به گزارش اکوایران، در حالی که روابط اتحادیه اروپا با آمریکا وارد پرتنشترین دوره خود از زمان پایان جنگ جهانی دوم شده، تهدیدهای بیسابقه دونالد ترامپ علیه متحدان اروپایی، از جنگ اقتصادی گرفته تا اظهارات جنجالی درباره تصاحب گرینلند آینده یکی از قدیمیترین اتحادهای سیاسی و امنیتی جهان را در هالهای از ابهام قرار داده است. اروپا اکنون میان حفظ یک اتحاد شکننده با واشنگتن و ایستادگی برای حاکمیت و استقلال راهبردی خود، با انتخابی دشوار و سرنوشتساز روبهروست.
آیا اتحاد اروپا محکوم به فروپاشی است؟
به نوشته نیویورکتایمز، اگر یک اتحاد دیپلماتیک ۸۰ ساله با این وضعیت روبهرو شود که قدرت اصلی آن، یک عضو را به تهدید نظامی برای اشغال سرزمینی متهم کند، علیه سایر اعضا جنگ اقتصادی به راه بیندازد و وعده پرورش مقاومت سیاسی و فرهنگی علیه دولتهای آنها را بدهد، چه سرنوشتی در انتظار آن اتحاد خواهد بود؟ این پرسشی است که اکنون در پایتختهای سراسر اروپا مطرح میشود؛ جایی که رهبران با شتاب در حال واکنش به کارزار فزاینده دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای تصاحب گرینلند برخلاف خواست ساکنان آن هستند. مسئله فوری این است که آیا ایستادگی در برابر جاهطلبیهای ارضی ترامپ، خطر وارد کردن آسیبی جبرانناپذیر به روابط اروپا و ایالات متحده را به همراه دارد یا نه. برخی رهبران، از جمله امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، و لارس کلینگبایل، وزیر دارایی آلمان، ظاهراً آمادهاند این ریسک را بپذیرند. آنها از کشورهای اروپایی خواستهاند در واکنش به تازهترین تهدیدهای تعرفهای ترامپ، استفاده از یک مقابله اقتصادی را مدنظر قرار دهند.
انتظار میرود رهبران اروپا این هفته در بروکسل گرد هم آیند تا پاسخی متحد به تحریکهای ترامپ ارائه دهند. ناظران باسابقه سیاست اروپا میگویند اتحادی که پس از جنگ جهانی دوم میان اروپا و آمریکا شکل گرفت، عملاً دستخوش تغییری بنیادین شده است. به گفته آنها، این اتحاد دیگر صرفاً برای پیشبرد منافع دموکراسیهای همفکر طراحی نشده است؛ بلکه به رابطهای بدل شده که صرفاً بر اساس شروط ترامپ تعریف میشود؛ رابطهای که در آن او از اهرم قدرت آمریکا استفاده میکند تا اروپا را وادار به تبعیت از خواستههای خود کند.
جنگ اقتصادی علیه متحدان
ایان لسر، رئیس دفتر بروکسل بنیاد مارشال آلمان، یک اندیشکده پژوهشی، میگوید: «استفاده از آنچه عملاً جنگ اقتصادی علیه متحدان است، به این شکل، بیسابقه است.» در بخش بزرگی از اروپا این اجماع شکل گرفته که این قاره باید ظرفیتهای اقتصادی و نظامی جدیدی ایجاد کند تا وابستگیاش به ایالات متحده کاهش یابد. اما تحقق این هدف سالها، اگر نگوییم دههها، زمان خواهد برد. در این فاصله، کسبوکارها و بازارهای مالی اروپا همچنان به قدرت خرید مصرفکنندگان آمریکایی گره خوردهاند و اوکراین نیز همچنان برای دفاع از خود در برابر روسیه به تسلیحات آمریکایی نیاز خواهد داشت.
در واقع، ماهها تلاش دیپلماتیک برای مذاکره درباره آتشبس در جنگ اوکراین، تنها بر این واقعیت تأکید کرده که ناتو که اساساً برای دفاع از اروپا تشکیل شده بود، بدون تضمینهای امنیتی آمریکا قادر به مقابله با تجاوز روسیه نیست. لسر میگوید: «در زمانی که جنگ در اروپا جریان دارد، کنار گذاشتن تمام مزایای راهبردی و عملیاتی این اتحاد کاری احمقانه خواهد بود. اما اگر ایالات متحده دیگر شریک قابل اعتمادی در این اتحاد نباشد، اروپا باید راه دیگری پیدا کند.» در همان روزی که ترامپ جدیدترین تهدید تعرفهای خود را در شبکههای اجتماعی اعلام کرد، اورسولا فوندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا، و آنتونیو کوشتا، رئیس شورای اروپا، در پاراگوئه حضور داشتند تا یک توافق تجاری بزرگ با بلوکی از کشورهای آمریکای لاتین را امضا کنند؛ توافقی که ۲۵ سال زمان برده بود.
ترامپ تاکنون از ورود سرمایههای اروپایی برای خرید تسلیحات ساخت آمریکا بهویژه برای اوکراین و دیگر کشورهای اروپای شرقی استقبال کرده است. او همچنین از غافلگیر کردن بهاصطلاح متحدانش لذت میبرد؛ همانطور که روز شنبه نشان داد، وقتی اعلام کرد اگر گرینلند به ایالات متحده فروخته نشود، بر مجموعهای از کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا تعرفه اعمال خواهد کرد. این موضوع سطح تصمیمگیریهایی را که اروپا در روزهای پیش رو با آن مواجه است، بهطور قابل توجهی بالا برده است. اروپا باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه با ترامپ مقابله کند، بدون آنکه بداند رئیسجمهوری که همواره غیرقابل پیشبینی بوده، چه واکنشی نشان خواهد داد. لسر میگوید: «آیا او جدی است؟ اروپا حالا چه باید بکند؟ آمریکا چگونه پاسخ خواهد داد؟ کسانی خواهند گفت: خب، چطور از این وضعیت عبور کنیم؟ آیا میتوان صرفاً وارد نوعی مذاکره، سرمایهگذاری یا هر چیز دیگری شد تا از هر اقدام رادیکالی جلوگیری شود؟»
آمریکا و زایش راست افراطی در اروپا
در سند سالانه راهبرد امنیت ملی که ماه گذشته منتشر شد، مقامهای دولت ترامپ این پرسش را مطرح کردند که آیا برخی کشورهای اروپایی در آینده متحدانی قابل اعتماد باقی خواهند ماند یا نه. این سند اذعان میکند که اروپا از نظر راهبردی و فرهنگی برای ایالات متحده حیاتی است، اما هشدار میدهد که این قاره با چشمانداز تیره محو شدن تمدنی روبهروست، مگر آنکه آمریکا به پیروزی احزاب میهنپرست اروپایی همسو کمک کند؛ عبارتی که بهطور گسترده به معنای جریانهای راست افراطی تعبیر شد.
برای اروپاییهایی که هدف این اظهارات قرار گرفتهاند، تهدیدهای ترامپ درباره تصاحب گرینلند به روش آسان یا سخت، بیش از پیش اعتمادی را فرسوده کرده که دههها شالوده اتحاد با آمریکا بود. روزا بالفور، مدیر اندیشکده سیاسی کارنگی اروپا، میگوید: «بازگشت به سطح اعتمادی که پیش از این وجود داشت، به نظر من نیازمند یک تغییر نسلی است. حمله به اروپا فقط از سوی یک فرد نیست؛ این رویکرد به یک ایدئولوژی تبدیل شده است.» از زمان شدت گرفتن تهدیدها درباره گرینلند، صداهای بیشتری خواستار اقدام قاطع شدهاند. امانوئل مکرون در بیانیهای در آخر هفته تأکید کرد: «هیچ ارعاب یا تهدیدی بر ما اثر نخواهد گذاشت؛ نه در اوکراین، نه در گرینلند و نه در هیچ نقطه دیگری از جهان.» او تهدیدهای تعرفهای ترامپ را «غیرقابل قبول» خواند و افزود: «در صورت اجرایی شدن، اروپاییها بهصورت متحد و هماهنگ پاسخ خواهند داد. ما تضمین خواهیم کرد که حاکمیت اروپا حفظ شود.»
سازش با ترامپ؟
در مقابل، برخی دیگر مانند کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، بر یافتن راهحل دیپلماتیک تأکید کرده و نسبت به ژستهای نمایشی هشدار دادهاند. او صبح دوشنبه به خبرنگاران گفت: «این یک واکنش قابل درک است، اما مؤثر نیست. هرگز هم نبوده است. شاید سیاستمداران را راضی کند، اما هیچ کمکی به مردم عادی نمیکند که شغل، معیشت و امنیتشان به روابطی وابسته است که در سراسر جهان میسازیم.»
با این حال، بالفور میگوید رهبران بیشتری در اروپا به این نتیجه رسیدهاند که تسلیم شدن در برابر خواستههای ترامپ همیشه به نفع اروپا نیست و در واقع، اغلب او را به مطالبه امتیازات بیشتر تشویق میکند. اگر این ارزیابی درست باشد، میتواند پیامدهای عمیقی برای اتحاد با ایالات متحده و بقای آن در آینده داشته باشد. بالفور میگوید: «به نظرم واقعیت کمکم در ذهن کسانی که مدافع احتیاط، گفتوگو و بیایید ببینیم ترامپ چه میگوید بودند، در حال جا افتادن است. میتوان این تغییر فضا را احساس کرد.»