به گزارش اکوایران به نقل از سرویس ترجمه شفقنا از نشریه «ریسپانسیبل استیتکرافت»؛ [در یکی دو هفته گذشته] نشانههای واقعی و واضحی وجود داشت که حکایت از این میکرد که ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران ممکن است به سمت توافقی پیش بروند که بتواند آتشبسی را که از ۷ آوریل به طور ضعیفی برقرار بوده، رسمیت بخشد. اما پس از آن ایالات متحده آمریکا دور جدیدی از حملات خود را به ایران آغاز کرد و پس از آن هم اعلام کاخ سفید مبنی بر عدم تصمیم نهایی در مورد توافق، هفته گذشته به پایان رسید.
مذاکرات گذشته- یک بار در ماه ژوئن (خرداد/تیر) و یک بار هم در ماه فوریه (اسفند)- با حملات اسرائیل و ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران به پایان رسیدند؛ اقدامی که به عقیده منتقدان با هدف مختل کردن تلاشهای دیپلماتیک جاری انجام شده است. در ماه آوریل نیز ظرف چند ساعت پس از ترک مذاکرات توسط هیئت آمریکایی در اسلامآباد، ترامپ از مسدود کردن متقابل تنگه هرمز خبر داد. پس از آن عم شاهد اتفاقات هفته گذشته بودیم که در آغاز به نظر میرسید طرفین به یک راهحل دیپلماتیک نزدیک شدهاند، اما بعدتر که صداهای طرفدار جنگ در رسانهها و اندیشکدهها شروع به انتقاد آشکار از آن مذاکرات کردند، ترامپ با آغاز یک سری حملات جدید پاسخ داد.
این چرخه آشنا- که با خشم و عصبانیت صداهای جنگطلب بابت پیشرفت در مذاکرات آغاز و به دنبال آن هم تشدید بیشتر تنشها را به دنبال دارد- باعث شده که برخی از صداهای ضد جنگ از خود بپرسند که آیا دستیابی به یک توافق جامع، اوضاع را بدتر میکند یا نه. اگر قرار است هر گامی از پیشرفت دیپلماتیک، باعث وحشت جنگطلبان و کسانی که با دیپلماسی مخالفند شود، پس میتوان گفت که مجبور کردن طرفین به پایان دادن جنگ در یک مذاکره گسترده تنها و تنها اهرم فشاری را که معماران جنگ میخواهند، در اختبیار آنها قرار میدهد.