هر بار که در سیاست خارجی ایران روزنه‌ای برای گفت‌وگو و کاهش تنش باز می‌شود، همزمان صدای مخالفانی بلند می‌شود که نه فقط با محتوای مذاکرات، بلکه با اصل مذاکره مشکل دارند. این الگو، محدود به امروز نیست؛ از دوران مذاکرات هسته‌ای و برجام تا گفت‌وگوهای اخیر، چهره‌ها تغییر کرده‌اند اما نوع مواجهه با مذاکره‌کنندگان تقریباً ثابت مانده است.

زمانی محمدجواد ظریف و تیم او هدف حملات قرار داشتند؛ امروز عباس عراقچی، محمدباقر قالیباف و دیگر چهره‌های حاضر در مسیر گفت‌وگو با انتقادها و اتهاماتی مشابه روبه‌رو هستند. در این میان، برخی منتقدان معتقدند مسئله اصلی برای این جریان‌ها نه جزئیات توافق‌ها، بلکه مخالفت با اصل گفت‌وگو و کاهش تنش با غرب است.

در ادبیات روابط بین‌الملل، انسجام داخلی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های موفقیت در مذاکرات است. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران هشدار می‌دهند که رقابت‌های سیاسی داخلی نباید به عاملی برای تضعیف منافع ملی در عرصه دیپلماسی تبدیل شود.

اما پرسش مهم همچنان پابرجاست: اگر در مقطع حساس کنونی، فشارهای سیاسی داخلی مسیر توافق احتمالی را دشوارتر کند و کشور بار دیگر در مسیر تنش و رویارویی قرار گیرد، مسئولیت هزینه‌های آن بر عهده چه کسانی خواهد بود؟