اکوایران: روسیه نتوانست مهمترین کشور همراه خود در آمریکایی لاتین را در برابر تهدیدهای آمریکا حفظ کند.

به گزارش اکوایران، در پی عملیات نظامی ایالات متحده علیه تأسیسات نظامی ونزوئلا و دستگیری نیکولاس مادورو و همسرش، وزارت امور خارجه روسیه به شدت واکنش نشان داد و از آمریکا خواست تا مادورو را آزاد کند. این اقدام، که در راستای حمایت از رژیم مادورو صورت گرفت، نشان‌دهنده تضاد عمیق میان موضع‌گیری‌های مسکو و واقعیت‌های میدانی است. علیرغم همکاری‌های استراتژیک بلندمدت با ونزوئلا، روسیه نتوانست حمایتی جدی از این رژیم در مواجهه با تهدیدات آمریکا به عمل آورد و نشان داد که در شرایط بحرانی، عملاً فاقد قدرت عملی برای محافظت از متحدان خود است.

روسیه دوست روزهای دشوار نیست!

وزارت امور خارجه روسیه در تاریخ 3 ژانویه نوشت «امروز، ایالات متحده اقدام به تجاوز مسلحانه علیه ونزوئلا کرده است.» در حالی که خبرهایی از عملیات آمریکا که تأسیسات نظامی مختلف ونزوئلا را هدف قرار داده بود منتشر شده بود. به نوشته فارن افرز، زمانی که کاخ سفید تأیید کرد که نیروهای ویژه آمریکا نیکولاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس را دستگیر کرده و به نیویورک منتقل کرده‌اند تا به اتهام قاچاق مواد مخدر و سایر جرائم محاکمه شوند، وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرد: ما قویاً از رهبری ایالات متحده می‌خواهیم که موضع خود را تغییر داده و رئیس‌جمهور منتخب قانونی یک کشور مستقل و همسرش را آزاد کنند.

 علاوه بر این بیانیه، مسکو هیچ اقدام عملی برای کمک به رژیمی که پیش‌تر آن را به عنوان یک شریک استراتژیک کلیدی در آمریکای لاتین می‌دانست، انجام نداد. تنها هفت ماه پیش، در ماه مه، مادورو و رئیس‌جمهور روسیه ولادیمیر پوتین در کرملین دیدار کرده و توافقنامه‌ای برای همکاری و مشارکت استراتژیک امضا کردند که بر اساس آن روسیه و ونزوئلا روابط نظامی خود را تقویت کرده و توانایی خود را برای دفاع در برابر نیروهای خارجی دشمن تقویت می‌کنند. اما روس‌ها نتوانستند مادورو را از عملیات ایالات متحده مطلع کنند یا او را در حین حمله محافظت کنند؛ در عوض، تنها نظاره‌گر ماندند.

بی قدرتی قدرتمندان

بی‌قدرتی کرملین در ونزوئلا نمونه‌ای از الگوی آشنا است که از زمان حمله تمام‌ عیار روسیه به اوکراین چهار سال پیش مشاهده شده است. روسیه که درگیر جنگ طولانی‌مدت با کی‌یف است، منابع کمی برای حمایت از متحدان خود دارد. در سال 2024، روس‌ها نظاره‌گر فروپاشی حکومت هم‌پیمان دیرینه خود بشار اسد در سوریه بودند. تابستان گذشته، در واکنش به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یکی دیگر از متحدان استراتژیک روسیه، پیشنهاد میانجی‌گری بین طرفین را ارائه داد اما نتوانست اطلاعات مفید یا تجهیزات دفاع هوایی که می‌توانست تفاوت‌ساز باشد، تأمین کند. در مورد ونزوئلا، مسکو حتی کمتر از آنچه برای دمشق و تهران انجام داده بود، قادر به کمک بود.

برای پوتین، ضربه ناشی از سقوط مادورو به‌ویژه تحقیرآمیز بوده است. اگرچه ونزوئلا مدت‌هاست که به دلیل وام‌های غیرقابل بازیابی و پروژه‌های نفتی زیان‌ده، بار سنگینی برای خزانه‌داری روسیه بوده است، اما حداقل این کشور نقطه‌ای از غرور برای روسیه فراهم می‌کرد: مسکو می‌توانست ادعا کند که توانسته در حیاط خلوت ایالات متحده نفوذ کند. برای رژیم‌های استبدادی از میانمار تا نیکاراگوئه، کرملین روایت این را به پیش می‌برد که روسیه می‌تواند سد محکمی در برابر آمریکا باشد. برکناری مادورو نه تنها این روایت را پوچ کرده است، بلکه همچنین این واقعیت را برجسته می‌کند که ونزوئلا هیچ‌گاه برای روسیه نبوده است که آن را از دست بدهد.

ببر کاغذی

روابط روسیه و ونزوئلا به مدت یک‌چهارم قرن دوستانه بوده است. در سال 2000، پوتین و رئیس‌جمهور ونزوئلا هوگو چاوز، هر دو که به تازگی به قدرت رسیده بودند، برای اولین‌بار در جریان اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک با یکدیگر دیدار کردند. اما رابطه میان کاراکاس و مسکو، بیشتر ماهیتی تجاری و عملی داشت تا ایدئولوژیک. زمانی که چاوز مسیری پوپولیستی و ضدآمریکایی را در پیش گرفت، با سودهای نفتی بالا در پی افزایش قیمت‌های جهانی انرژی، اقدام به خرید سلاح‌های روسی کرد تا تجهیزات قدیمی ایالات متحده که قبلاً توسط دولت‌های پیشین خریداری شده بود، جایگزین شود. کرملین که هنوز به‌طور کامل به مقابله ایدئولوژیک با غرب نپرداخته بود، از ضدآمریکایی بودن چاوز برای گسترش بازار جدید سلاح بهره‌برداری می‌کرد.

روسیه سوریه

رابطه پس از جنگ پنج‌روزه روسیه علیه گرجستان در اوت 2008 عمیق‌تر شد و به‌ویژه در مقابله با هژمونی ایالات متحده، به‌طور ایدئولوژیک جهت‌گیری پیدا کرد. مسکو می‌خواست متحدان خود در سراسر جهان، مناطق جداشده آبخازیا و اوستیای جنوبی را به‌عنوان کشورهای مستقل به رسمیت بشناسند و مقامات ارشد خود را برای متقاعد کردن آن‌ها به این کار ارسال کرد. در ابتدا این تلاش‌ها موفق نبود و تنها کشوری که بلافاصله پس از جنگ در کنار مسکو قرار گرفت، نیکاراگوئه تحت ریاست دانیل اورتگا بود. اما در سپتامبر 2009، چاوز در سفر رسمی به مسکو اعلام کرد که ونزوئلا نیز به‌طور رسمی آبخازیا و اوستیای جنوبی را به رسمیت می‌شناسد. این توافق بیشتر یک همکاری تجاری بود، اما موجب تغییر رویکرد کرملین نسبت به ونزوئلا از عمل‌گرایی به همکاری‌های استراتژیک شد. چند روز بعد، روسیه یک خط اعتباری 2.2 میلیارد دلاری برای خرید تجهیزات نظامی روسی توسط کاراکاس گشود، حتی با این که رژیم ونزوئلا درآمد نفتی کافی برای پرداخت نقدی داشت.

کرملین همچنین اعلام کرد که سرمایه‌گذاری‌های بزرگی در صنعت نفت ونزوئلا از سوی پنج شرکت بزرگ نفتی روسی انجام خواهد داد. چاوز اخیراً دارایی‌های دو شرکت بزرگ نفتی آمریکایی، اکسون‌موبیل و کونوکوفیلپس را ملی کرده و به شدت به دنبال شرکای جدید برای توسعه پروژه‌های نفتی چالش‌برانگیز بود. همچنین مسکو اعلام کرد که در پروژه‌های صنعتی، زیرساختی و اجتماعی در ونزوئلا سرمایه‌گذاری خواهد کرد تا به چاوز در افزایش محبوبیت و تثبیت قدرتش کمک کند، قدرتی که در طول سال‌ها به‌طور فزاینده‌ای استبدادی شده بود. با اینکه ضدآمریکایی بودن به عامل محرک اصلی این همکاری تبدیل شده بود، مسکو همچنان در پی منافع خود بود؛ پس از یک کاهش کوتاه‌مدت در پی بحران اقتصادی جهانی 2008، قیمت‌های نفت دوباره افزایش یافت و سرمایه‌گذاری‌ها و وام‌های روسیه به نظر می‌رسید که قابل بازپرداخت باشند.

کرملین قلبه سرزمین‌های استبدادی

تا زمانی که چاوز در سال ۲۰۱۳ به‌دلیل سرطان درگذشت، ارکان باقی‌مانده همکاری‌های عمل‌گرایانه شروع به فروپاشی کرد. تحت رهبری مادورو، رژیم روز به روز سرکوبگرتر شد و پوپولیسم اقتصادی، یعنی پروژه‌های مسکن ارزان و ملی‌سازی کسب‌وکارهای خارجی اقتصاد را تحت فشار قرار داد. سپس در مارس ۲۰۱۴، روسیه کریمه را ضمیمه کرد و جنگی در شرق اوکراین آغاز کرد که کرملین را به مسیری از رویارویی با ایالات متحده هدایت کرد. در همان سال، قیمت‌های نفت سقوط کرد و درآمد صادراتی ونزوئلا را نابود کرد، جریان نقدی دولت به‌شدت کاهش یافت و شرکت‌های نفتی روسی مجبور شدند هزینه‌ها را کاهش داده و برنامه‌های خود را محدود کنند.

تا سال ۲۰۱۵، رابطه میان روسیه و ونزوئلا به چیزی جز یک پروژه ایدئولوژیک که از جاه‌طلبی‌های ژئوپولیتیکی پوتین تغذیه می‌شد، تبدیل نشده بود. اگر هیچ چیز دیگری نباشد، ونزوئلا تحت رهبری مادورو نقطه‌ای از توانمندی کرملین در نمایش قدرت جهانی بود، به‌ویژه در حیاط خلوت ایالات متحده. با این حال، پوتین همان اشتباهاتی را مرتکب شد که رهبری شوروی در گذشته انجام داده بود، وقتی که با وجود هزینه‌های رو به افزایش، کرملین سعی کرد متحدان ایدئولوژیک خود را حفظ کند. برای مثال، غول انرژی دولتی روسیه، میلیاردها دلار پیش‌پرداخت به شرکت نفت و گاز دولتی ونزوئلا، PDVSA، ارائه داده است که احتمالاً هیچ‌گاه قابل بازیابی نخواهند بود.

ونزوئلا

با این حال، در تمام این مدت، عمق تعهد روسیه به ونزوئلا همچنان یک سوال باز بوده است. برای مثال، در سال ۲۰۱۹، رهبری روسیه به‌طور ریاکارانه به واشنگتن نشان داد که آماده است ونزوئلا را رها کند، اگر ایالات متحده از اوکراین عقب‌نشینی کند، طبق شهادت فایونا هیل که در دوران اولین دولت ترامپ به‌عنوان مدیر ارشد شورای امنیت ملی در امور روسیه و اروپا خدمت می‌کرد. اما زمانی که اوضاع بحرانی شد، ایالات متحده به کمک روسیه نیازی نداشت. علاوه بر این، تمامی ابزارهایی که مسکو به‌کار گرفت، نتوانستند متحد کلیدی آن در آمریکای لاتین را محافظت کنند. روسیه نتوانست اطلاعات به‌موقع و دقیقی برای هشدار دادن به مادورو درباره عملیات‌های پیش‌رو ایالات متحده فراهم کند و سیستم‌های موشکی S-300 و Buk-M2 که مسکو به ونزوئلا تحویل داده بود، به درستی نگهداری نشده بودند و به یک سیستم دفاع هوایی یکپارچه وصل نشده بودند، چیزی که انتظار می‌رفت ارتش روسیه برای یک شریک استراتژیک و خریدار تجهیزات نظامی روسیه کمک کند.

روسیه بازیگر بی تاثیر

در ۲۰ سال گذشته، مسکو توانسته است خود را به‌عنوان یک بازیگر در مناطقی با گرایش‌های ضدآمریکایی معرفی کند. اما ماجراجویی‌های پرهزینه کرملین هنوز هیچ سود واقعی برای تقویت منافع امنیتی روسیه یا رشد اقتصادی آن به همراه نداشته است. دخالت در مکان‌هایی مانند ونزوئلا تنها به غرور پوتین، چند رأی همبستگی با مسکو در مجمع عمومی سازمان ملل و فرصت‌های پول‌سازی برای مقامات فاسد روسی خدمت کرده است. علاوه بر این، رویکرد فرصت‌طلبانه کرملین به توانایی پایدار برای شکل‌دهی به نتایج تبدیل نمی‌شود. کرملین ممکن است بتواند رژیم‌های استبدادی را به‌طور موقت حفظ کند یا در صورت شکست، به آن‌ها پناهگاهی طلایی بدهد. اما قادر به کمک به متحدان خود برای رفع آسیب‌پذیری‌های رژیم‌هایشان از طریق تقویت ظرفیت‌ها نیست. به‌عنوان مثال، در سوریه، روسیه به دمشق قدرت هوایی و دیگر ابزارهای نظامی خود را ارائه داد، اما نتوانست خشونت بیش از حد، بی‌کفایتی، فساد و سوءمدیریت اقتصادی را که به سقوط رژیم اسد کمک کرد، اصلاح کند. در ونزوئلا، روسیه نتوانست به رژیم مادورو اطلاعات به‌موقع، آموزش‌های کافی یا تجهیزات عملیاتی ارائه دهد. شکست کرملین در این زمینه در تضاد کامل با موفقیت ایالات متحده در کمک به اوکراین برای ناکام گذاشتن برنامه پوتین برای تغییر رژیم در کی‌یف است.

در چهار سال گذشته، توانایی مسکو در تأثیرگذاری بر رویدادهای جهانی به‌طور فزاینده‌ای کاهش یافته است، زیرا منابع این کشور در حفره بی‌پایان جنگ در اوکراین مصرف شده است. این جنگ موجب شده که رژیم پوتین از نظر داخلی مقاوم‌تر شود، چرا که مقامات تقریباً تمامی مخالفت‌ها را سرکوب کرده‌اند، اما همچنین تمام تجهیزات نظامی، نیروها، پول و توجهی که به‌طور نظری می‌توانست برای حمایت از افرادی مانند مادورو استفاده شود، به سمت جنگ در اوکراین منحرف شده است.