به گزارش اکوایران، آتشبس میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا وارد سیزدهمین روز خود شده است و تاکنون هیچ تأیید رسمی درباره تمدید آن منتشر نشده است.
در این میان، گمانهزنیها درباره حضور یا عدم حضور هیات ایرانی در دور تازهای از مذاکرات در اسلامآباد شدت گرفته است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا آتشبس دو هفتهای که از بامداد ۱۹ فروردین برقرار شده، تمدید خواهد شد و مسیر گفتوگوها به مرحلهای جدید وارد میشود، یا اینکه تنشها بار دیگر به درگیری نظامی میان دو طرف منجر خواهد شد.

گفتوگوی جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین، با اکوایران نشان داد که از نگاه او، محور اصلی تحولات اخیر را باید در روند مذاکرات و نحوه تصمیمگیری طرف آمریکایی جستوجو کرد؛ روندی که به گفته او، از انسجام کافی برخوردار نیست و تحت تأثیر عوامل متعدد، دستخوش تغییرات مداوم میشود.
ساداتیان در این گفتوگو با اشاره به رفتارهای دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا تأکید کرد که تصمیمگیری در ایالات متحده بیش از آنکه بر پایه یک چارچوب منسجم و راهبردی باشد، تحت فشار لابیهای مختلف، از جمله اسرائیل، بهصورت لحظهای تغییر میکند.
به گفته او، همین مسئله باعث شده است که نهتنها در ایران، بلکه در رسانههای غربی نیز این برداشت شکل بگیرد که رویکرد فکری و رفتاری ترامپ دچار تناقض و ناپایداری است.
این دیپلمات پیشین در ادامه توضیح داد که هدف از برقراری آتشبس، فراهم کردن فرصتی برای ورود طرفین به گفتوگوهای عمیقتر درباره اختلافات بوده است تا بتوانند راهحلهایی برای مسائل موجود پیدا کنند.
سفیر پیشین ایران در لندن با اشاره به نقشآفرینی پاکستان در این روند، عنوان کرد که گفتوگوهای فشردهای که به مدت حدود ۲۱ ساعت پشت درهای بسته در اسلامآباد انجام شد، توانست در برخی موارد به نتایج اولیهای منجر شود.
به گفته ساداتیان، یکی از مهمترین نقاط اختلاف، موضوع آتشبس در لبنان بود. او توضیح داد که در این زمینه، اسرائیل در ابتدا با توقف کامل درگیریها موافقت نداشت و تنها به توقف محدود حملات در بیروت رضایت داده بود، در حالی که حملات در جنوب لبنان و علیه حزبالله ادامه داشت و خسارات گستردهای به مناطق مسکونی وارد میکرد. در نهایت، ایران با تعیین ضربالاجل اعلام کرد که در صورت توقف نیافتن حملات، واکنش نشان خواهد داد؛ فشاری که به گفته او، در مقطعی کوتاه به کاهش درگیریها در جنوب لبنان انجامید و حتی باعث بازگشت بخشی از ساکنان به این مناطق شد، هرچند این وضعیت پایدار نماند و حملات بار دیگر از سر گرفته شد.
این کارشناس مسائل بینالملل در ادامه به دومین محور اختلاف اشاره کرد که مربوط به موضوع تنگه هرمز و وضعیت تردد کشتیها بود. به گفته ساداتیان، قرار بر این بود که در قبال برخی اقدامات، محدودیتهای دریایی کاهش یابد و ایران نیز امکان عبور کشتیها از تنگه را فراهم کند. در همین چارچوب، تعدادی از کشتیهای تجاری توانستند عبور کنند، اما بهدنبال آن، نیروهای آمریکایی به یک کشتی ایرانی که از چین عازم ایران بود حمله کرده و آن را در اختیار گرفتند؛ اقدامی که به گفته او، موجب افزایش تنشها شد.
ساداتیان همچنین به تماس تلفنی مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری با شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه با محمد اسحاقدار، وزیر خارجه پاکستان در پیگیری این تحولات اشاره کرد و گفت: ایران در حال انتقال جزئیات این رخدادها به طرف پاکستانی است تا از ظرفیتهای دیپلماتیک این کشور استفاده شود.
نقش چین در تقابل ایران و آمریکا
این دیپلمات پیشین در بخش دیگری از سخنان خود به نقش چین در این معادلات پرداخت و تأکید کرد که در شرایط فعلی، نمیتوان چندان به مداخله فعال روسیه و چین امیدوار بود.
سفیر پیشین ایران در لندن ادامه داد: در جریان این جنگ، روسیه آنطور که باید، کمک شایانی به ایران نکرد؛ چین نیز تاکنون تلاش کرده تعادل خود را میان کشورهای منطقه و روابطش با آمریکا حفظ کند و از ورود مستقیم به تنشها پرهیز داشته باشد.
با این حال، ساداتیان معتقد است که تحولات اخیر ممکن است پکن را به بازنگری در برخی رویکردهای خود وادار کند.
او ادامه داد: یکی از احتمالات، افزایش حمایتهای دفاعی چین از ایران است، هرچند این موضوع هنوز در حد نشانهها و گمانهزنیهاست. به باور او، اگر چین به سمت تغییر جدی در راهبردهای خود حرکت کند، باید پیامدهای آن را در موضوعاتی چون تایوان، ابتکار «کمربند و جاده» و آینده ژئوپلیتیک منطقه نیز مورد توجه قرار داد؛ مسائلی که به گفته وی، نیازمند تحلیلهای جداگانه و مفصلتری هستند.
در مجموع، ساداتیان تأکید کرد که در وضعیت کنونی، چین تمایلی به درگیر شدن مستقیم با آمریکا ندارد، اما نشانههایی از بازنگری محدود در سیاستهایش، از جمله احتمال تقویت توان دفاعی ایران، قابل مشاهده است؛ روندی که در صورت تشدید، میتواند بر موازنههای منطقهای و بینالمللی تأثیرگذار باشد.