به گزارش اکوایران به نقل از تابناک، در تاریخ ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶، عربستان، با هدف جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی، باند فرودگاه صنعا را هدف حمله قرار داد.
در این راستا جنگندههای سعودی فرودگاه صنعا را با شش موشک، هدف قرار دادند که آسیب زیادی به باند این فرودگاه وارد شد.
هدف از این کار جلوگیری از فرود یک هواپیمای ایرانی متعلق به شرکت «ماهان» بود. این هواپیما حامل افراد بیمار و یک هیئت یمنی بود که در مراسم تشییع رهبر شهید آیت الله علی خامنهای شرکت کرده بودند.
پس از حملات سعودی، هواپیمای ایرانی به سمت فرودگاه الحدیده که به مدت ۱۱ سال از کار افتاده بود، حرکت کرد و در آنجا فرود آمد. ناظران این اقدام را یک موفقیت مهم دانستند که نشان دهنده توانایی صنعا برای تحمیل معادله شکست محاصره با زور است.
انصارالله یمن که ورود این هواپیما را نشانهای بر پایان محاصره هوایی ۱۵ ساله میدانستند، این حمله را پایان فاز تنشزدایی از سوی ریاض توصیف کرده و به صراحت اعلام کردند که این اقدام بدون پاسخ نخواهد ماند. تهدیدات آنها شامل هدف قرار دادن فرودگاهها و تأسیسات حیاتی عربستان است.
انصارالله یمن بلافاصه تهدیدات خود را عمل کرد و تعدادی از فرودگاههای عربستان، بهویژه فرودگاه ابها در جنوب این کشور را هدف قرار داد و پایان مرحله کاهش تنش با ریاض را اعلام کرد.
منابع آگاه یمن در خصوص این حمله به روزنامه «الاخبار» گفتند که «پاسخ یمن روند صعودی به خود خواهد گرفت و عملیات هدف قرار دادن فرودگاه ابها تا زمانی که از کار بیفتد، ادامه خواهد داشت.»
این منابع گفتند که این پاسخ در روزهای آینده ادامه خواهد داشت و ممکن است سامانههای موشکی جدیدی در آن فعال شوند.
سناریوی بستن تنگه باب المندب
تنش اخیر بر سر فرودگاه صنعا به روشنی نشان میدهد که چگونه یک رویداد محلی میتواند به سرعت به یک بحران منطقهای با پیامدهای گسترده تبدیل شود.
بر اساس تحولات اخیر، سناریوی همزمان تنش در دو تنگه استراتژیک هرمز و بابالمندب، یکی از جدیترین تهدیدات برای ثبات اقتصاد جهانی و امنیت انرژی به شمار میرود.
این تنش صرفاً یک درگیری محلی نیست. این رویداد نشان میدهد که عربستان سعودی با جدیت تمام با تلاشهای ایران و انصارالله یمن برای تثبیت کنترل بر یک گلوگاه هوایی در جنوب غرب آسیا مخالفت میکند و این مخالفت را با اقدام نظامی مستقیم نشان داده است. این موضوع، زمینهساز تشدید تنش در کل منطقه است.
در کنار تنش در یمن، موضوع بازگشایی تنگه هرمز و تهدید به مسدودسازی بابالمندب، نگرانی اصلی برای اقتصاد جهانی است.
از ماه فوریه ۲۰۲۶ و همزمان با تشدید درگیریها، تردد در تنگه هرمز عملاً متوقف شده است. در همین حال، حوثیها در اوایل ژوئن رسماً اعلام کردند که محاصره دریایی خود را بر اسرائیل در دریای سرخ و تنگه بابالمندب از سر گرفتهاند.
ترکیب این دو بحران، یک دام گلوگاهی دوگانه را ایجاد کرده است که پیشتر بیسابقه است. تحلیلها نشان میدهد که این وضعیت میتواند حدود ۲۵٪ از عرضه نفت و گاز جهان و نزدیک به ۳۰٪ از ترافیک کانتینری را تحت تأثیر قرار دهد و روزانه ریسکی معادل ۱۰ میلیارد دلار بر تجارت جهانی تحمیل کند.
تداوم این وضعیت میتواند قیمت نفت خام را به محدوده ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار در هر بشکه برساند.
از طرف دیگر، حدود ۳۰ میلیون تن الانجی قطر که سالانه به اروپا صادر میشود، کاملاً به این مسیر وابسته است و اختلال در آن، امنیت انرژی اروپا را با خطر جدی مواجه میکند.
در صورت بسته شدن تنگه باب المندب، کشتیها مجبور به دور زدن دماغه امید نیک در آفریقا میشوند که ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان سفر و حدود ۱٫۲ تا ۱٫۸ میلیون دلار به هزینه سوخت هر کدام اضافه میکند.
همچنین حق بیمه ریسک جنگی که قبلاً به شدت افزایش یافته بود، مجدداً به سطوح سرسامآوری صعود خواهد کرد.
آسیبپذیری شدید عربستان
عربستان سعودی در پاسخ به بسته شدن تنگه هرمز، بیش از ۷۰ درصد از صادرات نفت خود را از طریق خط لوله به بندر ینبع در دریای سرخ هدایت میکند. با این حال، این نفت برای رسیدن به بازارهای آسیایی و اروپایی همچنان باید از تنگه بابالمندب عبور کند.
محاصره بابالمندب توسط حوثیها، مسیر جایگزین ریاض را نیز به طور کامل مسدود کرده و آن را در معرض یک محاصره اقتصادی مؤثر قرار میدهد.
فشار بر اقتصاد اسرائیل
بندر ایلات که تنها بندر جنوبی رژیم صهیونیستی است و دسترسی به اقیانوس هند از طریق بابالمندب را فراهم میکند، قبلاً در آستانه ورشکستگی قرار گرفته و محاصره جدید ضربه نهایی را به آن وارد خواهد کرد.
در مجموع، سناریوی فعلی نشان میدهد که درگیریها از میدان نبرد فراتر رفته و به ابزاری برای بازدارندگی ژئواکونومیک تبدیل شده است.
ابزارهای فشار نظامی و دیپلماتیک موجود برای مدیریت همزمان این بحران دوگانه ناکارآمد به نظر میرسند و هر گونه اختلال پایدار، جهان را با یک شوک اقتصادی عمیق و فراگیر مواجه خواهد کرد.