امضای تفاهمنامه میان مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ بیش از آنکه یک توافق سیاسی باشد، آغاز یک فرآیند دیپلماتیک جدید بود؛ فرآیندی که حالا نخستین آزمون خود را پشت سر گذاشته است.

به گزارش اکوایران، امضای تفاهمنامه میان مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ بیش از آنکه یک توافق سیاسی باشد، آغاز یک فرآیند دیپلماتیک جدید بود؛ فرآیندی که حالا نخستین آزمون خود را پشت سر گذاشته است. آزمونی که نشان داد اگرچه اراده‌ای برای پیشبرد مذاکرات شکل گرفته، اما بی‌اعتمادی‌های قدیمی و متغیرهای منطقه‌ای همچنان می‌توانند این مسیر را با چالش مواجه کنند.

تفاهمنامه امضا شده در واقع قرار نبود اختلافات چند دهه‌ای تهران و واشنگتن را حل کند. هدف اصلی آن ایجاد چارچوبی برای آغاز مذاکراتی بود که بتواند درباره پرونده‌های پیچیده و انباشته‌شده میان دو کشور گفت‌وگو کند. به همین دلیل سؤال اصلی در این مرحله نه دستیابی فوری به توافق، بلکه حفظ روندی بود که بتواند طرفین را به سمت توافق هدایت کند.

نشانه‌های دشواری این مسیر از همان ابتدای مذاکرات آشکار شد. محمدباقر قالیباف، رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران، حاضر نشد در قاب مشترک رسانه‌ای با جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، قرار بگیرد. اقدامی نمادین که نشان می‌داد آغاز گفت‌وگوها به معنای پایان بی‌اعتمادی میان دو طرف نیست.

اندکی بعد مواضع تند دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی ایکس فضای مذاکرات را تحت تأثیر قرار داد. در واکنش به این اظهارات، هیئت ایرانی ترجیح داد ادامه رایزنی‌ها از مسیر مستقیم دنبال نشود و ارتباطات از طریق میانجی‌ها ادامه یابد. این اتفاق می‌توانست نخستین بحران جدی روند جدید باشد. بحرانی که در نهایت با ورود فعال قطر و پاکستان مدیریت شد.

شاید مهم‌ترین ویژگی دور جدید مذاکرات همین نقش‌آفرینی بازیگران منطقه‌ای باشد. این بار تنها ایران و آمریکا درگیر گفت‌وگوها نیستند. قطر و پاکستان نه‌تنها مسئولیت انتقال پیام‌ها را برعهده گرفتند، بلکه در مدیریت اختلافات و نزدیک کردن مواضع طرفین نیز نقش مؤثری ایفا کردند. مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای به این جمع‌بندی رسیده‌اند که هزینه شکست دیپلماسی برای منطقه بیش از هزینه موفقیت آن خواهد بود.

در سوی دیگر میز مذاکرات، نقش جی‌دی ونس نیز قابل توجه است. برخلاف بسیاری از مذاکرات گذشته که مقامات آمریکایی عمدتاً در جایگاه تصمیم‌گیر یا ناظر ظاهر می‌شدند، تصاویر منتشرشده از نشست‌ها نشان می‌دهد معاون رئیس‌جمهوری آمریکا شخصاً در تدوین و ویرایش متن‌ها مشارکت داشته است. موضوعی که از نگاه ناظران، نشانه‌ای از تلاش بخشی از ساختار سیاسی آمریکا برای حفظ و پیشبرد مسیر گفت‌وگو با تهران است.

قطر نیز ظاهراً فراتر از یک میانجی سیاسی عمل کرده است. بر اساس اطلاعات اکوایران، دوحه آمادگی خود را برای تأمین یک وام ۶ میلیارد دلاری اعلام کرده تا در فرآیند آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران وقفه‌ای ایجاد نشود. اگر این اطلاعات در مراحل بعدی تأیید شود، می‌توان آن را یکی از کم‌سابقه‌ترین نمونه‌های حمایت عملی یک میانجی از روند مذاکرات دانست.

اما مهم‌ترین دستاورد این دور از گفت‌وگوها شاید نه بیانیه پایانی، بلکه عبور مذاکرات از مرحله سیاسی به مرحله فنی باشد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، روز دوشنبه تأیید کرد که مذاکرات فنی در چارچوب یادداشت تفاهم اسلام‌آباد در سوئیس آغاز شده است. این خبر نشان می‌دهد طرفین موفق شده‌اند از مرحله اعلام مواضع عبور کنند و پرونده را به سطحی منتقل کنند که معمولاً سرنوشت توافق‌ها در آن تعیین می‌شود.

بر همین اساس، کاظم غریب‌آبادی و تیم کارشناسی ایران مأموریت یافته‌اند گفت‌وگوهای فنی را ادامه دهند. گفت‌وگوهایی که قرار است درباره رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های ایران، ترتیبات هسته‌ای، سازوکارهای نظارتی و دیگر موضوعات اختلافی مذاکره کنند.

با این حال چالش اصلی همچنان بیرون از اتاق مذاکرات قرار دارد. بسیاری از بازیگران منطقه‌ای معتقدند رسیدن به یک توافق پایدار بدون تثبیت آتش‌بس در لبنان دشوار خواهد بود. از همین رو، تحولات لبنان به بخشی از معادله بزرگ‌تر مذاکرات تبدیل شده و بر روند تصمیم‌گیری طرفین تأثیر می‌گذارد.

در چنین شرایطی، نگرانی اصلی میانجی‌ها و بسیاری از کشورهای منطقه آن است که هرگونه تنش جدید یا اقدام تخریبی از سوی اسرائیل بتواند روندی را که تازه آغاز شده، با اختلال مواجه کند. به بیان دیگر موفقیت مذاکرات تنها به توافقات پشت میز مذاکره وابسته نیست؛ بلکه به میزان ثبات در محیط امنیتی منطقه نیز بستگی دارد.

آنچه امروز می‌توان با اطمینان گفت این است که مذاکرات وارد مرحله‌ای تازه شده است. نه توافقی حاصل شده و نه بن‌بستی شکل گرفته است. اکنون همه چیز به این بستگی دارد که آیا اراده سیاسی موجود خواهد توانست از پیچیدگی‌های فنی، بی‌اعتمادی‌های متقابل و موانع منطقه‌ای عبور کند یا خیر. پاسخ این پرسش، سرنوشت مرحله بعدی روابط ایران و آمریکا را رقم خواهد زد.