گروه بین‌المللی بحران گزارش سالانه خود از 10 مناقشه بزرگ سال 2026 را که باید رصد کرد، منتشر کرده است. در ادامه، بخش مربوط به جنگ اوکراین و همچنین چالش‌های دولت جدید سوریه را مشاهده می‌کنید. این گزارش در چند بخش ترجمه می‌شود.

به گزارش اکوایران، گروه بین‌المللی بحران به سنت هر ساله، در آغاز سال نو میلادی گزارش سالانه خود از 10 مناقشه بزرگ در سال جدید میلادی را که باید رصد کرد، منتشر کرده است. اکوایران این گزارش مفصل را در شش بخش ترجمه کرده که بخش نخست، دوم و سوم آن پیش از این منتشر شده و در ادامه بخش چهارم آن ارائه می‌شود.

5. نبرد اوکراین؛ جنگی که سرنوشتش همچنان نامشخص است

در میدان نبرد، اوکراین در حالت دفاعی قرار دارد. این کشور در طول بهار تسلط خود بر منطقه کورسک را از دست داد و روسیه که از نظر جنگ‌افزار و تعداد نیرو دست برتر را دارد، در حال پیشروی در سایر جبهه‌ها است. روس‌‌ها در دو شهر منطقه دونتسک، یک شهر در زاپوریژیا و یک شهر در خارکیف پیشروی داشته و بخش‌هایی از غرب دونتسک و منطقه سومی (Sumi) در شمال اوکراین را به دست آورده است.

با این وجود، روسیه موفق نشده است به طور آشکار خطوط نبرد اوکراین را در هم بشکند. این جنگِ چهار ساله باعث شده است صدا هزار نیروی روس کشته و زخمی شوند و فشار اقتصادی ناشی از جنگ افزایش یابد. با وجود این شرایط، اقتصاد روسیه توانسته است مانع از وقوع پیش‌بینی‌های بحرانی کارشناسان شود. با وجود تلفات زیاد در ارتش اوکراین، این کشور خیالی برای تسلیم شدن ندارد. بمباران‌های روسیه باعث شده است شبکه برق این کشور به شدت آسیب ببیند و با همه این‌ها، اوکراین همچنان بخش‌هایی از سرزمین‌هایی که روسیه اشغال کرده را در اختیار دارد.

از سوی دیگر، نیروهای اوکراینی حملاتی به عمق خاک روسیه انجام داده و زیرساخت‌های نفتی و کشتی‌های روسیه در دریای سیاه را با استفاده از پهپاد و موشک هدف قرار می‌دهد. با وجود اینکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا معتقد است اوکراین طرف ضعیف‌تر درگیری است و بارها کی‌یف را مقصر آغاز این جنگ دانسته، ایالات متحده همچنان با کی‌یف تبادل اطلاعاتی دارد. اما واشنگتن کمک مالی به اوکراین را قطع کرده و این مسئولیت را به اروپا محول کرده است.

جنگ اوکراین

در شرایطی که آمریکا خود بخشی از پیمان ناتو است، ترامپ در روابط بحرانی کی‌یف و اعضای ناتو با مسکو به عنوان میانجی‌گر ظاهر شده است. پس از جلسات استیو ویتکاف، نماینده ترامپ با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، طرح صلحی نهایی شد که به شدت به نفع روسیه بود. رهبران اروپا و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهوری اوکراین، یک جایگزین متوازن‌تر ارائه دادند که از سوی پوتین رد شده است.

اوکراین با آتش‌بس در جبهه‌های فعلی موافقت کرده است، البته در صورتی که کنترل روسیه بر مناطق تصرف‌شده،‌ بدون حضور نیروهای نظامی باشد. پوتین در ازای آتش‌بس خواستار امتیازات غیرقابل بازگشت از سوی کی‌یف است. رئیس‌جمهوری روسیه به طور خاص می‌خواهد که اوکراین‌ بخش‌هایی از منطقه دونباس را که تحت کنترل دارد، رها کند. زلنسکی همچنین پیشنهاد عضو نشدن اوکراین در ناتو را ارائه داده است چراکه بسیاری در واشنگتن با آن مخالف هستند. اما اوکراین همچنان خواهان تضمین‌های امنیتی آمریکا است. علاوه بر این، رئیس‌جمهوری روسیه خواستار کاهش اندازه ارتش اوکراین، محدود شدن حمایت خارجی از کی‌یف و کاهش تضمین‌های امنیتی برای اوکراین شده است و مشخص نیست که چه شرایطی را قبول خواهد کرد.

به طور ویژه، دیپلماسی سریع آمریکا می‌تواند به پر شدن شکاف‌ها کمک کند، اما یک فرآیند دچار آسیب، کمکی به شرایط نخواهد کرد. پیش‌بینی اینکه وقایع چگونه تغییر خواهد یافت، دشوار است. به نظر می‌رسد ترامپ در استفاده از تحریم‌های بیشتر برای فشار بر پوتین و تغییر مواضع او در مذاکرات مردد باشد. با این حال، رئیس‌جمهوری آمریکا از نهایت قدرت واشنگتن در جهت مجبور کردن کی‌یف و اروپا برای به دست آوردن توافق صلح با روسیه خودداری کرده است. اگر این استراتژی ادامه یابد، سال 2026 شاهد ادامه بن‌بست در جنگ خونین اوکراین خواهد بود.

سوال بزرگ این است در صورتی که ترامپ صبر خود را از دست بدهد و بخواهد یک توافق را بر اوکراین و اروپا تحمیل کند، جه اتفاقی رخ خواهد داد. در صورتی دستیابی به یک توافق صلح در چنین شرایطی، اروپا دچار بی‌ثباتی خواهد شد. اما اگر اروپا و کی‌یف در برابر اینگونه توافقی مقاومت کنند و آمریکا تمام کمک‌های اطلاعاتی و صادرات تسلیحاتی خود به اوکراین را متوقف سازد، رهبران اروپایی باید در حمایت از کی‌یف تلاش بیشتری داشته باشند. در صورت این رخداد، بعید است که اوکراین فورا این جنگ را ببازد،‌ اما با موانع بیشتری در میدان نبرد روبه‌رو خواهد شد و مردمش رنج بیشتری را متحمل می‌شوند.

6. سوریه؛ ثبات شکننده با حضور احمد الشرع به عنوان رئیس‌جمهور

در یک سالی که از سقوط بشار اسد در دسامبر 2024 می‌گذرد، سوریه دستخوش تحولات ژئوپلیتیکی شده است که کمتر کسی پیش‌بینی آن را داشت. در مرکز این تغییر، احمد الشرع، رئیس‌جمهوری سوریه و رهبر سابق هیئت تحریر الشام (HTS) مرتبط با القاعده قرار دارد که توانسته به مهمان کاخ سفید تبدیل شود. در حالی‌که الشرع پیروزی‌های دیپلماتیک تاریخی و تعلیق تحریم‌های بین‌المللی را به دست آورده است، بزرگ‌ترین چالش او همچنان داخلی است: موج فزاینده خشونت فرقه‌ای که کشور را بار دیگر تهدید به تجزیه می‌کند.

آمریکا سوریه

ظهور الشرع به مشروعیت بین‌المللی با همکاری رئیس‌جمهوری آمریکا تسهیل شد. پس از یک حمله برق‌آسا که موجب سقوط دمشق شد، الشرع به سرعت به دنبال حمایت قدرت‌های منطقه‌ای مانند ترکیه و عربستان سعودی بود. این امر در دیدار الشرع در ماه می 2025 با ترامپ به اوج خود رسید؛ رویدادی که راه را برای سخنرانی او در مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر هموار کرد که نخستین سخنرانی یک رئیس دولت سوریه در تقریبا 60 سال گذشته بوده است.

مزایای دیپلماتیک این اتفاق به سرعت ظاهر شد. ایالات متحده و اروپا تحریم‌های اقتصادی سنگین را لغو کرده‌اند و سوریه رسما به ائتلاف ضد داعش پیوسته است. این اقدام، دمشق را به عنوان شریک اصلی واشنگتن در میدان قرار می‌دهد و به طور بالقوه نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) به رهبری کردها را به حاشیه می‌راند.

در داخل کشور، نشانه‌های بهبودی قابل مشاهده اما ناپایدار است. سازمان ملل تخمین می‌زند که بیش از یک میلیون پناهنده سوری به خانه بازگشته‌اند. خدمات عمومی، از جمله برق، نشانه‌هایی از بهبود را نشان می‌دهند و الشرع به طرز شگفت‌آوری از اجرای یک دستور کار صریحا اسلامی خودداری کرده و فضای مدنی بیشتری را برای انتقاد از دولت فراهم کرده است.

با این حال، اقتصاد همچنان در حال ویرانی است و سرمایه‌گذاری خارجی به آهستگی محقق می‌شود. از نظر سیاسی، قدرت به طور فزاینده‌ای در حلقه داخلی الشرع متمرکز شده است. انتخابات غیرمستقیم اخیر برای مجلس قانون‌گذاری انتقالی نتوانست نماینده جمعیت وسیع‌تری باشد و منجر به ناامیدی حتی در میان اکثریت عرب سنی که پایگاه اصلی دولت را تشکیل می‌دهند، شد.

مهم‌ترین تهدید برای دولت جدید، ظهور مجدد کشتار فرقه‌ای است. در مارس 2025، نیروهای دولتی در مناطق ساحلی با اکثریت علوی، توسط وفاداران اسد مغلوب شدند. واکنش دولت یعنی استقرار شبه‌نظامیان شورشی سابق، منجر به قتل عام سه روزه شد که طی آن 1500 نفر جان باختند. عدم موفقیت دولت در پاسخگو کردن عاملان، گروه‌های اقلیت را در وضعیت وحشت قرار داده است.

سوریه

بحران مشابهی در جنوب، در منطقه سویدا با اکثریت دروزی آغاز شد. آنچه که به عنوان اختلاف ارضی بین دروزی‌ها و بادیه‌نشینان سنی آغاز شد، زمانی تشدید شد که دمشق همان واحدهای مسئول قتل عام‌های ساحلی را مستقر کرد. خشونت ناشی از آن، اسرائیل را بر آن داشت تا با حملات هوایی برای محافظت از جمعیت دروزی مداخله کند. امروزه، بخش عمده‌ای از سویدا تحت کنترل جناح‌های محلی دروزی است که به طور فزاینده‌ای خواستار جدایی یا تحت الحمایه اسرائیل شدن هستند.

فراتر از اختلافات داخلی، سایه داعش همچنان پابرجاست. در ماه دسامبر، یک نفوذی در نیروهای امنیتی سوریه دو سرباز آمریکایی را کشت که نشان‌دهنده شکاف‌های عظیم در روند بررسی صلاحیت‌های شورشیان سابق است که در ارتش دولتی ادغام می‌شوند. همچنین نگرانی‌های عمیقی در مورد 9 هزار جنگجوی داعش و 26 هزار عضو خانواده آن‌ها که هنوز در بازداشتگاه‌ها نگهداری می‌شوند و همچنان هدف فرار از زندان هستند، وجود دارد.

در شمال شرقی، بن‌بست با نیروهای دموکراتیک سوریه همچنان ادامه دارد. در حالی‌که در ماه مارس توافقی برای ادغام حکومت کُرد در دولت حاصل شد، پیشرفت در مورد تقسیم قدرت متوقف شده است. اگر مذاکرات شکست بخورد، دمشق ممکن است تلاش کند تا منطقه نفت‌خیز را با زور تصرف کند؛ اقدامی که می‌تواند ترکیه را درگیر کند یا باعث مداخله بیشتر اسرائیل شود. با آغاز سال 2026، الشرع فرصتی تاریخی برای بازسازی سوریه دارد، البته در صورتی که بتواند از بازگشت کشور به چرخه انتقام فرقه‌ای که دهه گذشته را رقم زد، جلوگیری کند.