در فوریه ۲۰۲۵، ایران نخستین ناو پهپادبر بومی خود با نام «شهید بهمن باقری» را به ناوگان نیروی دریایی سپاه افزود. این ناو توانایی پرتاب و بازیابی پهپادها و انجام مأموریت‌های شناسایی را دارد.

به گزارش اکوایران به نقل از انتخاب، الجزیره نوشت: در هفته‌های اخیر، شدت تهدیدهای آمریکا درباره تشدید قریب‌الوقوع علیه تهران و ایران افزایش یافته است؛ تشدیدی که هنوز کسی از ابعاد و پیامدهای آن برای ایران، آگاهی دقیقی ندارد. جهان همچنان در انتظار لحظه صفر است، در حالی که بسیاری از کشورهای عربی و منطقه‌ای می‌کوشند برای کاهش تنش و جلوگیری از وقوع یک درگیری قریب‌الوقوع مداخله کنند.

با وجود آنکه دولت کنونی آمریکا مدعی شده است حملاتی که در ژوئن گذشته تأسیسات هسته‌ای ایران و برنامه هسته‌ای آن را هدف قرار داد، توانسته این برنامه را نابود یا دست‌کم برای سال‌ها به تأخیر بیندازد، اما این حملات مانع از تمایل واشنگتن و در پس آن تل‌آویو برای از میان بردن ارکان قدرت نظامی ایران نشده است؛ این بار عنوان اصلی، برنامه موشکی ایران است.

در سوی دیگر، به نظر می‌رسد تهران قصد ندارد از برنامه موشکی بازدارنده خود دست بکشد، هرچند در دو مسیر حرکت می‌کند:

مسیر نخست، نظامی است که در آن سطح آمادگی حفظ شده و با اظهارات مقام‌های نظامی درباره آمادگی کامل برای جنگ آینده نمود می‌یابد و اینکه آمریکا و اسرائیل بهای سنگینی خواهند پرداخت.

مسیر دوم، سیاسی و دیپلماتیک است؛ جایی که ایران اعلام می‌کند در صورت مبتنی بودن مذاکرات بر عدالت و احترام متقابل، آماده بازگشت به میز مذاکره است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، بر حمایت کشورش از دیپلماسی و مخالفت با هرگونه تهدید نظامی تأکید کرده است.

در میان این هیاهو، جنگ دوازده‌روزه بار دیگر در اذهان زنده می‌شود که با وجود قدرت آشکار تهران در حوزه پهپادها و موشک‌ها، کمبودهایی در سامانه‌های پدافند هوایی و هواپیماهای جنگنده مشاهده شد.

این مسئله برای تصمیم‌گیران ایرانی تازگی ندارد؛ تهران مدتی است برای توسعه توان نظامی خود و آمادگی برای پیامدهای احتمالی، با شتاب در حال حرکت است.

چالش‌های راهبردی

برای جبران این کمبودها، راهبرد ایران بر اصل «بازدارندگی پیش‌دستانه» استوار بوده است؛ اصلی که بر گسترش نفوذ فراتر از مرزها برای مقابله با دشمنان در دورترین نقاط ممکن از خاک ایران تکیه دارد، از طریق هماهنگی با گروهی از متحدان.

با توجه به نشانه‌های کنونی که احتمال نبردی در آسمان تهران را مطرح می‌کند ـ در صورتی که طرفین نتوانند به توافقی عقلانی برسند ـ و با توجه به اینکه این نبرد عمدتاً هوایی خواهد بود، این پرسش مطرح می‌شود: آیا ایران نیروی هوایی آماده‌ای برای چنین مواجهه‌ای دارد؟ و گزینه‌های پیش روی تهران برای تقویت توان هوایی‌اش چیست؟

نیروی هوایی ایران 

برای درک وضعیت نیروی هوایی ایران، می‌توان به سه مرحله کلیدی در تاریخ آن اشاره کرد.

مرحله نخست به دهه ۱۹۲۰ و دوران رضاشاه بازمی‌گردد؛ زمانی که ایران برای خرید جنگنده به آمریکا مراجعه کرد اما با پاسخ منفی روبه‌رو شد و ناچار به کشورهای اروپایی روی آورد. آلمان نخستین تأمین‌کننده بود و هواپیماهای «یونکِرز JU-F13» را تحویل داد. پس از آن، روسیه و فرانسه نیز میان سال‌های ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۵ هواپیماهایی به ایران تحویل دادند.

چالش اصلی نه خرید هواپیما، بلکه آموزش خلبانان، نیروهای تعمیر و نگهداری و ساخت فرودگاه‌ها بود. در این دوره، نیروی هوایی از یک دفتر کوچک در ارتش به نهادی مستقل با عنوان «نیروی هوایی شاهنشاهی» تبدیل شد.

اما همه این تلاش‌ها در جنگ جهانی دوم از میان رفت؛ زمانی که پس از اعلام حمایت شاه از آلمان، ایران از جنوب توسط بریتانیا و از شمال توسط شوروی اشغال شد. پایگاه‌های هوایی تصرف، آکادمی‌ها تعطیل، نیروها اخراج و دارایی‌های نیروی هوایی برچیده شدند.

مرحله دوم از سال ۱۹۴۶ آغاز شد؛ با بازگشایی دانشکده خلبانی و مراکز تعمیرات، و دریافت هواپیماهای جنگی و شناسایی از آمریکا. واشنگتن همچنین در آموزش نیروها و ساخت توان نظامی ایران نقش ایفا کرد، با توجه به اهمیت ژئوپلیتیکی ایران و منابع نفتی آن.

پس از انقلاب ۱۹۷۹، نظام جدید دارایی‌های نیروی هوایی را به ارث برد، اما قطع روابط با غرب مانع نوسازی، تأمین قطعات و تسلیحات شد. 

وضعیت کنونی و محدودیت‌ها

به گفته داگلاس بری، پژوهشگر ارشد مؤسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی، نیروی هوایی ایران در آستانه جنگ ایران و عراق در بهترین وضعیت خود بود. 

بنا بر گزارش‌ها، نیروی هوایی ایران شامل حدود ۱۵ اسکادران است که عمدتاً از جنگنده‌های آمریکایی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی و شمار کمتری از جنگنده‌های روسی تشکیل شده‌اند، از جمله: سوخو-۲۴، اف-۴، اف-۵، میگ-۲۹، اف-۱۴ تامکت و اف-۷ چینی (نسخه‌ای از میگ-۲۱).

اگرچه میگ-۲۹ مدرن‌ترین آن‌هاست، اما نسخه‌های موجود قدیمی هستند. سوخو-۲۴ نیز به دهه ۶۰ میلادی بازمی‌گردد.

گزینه‌های محدود و راه‌حل‌های موقت

در چنین شرایطی، ایران احتمالاً به روسیه و چین برای نوسازی نیروی هوایی خود روی می‌آورد. گزارش‌ها حاکی از قرارداد با روسیه برای بالگردهای میل-۲۸ و جنگنده‌های سوخو-۳۵ است. همچنین هواپیماهای آموزشی و تهاجمی سبک «یاک-۱۳۰» در سال ۲۰۲۳ تحویل داده شده‌اند و در مانور «ذوالفقار» در فوریه ۲۰۲۵ به کار گرفته شدند.

با این حال، تحویل سوخو-۳۵ به دلیل جنگ اوکراین به تأخیر افتاده و ادغام آن‌ها در ساختار عملیاتی ایران زمان‌بر خواهد بود.

در صورت عملیاتی شدن، سوخو-۳۵ می‌تواند تهدیدی برای جنگنده‌های پیشرفته‌ای چون اف-۳۵ باشد، به‌ویژه در صورت استفاده از موشک‌های دوربرد R-77-1.

برخی کارشناسان معتقدند اولویت ایران باید جایگزینی اف-۱۴ و اف-۴ باشد و در عین حال میگ-۲۹ و سوخو-۲۴ را ارتقا دهد. همچنین چین می‌تواند گزینه جایگزین باشد، با جنگنده‌هایی مانند J-10 یا JF-17.

پهپادها؛ راه‌حل کم‌هزینه

در کوتاه‌مدت، ایران بر توسعه فناوری‌های بومی کم‌هزینه تمرکز خواهد کرد، به‌ویژه پهپادها. گزارش‌ها حاکی از برنامه تولید ۱۰۰۰ پهپاد جدید از انواع «ابابیل-۴»، «ابابیل-۵» و پهپادهای انتحاری «آرش» است.

در فوریه ۲۰۲۵، ایران نخستین ناو پهپادبر بومی خود با نام «شهید بهمن باقری» را به ناوگان نیروی دریایی سپاه افزود. این ناو توانایی پرتاب و بازیابی پهپادها و انجام مأموریت‌های شناسایی را دارد.

ایران پس از ترکیه، دومین کشور خاورمیانه است که چنین ناوی را به کار می‌گیرد. این ناو می‌تواند نقش مهمی در شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات ایفا کند.