به گزارش اکوایران به نقل از نشریه آتلانتیک، هواپیمای آواکس E-3 سنتری، با گنبد راداری چرخان و متمایزش، یک مرکز فرماندهی پروازی است که به نیروهای آمریکایی امکان میدهد تا میدان نبرد را مشاهده و هماهنگ کنند. در هفتههای گذشته، ایران یکی از آنها را روی باندی در عربستان سعودی نابود کرد و گزارش شده که به دیگری نیز آسیب رسانده است. ایالات متحد تنها شمار محدودی از این هواپیماها را در خاورمیانه مستقر کرده و ناوگان جهانی آن نیز محدود است؛ امری که این هواپیما را به یکی از باارزشترین داراییهای راهبردی کشور تبدیل میکند.
احتمالاً ایران بهتنهایی عمل نکرده است. یک شرکت ماهوارهای چینی به نام میزارویژن تصاویری از تحرکات نظامی ایالات متحد منتشر کرد که میتوانست به هدفگیری کمک کند. همچنین روزنامه دیلی تلگراف ادعا کرده که چین پرکلرات سدیم — مادهای پیشساز برای سوخت موشکهای جامد — در اختیار ایران قرار داده است.

چین تنها قدرتی نبود که به ایران کمک کرد. ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهند که روسیه اطلاعاتی برای هدفگیری نیروهای آمریکایی و قابلیتهای پیشرفته پهپادی در اختیار ایران گذاشته است. دولت ترامپ درباره حمایت چین از ایران اظهار نظری نکرده است. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، به فاکس نیوز گفت که کمک روسیه «واقعاً اهمیتی ندارد» و در موقعیتی دیگر نیز گفت که «تأثیری بر عملیات نظامی آمریکا ندارد.»
سنت دیرینه دست یاری برادر بزرگتر
همزمان ترامپ در یک نشست خبری در روز دوشنبه یعنی یک روز پیش از اعلام آتشبس دو هفتهای با ایران، متحدان آمریکا را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و گفت ناتو «اصلاً کمکی نکرده است؛» او ادامه داد: «فقط ناتو نیست. میدانید چه کسی دیگر به ما کمک نکرد؟ کره جنوبی کمک نکرد. میدانید چه کسی دیگر کمک نکرد؟ استرالیا کمک نکرد. میدانید چه کسی دیگر کمک نکرد؟ ژاپن.»

این جنگ تناقضهای دیدگاه ژئوپلیتیکی دولت ترامپ را آشکار ساخته است. در دوران این رئیسجمهور، ایالات متحد به روسیه پاداش داده، چین را نادیده گرفته، اروپا را تنبیه کرده و متحدان و شرکای آسیایی خود را در برابر یک بحران اقتصادی که خود در ایجاد آن نقش داشته، رها کرده است.
در دوران جنگ سرد، یک ابرقدرت اغلب بهطور غیرمستقیم به دشمنان ابرقدرت دیگر کمک میکرد. اتحاد جماهیر شوروی از ویتنام شمالی و کره شمالی حمایت میکرد، درحالیکه ایالات متحد از مقاومت افغانستان در برابر اشغال شوروی پشتیبانی میکرد. این رویه تا حد زیادی در جنگهای آمریکا در عراق و افغانستان وجود نداشت، زیرا در دورهای رخ دادند که رقابت قدرتهای بزرگ بسیار کمتر از امروز بود.
امروز اما شرایط دوباره تغییر کرده است. روسیه در مورد ایران، احتمالاً در صورت فروپاشی آتشبس و اعزام نیروهای زمینی آمریکا، از فرصت برای تحمیل هزینه به نیروهای آمریکایی استفاده خواهد کرد. چین محتاطتر است و احتمالاً مستقیماً به ایران برای جنگ با آمریکا کمک نمیکند، اما به نظر میرسد با ارائه کالاهای دوکاربردی، از قبیل سوخت موشک که کاربردهای غیرنظامی نیز دارد و تصاویر ماهوارهای تجاری مشکلی ندارد.
همراستایی ژرفتر رقیبان آمریکا
کمک روسیه و چین به ایران بخشی از همراستایی گستردهتر دشمنان آمریکاست. از زمان آغاز جنگ اوکراین، مسکو روابط خود را با چین، کره شمالی و ایران عمیقتر کرده است. چین با تأمین ابزارهای صنعتی، میکروالکترونیک و سایر فناوریهای حیاتی و همچنین همکاری در تولید پهپاد، به روسیه کمک کرده است تا ظرفیت نظامی خود را بسیار سریعتر از حالت عادی بازسازی کند. کره شمالی میلیونها گلوله توپخانه، راکت، موشک و حتی نیرو در اختیار گذاشته است. ایران نیز موشکهای بالستیک، پهپادها و کمک در تولید آنها را فراهم کرده است.

روسیه این کمکها را رایگان دریافت نکرده است. در مقابل، فناوریهای نظامی ارزشمندی را از جمله در حوزه جنگندهها، پدافند هوایی، ماهوارهها، موشکها و زیردریاییها به این کشورها منتقل کرده است. مسکو و پیونگیانگ یک پیمان دفاع متقابل امضا کردهاند و کره شمالی بهطور قابلتوجهی از کمکهای نظامی و اقتصادی روسیه بهرهمند شده است. روسیه و چین پیمان اتحاد رسمی ندارند، اما ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ بیش از ۵۰ بار با یکدیگر دیدار کردهاند و همکاریهای نظامی، اقتصادی و فناوری خود را گسترش دادهاند.
بااینحال، دولت ترامپ بهنوعی هنوز نتوانسته است اهمیت این تغییر را درک کند. در سال ۲۰۲۵ جامعه اطلاعاتی آمریکا درباره خطرات همکاری دشمنان هشدار داد؛ اما در سال ۲۰۲۶، بدون شواهد تازه، این نگرانیها را اغراقآمیز دانست. در راهبرد امنیت ملی به این موضوع پرداخته نشده و هیچ مقام ارشد دولت ترامپ آشکارا درباره نقش کره شمالی در جنگ اوکراین صحبت نکرده است.
در عوض، به نظر میرسد ترامپ معتقد است که بلوکهای ثابتی وجود ندارند و او میتواند بهصورت عملگرایانه با تقریباً همه کشورها، صرفنظر از جهتگیری ژئوپلیتیکیشان، کار کند. پس از آغاز جنگ ایران، ترامپ تحریمهای نفتی علیه روسیه را لغو کرد و به رونق مالی عظیمی که این کشور از افزایش قیمت نفت به دست آورده بود، افزود. دولت همچنان به دنبال یک توافق تجاری بزرگ با چین، حتی به قیمت تضعیف رقابت راهبردی با این کشور، است.
ترامپ شاکی از همپیمانان
همزمان دولت ترامپ بهدلیل عدم حمایت از جنگ با ایران، تمرکز انتقادات خود را بر اروپا گذاشته است. ترامپ ناتو را «ببری کاغذی» خواند و گفت که بهگونه جدی در حال بررسی خروج از آن است. در عمل بیشتر متحدان اروپایی با فراهم کردن پایگاهها، حریم هوایی و پشتیبانی آمادی، عملیات آمریکا را آسان کردهاند. تنها یک کشور، اسپانیا، ممنوعیتی کامل بر کمک وضع کرده، اما این تصمیم تأثیر عملی اندکی بر جنگ داشته است.

ترامپ پیش از آتشبس بارها گفته بود که اروپا باید برای باز کردن تنگه هرمز اقدام کند، زیرا بخش زیادی از نفت خود را از آنجا تأمین میکند، حال آنکه آمریکا تقریباً هیچ سهمی ندارد. اما مطابق گفته آژانس بینالمللی انرژی، تنها حدود ۴ درصد از نفت خام عبوری از این تنگه به اروپا میرسد. ترامپ همچنین ادعا کرده بود که گشتزنی در این تنگه ایمن است؛ ادعایی که آشکارا درست نبود، زیرا نیروی دریایی آمریکا حاضر به اسکورت نفتکشها از آن نبود.
ترامپ کمکهایی را که میتوانستند بهراستی مؤثر باشند، رد کرده است. نیروهای اوکراینی سالها صرف توسعه روشهایی برای رهگیری گسترده پهپادهای ایرانی کردهاند؛ یعنی دقیقاً همان تهدیدی که کشورهای خلیج فارس با آن مواجه بودهاند. ولودیمیر زلنسکی پیشنهاد کمک داده بود. ترامپ میتوانست مشاوران اوکراینی را در ریاض یا ابوظبی مستقر کند و دانش بهدستآمده در میدان نبرد را با هزینهای اندک به یک ضریب تقویتکننده تبدیل کند. اما او این پیشنهاد را رد کرد و گفت: «ما به کمک آنها در دفاع پهپادی نیاز نداریم. ما بیشتر از هر کسی درباره پهپادها میدانیم.»
بحران انرژی و گلایههای همپیمانان
پیامدهای بحران انرژی بهویژه در آسیا مشاهدهپذیر است. اقتصادهای آسیایی حدود ۸۰ درصد نفت خام و نزدیک به ۹۰ درصد گاز طبیعی مایع عبوری از تنگه هرمز را دریافت میکنند؛ امری که آنها را بهشدت در برابر اختلالات آسیبپذیر میسازد. این منطقه همچنین بهشدت به کشورهای خلیج فارس برای محصولات پالایششده، از جمله کود، مواد شیمیایی و سوخت صنعتی وابسته است. ایوان فایگنبام از بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی تصویری «تیره» از آسیا در چند هفته پس از آغاز جنگ ترسیم میکند. این تصویر شامل تعطیلی مدارس، سهمیهبندی، دستورالعملهای دورکاری و کمبود آب (ناشی از افزایش قیمت یا کمبود سوخت) بهدلیل این درگیری میشود. آتشبس دو هفتهای بعید است فوراً این مشکلات را حل کند؛ رفتوآمد از تنگه ممکن است همچنان کمتر از سطح پیش از جنگ باقی بماند.

درحالیکه متحدان آسیایی با بدترین بحران انرژی در ۵۰ سال اخیر دستوپنجه نرم میکنند، آمریکا عملاً غایب است. هیچ نشست اضطراری گروه ۲۰ برگزار نشده، هیچ سفری از سوی وزیر خزانهداری به منطقه انجام نشده و حتی اذعانی به این مشکل صورت نگرفته است. تنها کار انجام شده، سرزنش متحدان همپیمان آمریکا بهدلیل عدم مشارکت است.
«واقعیت ژئوپلیتیکی تازه»
جنگ ایران پس از آن سالی رخ داد که در آن آمریکا بدون برنامهریزی یا راهبرد مشخص، بر متحدان و شرکای خود تعرفه وضع کرد. در غیاب رهبری آمریکا، کشورهای آسیایی به دنبال توافق با تهران بودند، نه از سر ترجیح ژئوپلیتیکی، بلکه از سر ناچاری برای جلوگیری از فاجعه اقتصادی. اگر تنگه تحت آتشبس بهطور کامل باز نشود، این روند ممکن است ادامه یابد.
جنگ ایران یک واقعیت ژئوپلیتیکی تازه را آشکار کرده است. دشمنان آمریکا در حال هماهنگتر شدن هستند و منابع و توانمندیهای خود را بهگونهای به اشتراک میگذارند که قدرتشان را افزایش میدهد، درحالیکه ائتلافهای جهانی آمریکا که مدتها بزرگترین دارایی آن بودند، مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند و در حال تکهتکه شدن هستند. ایالات متحد عملاً به سوی جهانی حرکت میکند که در آن با رقبایی بههمپیوستهتر و ائتلافی کمتر منسجم از خود مواجه است. این تغییری بزرگ با پیامدهای عمیق برای امنیت ملی آمریکا است و به نظر نمیرسد که دولت ترامپ نشانهای از درک یا اصلاح آن داشته باشد.