به گزارش اکوایران، پس از جنگ 39 روزه، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از یکسو به نقش واشنگتن در تأمین امنیت کشورهایشان تردید کردهاند و از سوی دیگر بهتدریج، تعدادی از آنها، خواهان فشار بیشتر واشنگتن شدهاند.
دورویی یا تلاش برای بقا
به گزارش فارنپالیسی، با طولانی شدن جنگ ایران، اعضای شورای همکاری خلیج فارس با یک تناقض حاد روبهرو شدهاند. آنها همچنان برای حافظتهای امنیتی به ایالات متحده وابستهاند؛ اما این حمایت، هم محدودیتهای خود را نشان داده و همزمان خطر حملات ایران را افزایش داده است.
در واکنش به این وضعیت، کشورهای عضو شورای همکاری مجموعهای از راهبردهای همپوشان را در پیش گرفتهاند. آنها همچنان با ایالات متحده همکاری میکنند، بهویژه برای دفاع نظامی در برابر حملات ایران؛ اما همزمان، در حال متنوعسازی روابط امنیتی منطقهای خود، پیگیری دیپلماسی و در صورت لزوم، برقراری تماس مستقیم با تهران هستند. آخرین مورد ممکن است دورویی به نظر برسد، اما برای کشورهای خلیج فارس یک سازوکار ضروری برای بقاست. افزون بر این، طولانی شدن جنگ و افزایش هزینههای آن ممکن است کشورهای خلیج فارس را به سمت نوعی سازش و مدارا با تهران سوق دهد.
با توجه به افزایش هزینههای اقتصادی، مادی و انسانی جنگ، جای تعجب نیست که نارضایتی کشورهای عضو شورای همکاری از واشنگتن آشکار شده باشد. در میانههای ماه آگوست، واشنگتنپست به نقل از یکی از مقامهای خلیج فارس نوشت: «ترامپ این جنگ را شروع کرد... و این ما هستیم که هزینهاش را میپردازیم.» کشورهای خلیج فارس درحالیکه پهپادها و موشکها در حال پروازند، گزینه چندانی جز ادامه همکاری با اصلیترین قدرت حامی خود ندارند، اما با طولانی شدن درگیری، رویکرد آنها پیچیدهتر شده و کمتر بر ایالات متحده متمرکز است.
عربستان سعودی؛ افزایش نارضایتی از واشنگتن
عربستان سعودی، بزرگترین و بانفوذترین عضو شورای همکاری، شاید روشنترین نمونه تلاش کشورهای خلیج فارس برای متنوعسازی راهبرد امنیتی خود باشد. عربستان پیش از جنگ به دنبال یک پیمان رسمی دفاع متقابل با ایالات متحده، مشابه پیمانهای ناتو، بود؛ پیمانی که واشنگتن را به شکلی قاطعتر متعهد میکرد در صورت حمله به ریاض به کمک آن بیاید.
تصویر ماهوارهای از تأسیسات فرآوری بقیق در عربستان سعودی، روز شنبه/عکس از ماهواره پلنِتلبز اینک از طریق آسوشیتدپرس
اما هنگامی که جنگ آغاز شد، عربستان خود را در کنار متحدی دید که از رایزنی و مشورت با آن خودداری میکرد، درباره اهداف و راهبردهای جنگی دچار تردید و نوسان بود، نتوانست منطقه را بهطور کامل در برابر حملات متقابل ایران محافظت کند و بعدتر، هنگامی که جنگ بار دیگر در یمن با حوثیها شدت گرفت، درخواست عربستان برای حملات هوایی مستقیم آمریکا را نپذیرفت. بااینحال، گزارشها حاکی است که ریاض همچنان به همکاری نظامی عمدتاً دفاعی با واشنگتن ادامه داد، از جمله با بهاشتراکگذاری اطلاعات.
عربستان همچنین بارها تلاش کرد ایالات متحده را زمانی که اقدامات واشنگتن تهدید میکرد خسارتهای جانبی بیشتری به منطقه وارد شود، مهار کند. در اوایل ماه مه، هنگامی که دولت ترامپ تلاش میکرد با اعزام کاروانهای دریایی به خلیج فارس تحت عملیات «پروژه آزادی» تنگه هرمز را به زور باز کند، عربستان که نگران تشدید تنش بود، اجازه استفاده آمریکا از پایگاهها و حریم هوایی خود را نداد؛ تصمیمی که بنا بر گزارشها موجب شد دولت ترامپ این عملیات را لغو کند.
عمان؛ اهرم فشار کمتر و همزیستی بیشتر
اما درحالیکه عربستان از نفوذ کافی برای ایجاد یک ائتلاف امنیتی منطقهای و تماس مستقیم با کاخ سفید در هنگام بروز بحران برخوردار است، کشورهای کوچکتر عضو شورای همکاری مانند عمان اهرم فشار کمتری دارند. عمان با جمعیتی ۵.۴ میلیون نفری در برابر ۸۸ میلیون نفر جمعیت ایران و با اختلافی مشابه در تواناییهای نظامی، مدتهاست به سیاست همزیستی عملگرایانه با ایران متکی بوده است.
دود پس از شنیده شدن انفجارها در منامه، بحرین، روز شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، به آسمان برمیخیزد/عکس از رویترز
مسقط از آغاز درگیری، بازی خود را با مهارت پیش برده و بر ابهام راهبردی تکیه کرده و نقش واسطه میان تهران، شورای همکاری و واشنگتن را ایفا کرده است. بااینحال، علیرغم تلاشهای دیپلماتیک مسقط، ادعا شده که احتمالاً ایران به خاک عمان حمله کرده است؛ آن هم در شرایطی که همزمان با مسقط درباره سازوکاری برای مدیریت تنگه هرمز مذاکره میکند. در همین حال، دیپلماسی عمان گاه خشم واشنگتن را نیز برانگیخته است. ترامپ دستکم در دو نوبت عمان را به اقدام نظامی تهدید کرده و در تازهترین مورد، در ماه آگوست هشدار داده است که اگر دیپلماسی عمان «بر سر راه» اهداف آمریکا قرار گیرد، ایالات متحده عمان را بمباران خواهد کرد.
امارات؛ فشار نظامی و مذاکره پشتپرده
امارات متحده عربی از سوی دیگر موضعی تهاجمیتر در قبال ایران اتخاذ کرده است، اما ابوظبی همزمان مذاکرات پشتپردهای با تهران انجام داده تا از منافع خود محافظت کند. این مسئله با توجه به روابط تاریخی امارات و ایران تعجبآور نیست. امارات، بهویژه دبی، مدتهاست میزبان جامعه بزرگی از ایرانیان مهاجر با روابط تجاری گسترده با ایران بوده است. در نتیجه، پیش از تصمیم ابوظبی در ماه آگوست برای قطع روابط تجاری، بیش از ۳۰ درصد واردات ایران از امارات یا از طریق آن انجام میشد.
با وجود این، امارات نتوانست خود را از درگیری گستردهتر منطقهای دور نگه دارد. تلاش ایران برای بهرهبرداری از خلأهای ایجادشده در جنگهای عراق، سوریه و یمن، به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی امارات در چارچوب توافقهای ابراهیم در سال ۲۰۲۰ و تهدید فزایندهای که نیروهای مورد حمایت ایران برای زیرساختهای خلیج فارس ایجاد کردند، همگی به وخامت روابط دو کشور کمک کردند.
دود ناشی از برخورد قطعات پس از رهگیری یک پهپاد توسط پدافند هوایی، در منطقه صنعتی نفت فجیره، در جریان درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران، در فجیره، امارات متحده عربی، در تاریخ ۱۴ مارس ۲۰۲۶ به آسمان برمیخیزد/عکس از رویترز
در آغاز جنگ، امارات در مقایسه با دیگر اعضای شورای همکاری، با حجم بیشتری از حملات ایران علیه زیرساختهای خود مواجه شد. گزارشها حاکی است که این کشور در روزهای آغازین درگیری، یک کارزار هوایی مخفی را با هماهنگی ایالات متحده و اسرائیل آغاز کرد که شامل حملهای در اوایل آوریل به پالایشگاه نفت جزیره لاوان ایران بود؛ حملهای که در انتهای یک چرخه فزاینده از حملات متقابل علیه زیرساختهای حیاتی انجام شد.
در اواخر آوریل، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه امارات بهطور مخفیانه با اسرائیل برای استقرار یک سامانه پدافند هوایی «گنبد آهنین» اسرائیلی در خاک امارات هماهنگ کرده است؛ سامانهای که نیروهای فعال ارتش اسرائیل آن را اداره میکنند. در اوایل ماه مه، ادعا شد که ایران به منطقه صنعتی نفت فجیره امارات حمله کرد؛ منطقهای که بزرگترین ظرفیت تجاری ذخیرهسازی فرآوردههای نفتی پالایششده در خاورمیانه را دارد.
تمام این اقدامات در ظاهر اعتبار امارات را بهعنوان «اسپارت کوچک» منطقه افزایش میداد، اما ابوظبی در پشت صحنه بنا بر گزارشها در حال مذاکره محرمانه با تهران بود. در ماه ژوئن، رویترز گزارش داد که امارات موافقت کرده است در ازای توقف خصومتها علیه زیرساختهای اماراتی، تا ۲۰ میلیارد دلار در اختیار ایران قرار دهد.
ابوظبی این توافق را بهطور قاطع تکذیب کرد، اما به نظر میرسد این توافق احتمالی توانسته باشد به یک آتشبس موقت و گزینشی منجر شود. در آن ماه، پس از امضای یادداشت تفاهم نافرجام، حملات کلی در منطقه کاهش یافت. از آن مهمتر، هنگامی که این تفاهمنامه در ماه ژوئیه شروع به فروپاشی کرد و حملات متقابل از سر گرفته شد و در نهایت به نزدیک به دو هفته حملات مستمر آمریکا علیه ایران انجامید، ایران برخلاف روند معمول خود در پاسخ متقابل، از حمله به خاک امارات خودداری کرد.
این الگو تا میانه آگوست ادامه داشت؛ زمانی که تهران به دو نفتکش مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی حمله کرد و یک موشک بالستیک را به آبهای سرزمینی امارات شلیک کرد. این حملات باعث شد ابوظبی تجارت و مبادلات مالی با تهران را به حالت تعلیق درآورد.
قطر؛ میان آمریکا و ایران
قطر، کشوری کوچک و ثروتمند که میزبان پایگاه هوایی العدید، بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه، است، نیز ناچار شد میان روابط خود با ایران تعادل برقرار کند. قطر هنگام آغاز جنگ درگیر مذاکرات آمریکا و ایران بود و از همان ابتدا با تشدید تنش منطقهای مخالفت کرد. با آغاز جنگ، دوحه اعلام کرد که طرف درگیری نیست، اجازه نخواهد داد ایالات متحده از حریم هوایی قطر برای عملیات تهاجمی استفاده کند و همچنان کانالهای دیپلماتیک خود با تهران را حفظ خواهد کرد. قطر بعدتر بار دیگر نقش مهمی در میانجیگری میان آمریکا و ایران بر عهده گرفت.
حمله به شهر صنعتی رأس لفان از این جهت اهمیت دارد که این شهر یکی از بزرگترین قطبهای گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان است/عکس از رسانههای اجتماعی
ترجیح قطر برای دیپلماسی با تهران تا حدی ناشی از آن است که دو کشور در میدان گازی پارس جنوبی–گنبد شمالی، بزرگترین میدان گاز طبیعی جهان، شریکاند. بر اساس گزارش واشنگتن پست، قطر در آغاز جنگ با ایران تماس گرفت تا از تأسیسات گازی رأس لفان خود محافظت کند؛ این تأسیسات مرکز پردازش و صادرات گاز در خشکی و در مجاورت میدان گنبد شمالی است. بنا بر گزارش، قطر پیشنهاد کرده بود در ازای توافق ایران برای حمله نکردن به این تأسیسات، فعالیت آن را متوقف کند.
دوحه انجام چنین پیشنهادی را تکذیب کرد، اما ایران در ماه مارس، در واکنش به حمله اسرائیل به تأسیسات گازی فراساحلی پارس جنوبی ایران، متعاقباً با یک موشک بالستیک به رأس لفان حمله کرد. این حملات حدود ۱۷ درصد از ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع قطر را از کار انداخت و به از دست رفتن حدود ۲۰ میلیارد دلار درآمد سالانه منجر شد.
کویت؛ بیطرفی زیر فشار
کویت نیز مانند دیگر اعضای شورای همکاری در آغاز درگیری اعلام بیطرفی کرد، اما در مقاطعی ناچار شد هم واشنگتن را مهار کند و هم به فشار ایران پاسخ دهد. کویت نیز مانند عربستان، زمانی که ایالات متحده در ماه مه عملیات «پروژه آزادی» را آغاز کرد، استفاده آمریکا از پایگاهها و حریم هوایی خود را بهطور موقت محدود کرد و چند روز پس از توقف عملیات، این محدودیتها را برداشت.
فرودگاه بینالمللی کویت پس از حملۀ پهپادی به انبار سوخت، جمعه، چهارشنبه، ۲۵ مارس ۲۰۲۶/عکس از آسوشیتدپرس
با تشدید حملات ایران علیه کویت در ماه ژوئیه، گزارشهایی مبنی بر این منتشر شدند که کویت و بحرین بهطور مخفیانه به تأسیسات ذخیرهسازی پهپادها و موشکهای ایران حمله کردهاند؛ هرچند کویت مشارکت خود در این عملیات را تکذیب کرد.
با وجود افزایش نارضایتی از جنگ در کویت، این کشور همچنان در مقایسه با بسیاری از همسایگانش به واشنگتن نزدیکتر است. این مسئله تا حد زیادی میراث جنگ اول خلیج فارس است؛ زمانی که ایالات متحده حاکمیت کویت را احیا کرد و حضور نظامی آمریکا در این کشور آغاز شد. کویت تنها عضو شورای همکاری است که بهطور قابل تصوری در معرض تهدید زمینی از سوی ایران قرار دارد و همین مسئله انگیزه بیشتری برای باقی ماندن این کشور زیر چتر امنیتی آمریکا ایجاد میکند.
یک الگوی مشترک
اگرچه واکنشهای راهبردی کشورهای مختلف خلیج فارس به جنگ متفاوت بوده، همه آنها بر عناصر اساسی یکسانی استوارند: ادامه اتکا به حمایت آمریکا؛ متنوعسازی روابط امنیتی منطقهای و ترتیبات دفاعی؛ و در نهایت، تلاش برای تأثیرگذاری بر رفتار ایران از طریق ارتباطات پشتپرده، توافقهای گزارششده مبتنی بر بدهبستان، و تلاشهای مقطعی برای مهار ایالات متحده یا فاصله گرفتن از عملیات آمریکا.
بااینحال، همه این راهبردها محدودیتهای خود را نشان دادهاند. همانطور که تجربه قطر و امارات در مذاکرات پشتپرده نشان داده، مدارا و سازش گزینشی هیچ تضمینی برای مصون ماندن از فشار یا حمله ایران ایجاد نمیکند. اتکای مستمر به واشنگتن نیز حفاظت کاملی فراهم نکرده است.
هرچه درگیری از هفتهها به ماهها کشیده شد، تهدید آسیبهای جانبی بیشتر در منطقه افزایش یافت و ذخایر آمریکا از مهمات حیاتی تحت فشار قرار گرفت. در نتیجه، واشنگتن بهتدریج از فشار نظامی به سمت فشار اقتصادی حرکت کرد و متحدان خلیج فارس خود را درگیر جنگی طولانی و فرسایشی گذاشت که پایان روشنی برای آن دیده نمیشد.
چرا کشورهای خلیج فارس سازشناپذیر شدهاند؟
به نوشته نشریه والاستریت ژورنال، تلاشها برای ازسرگیری مذاکرات با هدف پایان دادن به جنگ میان ایالات متحده و ایران، با مقاومت تولیدکنندگان بزرگ نفت در خلیج فارس روبهرو شده است؛ کشورهایی که اکنون در برابر هرگونه سازش با تهران موضع منفی گرفتهاند.
میانجیهایی از جمله قطر در حال فشار آوردن برای برگزاری دور تازهای از مذاکرات در عمان، احتمالاً از هفته آینده، هستند تا واشنگتن و تهران را به بازگشایی تنگه هرمز و آغاز روند پایان دادن به جنگ ترغیب کنند. دونالد ترامپ هم روز سهشنبه گفت معتقد است دو طرف بهزودی بار دیگر با یکدیگر دیدار خواهند کرد.
تصویر ماهوارهای این ماه، پیامدهای یک حمله پهپادی اخیر به خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی را نشان میدهد/عکس از ماهواره وانتور از طریق آسوشیتدپرس
کشورهای خلیج فارس عموماً بر این باورند که ترامپ نباید از نظر نظامی تنش با ایران را تشدید کند؛ اما عربستان سعودی، قدرت اصلی نفتی منطقه و امارات متحده عربی از دولت ترامپ میخواهند فشار اقتصادی بر ایران را حفظ کند و با امتیازاتی که موجب کاهش تحریمها یا رفع محاصره دریایی نیروی دریایی آمریکا شود، موافقت نکند.
این فشار کشورهای خلیج فارس به مجموعهای از موانع دیگر در مسیر دستیابی به توافق اضافه شده است. از جمله این موانع، تمایل خود ترامپ به حفظ محاصره، نگرانیهای تهران از اینکه هرگونه مذاکره صرفاً اقدامی برای خرید زمان باشد تا آمریکا از انتخابات میاندورهای عبور کند و سپس دوباره حملات خود را از سر بگیرد؛ و همچنین لحن روزبهروز تهاجمیتر تندروها در ایران با تشدید فشار اقتصادی آمریکاست. به گفته یک کارشناس مسائل ایران: «شاید هیچ نیرویی بیشتر از فعال شدن دوباره تهدید حوثیها در جنوب کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، پس از ماهها مسدود کردن کشتیرانی در تنگه هرمز، این کشورها را به تبعیت از تحریمهای آمریکا سوق ندهد.»
موضع رادیکالتر ریاض و ابوظبی در برابر موضع نرمتر دوحه و مسقط
کشورهای عربی به رهبری عربستان سعودی در طول تابستان برای مذاکره با ایران تلاش کرده بودند و حتی آماده بودند توافقی را بپذیرند که در آن نوعی نفوذ ایران بر تنگه هرمز به رسمیت شناخته شود؛ اما به گفته افراد آگاه، حملات به کشتیهای سعودی در این آبراه و تشویق تلاشهای انصارالله برای مسدود کردن مسیر جایگزین از طریق دریای سرخ، در کشورهای خلیج فارس این تردید را ایجاد کرده است که آیا ایران واقعاً در توافقی که ممکن است حاصل شود جدی است یا نه.
به گفته برخی از این افراد، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، نیز همین دیدگاه را دارد. او اخیراً به مقامهای آمریکایی گفته است که ایالات متحده باید محاصره خود را تا زمانی ادامه دهد که ایران مجبور شود توافق جدیدی را امضا کند.
یک تانکر در حال نشت در محل آتشسوزی در مخزن سوخت آرامکو در نزدیکی فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض، عربستان سعودی، در تاریخ ۱۹ سپتامبر/عکس از خبرگزاری فرانسه
مقامهای امارات متحده عربی نیز که پیشتر گفته بودند کشورشان مشتاق است درگیری از راه دیپلماتیک پایان یابد، اکنون انتظارات درباره مذاکرات با ایران را کاهش دادهاند و گفتهاند افزایش دوباره خشونت در منطقه و حملات به کشتیها نشان میدهد تهران برای بازگشت به دیپلماسی عجلهای ندارد. آنها گفتهاند کشورهای خلیج فارس نباید به کنترل دائمی تنگه هرمز توسط ایران رضایت دهند.
در مقابل، دیگر کشورهای خلیج فارس، عمدتاً عمان و قطر، استدلال میکنند که منطقه تاکنون آسیب قابلتوجهی دیده است و میگویند پیشنهادهایی برای بازگشایی مرحلهای هرمز و توقف حملات علیه کشورهای خلیج فارس، تنها راه عملی برای پایان دادن به درگیری است.
قطر در حال تلاش در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای ازسرگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا بوده است. وزیر امور خارجه ایران روز یکشنبه وارد دوحه شد تا درباره پیشنهادهای جدید، از جمله یک توقف هفتروزه در جنگ، گفتوگو کند؛ اما این پیشنهاد ممکن است از همان ابتدا با مانع جدی روبهرو شود. به گفته این افراد، آمریکا بارها به قطر اعلام کرده که ترامپ قصد ندارد تحریم دریایی را لغو کند. آمریکا به میانجیها گفته که هیچ علاقهای به بازگشت به تفاهم اسلامآباد ندارد و معتقد است فشار اقتصادی در نهایت تهران را وادار خواهد کرد توافقی را بپذیرد که مفاد آن برای واشنگتن و کشورهای خلیج فارس مطلوبتر باشد.