به گزارش اکوایران، تصمیم اسرائیل برای بهرسمیتشناختن سومالیلند، معادلهای پیچیده را در یکی از حساسترین گذرگاههای راهبردی جهان رقم زده است. این اقدام که با استقبال هرگیسا و واکنش تند موگادیشو و بسیاری از بازیگران منطقهای روبهرو شده، فراتر از یک رابطه دوجانبه، نشانهای از تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک در دریای سرخ و خلیج عدن است؛ رقابتی که میتواند خطوط گسل سیاسی و امنیتی منطقه را از نو ترسیم کند و پیامدهای آن سالها ادامه یابد.
یک اتحاد چالش برانگیز
به نوشته ریسپانسیبل استیتکرفت، گیدئون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل، روز سهشنبه برای سفری رسمی وارد سومالیلند شد؛ منطقهای مورد مناقشه که تنها ۱۰ روز پیش، اسرائیل بهعنوان نخستین بازیگر، استقلال آن از سومالی را به رسمیت شناخت. این سفر که مقامهای سومالیلند بهسرعت آن را در شبکه اجتماعی ایکس برجسته کردند، نشاندهنده اشتیاق اسرائیل به تقویت روابط نوپای خود با این دولت جداشده است؛ دولتی که در شمال شاخ آفریقا قرار دارد و از طریق دریا تنها حدود ۱۶۰ مایل با یمن فاصله دارد. دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، به والاستریت ژورنال گفت: «هیچکس نمیتواند موقعیت راهبردی سومالیلند را نادیده بگیرد.» او افزود: «تنگهها یک نقطه راهبردی هستند»، اشارهای به موقعیت این سرزمین در دهانه ورودی دریای سرخ که حدود ۳۰ درصد تجارت جهانی دریایی از آن عبور میکند.
هر دو طرف از این رابطه جدید سودهای قابلتوجهی میبرند. اسرائیل به یک متحد نادر در آفریقا و یک پایگاه راهبردی در دریای سرخ دست مییابد و سومالیلند نیز نخستین گام را بهسوی شناسایی بینالمللی برمیدارد؛ هدفی که پس از جنایتهایی که مقامهای سومالی علیه مردم آن مرتکب شدند، نزدیک به سه دهه در پی آن بوده است. اما هزینههای این اقدام غافلگیرکننده خیلی زود آشکار شده است. این تصمیم با واکنش تند جامعه بینالمللی روبهرو شد؛ بهطوریکه ۱۴ عضو از ۱۵ عضو شورای امنیت سازمان ملل آن را محکوم کردند. (تنها استثنا ایالات متحده بود که از اسرائیل دفاع کرد، اما خود از بهرسمیتشناختن سومالیلند خودداری ورزید.)
بدینترتیب، اسرائیل با بهرسمیتشناختن سومالیلند، دست به قماری بزرگ زده است؛ قماری مبتنی بر این فرض که واکنشهای دیپلماتیک نباید مانع گسترش نفوذ نظامیاش در شاخ آفریقا شود؛ منطقهای که در سالهای اخیر دیگر قدرتهای خاورمیانهای نیز برای نفوذ در آن رقابت کردهاند. سومالیلند نیز از سوی خود قمار جاهطلبانهای کرده و بر این باور تکیه دارد که شناسایی از سوی یک بازیگر طردشده منطقهای، بهتر از هیچ شناساییای نیست. اما با توجه به پیامدهای بالقوه بیثباتکننده این تصمیم، آیا ممکن است هر دو طرف در نهایت از آن پشیمان شوند؟
محور اسرائیل – امارات علیه نظم منطقه
اگرچه اسرائیل نخستین بازیگری بود که گام برداشت، اما دلایل محکمی وجود دارد که نشان میدهد بازیگر دیگری در پشت صحنه نقش اصلی را ایفا میکند. کامرون هادسون، تحلیلگر مستقل سیاسی و مدیر پیشین امور آفریقا در شورای امنیت ملی آمریکا، گفت: «بسیاری معتقدند که در پشت پرده، امارات از شناسایی اسرائیل از سومالیلند حمایت کرده و حتی آن را تشویق کرده است.» مؤید این دیدگاه آن است که مأموران مرزی امارات بهطور بیسروصدا گذرنامههای سومالیلند را پذیرفتهاند، با وجود آنکه این کشور رسماً این دولت جداشده را به رسمیت نشناخته است. در سالهای اخیر، امارات حضور خود را در شرق آفریقا بهشدت گسترش داده و در زیرساختها و روابط دیپلماتیک در سومالی، کنیا، اتیوپی و سودان سرمایهگذاری کرده است. ابوظبی بهویژه روابط نزدیکی با مقامهای سومالیلند برقرار کرده؛ جایی که یک بندر و یک پایگاه نظامی ساخته است. همزمان، مقامهای اماراتی روابط خود را با اسرائیل نیز بیش از پیش نزدیک کردهاند و آن را شریکی مفید برای موازنه در برابر دیگر قدرتهای خاورمیانهای میدانند.
از این منظر، ورود اسرائیل به شرق آفریقا بهگفته هادسون، نشانه تشدید تازهای در «جنگ سرد» روبهگسترشی است که میان دولتهای خاورمیانه برای نفوذ و فرصتهای سرمایهگذاری در منطقه جریان دارد. او گفت: «در درجه اول، این همپوشانی منافع امنیتی و اقتصادی است و بر فراز آن، رقابت منطقهای قرار دارد؛ رقابت برای بازارها و رقابت برای مشروعیت.» او افزود: «شاخ آفریقا و بهطور کلی آفریقا، بازار نوظهور اقتصادهای خاورمیانه هستند.» این رقابت که در یک سوی آن امارات و اسرائیل و در سوی دیگر مصر، عربستان و ترکیه قرار دارند پیشاپیش پیامدهای ویرانگری برای ثبات منطقه داشته است. برای نمونه در سودان، حمایت امارات به نیروهای پشتیبانی سریع اجازه داده با ارتش سودان بجنگند و قلمرو خود را تا دارفور گسترش دهند؛ جایی که این نیروها در ماههای اخیر دست به کشتارهای گسترده زدهاند. صرفنظر از آنچه در کوتاهمدت رخ میدهد، اکنون روشن است که قدرتهای خاورمیانهای مصمماند منافع خود را در شرق آفریقا دنبال کنند، فارغ از پیامدها. سامر البلوشی گفت: «بسیاری از رقابتهای درون خاورمیانه اکنون در حال سرریز شدن به منطقه شاخ آفریقا هستند. این مردم شاخ آفریقا هستند که بهای آن را خواهند پرداخت».
حضور نظامی اسرائیل در شاخ آفریقا
بهرسمیتشناختن سومالیلند از سوی اسرائیل میتواند محاسبات امنیتی را بازتعریف کند و خطوط گسل حساسی را در سراسر شاخ آفریقا و دریای سرخ از نو ترسیم کند. به نوشته العربی الجدید، اسرائیل متعهد شده است همکاریهای خود با سومالیلند را در حوزههای گستردهای از جمله کشاورزی، اقتصاد، بهداشت و فناوری تعمیق کند. با این حال، مقامهای دولت سومالی در موگادیشو بهسرعت و با شدت این تصمیم را محکوم کردند. تحلیلگران اکنون هشدار میدهند که بهرسمیتشناختن سومالیلند از سوی تلآویو میتواند پیامدهایی در داخل خود سومالی داشته باشد، شکافهای سیاسی دیرینه را تشدید کند و تنشهایی را شعلهور سازد که هنوز حلنشده باقی ماندهاند.
دکتر نیسار مجید، مدیر پژوهشی در مدرسه اقتصاد لندن، به «العربی الجدید» گفت: «بهرسمیتشناختن سومالیلند موضوعی بسیار حساس است؛ هم در داخل سومالیلند و هم در سراسر سومالی. بسیاری آن را بهمنزله تقسیم بیشتر سرزمینهای سومالی در شاخ آفریقا میدانند.» او تأکید کرد: «هیچ رئیسجمهور مستقر در موگادیشو نمیخواهد بهعنوان کسی شناخته شود که سومالیلند در دوران زمامداریاش از دست رفته است.» به گفته دکتر مجید، بسیاری از سومالیاییها شناسایی سومالیلند از سوی تلآویو را پیشدرآمدی برای اقدام مشابه دیگر کشورها میدانند؛ امری که میتواند روحیه آشتی و مصالحهای را که طی دو دهه گذشته بارها سر برآورده، تضعیف کند و به سود جریانهای ضد فدرالیسم و تمرکزگرا تمام شود که خواهان دولتی متمرکز هستند.
اسرائیل تهدیدی علیه ترکیه، مصر و ایران
در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، با لحنی تند شناسایی نامشروع و غیرقابلقبول سومالیلند از سوی اسرائیل را محکوم کرد. همان روز، حسن شیخ محمود، رئیسجمهور سومالی، در آنکارا در کنار اردوغان در یک نشست خبری مشترک هشدار داد که این اقدام اسرائیل میتواند لایههای بیشتری از بیثباتی را به شاخ آفریقا بیفزاید. اردوغان همچنین اعلام کرد ترکیه قصد دارد ماه آینده یک کشتی حفاری انرژی در آبهای عمیق را به سواحل سومالی اعزام کند. آنکارا در گذشته نقش میانجی میان موگادیشو و هرگیسا را ایفا کرده و همزمان با توسعه منافع اقتصادی خود، از نیروهای امنیتی سومالی حمایت کرده است. از نگاه مقامهای ترکیه، شناسایی سومالیلند از سوی اسرائیل تهدیدی علیه این منافع اقتصادی و چالشی جدی برای حاکمیت ملی سومالی به شمار میآید. از سوی دیگر، مصر که اقدام اسرائیل در شناسایی یکجانبه سومالیلند را نقض حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل دانسته، آن را تهدیدی برای صلح منطقهای و جهانی توصیف کرد. در سالهای اخیر، قاهره بر سر سد بزرگ رنسانس اتیوپی با آدیسآبابا درگیر بوده و همین امر اهمیت راهبردی روابطش با سومالی را افزایش داده است. توافق امنیتی امضاشده میان قاهره و موگادیشو در سال ۲۰۲۴ نیز مؤید این رویکرد است. از اینرو، مصر سومالی قدرتمند و متحد را برای موازنه در برابر اتیوپی حیاتی میداند.
ایران نیز بهسرعت مخالفت خود را با شناسایی سومالیلند از سوی اسرائیل اعلام کرد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، گفت: «بهرسمیتشناختن بخشی از یک کشور مستقل توسط یک رژیم نامشروع، با هدف تجزیه کشورهای اسلامی، تضعیف منطقه و آسیبپذیرتر کردن آن در برابر جاهطلبیها و تجاوزات اسرائیل صورت میگیرد.» ایران هرگونه پایگاه نظامی اسرائیل در چارچوب مرزهای بهرسمیتشناختهشده سازمان ملل برای سومالی را چالشی جدی برای منافع راهبردی خود در شاخ آفریقا، دریای سرخ و خلیج عدن میداند.
دکتر استیگ یارله هانسن، استاد دانشگاه علوم زیستی نروژ، به «العربی الجدید» گفت فاصله جغرافیایی حوثیها از اسرائیل در جریان درگیریهای مستقیم پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به نفع انصارالله بود، اما ایجاد پایگاه نظامی اسرائیل در سومالیلند میتواند چالشی راهبردی برای حوثیها باشد. در واکنش، حوثیها تهدید کردهاند هرگونه حضور اسرائیل در این منطقه هدف قرار خواهد گرفت.
بازترسیم خطوط گسل
در نهایت، شناسایی سومالیلند از سوی اسرائیل صرفاً یک دستاورد دیپلماتیک دوجانبه میان تلآویو و هرگیسا نیست؛ بلکه محرکی است که میتواند آرایشهای سیاسی، محاسبات امنیتی و خطوط گسل را در سراسر شاخ آفریقا و پهنه گسترده دریای سرخ دگرگون کند. برای سومالیلند، این شناسایی بهمنزله تأییدی دیرهنگام و نویدبخش مشارکتهای اقتصادی و راهبردی عمیقتر است، اما همزمان شکنندگی انسجام داخلی را آشکار کرده و خطر تبدیل شدن این سرزمین به میدان رقابتهای نیابتی منطقهای را افزایش میدهد. برای دولت فدرال سومالی، این اقدام چالشی مستقیم علیه حاکمیت کشور تلقی میشود؛ چالشی که میتواند تلاشهای شکننده آشتی ملی را تضعیف کند و رقابتها میان ایالتهای فدرال و بازیگران همسایه را تشدید سازد. در سطح منطقهای، تصمیم اسرائیل با رقابتهای گستردهتری میان قدرتهای خلیج فارس، ترکیه، مصر و ایران تلاقی میکند؛ قدرتهایی که هر یک در پی حفاظت از منافع خود در یکی از حیاتیترین گذرگاههای دریایی جهان هستند.
در شرایطی که نگرانیها درباره نظامیسازی، جابهجایی اجباری جمعیتها و فرسایش مرزهای تثبیتشده افزایش یافته، شناسایی سومالیلند به آزمونی تعیینکننده برای دو دیدگاه رقیب نظم مبتنی بر دولتها در برابر تجزیه و تکهتکه شدن آنها تبدیل شده است. اینکه این تحول دقیقاً چه تأثیری بر معماری امنیتی منطقه و توازن ژئوپلیتیک خواهد گذاشت، هنوز روشن نیست. با این حال، شناسایی سومالیلند از سوی اسرائیل مناقشهای دیرینه را بیش از پیش بینالمللی کرده و پیامدهای آن ممکن است سالها فراتر از مرزهای بهرسمیتشناختهشده سومالی طنینانداز شود.