به گزارش اکوایران، مقامات نظامی و اطلاعاتی ایالات متحده در حال بررسی حضور کمتر در خاورمیانه هستند. شش منبع آگاه به سیانان گفتهاند که اخیراً در دفاتر مختلف ارتش و جامعه اطلاعاتی، بحثهای بیسروصدایی در مورد کاهش تعداد افراد و تأسیساتی که معمولاً در خاورمیانه مستقر هستند، در صورت موفقیت دولت ترامپ در پایان دادن به جنگ ایران، صورت گرفته است.
اگر این اتفاق رخ دهد، نشاندهنده تغییر دیگری در نحوه برخورد دستگاه امنیت ملی ایالات متحده با منطقهای خواهد بود که روسای جمهور این کشور به دنبال فاصله گرفتن از ان بودهاند. بر اساس گزارش سیانان، در پی حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱، ایالات متحده به طور تصاعدی مجموعهای از تأسیسات نظامی و اطلاعاتی دائمی را برای نبرد و انجام حملات در شش کشور گسترش داد: عراق، افغانستان، سوریه، ایران، یمن، لیبی. اما جنگ اخیر علیه ایران، آسیبپذیریهای عمیقی را در زیرساختهای آمریکا در خاورمیانه آشکار کرده و بسیاری از این مکانها هدف حملات مکرر ایران قرار گرفتهاند.
کاهش حضور
این بحثها در حالی انجام میشود که همچنان نزدیک به 50000 نیرو و تعداد زیادی از داراییهای نظامی در خاورمیانه، از جمله دو ناو هواپیمابر و بیش از دوازده ناوشکن مسلح به موشک هدایتشونده، وجود دارد. به گفته منابع آگاه، افسران سیا که در داغترین بخش جنگ در اوایل امسال به خانه فرستاده شده بودند، به منطقه بازگردانده میشوند. ارتش ایالات متحده همچنین در حال ارزیابی چگونگی تقویت دفاع خود برای آن دسته از نیروهایی است که انتظار میرود حتی پس از پایان جنگ در منطقه باقی بمانند.
به گفته دو منبع آگاه از این بحثها، این شامل انتقال برخی از تأسیسات به زیر زمین برای دفاع بهتر در برابر حملات موشکی و پهپادی مانند حملات ایران در این درگیری چند ماهه میشود. در حالی که پنتاگون مدتهاست در مورد انتقال برخی از پایگاههای منطقه به زیرزمین بحث میکند، این ایده پس از هفتههای اول جنگ، زمانی که آسیبپذیرها در برابر حملات پهپادی و موشکی ایران آشکار شد، فوریت جدیدی پیدا کرد. به گفته یکی از منابع: «این آسیبپذیریها همیشه شناخته شده بودند، اما ایالات متحده هرگز با فوریت به آن واکنش نشان نداد».

مراسم احترام به پیکر دو سرباز آمریکایی، پایگاه نیروی هوایی دوور، ۲۲ جولای 2026/ عکس از گتی ایمیجز
به گفته دو منبع آگاه، ارتش چندین مسیر عملیاتی بالقوه را برای تغییر ساختار نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه تا سال آینده توسعه داده است - و خاطرنشان کردند که رها کردن این مکانهای استراتژیک در حالی که جنگ ادامه دارد، منطقی نخواهد بود. اکنون در شرایطی که چشمانداز روشنی برای توافقی که به جنگ پایان دهد در دسترس نیست، ایران همچنان پایگاهها و نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه را هدف قرار میدهد.
مقامات آمریکایی میگویند که خسارت ناشی از حملات ایران طی جنگ قابل توجه بوده است: به عنوان مثال، پایگاه سیا در ریاض، عربستان سعودی، عملاً توسط حمله ایران نابود شد. اگرچه مقامات پنتاگون سعی در کماهمیت جلوه دادن این تأثیر داشتهاند، اما تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین، قطر، عربستان سعودی و کویت همگی توسط پهپادها و موشکهای ایرانی مورد اصابت قرار گرفتهاند و منابع میگویند که این خسارت قابل توجه بوده است.
به گفته دو مقام آمریکایی، برخی از مقامات سیا و فرماندهی عملیات ویژه نخبگان ارتش این موضوع را بررسی کردهاند که آیا میتوان همان کارهای حساس را بدون استقرار دائمی انجام داد یا خیر. همچنین در برخی موارد، دولت ایالات متحده ممکن است به سادگی از بازسازی داراییهایی که در اثر حملات ایران به شدت آسیب دیده یا نابود شدهاند، خودداری کند - که بخشی از آن به دلیل ملاحظات هزینهای است. به طور کلی، مقامات پنتاگون انتظار دارند برخی از پایگاههای نظامی بزرگ و دائمی در منطقه را حفظ کنند، اما بازسازی این تأسیسات ممکن است به تمایل کشور میزبان برای مشارکت در هزینه بستگی داشته باشد، که احتمالاً بالغ بر میلیاردها دلار خواهد بود.
کمپین کمسابقه و بازی همزمان با چند توپ
همچنین، سیانان در گزارشی دیگر نوشت، در حالی که واشنگتن مذاکرات با ایران را به واسطه اعمال یک کمپین فشار اقتصادی تهاجمی رها کرده، تهرانِ در تنگنا قرار گرفته اکنون تهدید به تشدید تنش نظامی و جنگی گستردهتر میکند تا مذاکرهکنندگان را مجبور به بازگشت به میز مذاکره کند. بر اساس این گزارش، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، دیپلماسی با تهران را رد کرده و در عوض از طریق کمپین تحریمهای جهانی، حملات نظامی و محاصره دریایی، فشار بر ایران را افزایش داده است.
دیوارنگاره ضدآمریکایی در تهران/ عکس از خبرگزاری فرانسه
این کمپین چند جبههای، ایران را تحت فشار بیسابقهای قرار داده است. مقامات نظامی ایران در واکنش به این ماجرا، به طور فزایندهای تاکتیکهای جدیدی را اعلام و کشورهای شرکتکننده در محاصره را تهدید به هدف گرفتن کرده و هشدار میدهند که این کار میتواند درگیری را گسترش دهد. محسن رضایی، رئیس شورای عالی امنیت ملی ایران، روز یکشنبه در مصاحبهای با رسانههای ایرانی گفت: «ما به این نتیجه رسیدیم که باید در جنگ، مذاکرات و مقابله با محاصره، استراتژیهای جدیدی اتخاذ شود». او همچنین پیشنهاد داد که ایران میتواند با معرفی یک «منطقه انحصاری» جدید در خلیج فارس و دریای عمان، محاصره خود را فراتر از تنگه گسترش دهد.
طی چند هفته گذشته، ایران و عمان به آرامی در حال مذاکره در مورد مدیریت تنگه هرمز بودهاند. روز دوشنبه، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، گفت که یک «مسیر امن موقت» از طریق این تنگه احتمالاً در «روزهای آینده» در سازمان بینالمللی دریانوردی ثبت خواهد شد. هنوز مشخص نیست که آیا ایالات متحده این توافق را به رسمیت خواهد شناخت یا خیر. به گفته ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت امور خارجه قطر: «در حال حاضر، میانجیها دو مانع اصلی برای حل این مناقشه را شناسایی کردهاند: اراده سیاسی و راهحلهای فنی. اراده سیاسی مبتنی بر روایت است، به این معنی که ما روایت مناسب را برای طرفین مناقشه برای خروج از این بحران پیدا میکنیم. و این یعنی همزمان با چهار یا پنج توپ بازی کردن، در تلاش برای یافتن تمام راهحلهای مورد نیاز».
تنگنای دوگانه تهران
با وجود بنبست دیپلماتیک، مقامات ارشد ایران، از جمله رئیسجمهور، بارها تمایل خود را برای بازگشت به توافق ژوئن - توافقی که به طور گسترده توسط ناظران به نفع تهران تلقی میشود - نشان دادهاند. با این حال، در داخل کشور، محافظهکاران تندرو از هرگونه توافقی با ایالات متحده انتقاد میکنند و رئیسجمهور و مذاکرهکنندگان را به مصالحه در مورد دستاوردهای دوران جنگ متهم میکنند.
عبور کشتیها در تنگه هرمز در سواحل بندر عباس، ۷ سپتامبر ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری فرانسه
به گفته حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد ایران در گروه بینالمللی بحران: «تهران در تلاش است تا دو فشار را با هم تطبیق دهد: جمعیتی خسته از جنگ که به کمک اقتصادی نیاز دارند و پایگاه ایدئولوژیکی که تسلیم نمیخواهند. به همین دلیل است که نتیجه مطلوب، دیپلماسی است، اما دیپلماسیای که بتواند در داخل کشور به عنوان موضع قدرتمندانه ایران و نه عقبنشینی معرفی شود». اکنون ایران در وضعیت دشواری قرار گرفته است. از یک طرف، بدون مصالحه بر سر مسائلی چون کنترل تنگه هرمز، برنامه هستهای یا لغو تحریمها، بعید است فشار واشنگتن کاهش یابد، اما هرگونه مصالحهای با واشنگتن، مقامات ارشد ایران را در معرض پاسخگویی به جناحهای تندرو ایدئولوژیک قرار میدهد.
با وجود اینکه مقامات ایرانی و قطری از تلاشهای خود برای برقراری مجدد دیپلماسی صحبت میکنند، ترامپ مدعیست تاکتیکهای او برای «مجبور کردن» ایران به بازگشت به میز مذاکره نیست، بلکه نشان دهنده رضایت واشنگتن از وضع موجود است. در هفتههای پس از امضای توافق، ایران تلاش کرد تا ترافیک در سراسر تنگه هرمز را کنترل کند، اما ایالات متحده حملات سنگینی را به اهداف ایرانی در امتداد خط ساحلی انجام داد. نیروی دریایی ایالات متحده همچنین اسکورت کشتیهای حامل نفت خام را از تنگه هرمز آغاز و به آرامی ترانزیت نفت را برای کاهش فشار بر بازارها افزایش داد و کشورهای منطقه مانند امارات متحده عربی و عربستان سعودی هم از تنگه هرمز فاصله گرفته و به صادرات نفت به مشتریان خود از مسیرهای دیگر روی آوردهاند. انور قرقاش، مشاور رئیس امارات متحده عربی، روز دوشنبه در مجمع هیلی در ابوظبی گفت: «صادرات انرژی ما و همچنین تجارت و فعالیت اقتصادی ما گروگان گرفته نخواهد شد. ما به طور فعال در حال گسترش ظرفیت بندر در امتداد سواحل شرقی خود هستیم. همراه با خطوط لوله، راه آهن و پیوندهای تجاری مورد نیاز برای اتصال کریدورهای جایگزین برای محمولهها در حال توسعه و تقویت هستند».
خطوط قرمز، تشدید تنش حساب شده، خطر اشتباه محاسباتی و جنگ تمام عیار
به گفته عزیزی: «به نظر میرسد تهران نمیتواند منتظر بماند تا ایالات متحده به تدریج اهرم نظامی و اقتصادیاش را از دستش بدهد. این لزوماً به این معنی نیست که ایران خواهان یک جنگ بزرگ دیگر است. به احتمال زیاد (این جنگ) تشدید تنش به معنای فشار بیشتر بر کشتیرانی، گسترش حملات به پایگاههای ایالات متحده یا هدف قرار دادن داراییهای دریایی آن یا احتمالاً برخی اهداف مرتبط با زیرساختهای انرژی منطقهای خواهد بود».
دیوارنگاره ضدآمریکایی در تهران، ۳۱ آگوست ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری رویترز
در بحبوحه فشار فزاینده، قانونگذاران ایران پیامهای بازدارندهای ارسال میکنند و به منطقه در مورد سلاحها و تاکتیکهای جدید، از جمله حمله به کشتیها و پایگاههای جنگی، هشدار میدهند، در حالی که فرماندهان نظامی اعلاام میکنند که ارتش ایران اکنون تجهیزات و سیستمهای خود را «مطابق با تهدیدات جدید» بهروز کرده است. به گفته عزیزی، هدف این است که «وضعیت فعلی» برای ایالات متحده به اندازهای پرهزینه شود که دیپلماسی دوباره «ترجیح داده شود».
با این حال، چنین راهبردی خطراتی را به همراه دارد. عزیزی گفت: «هنگامی که هر دو طرف شروع به آزمایش خطوط قرمز یکدیگر کنند، خطر محاسبه اشتباه به طور قابل توجهی افزایش مییابد. حملهای از جانب ایران که باعث تلفات قابل توجه ایالات متحده شود، یا یک واکنش ایالات متحده که از یکی از خطوط قرمز تهران عبور کند، میتواند به سرعت رویارویی را از تشدید حسابشده فراتر برده و به سمت جنگ تمامعیار سوق دهد».
تله ترامپ و مذاکره در میدان نبرد
در همین رابطه، راس هریسون، عضو ارشد موسسه خاورمیانه، هم معتقدست بعید است که بنبست فعلی بین واشنگتن و تهران به دیپلماسی واقعی منجر شود، چرا که هنوز هر دو طرف معتقدند که از فشار بیشتر از گفتگو سود میبرند. او به الجزیره گفته: «آنچه شاهدش هستیم مذاکرهای است که در میدان نبرد در حال وقوع است - شکلی متفاوت از مذاکره. برای اینکه مذاکرات واقعی انجام شود، فکر میکنم هر دو طرف باید باور داشته باشند که در میز مذاکره بیشتر از میدان نبرد سود میبرند».
عبور کشتیها در تنگه هرمز در سواحل بندر عباس، ۷ سپتامبر ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری فرانسه
به گفته هریسون: «ایران تلاش کرده است تا به شرایط تفاهمنامه پایبند باشد. آن تفاهمنامه اهرم ایران بود. و آمریکاییها تلاش کردهاند تا آن را کنار بگذارند یا از آن کنارهگیری کنند. واشنگتن در حال حاضر فشار اقتصادی را بر فشار نظامی ترجیح میدهد، در حالی که تهران در برابر به حاشیه رانده شدن مقاومت میکند و ممکن است سعی کنند برای خروج از تلهای که معتقدند دونالد ترامپ در آن گرفتار شده است، تنشها را تشدید کنند. اگر شرایط میدانی در روزهای بعد تغییر نکند، من مسیری برای آغاز مذاکره واقعی نمیبینم».
به گفته راس هریسون، فشار قدرتهای غربی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بعید است که در بحبوحه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در تغییر تمرکز به برنامه هستهای ایران موفق شود. هریسون به الجزیره گفت: «من فکر میکنم آنچه ایرانیها این را به عنوان فشار زیاد فقط بر سر مسئله هستهای و بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی نمیبینند، بلکه تلاشی برای اعمال فشار اساسی بر ایران در جبهههای مختلف، از جمله تنگه هرمز، است». او افزود: «کاری که ایرانیها انجام میدهند این است که سعی میکنند تا بحث را از مسئله هستهای، که در ابتدا ظاهرا عامل جنگ ایالات متحده و اسرائیل بود، دور کنند. اما از آن زمان، این جنگ به جنگی بر سر تنگه هرمز تبدیل شده است. ایران اکنون از تنگه هرمز برای شکلدهی به شرایط پس از جنگ استفاده میکند، زیرا به دنبال بازگرداندن بازدارندگی و کاهش فشار اقتصادی است». به گفته هریسون: «کاری که آمریکاییها و اروپاییها، آژانس بینالمللی انرژی اتمی، انجام میدهند، تلاش برای برگرداندن بحث به مسئله هستهای است و فکر میکنم ایران در برابر آن مقاومت خواهد کرد.»