اکوایران: اگرچه امضاکنندگان می‌کوشند در برابر تهدیدهای منطقه‌ای پیام قدرت و وحدت ارسال کنند، همزمان در توصیف این پیمان به‌عنوان یک ابزار بازدارنده نیز محتاط بوده‌اند.

به گزارش اکوایران، بعضی از تحلیلگران در رابطه با «توافق‌نامه دفاع جمعی مکه» معتقدند که شرکای منطقه‌ای ایالات متحده در حال جست‌وجوی گزینه‌هایی برای تکمیل حمایت امنیتی این کشور هستند و نه کنار گذاشتن آن.

تردید نسبت به نقش امنیتی ایالات متحده

به گزارش خبرگزاری الجزیره، یک پیمان دفاع متقابل تازه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، پرسش‌هایی را درباره چشم‌انداز ژئوپلیتیکی در حال تغییر خاورمیانه مطرح کرده است؛ منطقه‌ای که پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، برخی کشورها را به جست‌وجوی ترتیباتی تازه برای تأمین امنیت خود سوق داده است.

اگرچه هنوز مشخص نیست چنین توافقی در عمل چگونه اجرا خواهد شد، تحلیلگران می‌گویند این پیمان نشان‌دهنده افزایش تردیدها درباره دوام تضمین‌های امنیتی آمریکا است.

کریستیان کوتس اولریشسن، پژوهشگر امور خاورمیانه در مؤسسه سیاست عمومی بیکر دانشگاه رایس، در گفت‌وگویی ایمیلی با الجزیره گفت: «کشورهای منطقه بیش از یک دهه است که به‌طور فزاینده‌ای درباره قابل‌اعتماد بودن مشارکت امنیتی آمریکا تردید کرده‌اند.» او افزود: «هم تصمیم به آغاز عملیات نظامی علیه ایران و هم نحوه ادامه جنگ و تلاش‌های مقطعی برای حل‌وفصل آن، تنها این نگرانی‌ها را تشدید کرده و تلاش‌ها برای متنوع‌سازی روابط امنیتی و دفاعی را سرعت بخشیده است.»

بااین‌حال، اولریشسن افزود که ایجاد پیمان‌های دفاعی تازه احتمالاً با هدف «جایگزین کردن یا کنار زدن آمریکا» انجام نمی‌شود، بلکه برای «فراهم کردن گزینه‌های راهبردی و سیاستی بیشتر» است.

بازطراحی معماری امنیتی-دفاعی منطقه

اگرچه دولت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، هنوز درباره این پیمان موضع‌گیری نکرده است، تحلیلگران می‌گویند این توافق تلاشی از سوی سه کشور برای بازتنظیم موقعیت خود پس از آشفتگی‌های ناشی از جنگ ایران است.

توافق مکه

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه (چپ)، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی (مرکز)، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان (راست)، در ۷ اوت در مکه دیدار می‌کنند/عکس از خبرگزاری فرانسه

سینا توسی، تحلیلگر مرکز سیاست بین‌الملل، به الجزیره گفت: «این یکی از نخستین نشانه‌های عمده ژئوپلیتیکی است که نشان می‌دهد نظم منطقه‌ای در نتیجه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حال بازطراحی است.» او افزود: «اهمیت این موضوع کمتر به یک ائتلاف رسمی نظامی مربوط می‌شود و بیشتر به چیزی مربوط است که درباره نحوه بازنگری کشورهای منطقه در ترتیبات امنیتی می‌گوید.»

توسی به اتحاد دیرینه میان آمریکا و عربستان سعودی اشاره کرد. این دو کشور برای دهه‌ها روابطی مستحکم داشته‌اند که بر منافع امنیتی مشترک استوار بوده است؛ اما این پیمان می‌تواند نشانه‌ای باشد از اینکه عربستان سعودی به دنبال گسترش ائتلاف‌های امنیتی خود است. توسی توضیح داد: «به نظر می‌رسد عربستان سعودی به جای آنکه عمدتاً به واشنگتن متکی باشد، در حال گسترش مشارکت‌های امنیتی خود و فراهم کردن زمینه برای ترتیبات امنیتی بیشتر درون منطقه‌ای است. می‌توان گفت این مهم‌ترین نکته‌ای است که باید از این تحول برداشت کرد.»

گزارش‌های رسانه‌ای همچنین حاکی از آن بوده‌اند که شرکای آمریکا در خاورمیانه از این موضوع ناراضی بوده‌اند که دولت ترامپ جنگ ماه فوریه علیه ایران را با توجه ظاهراً اندک به تأثیر آن بر متحدانش در منطقه آغاز کرده است.

نیروهای ایرانی موج‌هایی از حملات موشکی و پهپادی را علیه تأسیسات نظامی آمریکا در خاورمیانه انجام داده‌اند که به تلفات قابل توجهی نیز منجر شده است. تصمیم تهران برای بستن تنگه هرمز، که یکی از مسیرهای اصلی صادرات انرژی منطقه است، نیز هزینه سنگینی بر اقتصادهای محلی تحمیل کرده است.

با وجود حملات سنگین آمریکا و اسرائیل، ایران تا حد زیادی توانایی خود برای محدود کردن تردد در این تنگه را حفظ کرده است و واشنگتن نیز در تأمین مهمات کافی برای سامانه‌های پدافند هوایی شرکای خود با مشکل مواجه شده؛ بخش زیادی از این مهمات به اسرائیل اختصاص یافته است.

لوح سفید خاورمیانه؛ تکمیل چتر امنیتی آمریکا و نه جایگزینی آن

در شرایطی که جنگ ایجاد کرده است، اتکای دیرینه منطقه به واشنگتن برای تأمین امنیت، بیش از گذشته تحت فشار قرار گرفته است.

برت مک‌گرک، یکی از معماران اصلی سیاست خاورمیانه در دولت جو بایدن، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، در یک پست در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «خاورمیانه در دوره‌ای سیال و شبیه به یک لوح سفید قرار دارد.»

توافق مکه

توافق دفاعی مکه، ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی را در یک پیمان دفاعی مشترک گرد هم می‌آورد/عکس از گتی ایمجز

اما تحلیلگران تأکید می‌کنند که پیمان امنیتی روز جمعه را بهتر است تلاشی برای تکمیل همکاری امنیتی منطقه‌ای با همکاری کشورهای دیگر و بازدارندگی ایران دانست.

یاسمین فاروق، تحلیلگر گروه بحران بین‌المللی، به الجزیره گفت: «همه این کشورها شرکای آمریکا هستند و می‌دانند که هیچ چارچوبی وجود ندارد که بتواند جایگزین ایالات متحده شود.»

فاروق افزود که همچنین اشتباه است اگر این پیمان را گامی به سوی رویارویی بیشتر با ایران بدانیم. او خاطرنشان کرد که هر سه کشور دخیل در این توافق، از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، عموماً خواستار میانجیگری و تنش‌زدایی بوده‌اند.

او گفت: «وجه مشترک این کشورها این است که به دنبال تشدید تنش منطقه‌ای نیستند» و تأکید کرد که اهمیت این توافق ممکن است بیشتر در چیزی نزدیک به «بازدارندگی هنجاری» نهفته باشد. او توضیح داد که ایران از جنگ در حالی بیرون آمده که مقاوم‌تر شده و اعتمادبه‌نفس بیشتری نسبت به توانایی خود برای استفاده از زور در جهت پیشبرد اهدافش پیدا کرده است. او همچنین گفت: «در اینجا یک چشم‌انداز بلندمدت برای همکاری راهبردی وجود دارد، نه صرفاً یک اثر بازدارنده.»

چقدر می‌توان توافق‌نامه را جدی گرفت؟

خبرگزاری الجزیره در همین رابطه در گزارشی دیگر می‌نویسد که «پیمان دفاعی مشترک مکه» پرسش‌هایی را درباره تغییر موازنه قدرت در منطقه خاورمیانه برانگیخته است. کارشناسان گمانه‌زنی کرده‌اند که این توافق ممکن است آغاز شکل‌گیری یک ائتلاف منطقه‌ای گسترده‌تر باشد که میان اسرائیل و ایران قرار گیرد و نسبت به هر دو طرف محتاط باشد.

ناتو ترکیه

پرچم ترکیه در کنار نشان ناتو در مقر این ائتلاف در بروکسل، بلژیک به اهتزاز درآمده است/عکس از خبرگزاری رویترز

اگرچه امضاکنندگان می‌کوشند در برابر تهدیدهای منطقه‌ای پیام قدرت و وحدت ارسال کنند، همزمان در توصیف این پیمان به‌عنوان یک ابزار بازدارنده نیز محتاط بوده‌اند. تحلیلگران خاطرنشان می‌کنند که سه کشور مراقب بوده‌اند دشمنان منطقه‌ای خود را تحریک نکنند. همچنین هنوز مشخص نیست این پیمان تا چه اندازه اعضای آن را ملزم خواهد کرد در دفاع از شرکای ائتلاف خود وارد عمل شوند.

هارلن اولمن، رئیس شرکت مشاوره‌ای کیلوون گروپ، به الجزیره گفت: «ما هنوز بیانیه مکه را ندیده‌ایم. بر این باوریم که در آن گفته شده حمله به یکی باید حمله به همه تلقی شود و عبارت "باید تلقی شود" نکته کلیدی است، زیرا این به معنای "الزاماً" نیست.»

تهدیدها نیز چندان دور از این کشورها نیستند. پاکستان از ماه فوریه درگیر مناقشه مرزی با افغانستان بوده و در مه ۲۰۲۵ نیز برای چند روز با هند، دیگر قدرت هسته‌ای منطقه، تبادل آتش کرده است.

عربستان سعودی نیز از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، بارها هدف حملات ایران و متحدان آن قرار گرفته است. ترکیه نیز سال‌هاست با گروه‌های مسلح کرد در داخل و خارج از خاک خود درگیر بوده است. تنش‌ها با اسرائیل نیز افزایش یافته است. کارشناسانی مانند اولمن می‌گویند هنوز مشخص نیست پیمان دفاعی مشترک مکه چگونه ممکن است سه امضاکننده خود را وارد هر یک از این درگیری‌ها کند.

اولمن همچنین می‌گوید: «فرض کنید انصارالله در یمن به عربستان سعودی حمله کنند؛ آیا این باعث ورود ترکیه می‌شود؟ آیا پاکستان را وارد درگیری می‌کند؟ این هنوز مشخص نیست.»

اعضای تازه؟

هنوز مشخص نیست که آیا پیمان دفاعی مشترک مکه ممکن است گسترش یابد و کشورهای دیگری مانند مصر، قطر، سوریه و امارات متحده عربی را نیز دربرگیرد یا نه.

-1x-1

امارات متحده عربی بیشترین ضربه را از حملات به کشورهای حوزه خلیج فارس در جریان جنگ با ایران متحمل شد/عکس از بلومبرگ

مزایای چنین ائتلافی قابل درک است: کشورهای دارای اکثریت سنی در خاورمیانه اغلب دچار اختلاف بوده‌اند و برخی ناظران استدلال می‌کنند که همین مسئله دلیل ناتوانی آنها در مقابله با تهدیدهای اسرائیل و ایران بوده است؛ اما اختلافات گذشته، در کنار تفاوت منافع، باعث می‌شود گسترش این ائتلاف امری قطعی نباشد.

برای مثال، سوریه بر بازسازی پس از جنگ، پس از یک درگیری ۱۳ ساله ویرانگر، تمرکز دارد. موقعیت این کشور در مرز شمالی اسرائیل ممکن است باعث شود دمشق در پیوستن به پیمانی که می‌تواند از نظر اسرائیل منفی تلقی شود، تردید کند.

مصر نیز به همین ترتیب، بر اقتصاد و جلوگیری از بی‌ثباتی داخلی تمرکز خود را نشان داده است. مصر در گذشته در پیوستن به یک ائتلاف دریایی تحت رهبری عربستان سعودی برای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی منطقه تردید داشته است، زیرا نگران بود به یک درگیری منطقه‌ای کشیده شود.

امارات متحده عربی نیز می‌تواند یکی دیگر از اعضای بالقوه ائتلاف عربستان، پاکستان و ترکیه باشد، اما مواضع این کشور در سال‌های اخیر بارها با مواضع آن کشورها تفاوت داشته است؛ به‌ویژه درباره مسائلی مانند یمن و عادی‌سازی روابط با اسرائیل. نتیجه این عادی‌سازی روابط، یعنی توافق‌های ابراهیم با حمایت آمریکا، یک مجموعه منطقه‌ای دیگر را شکل داده است که بیشتر با اسرائیل همسو است و می‌توان آن را رقیبی برای کشورهای عضو ائتلاف مکه دانست.

پیچیدگی روابط خاورمیانه، مشکلات ذاتی هر روایتی درباره ظهور یک نظم منطقه‌ای تازه پس از پیمان روز جمعه را برجسته می‌کند. ائتلاف‌ها در منطقه طی دهه‌ها بارها تغییر کرده‌اند. ممکن است بار دیگر نیز تغییر کنند.

ارزیابی واقعی این ائتلاف زمانی انجام خواهد شد که واقعاً مورد آزمون قرار گیرد. اسرائیل و ایران نشان داده‌اند که حاضرند وارد جنگ شوند و پیامدهای آن را بپذیرند. آیا عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان نیز حاضرند برای یکدیگر چنین هزینه‌ای بپردازند؟

در خاورمیانه امروز، ممکن است سناریویی شکل بگیرد که آنها را مجبور به اتخاذ چنین تصمیمی کند و همین تصمیم‌ها در نهایت روشن خواهد کرد که آیا واقعاً یک محور منطقه‌ای سوم در حال ظهور است یا نه.