به گزارش اکوایران، ژنو بار دیگر به نقطه تلاقی بیم و امید بدل شده است؛ شهری که در حافظه دیپلماسی جهان، هم یادآور گرهگشاییهای تاریخی است و هم شکستهای پرهزینه. امروز، در سومین دور مذاکرات ایران و آمریکا که با میانجیگری عمان برگزار میشود، بسیاری این نشست را آخرین فرصت برای غلبه عقلانیت بر سایه جنگ میدانند؛ لحظهای سرنوشتساز که میتواند مسیر پرونده هستهای ایران و حتی معادلات امنیتی خاورمیانه را دگرگون کند.
ریاست هیأت ایرانی را عباس عراقچی، وزیر امور خارجه بر عهده دارد؛ دیپلماتی که پیش از عزیمت به ژنو تأکید کرد «توافق در دسترس است، اگر دیپلماسی در اولویت باشد». او از «فرصتی تاریخی» سخن گفت که میتواند به توافقی «بهتر و کاملتر از برجام» بینجامد؛ توافقی که هم نگرانیهای متقابل را کاهش دهد و هم منافع مشترک را تأمین کند.
در سوی دیگر، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده در نطق خود در کنگره، همزمان با تکرار تهدیدها، از ترجیح دیپلماسی سخن گفت. او تأکید کرد که هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد، اما افزود که راهحل مطلوبش، توافق است نه جنگ. این دوگانه تهدید و مذاکره، اکنون به مشخصه اصلی راهبرد واشنگتن بدل شده است.
به موازات آن، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در جلسهای محرمانه با رهبران ارشد کنگره (گروه موسوم به «گنگ هشت») به تشریح ابعاد پرونده ایران پرداخت؛ نشانهای از آنکه تصمیمهای پیشرو میتواند ابعاد امنیتی و حتی نظامی جدی داشته باشد. به نقل از دنیای اقتصاد، روبیو صراحتاً اعلام کرد، ایران برای برخورداری از انرژی هستهای «نیازی به غنیسازی ندارد» و حتی با توجه به منابع عظیم گاز، اساساً ضرورتی برای انرژی هستهای نمیبیند؛ موضعی که با خط قرمز تهران درباره «حق غنیسازی» در تضاد مستقیم قرار دارد.
چالش بنیادین مذاکرات ژنو بر سر همین نقطه متمرکز است: آمریکا خواهان محدودیتهای حداکثری و حتی «غنیسازی صفر» است، در حالی که ایران غنیسازی را حق مسلم خود میداند و حاضر به پذیرش چنین شرطی نیست. تهران با بستهای پیشنهادی به ژنو آمده که هدف آن اطمینانبخشی درباره ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای در ازای رفع مؤثر تحریمهاست.
در دو دور قبلی مذاکرات ــ در مسقط و ژنو ــ طرفین از «پیشرفت در اصول راهنما» و حتی شکلگیری چارچوبی برای متن احتمالی توافق سخن گفتند. این نشانهها امید به توافق را تقویت کرده، اما فاصله بر سر جزئیات همچنان پابرجاست.
نقش آژانس؛ میانجی در میدان مین
حضور فعال رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این دور، بر اهمیت فنی و نظارتی مذاکرات افزوده است. گروسی روز گذشته در مصاحبه با یک رسانه اسپانیایی زبان، با اشاره به آسیبهای واردشده به تأسیسات فردو، نطنز و اصفهان در حملات ماههای گذشته، تصریح کرده که با وجود خسارات، ذخایر اورانیوم غنیشده همچنان باقی است و همین واقعیت، ضرورت یک راهحل دیپلماتیک را دوچندان میکند.
او هشدار داد که در سایه گسیل تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه، «شایعات جنگ» تقویت شده و شکست مذاکرات میتواند پیامدهای خطرناکی به دنبال داشته باشد. از این منظر، نقش آژانس صرفاً فنی نیست؛ رضایت این نهاد میتواند بهانه را از دست تندروهای جنگطلب بگیرد و مسیر توافقی پایدارتر را هموار کند.
دیپلماسی در داخل؛ امید و هشدار
در داخل ایران نیز پیام واحدی مخابره میشود: تمایل به توافق همراه با آمادگی دفاعی. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری در نشستی با فعالان اقتصادی مازندران، چشمانداز مذاکرات را «خوب» توصیف کرده و ابراز امیدواری کرده که کشور از وضعیت فرساینده «نه جنگ، نه صلح» خارج شود؛ وضعیتی که به گفته او، مانعی جدی بر سر راه توسعه اقتصادی است.
همزمان، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس نیز در نشست با فعالان اقتصادی و اصناف از راهبرد «دیپلماسی عزتمندانه» در کنار «دفاع پشیمانکننده» سخن گفت؛ پیامی دوگانه که نشان میدهد تهران مذاکره را از موضع ضعف نمیبیند و هرگونه اقدام نظامی را بیپاسخ نخواهد گذاشت.
در سطح بینالمللی، حتی برخی رسانههای غربی نسبت به کارآمدی گزینه نظامی تردید دارند. گزارش تحلیلی روزنامه فایننشال تایمز تأکید کرد که هر جنگی نیازمند هدف روشن، منابع کافی و برنامه دقیق است؛ مؤلفههایی که در رویکرد فعلی واشنگتن نسبت به ایران چندان شفاف نیست. این گزارش هشدار میدهد که ایران «ونزوئلا نیست» و تجربههای عراق و افغانستان باید چراغ راه تصمیمگیران آمریکایی باشد.
در همین حال، رایزنیهای فشرده منطقهای و بینالمللی ــ از تماسهای مسکو و قاهره گرفته تا موضعگیریهای پکن و آنکارا ــ همگی نشان از نگرانی گسترده نسبت به احتمال لغزش اوضاع به سوی درگیری دارد.
واقعیت آن است که نه تهران خواهان جنگ است و نه واشنگتن جنگی تازه در خاورمیانه را مطلوب میداند؛ اما هر دو، از آمادگی کامل سخن میگویند تا در میز مذاکره دست برتر را داشته باشند. اکنون پرسش اصلی این است: آیا دو طرف میتوانند بر شکاف بیاعتمادی غلبه کنند و بر سر تعریفی مشترک از «توافق خوب» به تفاهم برسند؟
ژنو در این ساعات، بیش از یک شهر است؛ نماد دو راهی تاریخ است. اگر «دود سفید» توافق از سفارت عمان برخیزد، میتوان از رستاخیز دیپلماسی سخن گفت؛ توافقی که شاید فصل تازهای در روابط پرتنش ایران و آمریکا بگشاید. اما اگر این پنجره نیز بسته شود، منطقه بار دیگر در آستانه چرخهای از تنش و بیثباتی قرار خواهد گرفت.