به گزارش اکوایران، در حالی که نخبگان امنیتی غرب از فرسایش نظم بینالمللی سخن میگویند، در راولپندی پاکستان تحولی آرام اما ژرف در حال شکلگیری است؛ تحولی که با محوریت پارک ملی علوم و فناوری هوافضا (NASTP) و توسعه جنگنده مشترک JF-17، انحصار دیرینه قدرتهای بزرگ بر برتری هوایی را به چالش کشیده است. همکاری فناورانه با چین و گسترش صادرات تسلیحاتی، اسلامآباد را از یک خریدار صرف به بازیگری اثرگذار در بازار جهانی هوافضا تبدیل کرده و موازنه امنیتی در جنوب جهانی را در حال بازتعریف است.
پاکستان و یک تحول اساسی
این روزها در راهروهای شلوغ کنفرانس امنیتی مونیخ، جملهای تکراری به گوش میرسید؛ تکگوییهایی درباره «نظم بینالمللی چند دههای و شکوفا» که اکنون با فشاری بیسابقه روبهروست. این گردهمایی، همچون همیشه، پژواک اضطراب فراآتلانتیکی بود؛ اضطرابی آمیخته با نوعی انکار درباره فرسایش تدریجی برتری غرب. اما هزاران کیلومتر دورتر، تحولی عمیقتر و سرنوشتسازتر در حال شکلگیری است.
به نوشته ریسپانسیبل استیت کرفت، در داخل پارک ملی علوم و فناوری هوافضا (NASTP) در راولپندی پاکستان، بازدیدکنندگان در سالنهایی قدم میزدند که مدلهای کوچکشده جنگندهها و پهپادهای رزمی در آنها به نمایش درآمده بود؛ در شبیهسازهای پرواز توقف میکردند، جایی که دانشجویان مهارتهای خود را تقویت میکردند و مهندسانی را میدیدند که استارتاپها را در مسیر توسعه نمونههای اولیه هدایت میکردند. این بیش از یک نمایشگاه صنعتی، نماد یک تغییر ساختاری در امنیت جهانی است؛ تغییری که طی آن، نیروی هوایی بهتدریج «دموکراتیزه» میشود و توانایی هوایی معتبر از انحصار دولتهای ثروتمند غربی خارج شده و به دست قدرتهای نوظهور در جنوب جهانی میافتد.
خارج از حلقه های قدرت
در بخش بزرگی از دوران مدرن، صحنههایی از این دست بیرون از حلقه محدود قدرتهای نخبه قابل تصور نبود. دستیابی به نیروی هوایی پیشرفته مستلزم بودجههای عظیم دفاعی، اکوسیستمهای فناورانه توسعهیافته و همراستایی سیاسی با شبکههای امنیتی غرب بود که دسترسی به هواپیماهای پیشرفته، سامانههای اویونیک و تسلیحات دقیق را کنترل میکردند. برتری هوایی به امتیاز راهبردی متحدان نزدیک آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی/روسیه و معدود کشورهای ثروتمندی بدل شده بود که توان پرداخت هزینههای مالی و دیپلماتیک نگهداری ناوگانهای مدرن را داشتند.

رژیمهای کنترل صادرات، تحریمها و شروط سیاسی تضمین میکردند که کنترل آسمانها همچنان در انحصار باقی بماند. اما امروز این انحصار دیرپا بهتدریج در حال فرسایش است. نمونهای از این انحصار، کنترل آمریکا بر جنگنده اف-16 بود؛ یکی از مطلوبترین جنگندههای دوران جنگ سرد. این جت چندمنظوره که توسط شرکت جنرال داینامیکس تولید شد، توانایی نبرد هوا به هوا را با قابلیت حملات دقیق ترکیب میکرد؛ قابلیتی که در سال ۱۹۸۱ نشان داد، زمانی که اف-16های اسرائیلی راکتور هستهای اوسیراک عراق را نابود کردند.
استقلال از غرب
برای پاکستان، اف-16 پاداش ژئوپلیتیکی همکاری با واشنگتن در خط مقدم اخراج نیروهای شوروی از افغانستان پس از ۱۹۸۰ بود، در حالی که رقیبش هند در دوران جنگ سرد عمدتاً به هواپیماهای شوروی متکی بود. فروپاشی اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱ و افزایش تنشها میان آمریکا و پاکستان پس از ۲۰۰۱، به بازآرایی راهبردی در خرید تسلیحات جنوب آسیا انجامید و سلطه غرب بر نیروی هوایی پیشرفته را تضعیف کرد.
این تغییر زمانی آشکار شد که واشنگتن در سال ۲۰۲۰ مانع ارتقای پیشرفته اف-16 های ترکیه ـ عضو ناتو ـ شد؛ آن هم پس از خرید سامانه پدافند هوایی پیشرفته اس-400 روسیه توسط آنکارا. این تصمیم نشان داد حتی متحدان نزدیک نیز در برابر محدودیتهای صادراتی غرب آسیبپذیرند. آنکارا در پاسخ، برنامه پهپادی بومی خود را شتاب بخشید و پلتفرمهای کمهزینه و آزموده در میدان نبرد تولید کرد؛ پلتفرمهایی که بهزودی از اوکراین و قفقاز گرفته تا خاورمیانه و آفریقا، صحنههای نبرد را دگرگون کردند؛ تحولی که جنگ اوکراین آن را تسریع و تشدید کرد.
پاکستان و خودسازی هوایی
به موازات آن، پاکستان و چین جنگنده JF-17 را توسعه دادند. نام این جت مقرونبهصرفه نیز کنایهای به رقبای غربی داشت؛ «JF» مخفف «Joint Fighter» (جنگنده مشترک) و عدد ۱۷ اشارهای نمادین به برتری نسبت به اف-16 بود. تمایل چین به انتقال فناوری و تولید مشترک سامانههای پیشرفته، به پاکستان امکان داد جنگندهای چندمنظوره و مدرن در اختیار داشته باشد که قادر است با موشکهای فراتر از میدان دید هواپیماهای دشمن را سرنگون کند، مهمات هدایتشونده دقیق علیه اهداف زمینی بهکار گیرد و با رادار آرایه اسکن الکترونیکی فعال، چندین تهدید را همزمان رهگیری کند. پهپادهای رزمی ترکیه و JF-17 با هم، انحصار نیروی هوایی را شکسته و موانع مالی و سیاسیای را که مدتها توان هوایی معتبر را به حلقهای محدود از دولتهای ممتاز منحصر کرده بود، برچیدهاند.

برای پاکستان، این تحول هم راهبردی بوده و هم حیثیتی. JF-17 که با چین توسعه یافته و بهطور فزاینده در داخل تولید میشود، محور گذار اسلامآباد از واردکننده سلاح به بازیگر تأثیرگذار هوافضا است. این تحول در جریان درگیری چهارروزه ماه مه گذشته توجه جهانی را جلب کرد؛ زمانی که گفته شد جنگندههای پاکستانی یک فروند رافال هند ـ خریداریشده از شرکت فرانسوی داسو ـ را سرنگون کردهاند. این موفقیت توجه بینالمللی را برانگیخت و حتی تحسین علنی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا را در پی داشت و علاقه به این جنگنده را افزایش داد. از آن زمان، صادرات JF-17 به نیجریه، میانمار، جمهوری آذربایجان و عراق گسترش یافته و علاقه در آفریقا، خاورمیانه و جنوبشرق آسیا رو به افزایش است.
یک جایگزینی حرفه ای در بازار خرید!
پاکستان با ارائه جایگزینی توانمند و مقرونبهصرفه در برابر جنگندههای غربی و روسی، انتخابهای خرید کشورهای میانرده را دگرگون میکند. در این روند، این کشور دیگر صرفاً خریدار امنیت نیست، بلکه بهطور فزایندهای فراهمکننده آن است و خود را بهعنوان گرهای راهبردی در اکوسیستم متنوعشونده دفاع جهانی تثبیت میکند. پیامدهای این تحول فراتر از بازار تسلیحات است. کشورهای کوچکتر و میانرده برای نخستینبار به نیروی هوایی معتبر دست مییابند؛ سلسلهمراتبهای منطقهای هموارتر میشود و روابط بازدارندگی بازتنظیم میگردد. در مناطق بیثبات از جنوب آسیا تا خاورمیانه و قفقاز، این گسترش نیروی هوایی بهطور بنیادین شیوه چانهزنی بر سر نفوذ، اجبار و ثبات را تغییر میدهد.

سرهنگ دوم استین کیائرگارد از کالج دفاعی سلطنتی دانمارک که جنگ اوکراین را از نزدیک دنبال کرده، میگوید: «برای قدرتهای میانرده، جنگ اوکراین نشان داد بدون نیروی هوایی مؤثر، مانور زمینی بهتنهایی نمیتواند به نتایج قاطع در میدان نبرد منجر شود. در عوض، درگیریها را به بنبست فرسایشی سوق میدهد و نیازمند بازنگری در ساختار نیرو و مفاهیم عملیاتی است».
خودمختاری راهبردی
در پاکستان هدف صرفاً تولید هواپیما نیست، بلکه پرورش سرمایه انسانی و عمق فناورانهای است که خودمختاری راهبردی بلندمدت را پشتیبانی کند. با ادغام توسعه هوافضا در چارچوبی کارآفرینانه، پاکستان بنیانهای حاکمیت دفاعی پایدار را میگذارد تا رشد نیروی هواییاش بر مهارتهای بومی، ظرفیت پژوهشی و تابآوری صنعتی متکی باشد، نه وابستگی دائمی خارجی. در مجموع، این روند به بازآرایی توازن جهانی قدرت نظامی منجر میشود. سلطه غرب بر بازارهای دفاعی در حال تضعیف است و نسل جدیدی از صادرکنندگان تسلیحات به رهبری ترکیه، پاکستان و چین، دسترسی به توان هوایی پیشرفته را بازتعریف میکنند.
فلاویوس کابا-ماریا، رئیس مؤسسه سیاسی و اقتصادی خاورمیانه در رومانی، میگوید: «موضوع فقط گزینههای ارزانتر نیست. این کشورها راهحلهای جدیدی برای بازارهایی ارائه میکنند که بهدلیل شروط سیاسی یا سازوکارهای صادراتی غرب محدود شدهاند. این تغییر بهویژه برای جنوب جهانی جذاب است و سلطه تأمینکنندگان غربی بر قابلیتهای پیشرفته نظامی را تضعیف میکند.» با دسترسی شمار بیشتری از کشورها به جنگندهها و پهپادهای رزمی مقرونبهصرفه، روابط بازدارندگی در حال تغییر و رقابتهای منطقهای در حال تشدید است؛ روندی که هم ثبات و هم بیثباتی را به محیطهای امنیتی شکننده تزریق میکند.
دموکراتیزه شدن نیروی هوایی الزاماً به صلح نمیانجامد. بلکه اهرمها را بازتوزیع میکند، مسابقات تسلیحاتی را شتاب میبخشد و محاسبات راهبردی را پیچیدهتر میکند. این تحول همچنین نشاندهنده ظهور نظمی واقعاً چندقطبی در عرصه نظامی است؛ نظمی که در آن توان فناورانه دیگر در انحصار چند دولت ممتاز نیست. این دگرگونی در زمان واقعی در حال وقوع است و نقشه ژئوپلیتیکی آسمانها و ماهیت خود قدرت هوایی را از نو ترسیم میکند.