اکوایران: تصرف جزایر ممکن است یک تصویر نظامی چشمگیر ایجاد کند، اما نزاع بر سر تنگه هرمز را به یک جنگ سرزمینی تبدیل می‌کند.

به گزارش اکوایران، جزیره خارک پایانه نفتی بزرگی است که تقریباً تمام صادرات نفت ایران از طریق آن ترانزیت می‌شود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، گفته که به تصرف این جزیره فکر می‌کند؛ تهدیدی که از زمان آغاز جنگ علیه ایران در ۲۸ فوریه بارها مطرح کرده است. اما ترامپ اولین رئیس‌جمهوری نیست که به چنین عملیاتی فکر کرده است.

کار با خارک تمام می‌شود؟

 ترامپ در مخمصه‌ای مانند جیمی کارتر، رئیس‌جمهور فقید ایالات متحده، گرفتار شده که خروج از آن به شدت دشوار به نظر می‌رسد.  از میان شباهت‌های فراوان بین آن زمان و اکنون، می‌توان به اهمیت یک جزیره مرجانی کوچک در شمال خلیج فارس در حدود ۲۰ مایلی ساحل ایران اشاره کرد. رسپانسیبل استیت‌کرفت در گزارشی متذکر شده، طی بحران گروگان‌گیری در 4 نوامبر 1979، برخی از مشاوران کاخ سفید، ناامید از یافتن راهی برای خروج، کارتر را به جنگ ترغیب کردند.

در یادداشتی فوق محرمانه در اواخر دسامبر ۱۹۷۹، زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی وقت، از کارتر خواست «اقدامات نظامی که به سقوط کمک می‌کند را در نظر بگیرد و در نتیجه آزادی گروگان‌ها را تضمین کند». به گفته برژینسکی، تصرف خارک و دو جزیره دیگر در نزدیکی ورودی تنگه هرمز می‌توانست «تحقیر طولانی مدتی را تحمیل کند که تنها از طریق آزادی گروگان‌ها قابل پایان بود». او امیدوار بود که اقدام نظامی را «با اقدام سیاسی پنهانی که برای ایجاد جایگزینی برای رهبری طراحی شده بود» «ترکیب» کند - به عبارت دیگر تغییر رژیم.

همانطور که واشنگتن پست در ماه مارس بعد فاش کرد، این طرح پرخطر مستلزم آن بود که کشتی‌های تهاجمی آبی-خاکی در خلیج فارس را به حرکت درآورده  و تفنگداران دریایی ایالات متحده را در آن‌جا پیاده کنند. واشنگتن پست گزارش داد: «به محض رسیدن به این جزیره، آنها یا تکنسین‌های همراهشان خطوط نفت را تصرف می‌کردند.» و خاطرنشان کرد که حامیان این طرح امیدوار بودند که قطع درآمد نفت «فشار زیادی بر ایران وارد کند، بدون اینکه گردباد انتقادات» ناشی از بمباران سرزمین اصلی ایران دولت را درو کند.

photo_2026-07-17_07-35-54

برژینسکی در کنار نقشه ایران در حال ارائه توضیحات برای کارتر/ عکس از گتی ایمیجز

همانطور که ادوارد لوس در زندگینامه برژینسکی در سال ۲۰۲۵ نوشت، کارتر ایده اعزام نیروی نظامی برای فشار بر تهران برای آزادی گروگان‌ها را رد کرد: «او گفت چنین اقداماتی فقط ایرانیان را دور رهبری جمع می‌کند.» لوس خاطرنشان کرد که برژینسکی از «غریزه سرسختانه کارتر برای انجام کاری که درست می‌دانست، حتی اگر به شانس انتخاب مجددش آسیب می‌زد»، ناامید شده بود.

طرح شش مرحله‌ای و شکست پنجه عقاب

چهار ماه بعد، در ۱۰ آوریل ۱۹۸۰،  برژینسکی یادداشت دیگری به کارتر نوشت و از عدم پیشرفت دیپلماتیک ابراز تاسف کرد و پیشنهاد حملات نظامی داد. در طرح شش مرحله‌ای برژینسکی برای نجات گروگان‌ها، مرحله پنجم «بستن جزیره خارک و/یا اشغال جزایر تنب و ابوموسی در دهانه خلیج فارس» بود. کارتر بار دیگر خویشتن‌داری را انتخاب کرد.

به گفته جرمی سوری، مورخ دانشگاه تگزاس: «کارتر تشخیص داد که اقدام نظامی در خلیج فارس بسیار خطرناک است و می‌تواند باعث جنگ گسترده‌تری شود. بهترین اهرمی که کارتر داشت، تلاش برای همکاری با دولت جدید در پشت صحنه برای محافظت و آزادی پرسنل آمریکایی بود».

RH-53-Desert-One-1

بقایای عملیات ناکام پنجه عقاب/ عکس از موزه نظامی ایالات متحده

به گفته لوس، کارتر دیدگاهی «به‌شدت متفاوت» در مورد استفاده از نیروی نظامی نسبت به برژینسکی داشت. او گفت: «علی‌رغم تلاش‌های بی‌وقفه برژینسکی برای وادار کردن کارتر به انجام اقدامات نظامی - تصرف جزیره خارک، اعمال محاصره دریایی، بمباران پالایشگاه‌های ایران و پیشنهادهای مختلف دیگر - کارتر به جز عملیات پنجه عقاب، به تأیید هیچ اقدام نظامی نزدیک هم نشد. هیچ رئیس‌جمهور آمریکایی قبل یا بعد از آن، تا این حد از اعزام پنتاگون اکراه نداشته است».

کارتر تحت فشار فزاینده برای رهایی گروگان‌ها، در ۲۴ آوریل ۱۹۸۰، مأموریت نجات پنجه عقاب را که از مدت‌ها قبل برنامه‌ریزی شده بود، تصویب کرد که در بیابانی در ۲۰۰ مایلی تهران شکست خورد و تحقیر دیگری بر یک دولت به ظاهر ناتوان تحمیل کرد. به گفته جان قزوینیان، مورخ، شکست پنجه عقاب منجر به همان پیامدی شد که بمباران ایران یا تصرف جزیره خارک می‌توانست به همراه داشته باشد. به نوشته قزوینیان: «اگر امکانی برای دستیابی به موفقیت دیپلماتیک در بحران گروگان‌گیری وجود داشت، اکنون از بین رفته بود».

ماموریت پر خطر

به نوشته رسپانسیبل استیت‌کرفت، به نظر می‌رسد تصرف جزیره خارک به عنوان اهرم فشار اکنون هم محکوم به شکست است. هر چند، این امر مانع از حمایت برخی در واشنگتن از آن نخواهد شد. ژنرال بازنشسته فرانک مک‌کنزی، فرمانده سابق سنتکام، در 12 ژوئیه در برنامه «رو در رو با ملت» شبکه سی‌بی‌اس، توصیه برژینسکی را که مدت‌ها کنار گذاشته شده بود، تکرار کرد. مک‌کنزی ادعا کرد که تصرف جزیره خارک می‌تواند باعث اصلاح رفتارهای تهران شود و عامل مهمی در مذاکرات آینده با ایران خواهد بود.

AA288PJF

اعضای یازدهمین واحد اعزامی تفنگداران دریایی در حال سوار شدن به یک کشتی در دریای عمان، 16 ژوئن 2026/ عکس از وال‌استریت ژورنال

تحلیلگران امنیت ملی موافقند که ارتش ایالات متحده می‌تواند این جزیره را تصرف کند، اما انجام این کار مشکلات نظامی و دیپلماتیک بیشتری - و تلفات بسیار بیشتری برای آمریکایی‌ها - ایجاد خواهد کرد. به گفته دن گریزیر از مرکز استیمسون: «تهاجم به خارک، صرف نظر از نوع نیرویی که استفاده می‌شود، مملو از خطر خواهد بود. یک حمله آبی-خاکی شامل پشتیبانی فوری زیادی به شکل آتش دریایی و هوایی خواهد بود. اما این بهدان معناست که یک ناوگان از کشتی‌ها در برد موشک‌ها و پهپادهای ایرانی مستقر در سرزمین اصلی مستقر خواهند بود. نیروهای زمینی آمریکا تحت تهدید مداوم از سوی همان دارایی‌های ایرانی قرار خواهند گرفت».

هریسون مان، سرگرد سابق ارتش ایالات متحده و مقام آژانس اطلاعات دفاعی که اکنون در گروه «پیروزی بدون جنگ» کار می‌کند، هم معتقدست استدلال مک‌کنزی با واقعیت فاصله دارد. به گفته مان: «او تصور می‌کند که اگر ایالات متحده یک جزیره ایرانی را تصرف کند، به یک ابزار چانه‌زنی تبدیل می‌شود. این ایده بر این فرض استوار است که تصرف یک جزیره برای ایالات متحده کم‌هزینه‌تر از ایران است. استقرار یروهای آمریکایی در جزیره‌ای در کنار ایران به یک ماشین تولید تلفات‌ تبدیل می‌شود».

 لفاظی‌های جنگ‌طلبانه یا یک احتمال واقعی؟

در همین شرایط، الجزیره هم در گزارشی این پرسش را مطرح کرده که آیا ایالات متحده می‌تواند کنترل جزایر جنوبی ایران را به دست بگیرد؟ بر اساس این گزارش، نیروهای ایالات متحده در روزهای اخیر به جزایر قشم، کیش و ابوموسی ایران حمله کرده‌اند، که بخشی از کارزاری است که شهرهای بندری در امتداد سواحل جنوبی ایران، از جمله بندرعباس را نیز هدف گرفته است. این حملات سوالی را که از هفته‌های اولیه جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران مطرح بوده است، دوباره زنده کرده است: آیا واشنگتن برای تصرف خاک ایران آماده می‌شود؟

0

یک پل که در اثر حمله هوایی آمریکا در امتداد جاده متصل کننده رودان و بندرعباس در جنوب ایران به شدت آسیب دیده، 17 جولای 2026/ عکس از خبرگزاری ایسنا

در ماه مارس، یک ماه پس از جنگ، دو مقام ناشناس آمریکایی به واشنگتن پست گفتند که وزارت دفاع ایالات متحده در حال آماده شدن برای حمله به جزیره خارک است؛ پایانه ای که حدود ۹۰ درصد از صادرات نفت خام ایران از طریق آن بارگیری می‌شود. در آن زمان، این اظهارات گمانه‌زنی‌ها در مورد عملیات زمینی را افزایش داد. اما این سناریو پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده،  دوشنبه گذشته در مصاحبه‌ای با فاکس نیوز از رد آن خودداری کرد، دوباره روی میز قرار گرفته است. ترامپ در پاسخ به سوالی در مورد چنین عملیاتی گفت: «نمی‌توانم این را به شما بگویم، چون اگر این را بگویم، احمقانه خواهد بود.»

به گفته آندریاس کریگ، دانشیار مطالعات امنیتی در کالج کینگ لندن: «از نظر صرفا تاکتیکی، آمریکا توانایی نظامی تصرف جزایر ایرانی را دارد».  او گفت که با قدرت هوایی، دریایی و آبی-خاکی کافی - و تمایل به تحمل تشدید تنش‌های بعدی - آمریکا می‌تواند یک جزیره کوچک ایرانی را تصرف کند. تخمین زده می‌شود که ایالات متحده 50000 سرباز مستقر در سراسر خاورمیانه دارد، از جمله پرسنل در پایگاه‌های بزرگ و دائمی و همچنین در پایگاه‌های کوچک‌تر.

یک کارزار پرهزینه

در همین رابطه،نادر هاشمی، استاد سیاست خاورمیانه در دانشگاه جورج تاون، به الجزیره گفت: «ایالات متحده فراتر از تصرف جزایر، توانایی نظامی و لجستیکی برای اشغال آن‌ها را نیز دارد، زیرا همچنان «قدرت نظامی برتر جهانی» است اما سوال این است که هزینه‌اش می‌ارزد؟» 

reuters_6a575e03-1784110595

تصویر ماهواره‌ای یک پایانه نفتی در جزیره خارک/ عکس از خبرگزاری رویترز

به گفته کریگ: «تصرف موقت یک جزیره با نگه داشتن آن، تأمین آن و به دست آوردن منافع استراتژیک از آن بسیار متفاوت است». او خاطرنشان کرد که قشم به ویژه دشوار خواهد بود، زیرا جزیره بزرگی است که مستقیماً در نزدیکی سرزمین اصلی ایران قرار دارد و نه یک پایگاه دورافتاده. جزایر کوچکتر مانند هنگام را می‌توان راحت‌تر تصرف کرد، اما در دسترس توپخانه، پهپادها، موشک‌ها و دسته‌های قایق‌های کوچک ایران قرار خواهند گرفت - و تصرف همزمان چندین جزیره به معنای یک کارزار بزرگ آبی-خاکی، نه یک حمله محدود خواهد بود».  کریگ گفت، تصرف جزایر همچنین مانع از اختلال ایران در تنگه هرمز نخواهد شد. در عوض، پادگان‌های در معرض خطر ایالات متحده را تحت حمله مداوم قرار می‌دهد و  ایالات متحده به عنوان یک قدرت اشغالگر شناخته می‌شود.

چنین اقدامی به نیروی انسانی قابل توجهی نیاز دارد. کریگ تخمین زد که «یک عملیات محدود احتمالاً به نیروی اولیه‌ای متشکل از حداقل ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ پرسنل نیاز دارد، به شرطی که نیروهای رزمی، پدافند هوایی، مهندسان، لجستیک، پشتیبانی پزشکی و عناصر فرماندهی نیز در آن گنجانده شوند». وی گفت اگر چندین جزیره درگیر شوند یا هدف فراتر از تصرف اولیه باشد، نیاز به نیرو می‌تواند به سرعت افزایش یابد. او گفت: «این نیروها زیر آتش مستقیم سرزمین اصلی ایران فعالیت خواهند کرد. کشتی‌های تدارکاتی، قایق‌های فرود و هلیکوپترها باید از آب‌هایی عبور کنند که در معرض موشک‌ها، پهپادها، مین‌ها و توپخانه قرار دارند». او افزود: «ایران نیازی به بازپس‌گیری فوری جزایر نخواهد داشت. این امر می‌تواند به سادگی آنها را از طریق فرسایش مداوم به مواضع پرهزینه و از نظر سیاسی شرم‌آور برای آمریکا تبدیل کند».

ایالات متحده می‌تواند این نیروها را تأمین کند، اما انجام این کار مستلزم حفاظت دریایی مداوم، برتری هوایی و سرکوب سیستم‌های آتش ایران است. پشتیبانی به ماموریت تبدیل خواهد شد. او گفت آنچه که به عنوان عملیاتی برای محافظت از کشتیرانی آغاز شد، می‌تواند به سرعت به یک تعهد ارضی بی‌پایان تبدیل شود. هاشمی گفت که «بسیار تردید دارد» که ایالات متحده سعی کند هر یک از جزایر جنوبی، به ویژه خارک را تصرف کند. او گفت که هزینه سربازان آمریکایی و واکنش داخلی، به ویژه در میان حامیان ترامپ، بسیار زیاد خواهد بود، یک خطر سیاسی که باعث مقایسه با جنگ عراق می‌شود.

یک جنگ زمینی بسیار بزرگ‌تر! 

به گفته کریگ، برای اینکه ایالات متحده بتواند یک جزیره ایرانی را تصرف کند، ابتدا باید دفاع ایران را سرکوب کند، اما قدرت هوایی به تنهایی آنها را به طور دائم نابود نخواهد کرد. بسیاری از سیستم‌های راداری، باتری‌های موشکی ساحلی، سایت‌های پهپاد و مراکز فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متحرک، پنهان یا مستقر در داخل کشور هستند، بنابراین هواپیماهای آمریکایی می‌توانند تهدید فرود را سرکوب کنند، اما سرکوب آن مستلزم یک کمپین مداوم است.

photo_2026-07-19_12-01-21

تفنگداران دریایی ایالات متحده در حال بازرسی و تأیید ورود به نفتکش ون یائو در دریای عمان، ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری رویترز

کریگ استدلال کرد که این نقطه ضعف اصلی این مفهوم است. او افزود، ایران به جزایر برای عملیات در تنگه هرمز نیازی ندارد زیرا موشک‌ها و پهپادها می‌توانند از سرزمین اصلی پرتاب شوند. از بین بردن واقعی توانایی ایران برای مختل کردن ترافیک از طریق تنگه هرمز به معنای حمله و احتمالاً اشغال بخش وسیعی از سواحل جنوبی ایران خواهد بود. او گفت: «در آن مرحله، این عملیات دیگر تصرف جزیره نخواهد بود. این آغاز یک جنگ زمینی بسیار بزرگتر خواهد بود».

هاشمی خاطرنشان کرد که این سناریویی است که محتمل نیست. این امر مستلزم یک کمپین بمباران بسیار شدیدتر و پایدارتر از هر چیزی است که تاکنون دیده شده، به همین دلیل است که او همچنان تردید دارد که واشنگتن در این مسیر حرکت کند.

به گفته کریگ، هرگونه تصرف جزایر ایرانی توسط ایالات متحده، از سوی تهران به عنوان یک تشدید بزرگ در نظر گرفته می‌شود که احتمالاً باعث افزایش مین‌گذاری در تنگه و حمله به کشتی‌ها، پایگاه‌های ایالات متحده در منطقه و زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس خواهد شد. او گفت، کشتی‌ها احتمالاً از تنگه اجتناب خواهند کرد، صرف نظر از اینکه چه کسی جزایر را در اختیار دارد، زیرا حق بیمه افزایش می‌یابد و پاکسازی مین زمان می‌برد. وی افزود که تصرف جزایر همچنین روابط با کشورهای خلیج فارس را که خواهان بازگشایی تنگه هرمز هستند اما از تبدیل شدن به محل تجمع و هدف هراس دارند، تیره می‌کند. به باور او،  تصرف جزایر ممکن است یک تصویر نظامی چشمگیر ایجاد کند، اما مبارزه بر سر آزادی ناوبری را به یک جنگ سرزمینی تبدیل می‌کند - و واشنگتن را به سمت تعهد زمینی بزرگتری که می‌خواهد از آن اجتناب کند، سوق می‌دهد.