از مجموعه این گفتوگوها چند نکته آشکار است. نخست اینکه رویکرد دولت آمریکا در قبال این مذاکرات نه چندان جدی بود و نه مبتنی بر کار کارشناسی.
وی اشاره کرد: در بسیاری از مذاکرات، آقای ویتکاف تیم کارشناسی همراه خود نداشت و در سه دور مذاکراتی که امسال برگزار شد، در اغلب موارد آقایان کوشنر و ویتکاف عملاً تنها بودند. به نظر میرسید آنها بیش از آنکه به دنبال یک فرمول فنی پیچیده با جزئیات دقیق باشند، صرفاً انتظار پاسخ «بله» یا «خیر» از سوی ایران داشتند؛ برای مثال اینکه ایران بهطور کامل غنیسازی را متوقف کند و مراکز مربوطه را تعطیل سازد.
وی بیان کرد: در مقابل، تیم ایرانی همچنان بر روند گذشته تأکید داشت؛ یعنی تلاش برای ارائه راهکارهای فنی و نوآورانهای که از یک سو نگرانیهای طرف مقابل را برطرف کند و از سوی دیگر امکان حفظ آبرو و جایگاه ایران را نیز فراهم آورد. شیوه دیپلماسی آقای ترامپ اساساً نوعی «دیپلماسی شخصی» و «تبلیغاتی» است. در این چارچوب نیز ایران حاضر نشد در سطح بالا تماس تلفنی مستقیم با او برقرار کند یا وارد مذاکره مستقیم شود و همچنان بر مذاکرات غیرمستقیم از طریق یک میانجی تأکید داشت.