اکوایران: وقتی بحران از راه می‌رسد، خبر دیگر فقط خبر نیست؛ می‌تواند تصمیم بسازد، صف‌بندی ایجاد کند و حتی مسیر سیاست را تغییر دهد. در چنین بزنگاه‌هایی، رسانه‌ها نه در حاشیه قدرت، بلکه در متن آن ایستاده‌اند؛ جایی که هر تیتر، هر روایت و هر سکوت، پیامد دارد.

در لحظاتی که مرز میان اطلاعات و تصمیم‌سازی سیاسی کمرنگ می‌شود، رسانه‌ها دیگر صرفاً بازتاب‌دهنده رویدادها نیستند؛ آنها بخشی از خودِ صحنه سیاست‌اند. در شرایط بحرانی، نحوه روایت خبر می‌تواند آرامش را حفظ کند یا آتش رقابت‌ها را شعله‌ور سازد، اعتماد عمومی را بسازد یا به سرعت آن را فرسایش دهد. فهم این ظرفیت و پذیرش مسئولیت حرفه‌ای، کلید عبور جوامع از طوفان‌های سیاسی است — موضوعی که این یادداشت در پی واکاوی آن است.

در نظام‌های دموکراتیک، رسانه آزاد به‌عنوان «رکن چهارم» شناخته می‌شود؛ چون سپهر عمومی برای گفت‌وگوی آزاد و شکل‌دهی افکار عمومی عمدتاً از طریق رسانه‌ها شکل می‌گیرد. رسانه‌ها با اطلاع‌رسانی درباره رویدادهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، بستر مشارکت و نظارت مردمی را فراهم می‌کنند.

در وضعیت‌های بحرانی (سیاسی، اجتماعی یا بین‌المللی)، نقش رسانه‌ها اهمیت دوچندانی می‌یابد: مردم از طریق اخبار و گزارش‌ها ناآگاهی‌های خود را پر می‌کنند، رهبران مجبور به پاسخگویی می‌شوند، و مسیر واکنش جمعی شکل می‌گیرد.

شکل‌دهی افکار عمومی و پاسخگویی سیاسی

اطلاع‌رسانی و آموزش: رسانه‌ها منبع اصلی آگاهی مردم نسبت به رویدادهایی‌اند که خود آن را تجربه نمی‌کنند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد رسانه‌ها محور تمرکز بحث‌های عمومی (agenda-setting) هستند و اولویت‌های خبری خود را تعیین می‌کنند. این گرایش، باورها و نگرش‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

رسانه‌ها با طرح پرسش و افشای سوءعملکرد مسئولان، سیاستمداران را تحت نظر می‌گیرند. آنطور که Pew Research گزارش داده، نتایج نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حدود ۷۴٪ مردم آمریکا معتقدند نظارت رسانه‌ها باعث می‌شود رهبران سیاسی از انجام کارهای غیرمجاز باز بمانند.انتشار گزارش‌های خبری کارآمد (مانند رسوایی واترگیت) می‌تواند منجر به اخراج یا استعفای مدیران عالی شود. رسانه توانایی برجسته‌ای در افشاگری‌های بزرگ و مطالبه پاسخگویی دارد.

رسانه‌ها همچنین می‌توانند توجه عمومی را به بحران‌ها معطوف یا آن را منحرف کنند. مطالعات نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی و خبرگزاری‌ها هرچه موضوعی را برجسته‌تر کنند، مردم نیز آن را جدی‌تر می‌گیرند. در بحران‌ها، انتشار اطلاعات دقیق و به‌موقع می‌تواند به آرامش جامعه کمک کند؛ برعکس، اخبار نادرست یا تحریف‌شده، جامعه را گیج و عصبانی می‌کند. به این ترتیب، رسانه به‌عنوان رابط بین مردم و قدرت، شکل‌دهنده گفتگوهای سیاسی و مناظره عمومی است.

دیدگاه نظریه‌پردازان ارتباطات 

برای فهم عمیق‌تر نقش و کارکرد رسانه در معادلات قدرت و سیاست، رجوع به چارچوب‌های نظری علوم ارتباطات اجتناب‌ناپذیر است. نظریه‌پردازان برجسته این حوزه هر یک از زاویه‌ای متفاوت، نسبت میان رسانه، قدرت و افکار عمومی را توضیح داده‌اند؛ از رسانه به‌مثابه بستر گفت‌وگوی عقلانی گرفته تا ابزار شکل‌دهی ادراک و حتی سازوکار بازتولید سلطه. مرور این دیدگاه‌ها کمک می‌کند دریابیم چرا رسانه در بزنگاه‌های سیاسی، نقشی فراتر از یک نهاد اطلاع‌رسانی ساده پیدا می‌کند.

هابرماس و سپهر عمومی: یورگن هابرماس سپهر عمومی را عرصه‌ای می‌داند که در آن شهروندان آزادانه و دور از فشار دولت و قدرت‌های تبلیغاتی به گفتگو و نقد سیاست‌ها می‌پردازند. رسانه‌ها بزرگ‌ترین بستر ایجاد چنین فضایی هستند. بر این اساس، کارکرد رسانه در دمکراسی، ایجاد شرایط بحث باز درباره مسائل عمومی و رسیدن به اجماع‌اند. 

مک‌لوهان و «پیام رسانه»: مارشال مک‌لوهان معتقد بود هر رسانه (تلویزیون، روزنامه، اینترنت و…) با ذات خود دیدگاه ما را تغییر می‌دهد. به عبارتی «رسانه خود پیام است»: محتوای خبر مهم است، اما تأثیر عمده در نحوه دید ما نسبت به جهان است. او همچنین از عصر ارتباطات الکترونیک با عنوان «دهکده‌ی جهانی» یاد کرد؛ این جهان متصل‌شده‌ی رسانه‌ای به شهروندان اجازه می‌دهد تا سریعاً از وقایع دوردست باخبر شوند.

لومن و نظریه‌ی سیستم‌ها: نیکلاس لومن می‌گوید همه آنچه از جامعه و جهان می‌دانیم، از طریق رسانه‌ها می‌دانیم. رسانه‌ها چارچوب‌های شناختی ما را شکل می‌دهند و فیلترهایی را برای ادراک واقعیت ارائه می‌کنند. به عبارتی، در دنیای مدرن اطلاعات، رسانه‌ها «مجموعه‌ای از معانی» را برای جامعه تنظیم می‌کنند تا پیچیدگی رویدادها قابل فهم شود.

چامسکی و مدل پروپاگاندا: نوآم چامسکی (و ادوارد هرمن) نشان داده‌اند که در جوامع سرمایه‌داری رسانه‌ها تحت نفوذ قدرت و ثروت عمل می‌کنند. براساس «مدل پروپاگاندا»، سرمایه‌داران و نهادهای دولتی اخبار را فیلتر می‌کنند و پیام‌های مورد نظرشان را به افکار عمومی منتقل می‌سازند. نتیجه این است که دیدگاه مخالف یا اخبار منتقد ارزش خبری کمتری پیدا می‌کند و ذهنیت غالب جامعه متناسب با منافع نخبگان شکل می‌گیرد.

مسئولیت روزنامه‌نگاران و اخلاق رسانه‌ها

این چارچوب‌های نظری نشان می‌دهند که رسانه صرفاً یک ابزار خنثی نیست، بلکه کنشگری اثرگذار در میدان سیاست است؛ کنشگری که می‌تواند آگاهی بیافریند یا واقعیت را مخدوش کند. درست در همین نقطه است که بحث از نظریه به عمل می‌رسد و پرسش اصلی مطرح می‌شود: وقتی رسانه چنین قدرتی دارد، مسئولیت روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای در قبال جامعه چیست و مرز اخلاق حرفه‌ای در شرایط بحرانی چگونه تعریف می‌شود؟

بحران‌های سیاسی-اجتماعی، آزمون مسئولیت رسانه‌هاست. در این شرایط اطلاعات می‌تواند به ثبات یا تشدید بحران بینجامد. اصول حرفه‌ای مطبوعات بر دقت، درستی و بی‌طرفی تأکید دارد.

جورجیکا کلانچیر (Đurđica Klancir)، روزنامه‌نگار، سردبیر و تحلیلگر باسابقه اهل کرواسی در راهنمایی‌‌های بین‌المللی برای خبرنگاری در بحران نوشته است: «هرآنچه در رسانه منتشر می‌شود باید درست باشد و منابع بررسی و تأیید شوند». سردبیران باید بدون تیترهای تحریک‌آمیز و با پشتیبانی کامل از خبرنگاران، بر گزارش‌های مستند و قابل‌فهم تأکید کنند.

خبرنگاران همچنین از حقوق ویژه‌ای مانند حفاظت از مخفی نگه‌داشتن منابع برخوردارند اما در برابر جامعه موظف به پاسخگویی‌اند. قواعد اخلاقی می‌گوید روزنامه‌نگار باید «همواره حقیقت را دنبال کند و گزارش جامعی از رخدادها ارائه دهد». یک خبرنگار مسئول کسی است که نسبت به پیامدهای تصمیمات و مطالب خود آگاه بوده و مسئولیت آن را بپذیرد.

رسانه در سیاست خارجی و بازنمایی بحران‌های جهانی

رسانه‌های بزرگ جهانی می‌توانند بر سیاست خارجی کشورها تأثیر بگذارند. یکی از مفاهیم مهم در این زمینه «اثر سی‌ان‌ان» است: به این معنی که پوشش خبری بحران‌های انسانی گاهی موجب فشار افکار عمومی برای مداخله سیاسی یا نظامی می‌شود. مطالعات نشان می‌دهد در دههٔ ۱۹۹۰ میلادی، پوشش رسانه‌ای بحران کردها در عراق شمالی و قحطی سومالی، بخشی از راهبرد «مداخله بشر‌دوستانه» به‌شمار می‌رفت و به تشکیل مناطقی امن برای پناهجویان انجامید.

رسانه‌ها با انتشار تصویری از فجایع -مانند تصاویر آدم‌های گرفتار در گرسنگی یا جنگ- می‌توانند خواست عمومی برای کمک و رسیدگی را ایجاد کنند. البته تحقیقات بعدی تصریح کرده‌اند این فشار اغلب در سطوح تاکتیکی تأثیر دارد نه تصمیم‌های کلان سیاست خارجی؛ اما بی‌تردید رسانه‌ها نقشی در جابه‌جایی اولویت‌ها یا تغییر لحن دیپلماسی خواهند داشت.

نمونه‌های تاریخی و معاصر

در تاریخ معاصر موارد متعددی نشان داده‌اند رسانه‌ها می‌توانند نقش هدایت‌گر یا تشدیدکننده بحران را ایفا کنند:

واشینگتن‌پست و واترگیت (۱۹۷۴): پوشش گسترده گزارش واترگیت توسط روزنامه‌های آزاد آمریکا به کشف دخالت‌های غیرقانونی نیکسون انجامید و نهایتاً به استعفای او منجر شد. این حادثه‌ نمادی از کارکرد نظارتی رسانه‌ها در برابر قدرت است.

رادیو رواندا (۱۹۹۴): در نسل‌کشی رواندا، ایستگاه‌های رادیویی وابسته به حاکمان محلی با پخش نژادپرستی و نفرت‌پراکنی، به بحران خونین دامن زدند. خبرنگارانی به اتهام تشویق به نسل‌کشی محاکمه شدند. کارلوتون دانشگاه کارلتون کانادا گزارش داد رسانه‌ها «نفرت‌پراکنی و آدمیت‌زدایی» را اشاعه می‌دادند. این مثال تلخ نشان می‌دهد که نادیده‌ گرفتن مسئولیت اخلاقی رسانه‌ها می‌تواند فجایع را تشدید کند.

امروزه انتشار سریع اخبار و شایعات در رسانه‌ها بر بحران‌ها اثرگذار است. برای مثال در بحران همه‌گیری کووید۱۹، گسترش اطلاعات نادرست در شبکه‌های اجتماعی به سردرگمی مردم و دشواری مدیریت سلامت عمومی منجر شد. یا در جنگ‌های اخیر، رسانه‌های دولتی و خصوصی تلاش کرده‌اند روایت‌های متفاوت را تبیین کنند (مثلاً پوشش متقابل جنگ در اوکراین یا فلسطین). این نمونه‌ها تاکید می‌کنند که رسانه‌ها می‌توانند بحران‌ها را روشن کنند یا تاریک‌تر نمایند، و مسیری که افکار عمومی و سیاست می‌پیماید را به‌طرز تعیین‌کننده‌ای جهت دهند.

رسانه آزاد رکن اساسی دموکراسی

رسانه آزاد و مستقل رکن اساسی دموکراسی است که مردم را مطلع نگه می‌دارد، دولت‌ها را پاسخگو می‌سازد و در شرایط بحران‌ها جهت حرکت جامعه را تعیین می‌کند. نظریه‌پردازانی چون هابرماس، مک‌لوهان، لومن و چامسکی همگی بر اهمیت ساختار و کارکرد رسانه‌ها در جوامع مدرن تأکید کرده‌اند.

در حالی که رسانه‌ها پتانسیل عظیمی برای تسهیل گفت‌وگوی ملی و بین‌المللی دارند، یادگیری از تجارب گذشته نشان می‌دهد که همواره باید مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای، راستی‌آزمایی و پایبندی به اخلاق را پاس داشت تا رسانه تبدیل به ابزار نفوذ ناپسند قدرت نشود و در بحران‌ها به جای خاموشی جنگ‌افروزی، نقشی سازنده در حفظ صلح و عدالت ایفا کند.