اکوایران: جنگ علیه ایران ممکن است چشم‌انداز جهانی قدرت را تغییر دهد.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که تهران و واشنگتن به چارچوب تفاهمی دست یافته‌اند که قرار است به جنگ خاتمه دهد، نتیجه این درگیری و پیامدهای آن بسیار متفاوت از تصورات اولیه بوده و ممکن است چشم‌انداز جهانی قدرت را تغییر دهد.

تغییر بزرگ در موازنه قدرت جهانی

به نوشته مایکل هرش، تحلیل‌گر فارین پالیسی ، فاجعه ژئوپلیتیکی که توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، ایجاد شده، بسیار فراتر از از بین بردن موقعیت غالب هر دو بازیگر در تنها سه ماه و نیم پیش بوده و جنگ بی‌دلیل و شکست‌خورده آنها علیه ایران، احتمالاً تغییر بزرگی در موازنه قدرت جهانی ایجاد کرده است - تغییری که ایالات متحده و اسرائیل را در ماه‌ها و سال‌های آینده نسبتاً ضعیف‌تر خواهد کرد.

 

 

ترامپ اکنون چهره‌ای به شدت تضعیف‌شده در داخل و سراسر جهان است و رجزخوانی‌های جهانی او به خاکستر و تهدیدهای توخالی تبدیل شده است. در آینده‌ای قابل پیش‌بینی، پیش‌بینی قدرت ایالات متحده دیگر به اندازه گذشته ترسناک نخواهد بود - نه فقط در خاورمیانه، بلکه در هند-اقیانوس آرام و اروپا نیز. 

یادداشت تفاهمی که هفته گذشته  امضا شد، عملاً یک سند تسلیم است - یعنی برای واشنگتن. ظاهراً، در ازای انجام هیچ کاری جز امضای تفاهم‌نامه، موافقت با ۶۰ روز مذاکره و باز کردن تنگه هرمز، ایرانی‌ها امتیازات مالی‌ای به دست خواهند آورد که چند ماه پیش غیرقابل تصور بود. به طور خلاصه: رئیس جمهور ایالات متحده در جنگ خود هیچ چیزی به دست نیاورد - در واقع بسیار کمتر از هیچ چیز - در ازای صرف ده‌ها میلیارد دلار و جان هزاران نفر، از جمله حداقل ۱۳ کشته آمریکایی. ترامپ برای جلب وعده‌های مبهم از تهران، آسیب بزرگی به اقتصاد تازه پاگرفته ایالات متحده وارد کرد؛ به پایگاه سیاسی خود در داخل خیانت کرد؛ ذخایر حیاتی تسلیحات ایالات متحده را به طور جدی کاهش داد؛ چین را قدرتمند کرد و جایگاه نسبی آن را ارتقا داد؛ متحدان ایالات متحده را از خود بیگانه کرد؛ و کشورهای خلیج فارس را تضعیف کرد.

و همه اینها به دست ایرانی رخ داد که سه ماه و نیم پیش از این گرفتار مصائب اقتصادی بود و به لطف جنگ، ایران به یک بازیگر ژئوپلیتیکی مهم تبدیل شده است و به دلیل توانایی مداوم تهران در کنترل تنگه هرمز و استفاده از آن برای گرفتن امتیاز از واشنگتن و کشورهای خلیج فارس، ایران همچنین از اهرمی برخوردار است که قبلاً هرگز بر منطقه و اقتصاد جهانی نداشته است. به گفته روئل مارک گرشت، متخصص ایران و افسر سابق سیا: «ایرانی‌ها اکنون قدرت تنگه را می‌دانند. آنها احتمالاً از آن برای از بین بردن کل معماری تحریم‌هایی که از زمان  بیل کلینتون ایجاد شده است، استفاده خواهند کرد».

تحقیر اولیه؛ تغییر بسیار عمیق در رویکرد ایالات متحده 

ترامپ با ریسک کردن روی چیزی که تاریخ نشان داده است جواب نمی‌دهد - تغییر رژیم از طریق کمپین هوایی - و در عین حال نادیده گرفتن تهدید بزرگی که اطلاعات ایالات متحده مدت‌ها در مورد احتمال وقوع آن هشدار داده بود -یعنی تصرف تنگه توسط ایران- موفق به دستیابی به این نتیجه شد.

تحقیر اولیه رئیس‌جمهور آمریکا هفته گذشته به طرز عجیبی در فرانسه به نمایش گذاشته شد، زمانی که او از متحدان اروپایی که در طول سال گذشته مرتباً به آنها توهین می‌کرد، درخواست حمایت برای تفاهم‌نامه کرد. به گفته یک دیپلمات اروپایی، تغییر در حال و هوا کاملاً محسوس بود - برخلاف یک سال پیش، زمانی که ترامپ پس از یک روز، نشست گروه ۷ در کانادا را ترک کرد.

40e0960436576ff1865b971bff53fa0658ec1c67

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در حال ژست گرفتن برای دوربین، در کنار رهبران جهان که قبل از گرفتن عکس خانوادگی در اجلاس گروه ۷ در اویان-له-بن، فرانسه، در ۱۶ ژوئن، در کنار آنها ایستاده‌اند/ عکس از خبرگزاری فرانسه 

در حالی که بسیاری از رهبران اروپایی به طور خصوصی اذعان می‌کنند که این تفاهم‌نامه به ایران امتیاز می‌دهد، کشورهای گروه هفت احساس کردند که باید از آن به عنوان تنها وسیله برای پایان دادن به جنگی که هیچ‌کدام از آنها از آن حمایت نمی‌کردند، حمایت کنند. یک دیپلمات اروپایی که نخواست نامش فاش شود، گفت: «اکنون همه از شکنندگی و آسیب‌پذیری سیستم اقتصادی جهان بسیار آگاه‌تر شده‌اند».

دیگر دیپلمات‌ها خاطرنشان کردند که ترامپ در برابر فشار اروپا تسلیم شد و تعهد جدید گروه هفت را برای حمایت از اوکراین و تشدید تحریم‌ها علیه روسیه امضا کرد. این امر پس از ماه‌ها که ترامپ حمایت ایالات متحده از اوکراین را موقتاً کنار می‌گذاشت و در عین حال تمایل خود را برای پذیرش ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه نشان می‌داد، قابل توجه بود. امانوئل مکرون، میزبان گروه هفت، از «تغییر بسیار عمیق در رویکرد ایالات متحده» استقبال کرد.

پاشنه آشیل بزرگ؛ باز هم جا می‌زند؟

شاید مهم‌ترین نکته در مورد این دوره از عقب‌نشینی ایالات متحده این باشد که ایران - و اکنون کل جهان - ناگهان از چگونگی بهره‌برداری از بدترین آسیب‌پذیری ترامپ آگاه شده‌اند: ترس عمیق او از رکود بازار در دوران ریاست‌جمهوری‌اش و تمایل او به سیاست «ترامپ همیشه از رقابت شانه خالی می‌کند» (TACO)، چه در مورد جنگ‌های تعرفه‌ای‌اش و چه در مورد درخواست تصرف گرینلند.

آمریکا چین

دیدار ترامپ و شی در پکن، می 2026/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس

هیچ کشوری به اندازه رقیب شماره یک ایالات متحده، چین، با این ضعف آشنا نیست. چینی‌ها اولین کسانی بودند که سال گذشته این فشار اقتصادی را بر ترامپ به دلیل جنگ تعرفه‌ای‌اش اعمال کردند - و با توقف صادرات مواد معدنی حیاتی، که تهدیدی برای فلج کردن بخش‌های فناوری پیشرفته و دفاعی ایالات متحده بود، رئیس‌جمهور را مجبور به «آتش‌بس» قبلی کردند. شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، بدون شک اکنون در حال بررسی حمایت ترامپ از تایوان، به ویژه عدم تمایل او به ریسک یک جنگ بزرگ دیگر است.

روز چهارشنبه، ترامپ در یک کنفرانس خبری در فرانسه در پایان نشست گروه ۷، عملاً اذعان کرد که تمایل او برای دیده شدن به عنوان یک رئیس‌جمهور اقتصادی بزرگ، پاشنه آشیل اوست - و اظهار داشت که بازارها در مورد بسیاری از سیاست‌های او حرف آخر را می‌زنند. او با اشاره به رئیس‌جمهور ایالات متحده که ناظر سقوط بازار در سال ۱۹۲۹ و آغاز رکود بزرگ بود، گفت: «تنها رئیس جمهوری که نمی‌خواستم باشم، هربرت هوور فقید و بزرگ بود. من نمی‌خواستم شاهد یک فاجعه اقتصادی باشم... هر بار که در مورد چشم‌انداز صلح صحبت می‌کردیم، بازار سهام مانند یک موشک به سرعت بالا می‌رفت... بازار سهام از هر کسی که آنجاست، از جمله افرادی که در این صحنه هستند، البته به جز من، درخشان‌تر است».

برخلاف درخواست قبلی او برای «تسلیم بی‌قید و شرط» و درخواست‌ها برای تغییر رژیم در ایران - که هدف دیرینه سیاست ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی بود - ترامپ اکنون واشنگتن را متعهد کرده است که «از دخالت در امور داخلی یکدیگر خودداری کند». و بر اساس یادداشت تفاهم، ترامپ نه تنها متعهد به حمایت از یک برنامه بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران است - که ظاهراً توسط برخی از همان کشورهای خلیج فارس که ایران در طول جنگ به آنها حمله کرد، تأمین مالی شده است - و همچنین متعهد به لغو فوری محدودیت‌های فروش نفت ایران است. طبق این تفاهم‌نامه، ترامپ همچنین مایل است که در مورد لغو اکثر تحریم‌ها علیه ایران، اگر نگوییم همه آنها، از جمله بسیاری از تحریم‌هایی که در دوره اول ریاست جمهوری خود اعمال کرده بود، مذاکره کند. در صورت اجرا، این امر به تهران اجازه می‌دهد تا قدرت مالی خود را بازسازی کند و این در حالی است که همچنان در طول مذاکرات از واشنگتن پیروی می‌کند.

در مقابل، توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ که ترامپ از آن خارج شد و آن را «بدترین توافق مذاکره شده تاکنون» نامید، تنها تحریم‌های اعمال شده بر برنامه هسته‌ای ایران را به تدریج لغو کرد. این توافق همچنین بازرسی‌های بسیار سرزده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) را اعمال کرد که دیگر وجود ندارند و حدود ۹۸ درصد از اورانیوم غنی‌شده ایران - که بسیار کمتر از اورانیوم غنی‌شده تا ۶۰ درصد فعلی ایران بود - را از کشور خارج کرد. تفاهم‌نامه فعلی نشان می‌دهد که واشنگتن ممکن است مایل باشد اجازه دهد که ذخایر اورانیوم غنی‌شده بسیار بیشتر فعلی ایران «در محل» -یعنی  در داخل ایران - تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رقیق شود. اما مشارکت این آژانس هنوز مورد مذاکره قرار نگرفته است.

سرنوشت شوم بی‌بی

اما در مورد نتانیاهو، مجازات او نمی‌توانست کامل‌تر از این باشد. تا ۲۸ فوریه، اسرائیل راه درازی را برای تغییر «توازن قدرت در منطقه برای سال‌های آینده» پیموده بود؛ همانطور که نتانیاهو در سال ۲۰۲۴ به آن افتخار کرده بود. در تقریباً سه سال پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل گام‌های چشمگیری برای بازیابی برتری استراتژیک خود در منطقه برداشته بود. 

آمریکا اسراییل

دیدار ترامپ و نتانیاهو در فلوریدا، 28 دسامبر 2025/ عکس از گتی ایمیجز

اکنون، با آغاز جنگی که به نظر می‌رسد بیش از حد دور باشد، نتانیاهو موفق شده است بدترین دشمن خود، ایران، را دوباره قدرتمند کند و نزدیکترین متحد خود، ایالات متحده، را از خود دور کند. او نوعی شکاف در روابط ایالات متحده و اسرائیل ایجاد کرده که هیچ کس در سیاست ایالات متحده تنها چند سال پیش فکر نمی‌کرد که ممکن باشد. اگر نتانیاهو، همانطور که انتظار می‌رود، تصمیم بگیرد توافق را نادیده بگیرد و برای جنگ با حزب‌الله در لبنان بماند، شکاف بین آمریکا و اسرائیل بدتر خواهد شد.

به گفته دنی سیترینوویچ، از شورای آتلانتیک و از مقامات سابق اطلاعات دفاعی اسرائیل، نتانیاهو به رویارویی با ایران از دریچه جنگ وجودی نگاه می‌کند که «باعث ایجاد اصطکاک فزاینده با ایالات متحده می‌شود. این اختلاف صرفاً تاکتیکی نیست؛ بلکه نشان دهنده ارزیابی‌های متفاوت از خطر، تشدید تنش و نقش دیپلماسی است».

جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور، روز پنجشنبه در یک جلسه توجیهی در کاخ سفید، آشکارا از اعضای کابینه نتانیاهو به خاطر حمله به این توافق انتقاد کرد. ونس گفت: «دونالد ترامپ تنها رئیس دولت در کل جهان است که در حال حاضر با اسرائیل همدردی می‌کند. اگر من در کابینه اسرائیل بودم، ممکن بود به تنها متحد قدرتمندی که در کل جهان برایم باقی مانده است، حمله نکنم».

در یک سرزنش تحقیرآمیز، اسرائیل به عنوان یکی از طرفین تفاهم‌نامه پذیرفته نشد - حتی با وجود اینکه جنگ را با هماهنگی نزدیک با واشنگتن آغاز کرد. و ایالات متحده و ایران در تفاهم‌نامه‌ای بر سر «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمام جبهه‌ها، از جمله در لبنان» توافق کردند. تندروهای اسرائیلی اصرار دارند که به این توافق پایبند نخواهند بود.

اسرائیل پیش از این نیز به دلیل نحوه‌ی مدیریت جنگ در غزه، بخش بزرگی از حمایت خود را در داخل حزب دموکرات از دست داده بود. اکنون اسرائیل در حال از دست دادن حمایت جناح راست است - که این امر با خشم طرفداران MAGA از این باور فزاینده آغاز می‌شود که این نتانیاهو بود که ترامپ را فریب داد تا به وعده‌های انتخاباتی خود خیانت کند و یک جنگ فاجعه‌بار جدید در خاورمیانه را آغاز کند.

رهبر اسرائیل در بیانیه‌ای در اول مارس، از کمک «دوستم، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا» در اجازه دادن به نتانیاهو برای «انجام کاری که ۴۰ سال آرزوی انجامش را داشتم» قدردانی کرد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، و مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان جمهوری‌خواه، هر دو اظهار داشته‌اند - هرچند مقامات ترامپ این را انکار کرده‌اند - که ترامپ تصمیم به جنگ گرفته است زیرا «اسرائیل مصمم بود با یا بدون ما اقدام کند»، همانطور که جانسون گفته است. اما این دو رهبر خیلی زود بر سر باتلاقی که با هم ایجاد کرده بودند، از هم جدا شدند - به ویژه هنگامی که نوبت به حمله اسرائیل به لبنان رسید، که توقف آن از خواسته‌های اصلی ایران بود. «همه اکنون از شما متنفرند. همه به خاطر این از اسرائیل متنفرند!» بنا به گزارش‌ها، ترامپ در تماس تلفنی اول ژوئن بر سر نتانیاهو فریاد زد.

رئیس جمهور آمریکا با لحنی رک و بی‌پروا، به این باور فزاینده در هر دو جناح سیاسی اشاره می‌کرد که چیزی عمیق در سیاست ایالات متحده تغییر کرده است: حمایت سنتی از اسرائیل، که زمانی یک اصل تقریباً بی‌چون و چرا در هر دو حزب بود، به سرعت در حال تبدیل شدن به یک مسئولیت سیاسی است. اسرائیل می‌تواند نه تنها در معرض خطر از دست دادن تنها متحد واقعی خود، بلکه ستون اصلی حمایت استراتژیک خود در جهان باشد. 

نیمرود نوویک، مشاور ارشد سابق شیمون پرز، رهبر فقید اسرائیل که اکنون در انجمن سیاست اسرائیل فعالیت می‌کند، گفت: اکنون بسیاری از اسرائیلی‌هایی که زمانی از ترامپ حمایت می‌کردند، معتقدند که او ما را زیر اتوبوس انداخت. واکنش قاطع [به تفاهم‌نامه] فراتر از ناامیدی بود». نوویک روز چهارشنبه در یک انجمن دیجیتال افزود: «ماموریت زندگی نتانیاهو رسیدن به این نقطه در 28 فوریه بود تا ایالات متحده و اسرائیل را به مبارزه مشترک علیه ایران وادارد. وعده محقق شد و دیگر وجود ندارد. «من رئیس جمهور دیگری را نمی‌بینم که دفعه بعد فریب همین ترفند را بخورد».

بزرگ‌ترین تهدید آینده ترامپ

آنچه که ممکن است ترامپ را در طول بیش از دو سال باقی مانده از دوران ریاست جمهوری‌اش بیش از همه تضعیف کند، این ایده است که او، مانند روسای جمهور قبلی، اکنون با واقعیت به محدودیت‌های نیروی نظامی برخورد کرده است. و ایران، که ۴۷ سال است که مانع بزرگی برای روسای جمهور ایالات متحده بوده، می‌تواند دست بالا را داشته باشد.

8f2019a15fbb1649755c5580a11b4a61781561ea

مردی در حال عبور از خیابان و عبور از کنار بیلبوردی است که تنگه هرمز را با عنوان «تا ابد در دست ایران» در میدان ونک تهران در ۲۵ مه نشان می‌دهد/ عکس از خبرگزاری فرانسه

ترامپ که به انتقادها مبنی بر مذاکره برای یک توافق بد حساس است، هفته گذشته در اجلاس گروه ۷ دوباره تهدید کرد که اگر ایران پایبند نباشد، «ما دوباره به انداختن بمب‌ها درست در وسط سرشان برمی‌گردیم».

اما جنگ‌طلبی او دیگر آن شدت سابق را ندارد. به گفته گرشت: «ترامپ بارها از شرکت در نبرد هرمز خودداری کرد؛ با این حال، از نظر ایرانی‌ها، این تنها نبردی است که اهمیت دارد. ترامپ اکنون نمی‌تواند تهدید به انجام کاری در آینده کند که در گذشته بارها از انجام آن خودداری کرده است. در بهترین حالت، وقتی تهران کاری را که ترامپ فکر می‌کند باید انجام دهد، انجام ندهد، رئیس‌جمهور به نوعی جنگ اقتصادی ملایم‌تر روی خواهد آورد. این [اقدامات] ترساندن نیست؛ بلکه فقط تردید و ضعف ایالات متحده را مجدداً تأیید می‌کند.»