازه شیخ طحنون با این دستور کار مرتبط است.
این عضو خاندان سلطنتی که همچنین یکی از معاونان حاکم ابوظبی و مشاور امنیت ملی امارات است، بر مؤسساتی از شرکت سرمایهگذاری هوش مصنوعی MGX گرفته تا برخی از بزرگترین ابزارهای سرمایهگذاری امارات نظارت دارد. این شبکه، او را در مرکز ماشین معاملات ابوظبی و تلاش آن برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی برای فناوری و امور مالی قرار میدهد.
این تلاشها به ایجاد شبکهای از روابط کمک کرده است که پایتختها را از تهران و آنکارا گرفته تا قاهره و واشنگتن در بر میگیرد. در حالی که ابوظبی به دنبال محافظت از جاهطلبیهای اقتصادی خود در برابر آشفتگیهای منطقهای است، شیخ طحنون به طور فزایندهای به شخصیتی تبدیل شده است که وظیفه پیشبرد هر دو طرف معادله را بر عهده دارد: جذب سرمایه و مدیریت خطرات ژئوپلیتیکی که میتواند آن را تهدید کند.
به گفته الحسین از دانشگاه ادینبورگ: «برای بسیاری از ناظران داخلی امارات، طحنون نماینده یک دیپلمات باتجربه و منطقی است. توانایی او در حفظ کانالهای ارتباطی با طیف وسیعی از بازیگران، مانند عربستان سعودی و ایران، علیرغم تنشهای اخیر، نشان دهنده مهارتهای دیپلماتیک و تیزبینی سیاسی اوست».