به گزارش اکوایران، حمزه صفوی، استاد دانشگاه تهران، در گفتوگو با «گفتوگوی استراتژیک» در خصوص جنگ اخیر بین ایران، آمریکا و اسرائیل و پیامدهای آن برای دیپلماسی و سیاست داخلی کشور توضیح داد: «ما در نیمه دوم یک مسابقه قرار داریم. نیمه اول این مسابقه پیشتر به پایان رسیده بود و از همان زمان مشخص بود که راند بعدی این مسابقه رخ خواهد داد. جنگ ۱۲ روزه اخیر و توقف موقت مذاکرات تنها بخشی از این فرآیند است و دوباره شاهد ادامه جنگ هستیم.»
او با اشاره به دلایل وقوع جنگ دوباره گفت: «ایران آغازگر این جنگ نبود، بلکه تصمیمگیرندگان خارجی به حمله دست زدند. مطالبات چهارگانه آنها به پاسخ مشخصی نرسید و نگرانی اصلی، چرخه کامل دسترسی ایران به توان هستهای و موشکی بود. این شامل غنیسازی، تحقیق و توسعه و فعالیتهای نظامی و فضایی میشود. نگاه طرف مقابل، دایرهای وسیع شامل همه تواناییهای ایران را در بر میگیرد، در حالی که ایران، موضوع را محدودتر و دفاعی میبیند.»
صفوی افزود که در ذهن طرفهای خارجی، ایران ضعیف شده و تسلیم مطلق تنها گزینه آنهاست. اما واقعیت این است که ایران ضربه خورده، توان نظامی و انسجام داخلی خود را حفظ کرده و این جنگ به نوعی «ریکالیبره کردن» تواناییها و اهرمهای فشار طرفین بود. او تاکید کرد: «این جنگ اجتنابناپذیر بود، زیرا دو طرف نیاز داشتند ظرفیتها و محدودیتهای یکدیگر را واقعبینانه بسنجند.»
صفوی گفت: «باید تصمیمگیری آنها را از دو نگاه بررسی کنیم؛ یک نگاه استراتژیک و نظامی، و یک نگاه ایدئولوژیک. گروهی از مسیحیان پروتستان به نام اونجلیکها، بازگشت مسیح را مستلزم وقوع مصیبت بزرگ و ظهور یک رهبر ضد مسیح در بیتالمقدس میدانند. این دیدگاه، بخشی از سیاستهای ترامپ و تیمش را توضیح میدهد، از جمله به رسمیت شناختن بیتالمقدس به عنوان پایتخت اسرائیل، به رسمیت شناختن جولان و مخالفت با سقط جنین. این سیاستها نشاندهنده تاثیر پایگاه رای اونجلیکها و نگاه آخرالزمانی در تصمیمات آمریکاست.»
وی افزود: «با وجود تضاد زندگی شخصی ترامپ با آموزههای اونجلیکها، بیش از ۸۰ درصد این پایگاه همچنان از او حمایت میکنند. این ادبیات ایدئولوژیک، هم در تصمیمات داخلی آمریکا و هم در تعامل با اسرائیل نقش مهمی داشته و هنوز هم اثر خود را در جنگ جاری نشان میدهد.»
صفوی درباره تواناییهای ایران گفت: «ایران برخلاف مدلهای لیبی، سوریه و عراق، استقلال دفاعی خود را حفظ کرده است. تواناییهای موشکی و دفاعی ایران محدود اما موثر است و طی ۱۱ روز جنگ اخیر، حدود ۲۸۰ پایگاه و نقاط استراتژیک آمریکا در منطقه هدف قرار گرفته و ۴–۵ میلیارد دلار خسارت به زیرساختهایشان وارد شده است. این نشاندهنده قابلیت ایران برای ضربه متقابل و حفظ توان دفاعی است.»
او ادامه داد: «ایران و طرف مقابل هر دو محدودیت دارند. ایران میتواند پرتاب موشکها و عملیات نظامی را برای چند ماه ادامه دهد، اما طولانی شدن بیش از شش ماه دشوار است. بازار جهانی انرژی، ذخایر استراتژیک نفت و واکنش افکار عمومی در آمریکا و جهان، پایان جنگ را تعیین میکند.»
صفوی تاکید کرد: «انسجام داخلی ایران مانع تحقق سناریوی اشغال یا تجزیه کشور است. با وجود اظهار نظرهایی از سوی ترامپ در خصوص امکان تجزیه ایران، این سناریو از نظر استراتژیک و نظامی برای آمریکا و اسرائیل هدف اصلی نیست. ایران توانسته انسجام داخلی خود را حفظ کند و اجازه تحقق چنین سناریوهایی را ندهد.»
در خصوص دیپلماسی، استاد دانشگاه تهران توضیح داد: «ایران باید تمام قد استقامت کند، اما هیچ جنگی تا ابد ادامه پیدا نمیکند. مهم این است که پایان جنگ با سندی مکتوب مشخص شود، شامل غرامت و تکلیف تحریمها. بدون این، پایان جنگ به ضرر ایران خواهد بود. دیپلماسی بدون حمایت توان نظامی و تحلیل دقیق از توان طرف مقابل، ناقص و خطرناک است.»
او با اشاره به تاریخچه جنگ و اشغالها گفت: «تجربه تاریخی نشان میدهد که جنگ، محاصره و اشغال، آثار طولانی و عمیق اجتماعی و اقتصادی دارد. از جنگ ۱۲ روزه تا اعتراضات دیماه و شهادت رهبری کشور، همه نشانههایی از تاثیرات داخلی و جهانی این بحران هستند. بنابراین، حفظ انسجام داخلی و مدیریت دقیق توان نظامی و دیپلماسی ضروری است.»
صفوی در پایان تاکید کرد: «جامعه ما دچار گسست داخلی شده و برخی حتی خواهان مداخله خارجی بودند. این پدیده کمنظیر است و نشان میدهد که جنگ را نباید ساده یا فانتزی تصور کرد. پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی جنگ باید با دقت مدیریت شود.»
وی نتیجه گرفت: «ما باید همزمان دو رویکرد را پیش ببریم: مقابله کامل با تجاوز خارجی و مطالبهگری و تحولخواهی داخلی. انسجام مجدد بین ملت، نخبگان و حاکمیت باید شکل بگیرد تا پس از پایان جنگ، ایران به فرمول جدیدی برای روابط داخلی، حکمرانی و مدیریت توان دفاعی دست یابد. بدون این، حتی پس از پایان جنگ، چالشهای اجتماعی و نظامی تداوم خواهد یافت.»