حسن روحانی گفت: ما باید با همسایگان‌مان در آینده روابط صمیمانه و برادرانه داشته باشیم. حالا امروز یک مسأله‌ای و حوادثی پیش آمده در تنگه هرمز و اقداماتی انجام شده؛ بنا نیست تا قیامت با همسایگانمان اختلاف داشته باشیم و روابط برادرانه و صمیمانه نداشته باشیم.

به گزارش اکوایران به نقل از سایت حسین روحانی، حسن روحانی، روز یکشنبه ۱۱ مرداد، در دیدار جمعی از وزیران و معاونان رئیس‌جمهور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، تسلیم نشدن ایران را یادگار رهبر شهید در تاریخ عنوان کرد و گفت: آمریکا و اسرائیل می‌خواستند ایران تسلیم شود ولی رهبری ایستادگی کرد و نشان داد که ایران تسلیم نخواهد شد ولو اینکه جان خودش را در این راه داد و به شهادت رسید.

روحانی با بیان اینکه آمریکا و اسرائیل درباره تاب‌آوری مردم ایران دچار اشتباه محاسباتی شدند، اظهار داشت: واقعاً باید به این ملت بزرگ آفرین گفت که آن همه عزیزانشان شهید شدند، رهبرشان شهید شد و دیدند که متجاوزین تا چه حد جانی هستند که مدرسه میناب یک نمونه آن بود، اما تسلیم نشدند. من بعید می‌دانم که آمریکایی‌ها در مدرسه میناب اشتباه کرده باشند و بگویند ما قبلاً اطلاعاتی داشتیم، بعد از ۵ یا ۶ سال اطلاعات قبلی تغییر کرده و ما نفهمیدیم. کسی که این همه پهپاد و هواپیما و ماهواره دارد، این همه جاسوس دارد و اطلاعاتش به روز و به لحظه است، نمی‌تواند این کارش از روی اشتباه باشد. این‌ها خواستند دژخیمی و سبعیّت خودشان را نشان دهند. خواستند بی‌رحمی خودشان را نشان بدهند. خواستند روحیه مردم را بشکنند.

او هدف آمریکا را در اختیار گرفتن نفت و اقتصاد کشور و تسلط بر ایران به خاطر جایگاه استراتژیک آن بیان کرد و افزود: تمام ادعاهایی که امروز ترامپ مطرح می‌کند که ما بالاخره روزی خارک را می‌گیریم. روزی تنگه هرمز را می‌گیریم، به نظر من این‌ها ادعاهای واهی و بی‌ارزشی بیش نیست. لاف زدن‌ها و حرف‌های توخالی است. به دلیل اینکه اگر هم حماقت کنند و این کار را بکنند و بخواهند تنگه هرمز را بگیرند، بخواهند جزیره خارک را بگیرند، بخواهند جزایر دیگر را بگیرند، آن وقت یک رسوایی بزرگی برای دولت آمریکا در تاریخ خواهد ماند.

رئیس‌جمهور ایران در دوره‌های یازدهم و دوازدهم با تأکید بر اینکه رهبر شهید هیچ‌وقت دنبال جنگ نبودند، گفت: هر جایی که دشمن می‌خواست یا دوست نادان می‌خواست، یا دیگران می‌خواستند آتش جنگی را شعله‌ور کنند، ایشان با صلابت می‌ایستاد. این صلابت و شجاعت فقط در برابر دشمن نبود. گاهی در برابر هیجانات و احساسات دوست هم بود. گاهی ممکن است هیجان دوست هم کار دست کشور بدهد و رهبری آنجا هم باید هیجان را مهار کند. همان‌طوری که باید دشمن را مهار کرد، گاهی هم باید دوست را هدایت کرد.

روحانی با ارزشمند دانستن تحمیلی خواندن جنگ‌های ایران اظهار داشت: گاهی چاره‌ای نیست چون جنگ تحمیل شده باید مقابله و ایستادگی کرد. البته مقاومت و دفاع خیر است و لازم. بازدارندگی خیر است و ضروری. ایستادگی در برابر مهاجم وظیفه است. اما اگر بتوانیم جنگ را یک روز زودتر تمام کنیم بهتر است. همان‌طور که رهبری یک بار فرمودند که درباره تحریم، اگر بتوانیم یک روز زودتر تحریم را تمام کنیم باید آن را انجام دهیم.

روحانی مخالفت ایران با صدام در اشغال عربستان و امارات علاوه بر کویت را به کشورهای حاشیه خلیج فارس یادآوری کرد و گفت: در اشغال کویت، قبل از اینکه کشورهای جنوبی خلیج فارس صدام را محکوم کنند ما محکوم کردیم. این‌ها باید آن روزهای تاریخی را فراموش نکنند و یادشان بماند. ما در طول تاریخ در کنار این‌ها بودیم. اگر می‌خواستند از کارهای ما قدردانی کنند، روبه‌روی آمریکا می‌ایستادند و نمی‌گذاشتند از پایگاه‌های آمریکا در خاک خودشان علیه ما استفاده شود. آن‌ها بارها به ما گفته بودند که ما نمی‌گذاریم آمریکا از پایگاهی که اینجا درست کرده‌، علیه شما استفاده کند. خب حالا چرا گذاشتند؟ ما دنبال رابطه خوب با همسایگانمان هستیم، ما در سال ۹۸ در مجمع عمومی سازمان ملل ائتلاف امید را مطرح کردیم که جزو اساسی‌ترین پیشنهادات ما این بود که نگذاریم از خاک ما علیه دیگری تجاوزی شود و در امور داخلی همدیگر هم مداخله نکنیم. با هم همکاری اقتصادی کنیم. همکاری سیاسی کنیم. همکاری امنیتی کنیم. ما می‌خواهیم تنگه هرمز، تنگه جنگ نباشد. تنگه هرمز، تنگه‌ای باشد برای ایجاد امنیت کامل در منطقه خلیج‌ فارس.

او با قدردانی از هدایت‌های رهبر شهید و مقام معظم رهبری، نیروهای مسلح و دولت برای تأمین زندگی و معیشت مردم در این ۱۴ ماه سخت گفت: همه تلاش کردند، اما کار، ایستادگی و مقاومت مردم، فوق‌العاده بود. ما باید کاری کنیم که تجاوز دشمن زودتر خاتمه یابد. زودتر به روابط برادرانه با همسایگان برسیم. تحریم از سر مردم برداشته شود. تورم مهار شود، مردم از لحاظ ذهنی و فکری آرامش بیشتری پیدا کنند. این جزو وظیفه همه ماست و باید در این راه تلاش کنیم. بدانیم برای ادامه جنگ یا پایان جنگ و شرایط آینده کشور، تصمیم‌گیر اصلی ملت بزرگ ایران است.

متن کامل سخنان روحانی در این دیدار به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

در ایام اربعین اباعبدالله الحسین(ع) هستیم که در زیارتش در اربعین می‌خوانیم «السَّلَامُ عَلَی وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ، السَّلَامُ عَلَی خَلِیلِ اللَّهِ وَنَجِیبِهِ. السَّلَامُ عَلَی صَفِیِّ اللَهِ وَابْنِ صَفِیِه، السلام علی الحسین المظلوم الشهید».

اربعین در واقع سرآغاز یک حرکت نو بعد از عاشورا است و این حرکت نو هم اولش به دست آن صحابی باوفای پیامبر، جابر بن عبدالله انصاری انجام شد که وقتی وارد کربلا شد به همراهش عطّیه (چون جابر خیلی بینایی ضعیفی داشت یا حتی نابینا شده بود) گفت من را ببر کنار فرآت تا با آب فرات غسل کنم و بعد قدم‌ها را کوتاه برمی‌داشت به احترام قبر امام حسین، و هر چند قدمی که برمی‌داشت می‌ایستاد و می‌گفت «الله اکبر» تا رسید نزدیک قبر، به عطّیه گفت دست من را بگیر و روی قبر ابی‌ عبدالله الحسین بگذار و آن وقت خودش را انداخت روی قبر امام حسین و آنقدر گریه کرد که بی‌هوش شد و وقتی به هوش آمد، گفت «حبیبی یا حسین»، «حبیبی یا حسین»، «حبیبی یا حسین»، «حبیب لایجیبُ حبیبه». گفت محبوب من، عزیز من، حسین من، چرا جواب من را نمی‌دهی، چرا جواب جابر را نمی‌دهی؟ بعد خودش گفت که چطور حسین جواب تو را بدهد، در حالی که بین بدن و سرش منزل‌ها فاصله است و بعد بلند شد، شروع کرد به خواندن زیارت برای اصحاب امام حسین، «اَلسَّلامُ عَلَیْکم ایتها الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلّتْ بِفِنَاء الحسین و أَنَاخَتْ بِرَحْلِه، أَشْهَدُ أَنَّکَم قَدْ أَقَمْتَم الصَّلاةَ، وَآتَیْتَکم الزَّکَاةَ، وَأَمَرْتَم بِالْمَعْرُوفِ…» آن زیارت را جابر برای اصحاب امام حسین خواند.

آخرش هم جمله مهمی اضافه کرد، گفت «والَّذی بَعَثَ مُحَمَّدا بِالحَقِ نَبِیّا لَقَد شارَکنا کُم فیما دَخَلتُم فیهِ» گفت اصحاب امام حسین! آن راهی که شما رفتید ما هم در آن راه شریک شما هستیم. ما هم در همان مسیر هستیم. عطّیه گفت جابر چطور؟ ما که کربلا نبودیم، ما که فداکاری نکردیم؟ جابر گفت از پیغمبر خدا شنیدم که فرمود: «من احب قوماً حشر معهم» هر کس که کسی را دوست دارد خداوند او را با محبوبش محشور می‌کند و در کنار او قرار می‌دهد و بعد پیغمبر فرمود «و من أحب عمل قوم أشرک فی عملهم» هر کس عمل قومی را دوست دارد شریک در عمل او خواهد بود. و ما حسین را دوست داریم و راه او را دوست داریم و اگر بودیم همان کار را می‌کردیم، من و یارانم همان کاری می‌کردیم که امام حسین و یارانش آن کار را کردند. این نکته خیلی مهمی است که انسان در زندگی‌اش دلبسته به چه کسی باشد، قلب و روحش وابسته به چه کسی باشد؟ اگر ما دلبسته به حسین(ع) و راه حسین باشیم، به همان نتیجه می‌رسیم. در همین زیارت اربعین می‌خوانیم «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَلَالَهِ».

امام حسین جانش را فدا و نثار کرد برای اینکه مردم را از گرداب جهالت و نادانی و از سرگردانی در وادی ضلالت و گمراهی نجات بدهد. یعنی تمام کربلا پیامش، نجات مردم است. امروز هم اگر ما در جامعه مشکلاتی داریم برای همین است. باید در پناه امام حسین و خیمه امام حسین جامعه ما از جهالت‌ها و گمراهی‌ها، بیشتر و بیشتر فاصله بگیرد و مسیر هدایت را انتخاب کند و در مسیر گمراهی و اشتباه نماند.[۱]

توطئه اسرائیل، جنگ در کل منطقه بود

این ایام یعنی این ۱۴ ماه گذشته، سخت‌ترین ۱۴ ماه بعد از انقلاب اسلامی بود. خیلی بر مردم سخت گذشت، البته مردم هم کار عظیم و بزرگی انجام دادند. اینکه یک ملت و کشوری که به عنوان یک کشور در حال توسعه است، بایستد و مبارزه و مقاومت بکند، با رشادت در برابر ابرقدرت بزرگ که بیشترین ابزار نظامی را در اختیار دارد و در برابر یک رژیمی که بی‌رحم‌ترین رژیم در تاریخ است، آمریکا با بیشترین ابزار نظامی و اسرائیل به عنوان رژیمی که از تمام رژیم‌های تاریخ بی‌رحم‌تر است و به هر کاری و هر جنایتی دست می‌زند، اما مردم ما در برابر این دو قدرت ایستادگی کردند و نگذاشتند آن‌ها به اهدافشان برسند.

البته اسرائیل توطئه‌ای بعد از ۷ اکتبر طراحی کرد و این را هم نتانیاهو به صراحت اعلام کرد و گفت این جنگ، جنگ کل منطقه خواهد بود. یعنی این را به صراحت گفت که اسرائیل به دنبال جنگ در کل منطقه خاورمیانه است. ظاهرش این بود که اسرائیل با ملتی که سرزمین آن ملت را اشغال کرده، در حال جنگ و درگیری است؛ اما بعد دیدیم لبنان را هم درگیر کردند، بعد سوریه را وارد کردند با توطئه‌ای که حتی حاکمان سوریه از کشور فرار کردند و نتوانستند مقاومت کنند؛ بعد یمن را، بعد عراق را، بعد ایران را و بعد کل منطقه خلیج ‌فارس را درگیر جنگ کردند. از اردن و لبنان و فلسطین و سوریه گرفته تا عراق و یمن و ایران و همه منطقه خلیج‌ فارس، درگیر یک جنگ ویرانگری شدند که از روز اول اسرائیل دنبال آن بود. اسرائیل در این توطئه‌اش موفق شد که آتش جنگ را در کل منطقه شعله‌ور کرد. او از اول هم نمی‌خواست که جنگ اسرائیل فقط در غزه و فلسطین باقی بماند.

خسارت‌های بسیار بزرگی به این منطقه وارد شد، حالا چه رژیم‌هایی از اول دنبال این توطئه بودند که این جنگ این‌طور وسعت پیدا کند و دامن کل منطقه را هم فرا بگیرد. به غیر از اسرائیل البته دیگرانی هم بودند که دنبال این هدف شوم بودند.

ما در گذشته هم شبیه آن را شاهد بودیم. در سال ۹۳ در آن روزهایی که ما رسیدیم به توافق با ۱+۵، همه کار شده بود، شاید ۴۸ ساعت بعد توافق نهایی اعلام می‌شد؛ اسرائیلی‌ها به اروپا آمدند، عربستان سعودی به اروپا آمد، این‌ها آمدند ژنو، آن یکی با خود آمریکایی‌ها، این یکی با فرانسوی‌ها و بعد با آمریکایی‌ها و دیگران و نگذاشتند توافق امضا شود. البته قدرت‌های دیگری هم بودند که نمی‌خواستند توافق به نتیجه برسد. آن فرصت در سال ۹۳ را از دست دادیم و به ناچار رسیدیم به سال ۹۴. در سال ۹۴ هم تا اجرایی شدن توافق، شد آخر ۹۴؛ یعنی ۲۶ دی ۹۴ تازه این توافق اجرایی شد. [۲] اگر در سال ۹۳ اجرایی می‌شد، شرایط خیلی متفاوت می‌بود.

هدف اصلی آمریکا و اسرائیل، تسلیم ایران بود

در این ماجرا هم اسرائیلی‌ها دنبال گسترش این جنگ بودند، تندروهای آمریکا و برخی از کشورهای منطقه هم آمریکا را برای این جنگ تشویق و تشجیع کردند. البته یک محاسبات غلطی هم پیش روی این‌ها قرار دادند که با آن محاسبه غلط این‌ها فکر کردند که مسأله ایران را ظرف چند روز یا حداکثر ظرف یکی، دو هفته تمام می‌کنند.

هدف اصلی آن‌ها این بود که هرآنچه در تهران باید اجرا شود، تصمیمش در واشنگتن اتخاذ شود، این هدف اصلی بود. به یک عبارت دیگر، تسلیم ایران. می‌خواستند ایران را تسلیم بکنند در برابر ابرقدرت آمریکا.

البته آن‌ها در طول ۴۷ سال در هر مقطعی ممکن بود دنبال این هدف باشند. در سال ۹۷ هم دنبال این هدف بودند، به صراحت هم گفتند ایران ۴۰ سالگی انقلاب خودش را جشن نخواهد گرفت.[۳] به این مطلب تصریح کردند. آن وقت هم دنبالش بودند، منتهی آن وقت فکر می‌کردند با فشار اقتصادی و جنگ اقتصادی می‌توانند نظام را تغییر بدهند. بعد دیدند که با فشار اقتصادی نشد، حالا با قدرت نظامی و جنگ خواستند این مسأله را به نتیجه برسانند که این کار هم نشد و نخواهد شد. رهبر شهیدمان یک یادگاری از خودش برای تاریخ ایران گذاشت و آن، این بود که ایران هرگز تسلیم نخواهد شد. این یادگاری بود که از رهبری باقی ماند. آن‌ها می‌خواستند ایران تسلیم شود ولی رهبری ایستادگی کرد و نشان داد که ایران تسلیم نخواهد شد ولو اینکه او جان خودش را در این راه داد و به شهادت رسید، اما این یادگار را در تاریخ گذاشت که ایران هرگز تسلیم نخواهد شد. ایران در برابر متجاوزین، در برابر آن‌هایی که می‌خواهند این نظام را سرنگون کنند، آن‌هایی که می‌خواهند ایران را تجزیه کنند، آن‌هایی که می‌خواهند عظمت ایران را زیر پا بگذارند، مقاومت و ایستادگی خواهد کرد.

اشتباه اصلی آمریکا درباره ملت ایران بود

خیلی‌ها در این ۱۴ ماه فداکاری کردند، ایثار کردند، نیروهای مسلح، دولت برای اینکه معیشت مردم را بتواند تأمین کند، رهبری شهید در آن ایامی که هدایت کردند، رهبری فعلی برای اینکه هدایت را ادامه بدهند، همه تلاش کردند، همه کوشش کردند، اما کار مردم، ایستادگی و مقاومت مردم، فوق‌العاده بود. به نظر من آن اشتباه محاسبه‌ای که آمریکایی‌ها کردند و اسرائیلی‌ها هم سر آن‌ها کلاه گذاشتند، فقط این نبود که برد موشک ما چقدر زیاد است، یا تعداد موشک ما چقدر است، یا در پدافند هوایی ما موفق هستیم یا نیستیم، یا قدرت دریایی ما چه مقدار است، البته آن‌ها در این محاسباتشان هم اشتباه کردند، اما اشتباه محاسبه اصلی‌شان راجع به تاب‌آوری ملت بود. این اشتباه اساسی آن‌ها بود. آن‌ها در جنگ تحمیلی قبلی سران و فرماندهان نظامی و دانشمندان و مردم بی‌گناه ما را زدند و به نتیجه هم نرسیدند. فکر کردند اگر رهبری که ستون خیمه است را بزنند همه چیز تمام می‌شود و کشور بهم می‌ریزد و مردم نمی‌توانند ایستادگی کنند. وحدت جامعه از بین می‌رود، نیروهای مسلح اگر فرماندهی بالای سرشان نباشد که آن‌ها را هدایت کند، نمی‌توانند به خوبی دفاع کنند. اشتباه اصلی‌شان، نسبت به ملت ایران بود.

واقعاً باید به این ملت بزرگ آفرین گفت که آن همه عزیزانشان شهید شدند، رهبرشان شهید شد و دیدند که متجاوزین تا چه حد جانی هستند که مدرسه میناب یک نمونه آن بود، اما تسلیم نشدند. من بعید می‌دانم که آمریکایی‌ها در مدرسه میناب اشتباه کرده باشند و بگویند ما قبلاً اطلاعاتی داشتیم، بعد از ۵ یا ۶ سال اطلاعات قبلی تغییر کرده و ما نفهمیدیم. کسی که این همه پهپاد و هواپیما و ماهواره دارد، این همه جاسوس دارد و اطلاعاتش به روز و به لحظه است، نمی‌تواند این کارش از روی اشتباه باشد. این‌ها خواستند دژخیمی و سبعیّت خودشان را نشان دهند. خواستند بی‌رحمی خودشان را نشان بدهند. خواستند روحیه مردم را بشکنند.

دو حادثه تقریباً با هم اتفاق افتاد؛ یکی شهادت رهبری امت بود، که مردم مأیوس شوند و بگویند رهبری بالای سر ما نیست، دیگر کسی نمی‌تواند این جامعه را هدایت کند و دیگر شاهد وحدتی نخواهیم بود. یکی هم بی‌رحمی خودشان را نشان بدهند که ما بی‌رحمیم؛ به کودک هم رحم نمی‌کنیم؛ به مدرسه هم رحم نمی‌کنیم، به بیمارستان هم رحم نمی‌کنیم به پل هم رحم نمی‌کنیم، به نیروگاه هم رحم نمی‌کنیم، به پتروشیمی هم رحم نمی‌کنیم. به هیچ کس و هیچ چیز رحم نمی‌کنیم.

آمریکا می‌خواست ایران را در اختیار بگیرد

این را ترامپ بارها تصریح کرده و گفته من نفت ایران را می‌خواهم، گفته من خارک ایران را می‌خواهم، گفته من تنگه هرمز را می‌خواهم تا خودم آن را اداره کنم، حتی نرخ تعیین کرده، گفته ۲۰ درصد هم می‌گیریم برای کشتی‌هایی که می‌خواهند عبور کنند.[۴] پس کسی نمی‌تواند بگوید که ترامپ یا دیگران آمدند برای نجات مردم، برای آزادی مردم، برای اینکه حکومت اسلامی نباشد و حکومت سکولار باشد. این‌ها نیست. این‌ها آمدند کشور را در اختیار بگیرند. اقتصاد کشور را در اختیار بگیرند. نفت کشور را در اختیار بگیرند. مسلط شوند بر این کشور به خاطر جایگاه استراتژیک و بزرگی که ایران دارد. جایگاه فوق‌العاده‌ای که این کشور دارد. در این اهدافشان خوشبختانه به طور کامل ناموفق بودند. تمام ادعاهایی هم که امروز ترامپ مطرح می‌کند که ما بالاخره روزی خارک را می‌گیریم، روزی تنگه هرمز را می‌گیریم، به نظر من این‌ها ادعاهای واهی و بی‌ارزشی بیش نیست. لاف زدن‌ها و حرف‌های توخالی است. به دلیل اینکه اگر هم حماقت کنند و این کار را بکنند و بخواهند تنگه هرمز را بگیرند، بخواهند جزیره خارک را بگیرند، بخواهند جزایر دیگر را بگیرند، آن وقت یک رسوایی بزرگی برای دولت آمریکا در تاریخ خواهد ماند.

خب دفاع کردن در برابر قدرت هوایی سخت و مشکل است و تجهیزات و امکانات می‌خواهد، نیاز به امکانات هوایی است تا با هواپیما مقابله کنید، یا موشک زمین به هوا می‌خواهید که با آن‌ها مقابله کنید و کار سختی است. در دریا که باید مقابله کنید کار سختی است، نیاز به امکانات دریایی دارید، ولی در عین حال مقابله کردند. اما در زمین، مقابله کردن، جنگیدن، خیلی سهل‌تر و آسان‌تر است. مردم ما که در دریا و هوا روبه‌روی آمریکا ایستادند، تازه تنها آمریکا و اسرائیل هم نبود، می‌شود گفت حتی تنها کشورهای منطقه هم نبودند، ناتو هم بود، کشورهای اروپایی هم بودند، از آن بزرگشان گرفته مثل فرانسه و انگلیس و آلمان تا این کوچک‌هایشان مثل بلغارستان همه به صحنه آمدند و مردم ما در برابر قدرت‌های بزرگ جهانی ایستادگی کردند.

باید دشمن را مهار و گاهی هم دوست را هدایت کرد

حالا در این ایستادگی و مقاومت، حرف‌هایی که در جامعه زده می‌شود، تصمیماتی که گرفته می‌شود بسیار اهمیت دارد. اینکه ما بگوییم که آتش‌بس خوب است یا بد است؟ آتش‌بس بر این مبناست که کشور به اهدافش برسد یا نرسد؟ آتش‌بس ممکن است هم خوب باشد هم بد باشد. اگر آتش‌بس بخواهد فرصت درست کند برای دشمن، بسیار بد است. اگر آتش‌بس بخواهد زمینه‌ای درست کند برای مذاکره و آن مذاکره زمینه‌ای درست کند برای یک توافق و آن توافق، توافق عزتمندانه و شرافتمندانه باشد خیلی خوب است. این وابسته به این است که چه جور آتش‌بسی و با چه هدفی و با چه شرایطی باشد و چگونه مذاکره کنیم؟

می‌گویند جنگ را ادامه بدهیم خوب است یا بد است؟ آنچه ما از افکار رهبر شهیدمان دریافت کردیم، رهبری هیچ‌وقت دنبال جنگ نبودند، در هیچ مقطعی. هر جایی هم که دشمن می‌خواست یا دوست نادان می‌خواست، یا دیگران می‌خواستند آتش جنگی را شعله‌ور کنند، ایشان با صلابت می‌ایستاد. این صلابت و شجاعت فقط در برابر دشمن نبود. گاهی در برابر هیجانات و احساسات دوست هم بود. گاهی ممکن است هیجان دوست هم کار دست کشور بدهد و رهبری آنجا هم باید هیجان را مهار کند. همان‌طوری که باید دشمن را مهار کرد، گاهی هم باید دوست را هدایت کرد.

رهبری بارها نگذاشتند جنگ شود

خب ما دیدیم، در سال ۶۹ رهبری نگذاشت بین ما و آمریکا جنگ شود، آن وقتی که آمدند در منطقه برای به اصطلاح آزادسازی کویت. در سال ۷۷ رهبری نگذاشت جنگ شود، در حالی که عده‌ای دنبال این بودند که وارد افغانستان شوند برای خون‌خواهی عزیزانی که در مزار شریف شهید شده بودند. در ۷۸ که داستان خُبَر بود و آمریکایی‌ها طراحی کرده بودند برای زدن موشک به ایران، رهبری راهی را نشان داد که از آن طریق مسأله حل شد و از آن عبور کردیم. در سال ۸۲ اگر برنامه‌ریزی نمی‌شد برای یک نوع مذاکرات که آن مذاکرات بتواند راه‌حلی باشد، برنامه جنگ آمریکا علیه ایران، زمینه‌اش فراهم شده بود. آنجا هم رهبری ایستادگی کرد.

حالا شاید مردم ندانند، آن وقتی که در جلسه در خدمت رهبری مطرح شد که سه وزیر اروپایی را دعوت کنیم به تهران، یک کسی آنجا گفت ما سه وزیر را دعوت کنیم ممکن است نیایند. آنجا مطرح شد در حضور رهبری که اگر آن‌ها نیامدند، ما برویم اروپا و با آن‌ها مذاکره کنیم. همانجا به من خطاب کردند که شما بروید اروپا با سه وزیر اروپایی مذاکره کنید. یعنی حساب شده و طراحی شده بود که ما با سه وزیر اروپایی مذاکره کنیم و در آن مذاکره به این نتیجه رسیدیم که دو وزیر از سه وزیر اروپایی گفتند اگر آمریکا بخواهد پرونده شما را به شورای امنیت ببرد ما از حق وتو علیه آمریکا استفاده می‌کنیم و در تاریخ کم اتفاق می‌افتد که وزیر خارجه فرانسه همچون حرفی بزند، وزیر خارجه انگلیس همچون حرف بزند. این مطلب را به صراحت گفتند. این مطلب ضبط و ثبت شده است. این مهم بود و ما توانستیم عبور کنیم در سال ۸۲.

در ۹۲ هم ما رفتیم تا مرز جنگ ولی عبور کردیم، باز هم رهبری دستور داد که مذاکره با آمریکا در مسقط شروع شود، این دستور خود رهبری بود.

در ۹۸ هم دوبار تا مرز جنگ پیش رفتیم. پس رهبری همواره که من به مناسبت‌های مختلف خدمت ایشان صحبت کردم، چه در ۱۶ سالی که دبیر شورای عالی امنیت ملی بودم و چه ۸ سالی که رئیس‌جمهور بودم، همیشه مخالف جنگ بودند و هیچ‌وقت موافق با جنگ نبودند.

کلمه «جنگ تحمیلی» خیلی ارزشمند است

این کلمه، کلمه زیبایی است که ما می‌گوییم جنگ تحمیلی دوم، جنگ تحمیلی سوم، یعنی ما هیچ وقت دنبال جنگ نبودیم، جنگ به ما تحمیل شده است. ما نخواستیم جنگ بشود. در جنگ اول که جنگ ۸ ساله بود ما دنبال جنگ نبودیم. آن‌ها بودند که به ما حمله کردند، در جنگ دوم که ۱۲ روزه بود، آن‌ها به ما حمله کردند، ما در حال مذاکره بودیم. ما در حال گفت‌وگو بودیم که آن‌ها به ما حمله کردند. در جنگ رمضان هم ما دنبال جنگ نبودیم، ما دنبال مذاکره بودیم، حتی مذاکره بعدی‌اش بنا بود چند روز بعد تحقق پیدا کند که مسائل فنی‌اش بحث شود. این کلمه «جنگ تحمیلی» خیلی ارزشمند است در تاریخ ایران، یعنی ایران دنبال جنگ نبوده است. ایران در ۲۰۰ سالِ گذشته هیچ‌وقت آغازگر جنگ نبوده و در طول بعد انقلاب هم ما آغازگر جنگ نبودیم. جنگ به ما تحمیل شد. این ایام هم اگر بگوییم باز نیمه جنگی بود از ۱۷ تیرماه به بعد که زدوخورد بود. باز هم آنجا شروع کردند به زدن شهرهای مختلف، مراکز مختلف، جنگ را تحمیل کردند به ما، ما دنبال جنگ نبودیم.

ایستادگی در برابر مهاجم وظیفه است، اما اگر بتوانیم جنگ را زودتر تمام کنیم بهتر است

البته اگر جنگ به ما تحمیل شد ما باید ایستادگی کنیم، باید مقاومت کنیم، باید بایستیم. منتهی یک نکته اساسی اینجا وجود دارد. در جنگ آن چیزی که محاسبه دشمن را بهم زد ملت ایران بود. ایستادگی ملت ایران بود. تاب‌آوری ملت ایران بود، مردم در حالی که رهبرشان شهید شده بود و مردم و عزیزانشان شهید شده بودند و فرماندهانشان شهید شده بودند و می‌دانستند مشکلات اقتصادی وجود دارد، به هیچ فروشگاهی هجوم نیاوردند. آن متانت مردم، ایستادگی مردم، آن صبر مردم، آن حوصله مردم افتخارآفرین بود. مردم می‌دانستند چقدر سختی هست ولی به هیچ مرکز فروش مواد غذایی هجوم نیاوردند، حتی آن‌طور که در اروپا در دوره کرونا شاهد بودیم که در هفته‌های اول کرونا تمام اجناس ضروری در فروشگاه‌های اروپایی تا ساعت ۱۰ صبح تمام می‌شد و مردم با نگرانی می‌خریدند و می‌بردند؛ ولی در این جنگ مردم با این بزرگواری، با این عظمت و با این قدرت و با این روحیه بلند ایستادند.

خب اگر آنکه در برابر توطئه دشمن توانست بایستد و نگذارد دشمن پیروز شود، ملت بزرگ ایران بود، ما باید با همه توانمان برای راحتی این ملت، برای معیشت این مردم، تلاش کنیم. معلوم است در شرایط جنگ در ۱۴ ماه جنگ، حالا یا جنگ، یا «نه جنگ، نه صلح» و «نه جنگ، نه صلح» هم مثل جنگ است فرق نمی‌کند. ۱۴ ماه این مردم مقاومت کردند، ایستادگی کردند، ما باید کمک کنیم به این مردم. ما اگر راهی داریم برای پایان عزتمندانه جنگ باید انجام بدهیم. ادامه تجاوز و ویرانی اساساً برای جامعه شر مطلق است. گاهی آدم چاره‌ای ندارد چون جنگ تحمیل شده باید مقابله و ایستادگی کرد. البته مقاومت و دفاع خیر است و لازم. بازدارندگی خیر است و ضروری. ایستادگی در برابر مهاجم وظیفه است. اما اگر بتوانیم جنگ را یک روز زودتر تمام کنیم بهتر است. همان‌طور که رهبری یک بار فرمودند که درباره تحریم، اگر بتوانیم یک روز زودتر تحریم را تمام کنیم باید آن را انجام دهیم.

می‌خواستند برای سخنرانی امام زمان در تهران جایگاه درست کنند

ما دنبال چه هستیم؟ باید روشن بشود برای مردم. البته در جامعه ما گاهی یک اقلیتی هستند که حرف‌های عجیب و غریب می‌زنند. یک اقلیتی هستند می‌گویند اگر این جنگ تشدید شود و گسترش بیابد، امام زمان زودتر ظهور می‌کند! برای ظهور امام باید جنگ را تشدید کنیم، خب یک عده افرادی هستند که نه با اسلام آشنا هستند و نه با مهدویت آشنا هستند. در روایات ما آمده، امام صادق(ع) فرمود کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ، این را سه مرتبه حضرت فرمود و تکرار کرد کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ، کَذَبَ الْوَقَاتُونَ هر که وقت تعیین می‌کند برای ظهور ولی عصر(عج) او دروغگو است. یک عده دروغگو هستند و متأسفانه عده‌ای را هم دنبال خود می‌کشانند.

اینجا من اشاره کنم به داستانی که مربوط می‌شود به سال ۸۳. من در سال ۸۳ رفتم خدمت رهبری برای یک موضوعی، بحثی پیش آمد در آنجا، ایشان به مناسبت فرمودند که فلان آقا، اسم بردند، آمده بود پیش من و از من سؤال کرد که می‌خواهد یک جایگاه بزرگی درست کند در یک میدان بزرگ در تهران. گفتم جایگاه بزرگ برای چه؟ گفت برای اینکه وقتی امام زمان آمد و خواست سخنرانی کند یک جایگاه مناسب و باعظمتی باشد در شأن ایشان و به فکر این هستم که سیستم صوتی مجهزی را هم طراحی کنم که همه مردم تهران بتوانند سخنان امام را بشنوند. آقا به من فرمود که به او گفتم خب امام زمان ممکن است ۳۰۰ سال دیگر بیاید. این تعبیر ۳۰۰ سال مال آقاست، آقا فرمود ما چه می‌دانیم که امام زمان چه زمانی ظهور می‌کند، ممکن است ۳۰۰ سال دیگر بیاید. از حالا می‌خواهید بروید جایگاه درست کنید؟! حالا یک عده‌ای بودند و هستند که یا از روی جهالت یا از روی شیادی که مردم را گمراه کنند، کارهایی می‌کنند.

یک عده هم هستند که دنبال کاسبی هستند، همان کاسبان تحریم در واقع. آن‌ها هم ممکن است خوشحال باشند که جنگ و آشفتگی ادامه پیدا کند. افرادی هم هستند که ممکن است یک تفکراتی داشته باشد که ما باید برویم جهان را بگیریم و تصرف کنیم و همه را به اصطلاح هدایت کنیم.

باید بین دشمنانمان فاصله ایجاد کنیم

وظیفه ما چیست؟ وظیفه ما حفظ کشور است. تمامیت ارضی ایران است. امنیت ملی است. زندگی و معیشت مردم است. ما وظیفه برای کل جهان نداریم که بخواهیم تمام جهان را تصرف کنیم و بگیریم و همه را به راهی که می‌پسندیم بکشانیم. ما برای هر کاری باید از مردم بپرسیم و طبق نظر اکثریت مردم عمل کنیم.

خود پیغمبر اکرم(ص) در دوران رسالتش که از او بالاتر کسی را نداریم و او اشرف مخلوقات است، حتی در زمان جنگ هم پیغمبر با مردم مشورت می‌کرد، نظر مردم را می‌گرفت. در جنگ احد بعضی از مورخین نوشته‌اند که پیغمبر نظر شخصی‌اش این بود که بیشتر دفاع کنند تا از شهر مدینه خارج شوند. ولی وقتی مردم را جمع کرد در مسجد از آن‌ها سؤال کرد و اکثریت آن جمع گفتند که از مدینه خارج شویم و بیرون برویم و با کفار بجنگیم، پیغمبر قبول کرد و رفتند به احد و در برابر دشمن جنگیدند.

در جنگ خندق هم کاملاً روشن است که جنگ احزاب را به نام خندق نامیدند. آنجا هم پیغمبر با همه اصحابش مشورت کرد و گفت چه کار کنیم؟ چون یهود و مشرکین با هم هم‌پیمان شده بودند که به مدینه حمله کنند، پیش‌بینی هم می‌شد لشکر کفار و یهودیان ده هزار جمعیت باشد. پیغمبر و اصحابش هم در مدینه نیروهایشان حدود ۳ هزار نفر بود. پیغمبر فرمود چه کار کنیم؟ آنجا سلمان پیشنهاد کندن خندق را مطرح کرد و وقتی توضیح داد و گفت ما در ایران وقتی در برابر دشمن قرار می‌گرفتیم، این کار را می‌کردیم، پیغمبر پذیرفت و قبول کرد. اصحاب هم قبول کردند و شروع کردند به کندن خندق و خندق را ایجاد کردند. خب پیغمبر مشورت کرد با مردم، پیشنهاددهنده هم سلمان فارسی بود.

بعد هم پیغمبر تلاش کرد برای اینکه در صفوف دشمن شکاف ایجاد کند. پیغمبر افرادی را مأمور کرد که بروند کاری کنند بین قبیله بزرگ غطفان و کفار قریش فاصله بیندازند و این‌ها رفتند و این کار را کردند. رفتند مذاکره کردند با قبیله غطفان و به آن‌ها قول دادند که شما اگر از کفار قریش فاصله بگیرید و از آن‌ها جدا شوید، پیشنهاد دادند که چه مقدار از محصول مدینه را به آن‌ها بدهند. آنجا بحث یک سوم محصول مدینه را مطرح کردند و به آن‌ها قول دادند یک سوم محصول مدینه را به شما می‌دهیم و این پیشنهاد را می‌رویم خدمت پیغمبر مطرح می‌کنیم. آمدند خدمت پیغمبر مطرح کردند. پیغمبر هم بلافاصله رد نکرد، بلکه سران اوس و خزرج را خواست و با آن‌ها مشورت کرد، گفت شما نظرتان چیست؟ این‌ها رفته‌اند و چنین پیشنهادی را آورده‌اند. آن‌ها گفتند، ما ایستادگی و مقاومت می‌کنیم، چرا یک سوم محصول مدینه را به آن‌ها بدهیم؟ نه اصلاً این کار را نمی‌کنیم. در عین حالی که پیغمبر تصمیم گرفت که این توافق انجام نشود، ولی گفت فعلاً لازم نیست به آن‌ها خبر بدهید که این توافق را ما اجرا نمی‌کنیم. آن‌ها به فکر این بودند که ممکن است توافق تصویب شود؛ و لذا فاصله گرفتند از قریش. قریش چند بار خواست حمله کند غطفان زیر بار نرفت، چون به فکر بودند که ممکن است پیغمبر پیشنهاد آن‌ها را در نهایت بپذیرد.

نعیم ابن مسعود آمد پیش پیغمبر و گفت یا رسول‌الله من تازه مسلمان شدم و با کفار خیلی نزدیکم و آن‌ها هم نمی‌دانند که من مسلمان شده‌ام. من بروم بین آن‌ها شکاف ایجاد کنم؟ و قادرم این کار را بکنم، پیغمبر قبول کردند و فرمودند: «الحرب خدعة» جنگ یعنی خدعه، جنگ یعنی فریب. لذا نعیم آمد بین کفار قریش و غطفان و بنی‌قریظه که می‌خواستند از پشت به مسلمانان حمله کنند و پیمان‌شکنی کرده بودند، بین این‌ها فاصله ایجاد کرد.[۵]

می‌خواهم بگویم که این رسول‌الله است و پیغمبر اسلام است با آن همه عظمت، در جنگ دنبال این بود که بین دشمن فاصله ایجاد کند تا دشمنان متحد نشوند. ما نمی‌خواهیم از پیغمبر پیروی کنیم؟ ما مسلمانیم، ما باید از او پیروی بکنیم، باید برنامه این‌چنین باشد، باید کاری کنیم بین دشمنانمان فاصله ایجاد کنیم.

متأسفانه امروز بعضی طوری حرف می‌زنند که بین دشمنان وحدت ایجاد می‌شود. یعنی اگر اروپا و آمریکا فاصله‌ای با هم دارند، یک جوری حرف می‌زنند که این‌ها را به هم نزدیکتر کنند. اگر فرض بگیریم یک جایی آمریکا با اسرائیل هم فاصله‌ای دارد یک جوری حرف می‌زدند که این‌ها را هم به یکدیگر نزدیکتر کنند.

چرا کشورهای حاشیه خلیج فارس اجازه دادند آمریکا از پایگاه‌هایش علیه ما استفاده کند؟

ما باید با همسایگان‌مان در آینده روابط صمیمانه و برادرانه داشته باشیم. حالا امروز یک مسأله‌ای و حوادثی پیش آمده در تنگه هرمز و اقداماتی انجام شده؛ بنا نیست تا قیامت با همسایگانمان اختلاف داشته باشیم و روابط برادرانه و صمیمانه نداشته باشیم.

باید به آن‌ها گذشته را یادآوری کنیم. به این کشورهای جنوبی خلیج‌ فارس بگوییم که صدام برای ما پیغام داد که اگر ما با او همکاری کنیم در منطقه، چه سهمی خواهیم داشت. چون صدام که نمی‌خواست فقط کویت را بگیرد، او می‌خواست امارات را هم بگیرد، صدام می‌خواست بخشی از عربستان را هم بگیرد، خودش در نامه به آقای هاشمی نوشت ما و شما ۸۰۰ کیلومتر مرز آبی با هم داریم. ۸۰۰ کیلومتر مرز آبی یعنی تا نزدیک دهانه تنگه هرمز.[۶] می‌خواست همه این‌ها را بگیرد، پیغام خصوصی برای ما فرستاد که ما حمایت و کمک کنیم. حتی به یک کسی پیغام داده بود که با هم شریک باشیم در منافع. ولی ما ایستادگی کردیم، ما روبه‌روی صدام ایستادیم. صدام چرا نرفت عربستان را بگیرد؟ چرا نرفت امارات را بگیرد؟ چون ما روبه‌رویش ایستادیم. امروز عربستان باید قدر ما را بداند، امارات باید قدر ما را بداند، کشورهای دیگر باید قدر ما را بدانند. وقتی هم که او رفت کویت را گرفت، با این که روز عاشورا بود و روز عاشورا تعطیل بود و خیلی‌ها در سفر بودند، ما همان روز عاشورا تشکیل جلسه دادیم. روز عاشورا ۵ صبح صدام حمله کرده بود به کویت، ما ۳ بعدازظهر جلسه شورای عالی امنیت ملی را تشکیل دادیم و اولین کشوری بودیم که صدام را محکوم کردیم. قبل از اینکه این کشورهای جنوبی خلیج فارس، صدام را محکوم کنند ما محکوم کردیم. این‌ها باید آن روزهای تاریخی را فراموش نکنند و یادشان بماند. ما در طول تاریخ در کنار این‌ها بودیم.

اگر می‌خواستند از کارهای ما قدردانی کنند، روبه‌روی آمریکا می‌ایستادند و نمی‌گذاشتند از پایگاه‌های آمریکا در خاک خودشان علیه ما استفاده شود. آن‌ها بارها به ما گفته بودند که ما نمی‌گذاریم آمریکا از پایگاهی که اینجا درست کرده‌، علیه شما استفاده کند. صدها بار به ما گفتند در دولت‌های مختلف. خب حالا چرا گذاشتند؟ تقصیر آن‌هاست، چرا گذاشتند آمریکا استفاده کند؟

سال ۹۸ ائتلاف امید را برای روابط دوستانه با همسایگان مطرح کردیم

ما دنبال رابطه خوب با همسایگانمان هستیم. ما در سال ۹۸ در مجمع عمومی سازمان ملل یک طرحی را مطرح کردیم به نام طرح امید، HOPE، ((Hormoz Peace Endeavor.

ما آنجا این طرح را به نام ائتلاف امید مطرح کردیم، اسمش ائتلاف امید یا HOPE بود. در آن طرح گفتیم که ما می‌خواهیم با شما برادرانه و دوستانه رفتار کنیم.[۷] جزو اساسی‌ترین پیشنهادات ما این بود که نگذاریم از خاک ما علیه دیگری تجاوزی شود و در امور داخلی همدیگر مداخله نکنیم. با هم همکاری اقتصادی کنیم. همکاری سیاسی کنیم. همکاری امنیتی کنیم. این‌ها در طرح ما هست. بعد هم، در همان سال ۹۸ من برای تمام سران ۶ کشور خلیج فارس نامه نوشتم و از آن‌ها خواستم که این طرح را بیاییم با هم اجرا کنیم. پس خواست ما، روابط دوستانه با همسایگان است. ما حتی با همه کشورهای عربی دیگر اگر آن‌ها علیه ما اقدامی نکنند، می‌خواهیم رابطه دوستانه داشته باشیم.

ما می‌خواهیم تنگه هرمز، تنگه جنگ نباشد. تنگه هرمز تنگه‌ای باشد برای ایجاد امنیت کامل در منطقه خلیج‌ فارس. تنگه باید تبدیل شود به وسیله همکاری بین ما و عمان و بین ما و سایر کشورهای خلیج فارس.

دولت در این ۱۴ ماه کار بزرگی کرده است

ما باید حواسمان باشد در نحوه سخن گفتن، در اظهار نظر کردن. بعد هم یاری کنیم به همه آن‌هایی که امروز دارند برای این کشور تلاش می‌کنند. نیروی مسلح که از کشور حراست می‌کنند. آن‌ها که فعالیت سیاسی می‌کنند و آن‌ها که برای زندگی مردم در ایران شبانه‌روز تلاش می‌کنند، یعنی دولت.

خب در این ۱۴ ماه دولت کار بزرگی کرده است. درست است مشکلات وجود دارد، گرانی و تورم هست، اما در عین حال، قحطی نشده، کالا به اندازه کافی هست. مردم اگر چیزی بخواهند در فروشگاه‌ها وجود دارد. علی‌رغم اینکه امروز ما در محاصره هستیم و این محاصره بی‌سابقه بوده است.

ما باید کاری کنیم که تجاوز دشمن زودتر خاتمه یابد. روابط با همسایگان که باید برادرانه شود و به آن روابط برادرانه زودتر برسیم. تحریم از سر مردم برداشته شود. تورم مهار شود، مردم از لحاظ ذهنی و فکری آرامش بیشتری پیدا کنند. این جزو وظیفه همه ماست و باید در این راه تلاش کنیم. و آنچه که رهبر شهیدمان در تمام طول زندگی دنبال آن بودند که کشور ایران عظمت داشته باشد، کشور جایگاه بلندی در جهان داشته باشد، مردم در آسایش باشند؛ ما همان راه و همان مسیر را ادامه بدهیم انشاءالله. و بتوانیم به نقطه‌ای برسیم که مطلوبِ ملت و خواست مردم است.

بدانیم برای ادامه جنگ یا پایان جنگ و شرایط آینده کشور، تصمیم‌گیر اصلی ملت بزرگ ایران است. همان‌طور که امام در یکی از آخرین نامه‌های خود در نهم اردیبهشت سال ۶۸ به شورای بازنگری قانون اساسی، خطاب به آیت‌الله مشکینی نوشت و در آنجا گفت که من از اول هم نظرم این بود که اگر یک فردی مجتهد باشد و اعضای خبرگان به او رأی بدهند که چون خبرگان را مردم انتخاب کرده‌اند، آنگاه آن مجتهد شود ولیّ منتخبِ مردم. و وقتی منتخب مردم شد آنگاه حکمش نافذ می‌شود[۸]؛ یعنی بالاترین مقام کشور ما که رهبری است، طبق بیان امام این رهبری با رأی مردم، با آرا مردم می‌شود ولیّ منتخبِ ملت. و چون ولی منتخب مردم می‌شود، لذا حکمش نافذ می‌شود. این تعبیر صریحِ امام است. بنابراین نظام ما، برنامه ما، از روزِ اول بر مبنای خواست مردم بوده، نظر مردم بوده، امروز هم ما امیدواریم آنچه خواستِ مردم و نظر مردم هست طبق همان عمل کنیم و شورای عالی امنیت ملی، دولت، مقامات نظامی و همه مقامات انشاءالله آنچه خواستِ مردم هست بتوانند به آن جامه عمل بپوشانند.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته