ریشه این وضعیت را باید در برهم خوردن توازن در تنگه هرمز جستوجو کرد. ایران تلاش میکند با محدود کردن عبور و مرور، هزینه اقتصادی فشار آمریکا را افزایش دهد و واشنگتن نیز با محاصره و اسکورت دریایی کشتیها به دنبال حفظ جریان صادرات نفت است.
با این حال، برخلاف برخی سناریوهای اولیه، قیمت نفت هنوز به سطحی نرسیده که بتوان از وقوع یک بحران بزرگ در بازار جهانی انرژی سخن گفت. ناوگان سایه و مسیرهای جایگزین ظاهراً توانستهاند بخشی از جریان نفت را حفظ کنند. در عین حال، ذخایر نفت ایران روی آب نیز در حال کاهش است؛ بر اساس دادههای کپلر، حجم این محمولهها از حدود ۹۰ میلیون بشکه در ژوئیه به حدود ۲۹ میلیون بشکه رسیده است.
اما مسئله فقط میزان نفتی که امروز از هرمز عبور میکند نیست؛ سؤال مهمتر این است که این روند تا چه زمانی قابل تداوم است؟
دادههای TankerTrackers میانگین عبور نفت از تنگه را در هفته منتهی به پنجشنبه حدود ۶.۷ میلیون بشکه در روز نشان میدهد؛ رقمی حدود ۶۰ درصد پایینتر از ماههای پیش از جنگ.
در صورت ادامه درگیری، هزینه بیمه و حملونقل افزایش مییابد و فشار بر بازار انرژی، کالا و زنجیره تأمین بیشتر میشود.
خطر اصلی اما فراتر از نفت است: اگر جنگ نفتکشها به زیرساختهای حیاتی منطقه آسیب بزند، هزینههای آن میتواند برای سالها و حتی دههها باقی بماند.