برخی تحلیلگران غربی حتی این بحران را با بحران کانال سوئز در سال ۱۹۵۶ مقایسه کردهاند؛ رویدادی که به شکست سیاسی و نظامی بریتانیا و فرانسه در برابر مصر منجر شد و بسیاری آن را نقطه آغاز افول امپراتوری بریتانیا میدانند. اما آیا این روایت تاریخی کامل است؟
گروهی از پژوهشگران اقتصادی معتقدند بریتانیا پس از سوئز، اگرچه بخشی از نفوذ ژئوپلیتیک خود را از دست داد، اما با توسعه بازارهای مالی بینالمللی و تبدیل لندن به مرکز معاملات یورودلار، توانست نوع جدیدی از قدرت اقتصادی و مالی را ایجاد کند؛ قدرتی که همچنان یکی از پایههای نفوذ جهانی این کشور محسوب میشود.
بر همین اساس، برخی ناظران استدلال میکنند که حتی اگر آمریکا در بازگشایی کامل تنگه هرمز با چالش روبهرو شده باشد، لزوماً به معنای تضعیف موقعیت جهانی این کشور نیست. از نگاه آنها، اختلال در مسیرهای سنتی انرژی میتواند وابستگی بیشتری به تولیدکنندگان انرژی آمریکایی ایجاد کند، جایگاه دلار را تقویت کند و روند دلارزدایی را با مانع مواجه سازد.
در این گزارش، به این پرسش پرداختهایم که آیا مقایسه بحران هرمز با بحران سوئز از نظر تاریخی و اقتصادی قابل دفاع است و آیا ممکن است آنچه در ظاهر یک شکست ژئوپلیتیک به نظر میرسد، در بلندمدت به بازآرایی نظم انرژی و مالی جهان به سود آمریکا منجر شود؟