به گزارش اکوایران، حملات متقابل ایران و اسرائیل از شب گذشته تا کنون، بار دیگر منطقه خاورمیانه را در آستانه مرحلهای تازه از تنش قرار داده است. حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، پاسخ موشکی ایران و سپس حملات بامدادی به برخی نقاط ایران، پرسشهای متعددی را درباره اهداف بازیگران اصلی این بحران و آینده تحولات منطقه ایجاد کرده است.
در حالی که برخی گزارشها از تلاش دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا برای حفظ مسیر مذاکرات با ایران و جلوگیری از گسترش درگیریها حکایت دارد، گروهی از تحلیلگران معتقدند تلآویو همچنان بر راهبرد افزایش فشار نظامی و امنیتی علیه ایران تأکید دارد.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح است که آیا تحولات اخیر صرفاً بخشی از چرخه پاسخهای نظامی میان تهران و تلآویو است یا باید آن را در چارچوب رقابت بر سر آینده مذاکرات ایران و آمریکا تحلیل کرد؟ همچنین آیا منطقه در آستانه یک جنگ گسترده قرار گرفته یا طرفهای درگیر همچنان به دنبال مدیریت تنش در سطحی محدود هستند؟
جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین و کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با اکوایران به بررسی اهداف آمریکا و اسرائیل از تشدید فشارها علیه ایران، نسبت میان تحولات میدانی و روند مذاکرات، و احتمال گسترش درگیریها به سطحی فراگیر پرداخته است.
ساداتیان: هدف اصلی حملات، تغییر موازنه قدرت در منطقه و افزایش فشار بر ایران بود

جلال ساداتیان با اشاره به اهداف آمریکا و اسرائیل از حملات اخیر علیه ایران، اظهار کرد: از نگاه طراحان این اقدامات، هدف اصلی شکستن محور مقاومت و ایجاد شرایطی برای تثبیت برتری اسرائیل در منطقه بوده است. به اعتقاد آنان، در صورت تحقق این هدف، امکان کنترل بیشتر بر منابع انرژی منطقه و محدودسازی رقبایی همچون چین نیز فراهم میشد.
او افزود: در این چارچوب، تصور آمریکا و اسرائیل این بود که با تضعیف یا تغییر ساختار حاکمیت در ایران، میتوان شرایطی مشابه برخی کشورها ایجاد کرد که دولتهای همسو با غرب در آنها بر سر کار آمدهاند. این ارزیابی بر این فرض استوار بود که نارضایتیهای اقتصادی در داخل ایران میتواند زمینهساز تحولات مورد نظر آنان شود و برخی عوامل داخلی نیز بتوانند در پیشبرد این سناریو نقش ایفا کنند.
ساداتیان با بیان اینکه این محاسبات به نتیجه مورد انتظار نرسید، گفت: برخلاف برآوردهای اولیه، انسجام داخلی افزایش یافت و نیروهای مسلح ایران نیز واکنش نشان دادند. همچنین حملات متقابل به برخی پایگاههای آمریکا در منطقه موجب شد بخشی از اهداف اولیه این طرح با شکست مواجه شود.
این دیپلمات پیشین در ادامه با اشاره به رویکرد دولت آمریکا پس از تحولات اخیر اظهار کرد: به نظر میرسد ترامپ پس از افزایش فشارهای داخلی، منطقهای و بینالمللی، تلاش کرده بخشی از اهداف مورد نظر خود را از مسیر مذاکره دنبال کند. از این منظر، حرکت به سمت کاهش تنش و پیگیری مذاکرات میتواند تلاشی برای دستیابی به دستاوردی سیاسی باشد که جایگزین نتایج مورد انتظار از اقدامات نظامی شود.
او در عین حال تأکید کرد که چنین رویکردی با منافع دولت اسرائیل همسو نیست. به گفته ساداتیان، اسرائیل بر این باور است که هرگونه کاهش تنش یا توافق احتمالی میان ایران و آمریکا میتواند بخشی از دستاوردهای مورد نظر تلآویو را از بین ببرد.
ساداتیان با اشاره به گزارشهای منتشرشده درباره اختلاف نظر میان ترامپ و بنیامین نتانیاهو گفت: هرچند در رسانهها از بروز تنش میان دو طرف سخن گفته میشود، اما به نظر میرسد در عمل نوعی هماهنگی میان واشنگتن و تلآویو وجود داشته باشد. به اعتقاد وی، ممکن است آمریکا با دادن فضای عمل بیشتر به اسرائیل، در پی افزایش فشار بر ایران باشد تا تهران در روند مذاکرات انعطاف بیشتری نشان دهد.
این دیپلمات پیشین افزود: در چنین سناریویی، ترامپ میتواند در نقش میانجی ظاهر شود و تلاش کند از طریق مدیریت بحران، مذاکرات را به نتیجه برساند. این در حالی است که یکی از شروط اعلامی ایران، توقف درگیریها و برقراری آتشبس در سطح منطقه، از جمله لبنان، بوده است.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به حملات اخیر اسرائیل به جنوب لبنان و ضاحیه بیروت تصریح کرد: از نگاه ایران، این اقدامات نقض آتشبس محسوب میشود. تهران نیز پیش از این هشدار داده بود که در صورت تداوم چنین اقداماتی، واکنش نشان خواهد داد. به همین دلیل، بخشی از تحولات اخیر را میتوان در چارچوب همین هشدارها و واکنشهای متقابل ارزیابی کرد.
ساداتیان در پاسخ به این پرسش که آیا درگیریهای اخیر میتواند به جنگی گسترده مشابه جنگ ۴۰ روزه یا حتی بحرانی فراگیر در سطح منطقه تبدیل شود، گفت: در شرایط فعلی چنین احتمالی چندان قوی به نظر نمیرسد. به اعتقاد من، طرفهای درگیر در حال ارزیابی واکنشهای یکدیگر هستند و نشانهها حاکی از آن است که تمایل چندانی برای گسترش دامنه جنگ وجود ندارد.
او تاکید کرد: واکنشهای اخیر ایران نشان داده که توان پاسخگویی همچنان وجود دارد و همین مسئله میتواند در محاسبات طرف مقابل اثرگذار باشد. از سوی دیگر، شرایط بینالمللی و ملاحظات سیاسی و اقتصادی موجود نیز مانعی در برابر گسترش جنگ به شمار میرود.
به گفته ساداتیان، مجموعه این عوامل باعث میشود که اگرچه تنشها در کوتاهمدت ادامه خواهد داشت، اما احتمال کشیده شدن بحران به یک جنگ فراگیر منطقهای در مقطع کنونی چندان بالا ارزیابی نمیشود.