به گزارش اکوایران به نقل از تابناک، مجلسی اظهار داشت: ترکیه نهتنها متحد نزدیک آمریکا و اسرائیل است، بلکه ایران بازار بزرگی برای ترکیه محسوب میشود و ترکشهای یک جنگ در ایران میتواند توسعه ترکیه و تداوم اقتصاد آن را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
به گزارش سرویس بینالملل تابناک؛ در آستانه تحرکات تازه دیپلماتیک، ایران و آمریکا در حال آمادهسازی برای برگزاری دور جدیدی از مذاکرات هستند؛ گفتوگوهایی که بنا بر گزارشها قرار است جمعه ۱۶ بهمن ماه با میانجیگری عمان برگزار شود.
این مذاکرات در شرایطی مطرح میشود که تنشهای نظامی و امنیتی همچنان بالاست و واشنگتن بر مسیر دیپلماسی همراه با فشار تأکید دارد.
بر اساس مواضع اعلامشده، آمریکا برای آغاز مذاکرات پیششرطهایی را مطرح کرده است: توقف غنیسازی اورانیوم در داخل ایران، محدودسازی برنامه موشکی بالستیک و پایان حمایت ایران از گروههای نیابتی در منطقه؛ پیششرطهایی که تحقق آنها سرنوشت و چشمانداز گفتوگوها را تعیین خواهد کرد.
در همین راستا «تابناک» گفتوگویی با «فریدون مجلسی»، دیپلمات پیشین ایران، درباره چشمانداز مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا انجام داده است که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
ترکیه در مقام میانجی بین ایران و آمریکا عمل کرده است. دلیل این ایفای نقش از سوی آنکارا چیست؟
به این دلیل که هزینه آن کمتر است. این کاملاً طبیعی است، زیرا جنگ بسیار پرهزینه است، گرفتاریهای زیادی دارد و از سوی دیگر برای آینده ایران نیز خطرناک است. ادامه جنگ موجب از بین رفتن زیرساختهای ایران میشود و کشوری وامانده و درهمشکسته بهجا میگذارد که این وضعیت در نهایت برای دیگر کشورها، از جمله آمریکا، نیز بار و هزینه ایجاد خواهد کرد.
هر کسی باید تلاش کند از وقوع جنگ جلوگیری شود. امروز ایران کشوری پرجمعیت است. ترکیه نیز از جنگ میان ایران و آمریکا بهشدت آسیب خواهد دید.
ترکیه نهتنها متحد نزدیک آمریکا و اسرائیل است، بلکه ایران بازار بزرگی برای ترکیه محسوب میشود و ترکشهای یک جنگ در ایران میتواند توسعه ترکیه و تداوم اقتصاد آن را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. در ادامه این مذاکرات، ممکن است کشورهایی مانند عربستان و مصر نیز مشوق باشند و حتی مشارکت کنند که این موضوع اهمیت میانجیگری را دوچندان میکند.
نداهایی که از داخل ایران شنیده میشود، همان نداهایی است که در همه امور نقش تخریبی داشتهاند؛ همان کسانی که برجام را شکست دادند و نابود کردند. روزنامهها و سخنگویانی که هر روز با تهدید و ساز مخالف زدن، ایران را از عرصه بینالمللی دور نگه داشتهاند، اکنون نیز تلاش میکنند با هرگونه مذاکره مخالفت کنند.
اعلام شده که احتمالاً اورانیوم غنیشده ایران به روسیه منتقل شود و مسکو نیز در این زمینه ابراز آمادگی کرده است. برخی نمایندگان مجلس ایران هم گفته بودند که سفر آقای لاریجانی احتمالاً برای توافق درباره انتقال اورانیوم غنیشده به روسیه بوده، اما آقای علی باقری کنی اعلام کرد که ایران بنایی بر انتقال مواد غنیشده به هیچ کشوری ندارد و مذاکره نیز حول چنین موضوعی نیست. آیا ممکن است آمریکا با چنین موضوعی موافقت کند؟
بله، آمریکا موافقت خواهد کرد، زیرا نگرانی اصلی آمریکا این است که این مواد در اختیار جمهوری اسلامی باقی بماند. باقیماندن این مواد، استمرار همان تهدیدی است که نسبت به اسرائیل مطرح میشود. در واقع، مشکل اصلی، مشکل ایران و اسرائیل است، نه ایران و آمریکا.
آمریکا صرفاً بهعنوان ضامن و حامی اسرائیل از ابتدا وارد این ماجرا شده است. چهلوهفت سال است که در نوعی بازی موش و گربه با آمریکا و اسرائیل قرار داریم و جز در جنگ اخیر، اسرائیل بهطور مستقیم با ما درگیر نبوده است و جمهوری اسلامی هم از طریق حزبالله، جهاد اسلامی و حماس با اسرائیل در حال جنگ بوده است.
بقای حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تبدیل به ابزار تهدید شده است. در غیر این صورت، دولت آمریکا و غرب بهطور کلی مسئله هستهای ایران را حلشده میدانند. اگر این مواد تحویل داده نشود، با زور خواهند آمد و آن را خواهند برد، که البته این هم هزینه خاص خود را خواهد داشت.
روسیه صلاحیت نگهداری این مواد را دارد، زیرا یک کشور بزرگ هستهای است و میداند چگونه باید از آن استفاده کند. اگر قرار باشد این مواد در ایران نباشد، باید دید کجا باشد. اگر آمریکا آن را ببرد، بهعنوان غنیمت جنگی خواهد برد و کشورهای دیگر نیز اساساً صلاحیت نگهداری آن را ندارند.
چند روز پیش روزنامه هاآرتص به نقل از یکی از مقامات ترکیه گفته بود که ترکیه هم پیشنهاد داده اورانیومها به این کشور منتقل شوند. آمریکا بین روسیه و ترکیه کدام را ترجیح میدهد؟
آمریکا روسیه را ترجیح میدهد، زیرا خود ترکیه ممکن است روزی به فکر دستیابی به بمب اتمی بیفتد. اما روسیه، چون سلاح هستهای و صنعت هستهای دارد، دیگر نمیتوان گفت انتقال به آن کشور خطر نظامی ایجاد میکند. در حالی که انتقال اورانیوم به ترکیه، خطر بالقوه نظامی را از ایران به ترکیه منتقل میکند. ترکیه کشوری هستهای نیست و نگهداری این مواد و نحوه استفاده احتمالی از آن، خود به مسئلهای دیگر تبدیل میشود.
اگر ایران با انتقال اورانیومهای غنیشده موافقت کند، آیا در واقع آخرین برگ برنده راهبردی خود را واگذار نکرده است؟
ایران میتواند در یک مذاکره، ضمن پذیرفتن همه شرایط، این موضوع را نیز در همان بسته کلی از دست بدهد. لزومی ندارد کار بهصورت پلکانی انجام شود. این اساساً برگ چندان برنده و مهمی نیست.
مسئله آمریکا و غرب نیز با بودن یا نبودن چهارصد کیلوگرم اورانیوم غنیشده حل نمیشود؛ مسئله آنها رفع خطر و مقابله با استراتژی نابودی اسرائیل است.
آیا پذیرش این شرط، به تضعیف یا از بین رفتن قدرت بازدارندگی ایران منجر نمیشود؟
قدرت بازدارندگی زمانی معنا دارد که به بمب تبدیل شود. پیش از آن، همه این موارد از بین خواهد رفت. اسرائیل در مقطعی در محاصره کامل ایران قرار گرفته بود، اما اکنون شرایط برعکس شده است. پس از جنگ هفتم اکتبر، که مسئولیت آن را خواهناخواه متوجه ایران میدانند، این جنگ به جنگی سرنوشتساز تبدیل شد.
به همین دلیل اسرائیل تاکنون جنگ را متوقف نکرده و اعلام کرده هر زمان بخواهد حمله خواهد کرد. جمهوری اسلامی نیز متقابلاً اعلام کرده هر زمان لازم بداند و بتواند، حمله خواهد کرد. این یک وضعیت متقابل است که یا باید بهصورت متقابل پایان یابد یا بهصورت متقابل ادامه پیدا کند.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، گفته بود مذاکرات احتمالی بهصورت گامبهگام خواهد بود. فایننشال تایمز هم گزارش داده که مذاکرات در مرحله نخست فقط محدود به برنامه هستهای است. گامبهگام بودن مذاکرات چقدر شانس موفقیت را افزایش میدهد؟
بد نیست. در گام اول قرار نیست ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم تحویل داده شود. همین که پذیرفته شود که این کار انجام خواهد شد، گام اول برداشته شده است. در گام بعد، مسئله همکاری با گروههای نیابتی که با حمایت و هزینه دولت ایران فعالیت میکنند، مطرح خواهد شد.
البته گام بعدی مربوط به مسئله موشکی است.
بله. موشک ابزار مستقیم تهدید اسرائیل است؛ وگرنه آمریکا آن سوی دنیا قرار دارد و نگران تهدید مستقیم علیه خود نیست. سپس موضوع دستکشیدن از حمایت گروههای نیابتی و بازگشت به مرزهای خود مطرح میشود. ما زمانی مرزهای اسرائیل را عمق استراتژیک خود اعلام کرده بودیم، اما متأسفانه اکنون آنها مرزهای ایران را عمق استراتژیک خود اعلام کردهاند.
آیا در حوزه هستهای، پیششرط غنیسازی صفر از سوی آمریکا اکنون قابل حل است؟
خیر، این موضوع پیش از این جنگ قابل بحث بود، اما پس از جنگ دوازدهروزه شرایط تغییر کرده است. پیش از این، پیشنهاد من تشکیل یک کنسرسیوم با مشارکت کشورهایی مانند عربستان، ترکیه و مصر بود؛ کنسرسیومی تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در داخل ایران که غنیسازی را انجام دهد و یک شرکت بینالمللی، نه ایرانی، مسئول آن باشد. اما اکنون فکر نمیکنم حتی با این هم موافقت شود. حداکثر ممکن است بپذیرند که این کار در خارج از ایران و توسط یک کنسرسیوم تحت نظارت بینالمللی انجام شود.
بهطور کلی تصور میکنید این مذاکرات به نتیجه برسد؟
خیر، زیرا شجاعت پایاندادن به جنگ وجود ندارد. ما در دوازده روز ضربه خوردیم و صدها میلیارد دلار را یکجا از دست دادیم. در حالی که بسیاری از کشورهای دنیا بدون غنیسازی، به بهترین شکل زندگی میکنند. ترکیه که زمانی یکسوم اقتصاد ایران را داشت، اکنون شش برابر شده و توانمندی، استقلال و توسعهطلبیاش چندین برابر افزایش یافته است. نگاه ما باید به سمت صنعت و توسعه میرفت؛ همان کاری که کره جنوبی انجام داد و بسیاری از کشورهایی که وارد این مسیرهای پرهزینه نشدند. ما نباید به این وضعیت میافتادیم.