به گزارش اکوایران به نقل از تسنیم، «رابرت ام. کاتلر، تحلیلگر مسائل بینالملل و کارشناس اوراسیا، در یادداشتی تحلیلی به بررسی تبعات اقتصادی و ترانزیتی ماجراجوییهای محور آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران پرداخته است.
وی در این یادداشت تحلیلی اذعان میکند که چگونه تنشآفرینیهای واشنگتن و تلآویو، به نمایش اقتدار ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز منجر شده و شبکههای ارتباطی و تجاری آسیای مرکزی را دستخوش تغییرات و هزینههای بنیادین کرده است.
این تحلیلگر غربی در ابتدای یادداشت خود خاطرنشان میکند: نهادهای هوانوردی اروپا هشدار منطقه جنگی را برای خاورمیانه تمدید کردهاند و به اپراتورها توصیه میکنند از حریم هوایی ایران و مناطق مجاور آن دوری کنند.
این امر ترافیک هوایی را به مسیرهای باریکتر و محدودتر، از جمله آسمان جمهوری آذربایجان و آسیای مرکزی سوق داده است. همزمان، تنگه هرمز نیز از حالت تجاری عادی خارج شده است. عبور و مرور کشتیهای غربی و همپیمانان آنها دیگر یک روال عادی نیست، بلکه در سایه اقتدار ایران، به شدت گزینشی و همراه با عدم قطعیت است.
در نتیجه، مسئله این نیست که آیا آسیای مرکزی مسیرهای جایگزین دارد یا خیر، بلکه مسئله این است که با در نظر گرفتن خطرات، تاخیرها، حق بیمهها و مصرف سوخت سرسامآور، آیا این مسیرهای جایگزین اساساً توجیه تجاری و اقتصادی دارند؟
بهای سنگین تقابل با ایران در کریدورهای اوراسیا
ماجراجوییهای محور غربی هزینههای عملیاتی بالاتری را بر کریدورهای هوایی اوراسیا تحمیل کرده است. سازمان «یوروکنترل» برآورد میکند که روزانه حدود 1150 پرواز به دلیل تغییر مسیرهای مرتبط با بحران خاورمیانه تحت تاثیر قرار میگیرند. این انحراف مسیرها روزانه بیش از 206 هزار کیلومتر مسافت پروازی اضافی و بالغ بر 602 تن مصرف سوخت مازاد به شرکتهای هواپیمایی تحمیل میکند که هزینه آن مستقیماً از جیب مصرفکنندگان غربی و شرکای آنها پرداخت میشود.
در بخش حملونقل دریایی نیز وضعیت به شدت بحرانی است. حق بیمههای خطر جنگ در خلیج فارس دهها برابر شده و حق بیمه بدنه کشتیها از 0.25 درصد ارزش شناور، به 3 درصد جهش یافته است. نرخ حملونقل هوایی بار در برخی مسیرها تا 70 درصد افزایش یافته، زیرا شرکتها مجبورند محمولههای فوری خود را از مسیرهای دریاییِ مختلشده دور کنند.
بانک جهانی در گزارش امنیت غذایی خود یادآور میشود که حدود 20 درصد از منابع نفتی جهان و یکسوم تجارت جهانی کودهای شیمیایی از تنگه هرمز عبور میکند.
به عنوان نمونه، قیمت اوره در بازارهای جهانی بین ماههای فوریه و مارس 2026 نزدیک به 46 درصد افزایش یافت. این هزینههای نجومی نشان میدهد که تلاش غرب برای دور زدن اقتدار منطقهای ایران، به قیمت افزایش سرسامآور نهادههای کشاورزی، مواد غذایی و فشار بر بودجه خانوارها در اروپا و آسیای مرکزی تمام شده است.
ترکشهای تورمی جنگافروزی غرب بر اقتصاد آسیای مرکزی
نویسنده در بخش دیگری از یادداشت خود، به بررسی موردی کشورهای آسیای مرکزی پرداخته و مینویسد:
قزاقستان: این کشور به دلیل درآمدهای نفتی، وضعیت نسبتاً بهتری برای جذب این شوک دارد. افزایش قیمت جهانی نفت در سایه این تنشها، بخشی از ضربات اقتصادی را برای آستانه خنثی میکند؛ با این حال، قزاقستان برای حفظ پایداری مسیرهای صادراتی خود و یافتن مسیرهای جایگزین، مجبور به پرداخت هزینههای لجستیکی بالاتری است.
ترکمنستان: عشقآباد به دلیل همسایگی مستقیم با ایران، به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است. با ایجاد اختلال در تجارت مرزی، قیمت کالاهای کلیدی و اساسی وارداتی از ایران در بازارهای عشقآباد بین 50 تا 70 درصد و در برخی اقلام تا 100 درصد جهش یافته است.
ازبکستان: این کشور روشنترین نمونه از بحران ترانزیتی ناشی از تحریمها و تنشهای غربی است. به اذعان «شوکت میرضیایف»، رئیسجمهور ازبکستان، رقابتپذیری تولیدکنندگان ملی این کشور به شدت کاهش یافته، زیرا هزینه حملونقل کالا به اروپا به دلیل شرایط ژئوپلیتیک دو برابر شده است. تاشکند برای جبران این بحران نیازمند افزایش 500 درصدی ظرفیت جادهای خود تا سال 2030 است.
تاجیکستان و قرقیزستان: این دو جمهوری که اقتصادشان به شدت وابسته به واردات و حوالههای ارزی کارگران مهاجر است، در برابر این طوفان تورمی بیپناه ماندهاند. تاجیکستان که 80 درصد سوخت خود را از روسیه وارد میکند، برای رسیدن به آبهای خلیج فارس به مسیر راهبردی «کریدور شمال-جنوب» از طریق خاک ایران نیاز حیاتی دارد. افزایش قیمت نفت و بیثباتیهای تحمیلشده از سوی آمریکا، باعث طولانی شدن زمان تحویل کالا و تشدید تورم در این کشورها شده است.
بنبست استراتژیک در جایگزینی مسیرها
کاتلر در ادامه تاکید میکند که تکثیر کریدورها دیگر راهحل این معضل نیست. کشورهای منطقه در تلاشند تا با اقدامات مُسکن، نظیر دیجیتالی کردن گمرکات (پروژههای ASYCUDA و CATS) زمان ترخیص کالاها را کاهش دهند، اما این اقدامات جبرانکننده مسدود شدن شریانهای اصلی نیست.
این کارشناس در پایان یادداشت خود نتیجهگیری میکند: پیامدهای این جنگافروزی و واکنش آسیای مرکزی بسیار فراتر از منطقه است. برای اتحادیه اروپا، این بحران نشان داد که توهمِ «تنوعبخشی به مسیرها شرق به غرب فراتر از روسیه و ایران» از نظر تجاری به شدت پرهزینه و غیرقابل اتکاست.
برای چین، هزینه ارتباطات زمینی افزایش یافته و برای آمریکا، این واقعیت تلخ نمایان شده که استراتژی کاهش وابستگی به گلوگاههای دریایی به بنبست خورده است. در نهایت، ماجراجوییهای محور آمریکایی-اسرائیلی و تقابل با ایران، دیگر تنها یک آزمایش استرس برای کریدورهای آسیای مرکزی نیست، بلکه بهای بقا و تابآوری کل سیستم ارتباطی منطقه را به شدت بالا برده و ناتوانی غرب در تغییر نقشه ژئوپلیتیک منطقه را اثبات کرده است.