به گزارش اکوایران، دولت امارات متحده عربی ظرف یک دهه گذشته موفق شده با سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصاد ایالات متحده، برقراری رابطه با متحدین واشنگتن در منطقه، از جمله عادیسازی روابط با اسرائیل و نیز روابط نزدیک مالی با خانواده ترامپ، جا پای استواری در سیاست واشنگتن پیدا کند.
یک پیشینه ناخوشایند
به گزارش نشریه فایننشیالتایمز، بیست سال پیش، امارات متحده عربی در مرکز یک طوفان سیاسی در واشنگتن قرار داشت. تلاش این کشور نفتخیز حوزه خلیج فارس برای خرید شش بندر بزرگ آمریکایی از طریق شرکت لجستیکی دیپی وورلد، متعلق به دبی، خشم و اعتراض گسترده قانونگذاران آمریکایی را برانگیخت.
تنها پنج سال پیش از آن، دو نفر از هواپیماربایانی که حملات ۱۱ سپتامبر را انجام داده بودند، اهل امارات بودند. برخی اعضای کنگره، با ادعای اینکه امارات مرکزی برای تأمین مالی القاعده و «یک مشکل مستمر در زمینه مقابله با تروریسم» است، هشدار دادند که اگر امارات اجازه اداره بنادر راهبردی آمریکا را پیدا کند، امنیت ایالات متحده با تهدیدی جدی مواجه خواهد شد.
اینکه امارات تنها کشور عربیای بود که نیروهایی را برای حمایت از جنگ آمریکا در افغانستان اعزام کرده بود و دولت جورج دبلیو بوش نیز از توافق مربوط به بنادر حمایت میکرد، اهمیتی نداشت. اعتراضات باعث شد دیپی وورلد از این معامله عقبنشینی کند.
این ماجرا همچنین به نقطه عطفی برای امارات و روابطش با آمریکا، تبدیل شد. در ابوظبی، شیخ محمد بن زاید آل نهیان که در آن زمان ولیعهد قدرتمند امارات بود، مشاورانش را برای برگزاری یک جلسه اضطراری فراخواند. محمد بن زاید به مشاورانش گفت این «بحران» نشان داده است که بیشتر آمریکاییها اساساً درک نادرستی از امارات دارند. زمان آن رسیده بود که این وضعیت اصلاح شود.
امارات در نگاه واشنگتن: از عامل ناامنی تا تواناترین متحد در منطقه
و آنها این کار را کردند. دو دهه بعد، محمد بن زاید رئیس دولت امارات است و این کشور حوزه خلیج فارس از سوی سیاستمداران و فرماندهان نظامی آمریکا بهعنوان یکی از توانمندترین متحدان آمریکا در خاورمیانه دیده میشود و لقب «اسپارت کوچک» را به خود اختصاص داده است. در ۲۸ ژوئیه، ارتش آمریکا اعلام کرد که با امارات برای تسریع توسعه «هوش مصنوعی نظامی» همکاری میکند.
ترامپ در کنار رئیسجمهور امارات متحده عربی، در سال گذشته در ابوظبی. رئیسجمهور آمریکا اخیراً این کشور حاشیه خلیج فارس را «کشوری فوقالعاده» توصیف کرد/عکس از رویترز
فراتر از روابط نظامی، ابوظبی بهطور فعال از ۱.۷ تریلیون دلاری که در صندوقهای ثروت ملی و شرکتهای تحت حمایت دولت مدیریت میکند، برای سرمایهگذاری گسترده در آمریکا و در خانواده دونالد ترامپ استفاده کرده است.
کنگره تحت کنترل جمهوریخواهان دیگر آنچنان نسبت به سرمایهگذاریها در حوزههای حساس به امنیت ملی آمریکا نگران نیست. ترامپ اخیراً به اماراتیها اجازه دسترسی به برخی از پیشرفتهترین تراشههای رایانهای آمریکا را داد؛ تنها چند ماه پس از آنکه یکی از اعضای خاندان سلطنتی امارات ۵۰۰ میلیون دلار در کسبوکار رمزارزی خانواده ترامپ سرمایهگذاری کرد. ترامپ در ماه ژوئن درباره محمد بن زاید که تصمیم گرفته بود زمان یک بازتنظیم راهبردی فرا رسیده است، گفت: «عالیجناب یک جنگجو است؛» و افزود که امارات «کشوری فوقالعاده» است.
چگونگی اینکه امارات، یک سلطنت مطلقه، توانست واشنگتن را با خود همراه کند، از سوی دوستان و دشمنان این کشور بهعنوان نمونهای کامل از چگونگی اجرای یک کارزار روابط عمومی دولتی در واشنگتن تلقی میشود.
نقش پول امارات در سیاست واشنگتن
البته این مسیر همیشه هموار نبوده است. آمریکا با حمایت ضمنی خود از قیامهای بهار عربی در سال ۲۰۱۱ که نظم موجود در خاورمیانه را تهدید میکرد، و همچنین تصمیمش برای امضای توافق هستهای با ایران در سال ۲۰۱۵، اماراتیها را خشمگین کرد. اخیراً نیز جنگ ترامپ با ایران محدودیتهای نفوذ محمد بن زاید را به آزمون گذاشته است؛ زیرا امارات به هدف اصلی تلافیجویی ایران تبدیل شد. موج موشکها و پهپادهای ایرانی پرسشهایی را درباره تصویر امارات بهعنوان کشوری باثبات و همچنین قابلیت تحقق جاهطلبی این کشور برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی فناوری ایجاد کرد.
مارکو روبیو در جریان تور تابستانی خود از کشورهای حوزه خلیج فارس، مورد استقبال یوسف العتیبه، سفیر امارات در ایالات متحده، قرار میگیرد/عکس از خبرگزاری فرانسه
باربارا لیف که از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ سفیر آمریکا در ابوظبی بود و سپس به مقام ارشد دیپلماتیک آمریکا در امور خاورمیانه رسید، میگوید اماراتیها میدانند که «دسترسی گسترده، ارتباطات و نفوذ دارند»؛ اما «وقتی پای عمل به میان میآید، آنها در مورد جنگی که در آستانه درِ خانهشان آغاز شد و بیشترین حملات را نیز متوجه آنها کرد، حق رأی نداشتند.»
بااینحال، اگر چیزی تغییر کرده باشد، این وضعیت دیدگاه ابوظبی را مبنی بر اینکه باید روابط را تشدید کند، تقویت کرده است. این کشور روی شراکت خود با آمریکا و روابط نزدیکتر با اسرائیل یک قمار راهبردی انجام داده است. مقامهای اماراتی میگویند قصد دارند نهتنها مسیر کنونی را ادامه دهند، بلکه این پیوند را نیز تقویت کنند.
یکی از اهرمهای اصلی، پول است. بر اساس دادههای OpenSecrets، که جریان پول در سیاست آمریکا را رصد میکند، امارات تنها در ۱۰ سال گذشته بیش از ۲۷۰ میلیون دلار در واشنگتن هزینه کرده است. این کشور همراه با همسایگان خلیج فارسی خود، عربستان سعودی با ۴۲۲ میلیون دلار و قطر با ۲۶۹ میلیون دلار، در میان ۱۰ هزینهکننده بزرگ جهان قرار دارد.
امارات همچنین پول را به برخی از برجستهترین اندیشکدههای واشنگتن، از شورای آتلانتیک گرفته تا مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی و مؤسسه رند و دیگران، سرازیر کرده است؛ دهها کنفرانس و همایش بینالمللی برگزار کرده؛ و یک شورای تجاری دوجانبه آمریکا و امارات راهاندازی کرده بود.
درحالیکه قتل فجیع یک روزنامهنگار برجسته در سال ۲۰۱۸ به دست مأموران سعودی، ریاض را برای چند سال در موقعیت نامطلوب دیپلماتیک قرار داد، یوسف العتیبه، سفیر امارات در واشنگتن، سرگرم ارائه تصویری از امارات بهعنوان چراغی نسبتاً روشن از مدرنیته و آیندهنگری بود؛ کشوری که دبیِ معتدل و دوستدار کسبوکار را در خود جای داده و همچون واحهای ظاهراً لیبرال در بخش محافظهکار جهان اسلام به نظر میرسد.
العتیبه سیاستگذاران آمریکایی را تشویق کرد از امارات دیدار کنند، فعالیت سفارت برای ارتباط با کنگره، اندیشکدهها، دانشگاهها، مدارس و رسانهها را هدایت کرد و برای نخبگان واشنگتن مهمانی برگزار کرده است. او در جریان نخستین کارزار انتخاباتی ترامپ همچنین با جرد کوشنر، داماد او، نزدیک شد؛ کسی که بعدها به یکی از بانفوذترین مشاوران ترامپ در امور خاورمیانه تبدیل شد.
اسرائیل؛ پلی برای نزدیکی به کاخ سفید ترامپ
اما ثمربخشترین اقدام امارات و العتیبه تا به امروز، تصمیم این کشور در سال ۲۰۲۰ برای تبدیل شدن به نخستین امضاکننده اصلی «توافقهای ابراهیم» ترامپ بود؛ توافقهایی که روابط با اسرائیل را عادی کرد، اقدامی که نخبگان سیاسی آمریکا را شگفتزده کرد و تغییری بنیادین در نگاه آمریکا به امارات به وجود آورد.
بنیامین نتانیاهو، ترامپ، و عبدالله بن زاید بن سلطان آل نهیان، وزیر امور خارجه امارات متحده عربی، در مراسم امضای توافقهای ابراهیم در سال ۲۰۲۰/عکس از گتی ایمجز
این مقام سابق وزارت خارجه آمریکا میگوید: «آنها میتوانستند نشانهها را بخوانند و ببینند چه چیزی برای آمریکا اهمیت دارد، و میدانستند که اسرائیل راهی برای نزدیک شدن به حلقه ترامپ است.» او میافزاید: «روابط نزدیکتر با اسرائیل مانند یک درِ پشتی عظیم و کاملاً باز برای دور زدن انتقادهایی بود که با آن مواجه بودند.»
افراد نزدیک به خاندان حاکم میگویند برای محمد بن زاید، روابط نزدیکتر با آمریکا طیفی از اهداف راهبردی را محقق میکند: متنوعسازی اقتصاد و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی؛ تبدیل شدن به یک قطب جهانی هوش مصنوعی؛ و ترسیم مسیری مستقل از سایه عربستان سعودی، قدرت منطقهای مسلط. لیف، سفیر سابق آمریکا در امارات، میگوید: «آنها مدتهاست به اسرائیل و سنگاپور بهعنوان نوعی الگو نگاه میکنند: بازیگران کوچک، با جمعیتهای کوچک، که تأثیری جهانی دارند؛ از نظر سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی، نظامی و غیره».
بیست سال پس از آنکه امارات نتوانست بنادر بزرگ آمریکا را خریداری کند، این کشور بهتدریج سهام صنایعی را به دست آورده که ارزش آنها بسیار بیشتر است. یکی از مقامهای ارشد دولت بایدن که همکاری نزدیکی با امارات داشته است، میگوید: «ترسناک است که صنعت هوش مصنوعی ما تا چه اندازه به پول اماراتی وابسته است». به گفته یک مقام اماراتی، این سرمایهگذاریها به تبدیل رابطه آمریکا و امارات از رابطهای که در دوران پس از ۱۱ سپتامبر بر همکاری برای «مبارزه مشترک با آدمهای بد» استوار بود، به رابطهای که در آن دو کشور از نظر اقتصادی نیز با یکدیگر همکاری میکنند، کمک کرده است.
سرمایهگذاری در آینده یا طرح فساد؟
طارق العتیبه، برادر ناتنی یوسف العتیبه و مقام سابق اماراتی، راهبرد سرمایهگذاری راهبردی امارات را با راهبردی مقایسه میکند که برای «یک خودروی کوچک که وارد مسابقهای میشود که تعداد زیادی خودروی بزرگتر از ما جلوتر هستند» طراحی شده است. او میگوید: «در روزهای اول، فقط این بود که میگفتیم: "قرار است مقدار زیادی پول روی چیزهایی بریزیم که خوب به نظر میرسند». اما به گفته العتیبه، با افزایش درک اماراتیها از سیلیکونولی، آنها به «سرمایهگذارانی حرفهای تبدیل شدند و میدانند معاملات مناسب کجا هستند و فناوریهای امیدوارکننده کداماند.»
شیخ حمدان بن محمد آل مکتوم، ولیعهد دبی و شیخ طحنون، مشاور امنیت ملی امارات، در جریان سفر سال گذشته به دوحه/عکس از رویترز
جیکوب هلبرگ، مقام ارشد دولت ترامپ در حوزه دیپلماسی اقتصادی، امسال گفت سرمایهگذاریهای اماراتی در شرکتهای تراشهسازی آمریکا، امارات را به تأمینکنندهای حیاتی برای صنعت فناوری تبدیل کرده است. او به اعضای کنگره گفت: «آنها در GlobalFoundries سرمایهگذاری کردند. آنها Cerebras را تقریباً از مرگ بازگرداندند و Cerebras امروز یک جواهر تاج فناوری آمریکاست.»
اما نقطه اوج جدیدی برای ابوظبی با تصمیم وزارت بازرگانی آمریکا برای مجاز کردن فروش تراشههای پیشرفته به امارات و حذف کنترلهای صادراتی مرتبط با آن رقم خورد. سفیر العتیبه این توافق تراشهها را «یک نقطه عطف» خواند که بر پایه «تعامل مستمر» بنا شده است. اما دموکراتها آن را چیز دیگری میدیدند: یاسمین انصاری، نماینده آریزونا، آن را «شاید یکی از بزرگترین و آشکارترین طرحهای فساد در تاریخ آمریکا» خواند.
خشم و اعتراضها از خرید سهم ۴۹ درصدی امجیایکس متعلق به شیخ طحنون در کسبوکار رمزارزی خانواده ترامپ، World Liberty Financial، سرچشمه گرفت؛ خریدی که اندکی پیش از مراسم تحلیف ترامپ در سال گذشته انجام شد. اماراتیها میگویند این سرمایهگذاریها تصمیمات تجاری خصوصی بودهاند و هیچ ارتباطی با جاهطلبیهای سیاسی امارات یا توافق بعدی آمریکا و امارات درباره تراشهها نداشتهاند. سخنگوی World Liberty نیز گفت استیبلکوین این شرکت صرفاً ابزار پرداخت برای سرمایهگذاری MGX بوده است و اینکه آن را کمک نقدی بنامیم «بهطور کامل نادرست» خواهد بود.
آیا «روز حساب» اماراتیها با آمدن دمکراتها فرا میرسد؟
دیپلماسی و سرمایهگذاریهای امارات از راههای ظریفتری نیز نتیجه دادهاند. این کشور مدتها از پیامدهای رفتارهایی که سیاستمداران آمریکایی در مورد دیگران با دیدی بسیار نامساعدتر به آنها نگاه میکنند، اجتناب کرده است؛ برای مثال، برگزاری رزمایشهای نظامی مشترک با چین یا اتهام تأمین سلاح برای «نیروهای پشتیبانی سریع»، یک گروه شبهنظامی سودانی متهم به ارتکاب جنایات جنگی؛ سلاحهایی که سارا جیکوبز، قانونگذار دموکرات، میگوید «عملاً امکان وقوع یک نسلکشی را فراهم میکنند.»
آسمانخراشهای ابوظبی. امارات متحده عربی تلاش کرده است تصویری از این کشور را به عنوان یک چراغ نسبی مدرنیته و نوید در منطقه به فروش برساند/عکس از المی
مارکو روبیو سال گذشته گفت امارات «آشکارا از موجودیتی حمایت میکند که در حال ارتکاب نسلکشی» در سودان است؛ اتهامی که امارات آن را رد میکند؛ اما قانونگذاران بارها با تلاشهای کنگره برای جلوگیری از فروش تسلیحات به امارات مخالفت کردهاند، با این استدلال که امارات یک متحد راهبردی است.
امارات همچنین از توبیخ جدی به دلیل نقشش بهعنوان مرکزی برای دور زدن و تأمین مالی ایران گریخته است. این مسئله پیش از آغاز جنگ چنان برای بقای نظام ایران اهمیت داشت که ترامپ امسال گفت امارات «مثل بانکدار ایران» بوده است. تحلیل فایننشالتایمز از تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا مرتبط با ایران نشان داد که امارات، پس از چین، دومین کشوری است که بیشترین دفعات در این تحریمها ذکر شده است؛ آن هم با وجود موضع سنتاً تندروانه ابوظبی در قبال تهران. از میان ۱٬۵۷۳ نهاد و فرد تحت تحریم که با کشوری خارج از ایران ارتباط دارند، ۲۲ درصد دارای تابعیت، نشانی یا ثبت شرکتی در امارات هستند.
ون هولن میگوید: «امارات در اینجا در واشنگتن نفوذ زیادی دارد؛ نفوذی بیش از حد. بنابراین از کارهایی جان سالم به در برده که کشورهای دیگر نمیتوانستند». با وجود تمام این نفوذ، امارات نتوانست مانع از آن شود که آمریکا و اسرائیل امسال جنگ علیه ایران را آغاز کنند؛ بااینحال، از زمان آغاز جنگ، این کشور حوزه خلیج فارس تصمیم مهمی برای تشدید روابط خود با واشنگتن و اسرائیل گرفته است و حتی دهها حمله هوایی خود علیه ایران را نیز آغاز کرده است.
برخی کارشناسان پیشبینی میکنند که تمرکز بر روابط با آمریکا و اسرائیل، به قیمت تضعیف ائتلافهای منطقهای عربی، نتیجه معکوس خواهد داشت. اندرو لِبِر، کارشناس خاورمیانه در دانشگاه تولین، میگوید امارات با این کار «خطر واگذاری استقلال راهبردی خود به آن کشورها را به جان میخرد.»
برخی دموکراتها نیز معتقدند روز حساب امارات در راه است؛ اگر حزب دموکرات در انتخابات میاندورهای نوامبر کنترل کنگره را دوباره به دست آورد، این امر میتواند راه را برای تحقیقات کنگره هموار کند. جیکوبز، قانونگذار دموکرات، میگوید آمریکا باید «نشان دهد که شرکا و متحدان خود را با همان معیارهایی که برای همه دیگران به کار میبرد، مورد ارزیابی قرار میدهد.» او میافزاید: «امارات یک شریک مهم آمریکا در منطقه است؛ اما همچنان باید درباره این موضوع صادق باشیم که اقدامات آنها چگونه مستقیماً اولویتهای آمریکا را تضعیف میکند و موجب آسیب میشود.»