به گزارش اکوایران به نقل از اقتصادنیوز، بالاخره مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه رسید و روز جمعه قرار است یادداشت تفاهم دو کشور امضا شود. بعد از این تفاهم، مذاکرات 60روزه برای رسیدن به توافق نهایی که شامل موضوعات فنی است آغاز خواهد شد. اما پرسش آنجاست که چقدر رسیدن به توافق نهایی ممکن است؟
بنا به گزارشهای رسانهای به نظر میرسد تل آویو از تفاهم تهران و واشنگتن در شوک فرو رفته. حتی پیش از اعلام نهایی شدن تفاهم، اسرائیل حملاتی به جنوب لبنان انجام داد که تصور میرفت تهران در مقابل این حملات به اسرائیل حمله کند.
آیا با اقدامات اسرائیل ممکن است تفاهم به هم بخورد؟ ترامپ هم تاکنون شخصیتی غیرقابل پیشبینی نشان داده است و همین ویژگی او پرسشی دیگر را مطرح میکند: آیا ممکن است در تصمیم ناگهانی یا اظهار نظری دیگر ورق علیه دیپلماسی برگردد؟ در این رابطه اقتصادنیوز با علیرضا شیخ عطار، سفیر پیشین ایران در آلمان به گفتوگو نشسته است.
او معتقد است که ارزیابی کاخ سفید نسبت به آغاز جنگ تغییر کرده و همین مسئله موجب آن شده که یک سری شرایط ایران را در تفاهم بپذیرد. او معتقد است برخی نگاه ها که ترامپ را دارای هوش پایینی معرفی می کنند معتبر نیستند وگرنه او نمیتوانست معاملهگر و قمارباز پرسودی باشد.
به گفته او اگر ترامپ به این نتیجه برسد که حفظ تفاهم و توافق با ایران برای آمریکا سود دارد سیگنالهای مثبتی که کاخ سفید در خصوص مذاکرات مخابره می کند را میتوان قابل اتکا دانست.
مشروح گفتوگوی اقتصادنیوز با این تحلیلگر سیاست خارجی را در ادامه بخوانید؛
****
* آقای شیخ عطار! با توجه به متن تفاهم و تجربه مذاکرات گذشته ما، فکر می کنید محتملترین سناریو در این ۶۰ روز چه باشد؟
برای پاسخ به این سوال باید دید که تا رسیدن به یادداشت تفاهم چه مراحلی طی شده است. مرحلهای که طی شده در واقع قلدری بیانتهای ترامپ و آمریکا بود که البته اسرائیل که در آن نقشآفرین بود به گونه ای که میتوان گفت اتاق بیضی کاخ سفید در دست آنها بود. بنابراین برای دو طرف قضیه نوع مذاکرات این مقطع با گذشته متفاوت است.
آمریکاییها در ابتدا با توپ پر و قلدرمابی و تهدید فراوان وارد میدان شدند؛ در این حد که خاک و جزایر ما را بگیرند، نیرو پیاده کنند. حتی بالاتر از آن از الفاظی مثل اینکه شما را به عصر حجر برمیگردانیم استفاده کردند که حالا میشود حدسزد که منظورشان نوع استفاده از سلاح هستهای بوده است؛ چراکه سابقه استفاده از آن را هم دارند.
اما ما مقاومت کردیم و نه تنها جا نزدیم، بلکه هرچه آنها گفتند، ما جواب درشتتری دادیم. هرچقدر که تعرض کردند، ما بیشتر بیشتر به پایگاههای آنها کشورهای منطقه یا به رژیم صهیونیستی حمله کردیم. مطبوعات آمریکایی میگویند ترامپ ۳۹ بار گفته که ما به مذاکره نزدیک شده ایم. این مطلب، یعنی او ۳۹ بار خواسته مذاکره کند و ما نپذیرفتهایم.
ترامپ از ماجراجویی بدش نمی آید اما...
پس این مرحله طی شد و ارزیابی آمریکاییها از شرایط تغییر کرد. آنها در ابتدا تصور میکردند که ایران در اوج ضعف قرار دارد، نیروهای مسلح ازهمپاشیده و ضعیف هستند، سلاح ندارد، مردم ناراضی و هر لحظه مترصد این هستند که وارد خیابانها شوند. بر اساس همین تحلیل، ترامپ که از ماجراجویی بدش نمیآید، وارد قضیه شد. اما مقاومت ما از جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان، ترامپ را به این نتیجه رساند که این تحلیلها درست نیست. حتی در ۱۷ و ۱۸ دی اقدام به چیزی شبیه کودتا کردند که در آن هم شکست خوردند. این در حالی بود که شاید ما آمادگی کاملی هم نداشتیم.
حضور مردم در میادین این 100 روز باعث شد که تحلیل آمریکا عوض شود. حتی بعد از آخرین تهدیدهایش شورای عالی امنیت ملی بیانیهای با این مضمون داد که اگر دست از پا خطاکنند پاسخ محکمی خواهیم داد. بهاینترتیب، آمریکا هم عقبنشینی کرد. بنابراین نه فقط از تحمیل شرایطی که در ابتدا به دنبال آن بود ناتوان بود، بلکه مقدار بسیار زیادی از شرایط ما را هم پذیرفت.
این را هم در نظر داشته باشید که آمریکا چون خود را ابرقدرت میداند در طول تاریخ با هیچ کشوری مذاکره نکرده است. شاید این اولینبار بود که با ایران که به لحاظ ابعاد قدرت کمتری دارد - اما کیفیت قدرتش بالاست- ناچار به مذاکره شده است و آن هم به دلخواه خودش نبود.
با این مقدمه میتوان نتیجه گرفت که ترامپ روی همین خط حرکت خواهد کرد، ممکن است در این میان اسرائیل شیطنتهایی کند یا ترامپ دوباره گول او را بخورد یا هوس کند به کارهای نامعقولی انجام دهد. اما فهمی که ترامپ از ما پیدا کرده است، عوض نخواهد شد؛ چراکه مردم ما، نیروهای مسلح ما، دیپلماسی و ساختار دیپلماسی ما عوض نشده است. آنها تصور میکردند که اگر رهبر کشور و سران نظامی را ترور کنند، کشور از هم می پاشد، اما این اتفاق رخ نداد. بنابراین خیلی بعید است فهمی را که در طول این مدت به دست آورده را به این سادگی عوض کند؛ مگر اینکه واقعا عقلش را از دست بدهد که در این صورت هم علاوهبر دنیا، مردم آمریکا هم او را محکوم می کنند.
همین الان هم می بینیم که زمزمههای محکومیت او احتمال شکست او در انتخابات پیشرو آمریکا وجود دارد و هر دو حزب انتقادات تندی به او میکنند.
بعید به نظر میرسد که ترامپ این مذاکرات ۶۰ روزه را بهم بزند
* از بین سه گزینه توافق، تمدید آتش بس یا تداوم جنگ کدام را محتملتر میدانید؟
در عالم سیاست نمیشود مثل مهندسی بحث کرد که مثلا بگوییم اگر از فلان عدد رادیکال بگیریم، نتیجه چه می شود. عوامل بسیار زیادی وجود دارند. من گمان میکنم مذاکرات ادامه خواهد داشت. البته مذاکرات بسیار پیچیده است؛ چون برخی از مسائل اساسی در این یادداشت تفاهم فقط به آن اشاره شده و تکلیفش روشن نشده است؛ مثل بحث هستهای، آزادسازی اموال یا تأمین خسارتها و این قبیل موضوعات. اینها در طول این ۶۰ روز باید بحث شود.
اما، تاکنون دیپلماسی ما، دیپلماسی بسیار فعال، توانمند و هوشمندی بوده و نیروهای نظامی ما هم بسیار دقیق و بر اساس طرح و نقشه درست عمل کردند. با توجه به این موارد، کمی بعید به نظر میرسد که ترامپ بخواهد این مذاکرات ۶۰ روزه را به هم بزند. البته نتیجه قطعی این موضوع در همان مذاکرات و دیپلماسی ما معلوم خواهد شد و آنجاست که هنر ما خودش را نشان خواهد داد.
* به مواردی مثل بحث هستهای و آزادسازی اموال اشاره کردید. این موارد، موضوعات پیچیدهای هستند که به نظر می رسد که هر کدام شان می تواند در روند مذاکره یک چالش باشند. پیچیدگی این موضوعات چقدر می تواند در مذاکرات اخلال ایجاد کند؟
البته اینها باهم فرق دارند. آمریکا نحوه مدیریت تنگه هرمز را پذیرفته؛ با توجه به سیاستی که ما اتخاذ کردیم، مدیریت تنگه هرمز به عهده دو کشور ساحلی این تنگه یعنی ایران و عمان است. الان هم مذاکرات فشردهای با عمان درجریان است و توافقاتی خواهد شد. آمریکاییها هم در همین یادداشت تفاهم به نوعی این موضوع را پذیرفتهاند تا ایران و عمان با مشورت کشورهای منطقه مدیریت آن را به عهده بگیرند.
رفع تحریمهای کنگره علیه ایران سخت است زیرا...
اما تحریمها برای ما پیچیدگی بیشتری دارد چون این تحریمها حداقل این است که دو نوع هستند؛ یک نوع آنها تحریمهایی است که با فرمان رئیس جمهور وضع شده که برداشتن این نوع تحریمها در اختیار قوه مجریه است، اما بخش زیادی از تحریمها، مصوبات کنگره آمریکاست که لازم است به کنگره برود. می دانید که رقابتهای دوحزبی در آنجا خیلی بیرحمانهای است. آنجا کسی نه فقط به مصالح و منافع ایران بلکه حتی به مصالح ملیشان هم کاری ندارد؛ چراکه منافع حزبی برایشان موضوعیت دارد و پیشبینی برداشتن این تحریمها مقداری سخت است.
*ما فعلا داریم سیگنالهای مثبتی از سمت ترامپ و کاخ سفید میبینیم. اما ترامپ غیرقابل پیش بینی است و تصمیمات ناگهانی می گیرد. آیا سیگنالهای کنونی قابل اتکا هستند یا یک بخشی از تاکتیک مذاکراتی اند؟ در یکی از آخرین اظهاراتش در پاسخ به خبرنگاری که از او درباره حضور در مراسم امضای تفاهم پرسیده، گفته آن روز درگیرم اما شاید هم باشم!
در مورد همین جمله آخر شما باید بگویم علامت خاصی نیست، چون اصلا قرار نبود که تفاهم در سطح روسای کشورها امضا شود. کمااینکه از طرف ما هم رئیس جمهور نمی رود. رئیس تیم مذاکره کننده ایران آقای قالیباف و رئیس تیم آنها هم جی دی ونس معاون ترامپ است.
اما در مورد غیرقابل پیش بینی بودن رفتار ترامپ دو مطلب بیان میشود. یکی اینکه او از نظر روانی و آی کیو مشکل دارد؛ حرفی را می زند و عوض می کند. اما مطلب دوم این است که با مطالعه زندگی ترامپ می بینیم که او قمارباز و دلال ملک قهاری است. در املاک معاملات بسیار پرسودی انجام داده و بنابراین نمی توان گفت آی کیو یا ای کیو پایینی دارد و این حرکتهای غافلگیرکنندهاش بیشتر برای تاثیر روانی روی طرف مقابل است.
اگر این فکتها را به دستگاه محاسباتیاش بدهد، در یک دستگاه محاسباتی منطقی خروجی این خواهد بود که با ایران نباید درگیر شد. بنابراین من غیر قابل پیش بینی بودن ترامپ را از نوع اول یعنی از نوع دیوانگی نمیبینم، هرچند مردم ممکن است به او دیوانه بگویند، من معتقدم دیوانه نمیتواند میلیاردر شود.
* پس به نظر شما سیگنالهای مثبتی که از سمت کاخ سفید در مورد تفاهم دریافت می کنیم قابل اتکا هستند؟
به منافع او بستگی دارد. باید ببینیم اینکه در دستگاه محاسباتی او برای او منفعت دارد یا نه. البته به رفتار ما هم بستگی دارد. یعنی اگر ما به گونهای رفتار کنیم که او بفهمد که تفاهم به نفع اوست، بله می شود گفت قابل اتکا هستند؛ به شرط اینکه ما اشتباه نکنیم، وحدت مان سرجایش باشد و بعضی از حرفهای بی ربطی که برخی در مورد مذاکره میزنند مستمسک قرار نگیرد. اگر آنها بفهمند با یک ملت منسجم، دارای نیروی مسلح قوی و مصمم و دارای دیپلماسی ماهر روبهرو هستند، منفعت شان را در این خواهند دید که به نوعی با ایران کنار بیایند.
برای هیچ مذاکره ای نمی توانید مهلت و بازه زمانی ثابتی تعیین کنید
* در این ۶۰ روز می شود پس به نظر شما به توافق نهایی دست پیدا کرد، از نظر زمانی می گویم، آیا مثلا تیمهای مذاکره کننده می توانند به این توافق برسند؟ قدرتش وجود دارد که...
شما برای هیچ مذاکره ای را نمی توانید مهلت و یک بازه زمانی ثابتی تعیین کنید؛ چون مذاکره توسط انسانها انجام میشود و انسانها هم سعی می کنند که هوش، استعداد و عقل شان را به کار بگیرند. این یعنی ممکن است مذاکرات در ۶۰ روز به نتیجه برسد یا زودتر یا دیرتر ...
* این سوال را از این جهت پرسیدم که اسرائیل از این تفاهم شوکه شده است و شما هم اشاره کردید که ممکن است برای بر هم زدن تفاهم دست به شیطنت بزند.
دست ما هم بسته نیست، اگر او بخواهد چنین اقدامی انجام دهد، ما هم اقدام مستقیم انجام دهیم.
* یعنی قابلیت به هم خوردن تفاهم وجود ندارد؟
این به معنی قابلیت به هم خوردن تفاهم نیست؛ چون آمریکا هم ممکن است تصمیم بگیرد که خودش را دیگر تا این اندازه خرج اسرائیل نکند چرا که برای آمریکا هزینه بالایی خواهد داشت.
* فکر می کنید به این نتیجه رسیده چون ترامپ درباره نتانیاهو گفته بود "معلوم نیست او دقیقا دارد چه غلطی می کند" فکر می کنید که او از نتانیاهو فاصله گرفته؟
من بر مبنای حقایق روی میز میتوانم تحلیل کنم. اینکه ما ملتی منسجم، نیروی مسلحی مصمم و دیپلماسی هنرمندانهای داریم، این یک حقیقت است. کسی نمیتواند این را منکر شود. اینکه در داخل آمریکا اختلاف نظرهایی وجود دارد هم یک حقیقت است. همانطور که در داخل اسرائیل اختلافاتی هست.
* بعضا گفته میشود در این سالها توافقهای انجامشده با هدف کنترل تنش بوده تا حل اختلاف. به نظر شما این تفاهم، توافق قابلیت این را دارد که یک نظم جدید در روابط ایران و آمریکا ایجاد کند یا صرفا فقط یک دورهای از تنفس و کاهش تنش است؟
به نظر من ما نباید هدف را این قرار دهیم. ایران و آمریکا با هم یک اختلاف اساسی دارند و آن هم از جنس اندیشه و ایدئولوژی است. آمریکا به دنبال هژمونی و سرکوب کردن و ما به دنبال عدالت و دفاع از اسلام و مسلمین هستیم. ما نمی توانیم با هم کنار بیاییم. ما دو کشور معمولی نیستیم. اما تجربه تنشزدایی در دوره نظام دوقطبی وجود داشت و شوروی و آمریکا تنش زدایی را برای آرام کردن اوضاع در پیش گرفتند و به همین جهت هم جنگ اتمی رخ نداد. این در حالی بود که که هر دو ابرقدرت هستهای بودند، ارتشهای بسیار قوی داشتند، مرتب هم یکدیگر را تهدید می کردند، نیروهای نیابتی آنها مرتب با هم درگیر بودند، اما با هم درگیر نشدند؛ زیرا هر دو فهمیدند که تنشزدایی به منفعت آنها است.