یک گزارش نظامی فاش کرد که ارتش آمریکا بخشی از چتربازان لشکر ۸۲ هوابرد را به‌صورت محرمانه به اسرائیل اعزام کرده است. شواهد نشان می‌دهد این جابه‌جایی، بخشی از طرح‌های اضطراری مشترک برای عملیات در جزیره خارک است که پنتاگون تلاش کرده آن را پنهان نگه دارد.

به گزارش اکوایران به نقل از شفقنا، یک منبع نظامی که در برنامه‌ریزی‌های جنگی مشارکت دارد، فاش کرد که این اعزام با طرح‌های اضطراری مشترک جدید آمریکا و اسرائیل مرتبط است؛ طرح‌هایی که از ماه فوریه تاکنون تکمیل شده‌اند و هدف آن‌ها تصرف جزیره خارک و ایجاد یک منطقه ساحلی تحت کنترل در داخل خاک ایران است.

لشکر ۸۲ هوابرد، نیروی واکنش سریع اصلی ارتش آمریکا محسوب می‌شود؛ یگانی که برای فرود با چتر نجات و ورود به خاک دشمن آموزش دیده است.

پنتاگون با محرمانه‌نگاه‌داشتن این اعزام، از شکل‌گیری بحث عمومی درباره عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل در داخل ایران جلوگیری کرد؛ سناریویی که در آن زمان بسیاری آن را محتمل می‌دانستند، به‌ویژه در شرایطی که رسانه‌های جریان اصلی به‌طور گسترده درباره احتمال یک تهاجم زمینی گزارش می‌دادند. عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل پرسش‌های دشواری را برای «شرکای» عرب حوزه خلیج فارسِ واشنگتن ایجاد می‌کند—به‌ویژه در مورد پشتیبانی لجستیکی. به همین دلیل، لشکر ۸۲ هوابرد گزینه مناسبی به شمار می‌رود، زیرا می‌تواند مستقیماً از اسرائیل عملیات خود را آغاز کند، بدون اینکه به موافقت کشورهای عربی خلیج فارس برای استفاده از خاک آن‌ها نیاز داشته باشد.

دستور اعزام ارتش که در ۷ آوریل ۲۰۲۶ صادر شده است، به بخش‌هایی از گردان دوم هنگ ۵۰۱ پیاده‌نظام ــ گردان مشهور «جرونیمو» ــ دستور می‌دهد برای «مأموریت موقت» به اسرائیل اعزام شوند.

پنتاگون هرگز به‌طور رسمی چنین موضوعی را تأیید نکرده است. در مواضع علنی، تنها گفته بود که لشکر ۸۲ هوابرد عازم حوزه فعالیتی «سنتکام» است؛ اصطلاحی که ارتش آمریکا برای فرماندهی مرکزی ایالات متحده به کار می‌برد ــ فرماندهی رزمی‌ای که مسئول کل منطقه خاورمیانه است. رسانه‌ها نیز همین عبارت مبهم را تکرار کردند و این تصور را به وجود آوردند که نیروها راهی پایگاه‌های آمریکا در کویت یا قطر شده‌اند.

وقتی درباره تعداد نیروهای اعزامی به اسرائیل و مأموریت آن‌ها از پنتاگون سؤال شد، این نهاد درخواست‌ها را سنتکام ارجاع داد.

در اواخر ماه مارس، روزنامه نیویورک تایمز گزارش داد که مقام‌های ارشد نظامی در حال «بررسی احتمال اعزام یک تیپ رزمی از لشکر ۸۲ هوابرد ارتش … برای حمایت از عملیات نظامی آمریکا در ایران» هستند. این نیروها از «نیروی واکنش سریع» لشکر تأمین می‌شدند؛ تیپی متشکل از حدود ۳ هزار سرباز که قادر است ظرف ۱۸ ساعت به هر نقطه‌ای از جهان اعزام شود. نیویورک تایمز اشاره کرده بود که این نیروها «می‌توانند برای تصرف جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، مورد استفاده قرار گیرند».

زمینه این اقدام چند هفته پیش‌تر فراهم شده بود. مقام‌هایی به نیویورک تایمز گفتند ارتش آمریکا به‌طور ناگهانی ستاد ۳۰۰ نفره این لشکر را از یک رزمایش برنامه‌ریزی‌شده در مرکز آموزش آمادگی رزمی مشترک در ایالت لوئیزیانا خارج کرد تا بخش فرماندهی «در صورت وقوع بحران، در جای نامناسب گرفتار نشود».

پایگاه تخصصی دی اوی‌ایشنیست نیز گزارش داد که فرمانده این لشکر، سرلشکر براندون تگتمایر، به همراه عناصر فرماندهی خود دستور اعزام دریافت کرده‌اند. این رسانه همچنین مجموعه‌ای از پروازهای خروجی از فرودگاه نظامی پوپ ــ که در خدمت پایگاه فورت براگ قرار دارد ــ به مقصد خاورمیانه را ردیابی کرده بود.

زمانی که پنتاگون سرانجام به‌طور علنی درباره لشکر ۸۲ هوابرد صحبت کرد، تلاش زیادی به خرج داد تا نامی از اسرائیل نبرد.

در نشست خبری ۵ می، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، بخش عمده‌ای از سخنان خود را به «پروژه آزادی» اختصاص دادند؛ عملیاتِ دولت دونالد ترامپ در تنگه هرمز.

کین به‌طور ویژه از لشکر ۸۲ هوابرد تمجید کرد و به خبرنگاران گفت بخش‌هایی از این لشکر در حال هماهنگ‌سازی عملیات هوایی بیش از ۱۰۰ هواپیما بر فراز تنگه هرمز هستند و «در همین لحظه در حمایت از پروژه آزادی» فعالیت می‌کنند.

کین گفت: هر زمان که رئیس‌جمهور یا وزیر دفاع به یک نیروی رزمی سریع، مقیاس‌پذیر و مرگبار در سنتکام یا هر نقطه دیگری نیاز داشته باشند، لشکر «آل امریکن» به این نیاز پاسخ می‌دهد.

او در ادامه چتربازان این لشکر را این‌گونه توصیف کرد: آن‌ها همواره آماده‌اند تا از هواپیماهای نیروی هوایی به داخل میدان نبرد زمینی پرش کنند و در صورت صدور دستور، مناطق کلیدی را تصرف کنند؛ همان‌طور که پیشینیان‌شان در سیسیل و نرماندی در جنگ جهانی دوم انجام دادند، یا شرایط لازم برای ورود نیروهای بعدی به منطقه عملیات را فراهم کنند؛ همان‌گونه که در گرانادا و پاناما انجام شد.

کین افزود: فراتر از پروژه آزادی، سنتکام و سایر بخش‌های نیروی مشترک همچنان آماده‌اند در صورت صدور دستور، عملیات رزمی گسترده علیه ایران را از سر بگیرند. هیچ دشمنی نباید خویشتن‌داری فعلی ما را با فقدان اراده و عزم اشتباه بگیرد.

پس چرا نسبت به نام بردن از اسرائیل این‌ میزان حساسیت وجود دارد، در حالی که آمریکا استقرار سامانه‌های پدافند هوایی و جنگنده‌های اف-۲۲ خود در اسرائیل را تأیید کرده است؟

نخست اینکه دامنه و عمق همکاری نظامی آمریکا و اسرائیل بسیار فراتر از فروش تسلیحات و «جلوگیری از تداخل عملیات» است. دوم اینکه دو طرف در حال گسترش تبادل اطلاعاتی هستند؛ اقدامی که با هدف تبدیل اسرائیل به «چشم ششم» در ائتلاف موسوم به «فایو آیز» (پنج چشم) انجام می‌شود؛ ائتلافی متشکل از آمریکا، کانادا، بریتانیا، استرالیا و نیوزیلند. سوم آنکه نام بردن از اسرائیل آشکار می‌کند که بخش بزرگی از حمله آمریکا به ایران در واقع یک حمله مشترک آمریکا و اسرائیل است؛ نه صرفاً نتیجه روابط شخصی ترامپ و نخست وزیر بنیامین نتانیاهو، بلکه حاصل همکاری در سطح کاری میان ارتش‌هاست.

گروهان «چارلی» از گردان دوم همچنان در اسرائیل مستقر است؛ استقراری که طی دو ماه گذشته هیچ گزارش میدانی‌ای از آن منتشر نشده است.