به گزارش اکوایران به نقل از ایسنا، «جان مرشایمر» استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو در گفتوگویی درباره احتمال حمله دوباره آمریکا به ایران هشدار داد که چنین اقدامی میتواند به سرعت به یک درگیری گسترده و خارج از کنترل تبدیل شود؛ تقابلی که نهتنها نتیجه مطلوب واشنگتن را نخواهد داشت، بلکه میتواند به تشدید کنترلناپذیر تنشها منجر شود.
مرشایمر در این گفتگو با اشاره به جنگ ۱۲ روزه گفت اهداف آمریکا و اسرائیل در آن مقطع مشخص بود: نابودی توان غنیسازی ایران. به گفته او، بخش بزرگی از زیرساختهای غنیسازی ایران در آن جنگ آسیب دید. با این حال، اسرائیلیها هدف گستردهتری را نیز دنبال میکردند؛ یعنی سرنگونی حکومت ایران. آنان با هدف قرار دادن فرماندهان و مقامات ایرانی تلاش کردند شرایط یک انقلاب داخلی را فراهم کنند، اما این راهبرد به نتیجه نرسید.
به باور مرشایمر، در شرایط کنونی دیگر توان غنیسازی ایران هدف اصلی نیست و هدف اصلی این بار تغییر حکومت است؛ هدفی که به اذعان او مشخص نیست واشنگتن و تلآویو چگونه میخواهند به آن دست یابند.
وی تأکید کرد ترور مقامات در جنگ قبلی نتیجهای نداشت و این بار نیز موفق نخواهد شد، زیرا ایران اکنون برای چنین سناریویی بهمراتب آمادهتر است.
مرشایمر همچنین به موضوع اختیارات قانونی رئیس جمهور آمریکا اشاره کرد و گفت «دونالد ترامپ» محدودیتهای کنگره در آغاز درگیریهای نظامی را به رسمیت نمیشناسد و تصور نمیکند برای حمله به ایران نیازمند تأیید کنگره باشد. او یادآور شد که «جورج بوش» در زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ علاوه بر کسب حمایت داخلی، تلاش کرد قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را نیز به دست آورد، اما ترامپ حتی از کنگره نیز مجوز رسمی طلب نمیکند.
تنها ۲۱ درصد مردم آمریکا از اقدام نظامی علیه ایران حمایت میکنند
از منظر افکار عمومی نیز شرایط متفاوت است. مرشایمر با اشاره به نظرسنجیها گفت بوش در سال ۲۰۰۳ حدود ۷۲ درصد حمایت مردمی برای جنگ عراق داشت، اما اکنون تنها حدود ۲۱ درصد از مردم آمریکا از اقدام نظامی علیه ایران حمایت میکنند. این در حالی است که در مورد عراق بحث حمله زمینی و اشغال مطرح بود، اما در مورد ایران چنین گزینهای حتی روی میز نیست؛ با این وجود مخالفت عمومی گستردهتر است.
سناریوی حمله محدود و سریع به ایران شکست خواهد خورد
در روزهای اخیر روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی احتمال داده که ترامپ ممکن است با یک حمله محدود و سریع، تهران را وادار به پذیرش شروط واشنگتن در مذاکرات کند؛ اما جان مرشایمر این سناریو را غیرعملی میداند و معتقد است: چنین طرحی به ۲ دلیل شکست خواهد خورد. نخست آنکه هیچ مسیر منطقی وجود ندارد که نشان دهد حملات محدود یا حتی گسترده میتواند حکومت ایران را سرنگون کند یا آن را به پذیرش شروط آمریکا وادار سازد. دوم آنکه ایران بهصراحت اعلام کرده حتی یک حمله محدود نیز با واکنشی شدید و فوری مواجه خواهد شد؛ واکنشی که میتواند به تشدید سریع تنشها منجر شود.
اهداف احتمالی ایران در واکنش به حمله آمریکا
مرشایمر سه حوزه اصلی را به عنوان اهداف احتمالی ایران در صورت حمله آمریکا برشمرد. نخست اسرائیل. ایران موشکهای بالستیک فراوانی در اختیار دارد و برخی از پیشرفتهترین آنها را در جنگ ۱۲ روزه به کار نگرفته تا در تقابل احتمالی بعدی از آنها استفاده کند. او یادآور شد که در آن جنگ، ایران به مرور توانست سامانههای پدافندی اسرائیل را دور بزند و آمریکا و اسرائیل با کمبود موشکهای رهگیر دفاعی مواجه شدند؛ تا جایی که اسرائیل خواهان پایان سریع جنگ شد. این بار، به باور مرشایمر، ایران ممکن است با شدت بیشتری عمل کند.
دومین هدف، پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه است. او این پایگاهها را اهدافی آسیبپذیر توصیف کرد و گفت هواپیماهای نظامی آمریکا در فرودگاههای منطقه مستقر هستند و میتوانند به راحتی هدف قرار گیرند.
به گفته مرشایمر، سومین و شاید مهمترین اقدام احتمالی، بستن تنگه هرمز است. مرشایمر گفت حدود ۲۵ درصد نفت جهان از خلیج فارس عبور میکند و انسداد این گذرگاه میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد. به گفته او، ترامپ در جنگ قبلی به ۲ دلیل آتشبس را پذیرفت: ناتوانی در دفاع کامل از اسرائیل و نگرانی جدی از بسته شدن تنگه هرمز.
مرشایمر تأکید کرد مساله فقط بازدارندگی نیست. ایران این تهدیدها را مطرح میکند تا دشمنانش را از حمله منصرف کند، اما اگر حمله صورت گیرد، ایران منافع خود را در عملی کردن تهدیداتش با تمام توان خواهد دید تا مانع تکرار چنین حملهای در آینده شود.
او در عین حال گفت آمریکا از تجربه اشغال عراق درسهایی گرفته است. در سال ۲۰۰۳، ایالات متحده نهتنها حمله زمینی انجام داد، بلکه به دنبال اجرای طرحهای مهندسی اجتماعی برای ترویج دموکراسی بود. اما امروز چنین اهدافی درباره ایران مطرح نیست. هدف از حمله احتمالی، نه ایجاد دموکراسی، بلکه روی کار آوردن حکومتی است که با سیاستهای واشنگتن همسو باشد و به گفته مرشایمر، «به ساز آمریکا برقصد!»
با این حال، مرشایمر معتقد است سرنگونی حکومت ایران بدون حمله زمینی غیرممکن است و بمباران ایران میتواند موجب همبستگی بیشتر داخلی شود.
در حوزه مطالبات آمریکا نیز تغییراتی رخ داده است. خواستههایی همچون «غنیسازی صفر»، نابودی توان موشکی و توقف حمایت از نیروهای نیابتی مطرح شده است که نشاندهنده مطالبات حداکثری واشنگتن است. به گفته مرشایمر، ایران در قالب توافق هستهای ۲۰۱۵ حاضر به پذیرش محدودیتهای گستردهای بود، اما رژیم صهیونیستی آن توافق را ناکافی میدانست و خواستار پایان کامل برنامه هستهای بود؛ موضوعی که با خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ محقق شد.
درگیری نظامی برای آینده سیاسی ترامپ پرهزینه است
اکنون نیز ایران احتمالاً حاضر است محدودیتهایی مشابه برجام را بپذیرد، اما اسرائیل علاوه بر مسئله هستهای، خواستار حذف توان موشکی ایران است؛ زیرا در جنگ اخیر متوجه میزان آسیبپذیری خود در برابر موشکهای بالستیک ایران شده است.
مرشایمر در پایان به نقش اسرائیل و لابی آن در آمریکا اشاره کرد و گفت تقریباً تمامی دولتهای جهان با تشدید تنشهای نظامی با ایران مخالفاند، به جز اسرائیل. او اذعان کرد لابی اسرائیل نفوذ گستردهای بر سیاست آمریکا دارد. با این حال، احتمال دارد ترامپ میان ۲ گزینه حمله به ایران یا مقاومت در برابر فشارهای لابی صهیونیستی، گزینه دوم را انتخاب کند؛ زیرا درگیری نظامی میتواند برای آینده سیاسی او پرهزینه باشد.