بررسی ابعاد «سند مبارزه با تروریسم آمریکا در سال ۲۰۲۶» نشان می‌دهد واشنگتن با بازتعریف این مفهوم، به‌دنبال ایجاد یک چتر هماهنگ و مشروعیت‌بخش است تا ابزارهای مالی، سایبری، اطلاعاتی و سخت را در قالب مبارزه با تروریسم برای مهار قدرت ملی و نفوذ منطقه‌ای ایران به خدمت بگیرد.

بررسی ابعاد «سند مبارزه با تروریسم آمریکا در سال ۲۰۲۶» نشان می‌دهد واشنگتن با بازتعریف این مفهوم، به‌دنبال ایجاد یک چتر هماهنگ و مشروعیت‌بخش است تا ابزارهای مالی، سایبری، اطلاعاتی و سخت را در قالب مبارزه با تروریسم برای مهار قدرت ملی و نفوذ منطقه‌ای ایران به خدمت بگیرد. از این‌رو، انجمن علمی مطالعات تروریسم دانشگاه یزد در نشستی تخصصی با حضور دکتر محمدحسین قربانی زواره، پژوهشگر ارشد حوزه جنگ‌های ترکیبی و شناختی، ابعاد راهبردی این سند، پیامدهای بازنمایی ایران به‌مثابه تهدید امنیتی و راهبردهای فشار و مهار آمریکا برای ایران را مورد بررسی قرار داد.

ضدتروریسم؛ راهبرد جامع واشنگتن برای  فشار چندلایه و مهار همه‌جانبه ایران

در آغاز نشست، دکتر محمدحسین قربانی زواره، پژوهشگر ارشد حوزه جنگ‌های ترکیبی و شناختی، با تشریح ابعاد «سند مبارزه با تروریسم آمریکا در سال ۲۰۲۶»، اظهار داشت که این سند، مبارزه با تروریسم را صرفاً حوزه‌ای برای مقابله با خشونت غیردولتی تلقی نمی‌کند، بلکه آن را به چارچوبی فراگیر برای بازنمایی ایران به‌مثابه تهدیدی امنیتی، منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل می‌سازد. وی بیان کرد که در این روایت، ایران از دو مسیر تهدیدزا معرفی می‌شود: نخست، توان هسته‌ای و موشکی و دوم، پشتیبانی مالی، تسلیحاتی و عملیاتی از نیروهای نیابتی، به‌ویژه حزب‌الله؛ بدین‌ترتیب، مرز میان رقابت ژئوپلیتیک، مهار نظامی و مبارزه با تروریسم عمداً درهم می‌آمیزد و تحریم، فشار دیپلماتیک، اقدام اطلاعاتی، عملیات پنهان و حتی استفاده از زور، در قالب منطق ضدتروریسم مشروعیت می‌یابد. بنابراین، ضدتروریسم از یک سیاست امنیتی محدود، به سازوکاری برای مهار هم‌زمان قدرت ملی و نفوذ منطقه‌ای ایران تبدیل می‌شود.

مشروعیت‌بخشی به اقدامات تهاجمی

وی در ادامه افزود که نخستین کارکرد این چارچوب، «مشروعیت‌بخشی» است. به گفته این پژوهشگر، هنگامی که ایران با برچسب «حامی دولتی تروریسم» معرفی می‌شود، تحریم، اقدام نظامی، عملیات پنهان و فشار دیپلماتیک نه به‌عنوان اجبار سیاسی، بلکه در قالب دفاع پیش‌دستانه از امنیت آمریکا و متحدانش عرضه می‌گردد. وی با اشاره به عملیات شهادت حاج قاسم سلیمانی و تأکید بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، آن را نشان‌دهنده پیوند استفاده از زور با منطق ضدتروریستی دانست و تصریح کرد که این وضعیت، سازوکار «توجیه خودکار» را شکل می‌دهد؛ یعنی برچسب تهدید، پیشاپیش هزینه‌های سیاسی و حقوقی ابزارهای سخت را کاهش می‌دهد.

هماهنگ‌سازی نهادی برای فشار حداکثری

در ادامه، قربانی با تبیین دومین کارکرد این سند، یعنی «هماهنگ‌سازی نهادی»، عنوان کرد که سند مذکور بر همکاری وزارت خزانه‌داری و وزارت خارجه برای هدف‌گیری اشخاص و نهادهای مرتبط با سازمان‌های تروریستی تأکید دارد و ابزارهای دیپلماتیک، مالی، سایبری و عملیات پنهان را اجزای یک راهبرد واحد در محیط جنگ هیبریدی می‌داند. وی افزود که در این چارچوب، «ردیابی تأمین مالی تروریسم» به ابزاری برای گسترش فشار بر شبکه‌های اقتصادی، مالی و ارتباطی ایران بدل می‌شود و ضدتروریسم در نتیجه به زبان مشترک نهادهای امنیتی، اقتصادی، حقوقی و دیپلماتیک آمریکا تبدیل می‌گردد.

منطقه‌ای‌سازی تهدید و ائتلاف‌سازی

این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود، «منطقه‌ای‌سازی تهدید» را کارکرد سوم این سند دانست و گفت که امنیت تنگه هرمز، دریای سرخ، انرژی خلیج فارس و امنیت رژیم صهیونیستی، همگی درون زبان تهدید ضدتروریستی جای می‌گیرند. وی تصریح کرد که اتصال ایران به شبکه‌های نیابتی و تهدید کشتیرانی، ظرفیت ائتلاف‌سازی با شرکای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را افزایش می‌دهد و حاصل این فرایند، معماری چندلایه‌ای از فشار است که در آن ابزارهای اقتصادی، نظامی، اطلاعاتی، حقوقی و دیپلماتیک در یک منطق مشترک ادغام می‌شوند؛ منطقی که هدف آن محدودسازی ظرفیت راهبردی و نفوذ منطقه‌ای ایران است.

تحریم مالی؛ ستون فقرات فشار غیرنظامی

قربانی در ادامه با اشاره به نقش تحریم‌ها خاطرنشان کرد که در این معماری، تحریم‌های مالی ستون فقرات غیرنظامی فشار محسوب می‌شوند. به گفته وی، تحریم تنها ابزار تنبیهی نیست، بلکه مکانیسمی برای قطع زنجیره حیات شبکه‌های تهدیدزا، شامل پول، کانال‌های بانکی، واسطه‌های مالی و پیوند نهادی میان دولت هدف و بازیگران نیابتی است. وی افزود که وزارت خزانه‌داری آمریکا، با همکاری وزارت خارجه، هدف‌گیری تهاجمی افراد و نهادهای مرتبط را دنبال می‌کند و مأموریت ضدتروریسم نیز قطع جریان‌های تسلیحاتی، تأمین مالی و عضوگیری تعریف می‌شود؛ به‌گونه‌ای که تحریم هم هزینه حمایت از نیروهای نیابتی را افزایش می‌دهد و هم ظرفیت سازمانی بازتولید شبکه‌های منطقه‌ای را تضعیف می‌کند.

 

از جنگ سایبری و اطلاعاتی تا عملیات سخت

این پژوهشگر حوزه جنگ‌های ترکیبی با تأکید بر نقش سایبر و اطلاعات گفت که این دو حوزه نقش «پیش‌نشانگر» ضربه نظامی را دارند؛ به طوری که عملیات سایبری، ابزاری برای اخلال تهاجمی در زنجیره تهدید تلقی می‌شود. وی بیان کرد که پیش از هر اقدام نظامی، توطئه باید کشف، طبقه‌بندی و مختل شود و هم‌نشینی عملیات نظامی، اطلاعاتی و سایبری علیه گروه‌های تحت حمایت ایران نشان می‌دهد که اقدام نظامی معمولاً پس از جمع‌آوری اطلاعات، شناسایی هدف و تضعیف شبکه پشتیبان اجرا می‌شود. در این منطق، اطلاعات و سایبر وظیفه کشف و اخلال دارند و نیروی نظامی مسئول ضربه نهایی و بازدارندگی است.

وی در ادامه با اشاره به حملات محدود و اقدام علیه فرماندهان، آن‌ها را نقطه اوج مهار تهدید برشمرد و تأکید کرد که نمونه‌ای چون شهادت حاج قاسم سلیمانی، برای نشان‌دادن اخلال در زنجیره فرماندهی، ایجاد بازدارندگی فوری و ارسال پیام راهبردی به ایران و نیروهای نیابتی استفاده می‌شود؛ پیامی با این مضمون که رهبران، فرماندهان و طراحان عملیات در امان نیستند و حتی قصد آسیب‌رساندن نیز می‌تواند پاسخ سخت را فعال کند. وی همچنین یادآور شد که دیپلماسی در این سند ابزار مستقل نرم نیست، بلکه مکمل تحریم، عملیات پنهان و اقدام نظامی است و برای ائتلاف‌سازی، توزیع بار مسئولیت، انزوای هدف و مشروعیت‌بخشی به‌کار می‌رود که در این میان، اروپا شریک مهم ضدتروریسم معرفی می‌شود. قربانی در ادامه تبیین کرد که از منظر جنگ هیبریدی شناختی، موفقیت این معماری وابسته به برجسته‌سازی مستمر تهدید در ذهن مخاطبان داخلی آمریکا، افکار عمومی جهانی و نخبگان منطقه‌ای است.

راهبرد مقابله‌ای ایران؛ ضرورت تاب‌آوری و پاسخ هوشمند

این پژوهشگر در بخش پایانی سخنان خود، راهبرد مقابله‌ای ایران را ترکیبی و چندبعدی خواند و خاطرنشان کرد که این راهبرد باید شامل تاب‌آوری مالی و بانکی از طریق کاهش وابستگی به کانال‌های محدود، تجارت با ارزهای محلی، پیمان‌های پولی، اصلاح نظام بانکی، دیپلماسی چندسطحی و حقوقی، امنیت کشتیرانی، دفاع سایبری و اطلاعاتی با حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی، و مدیریت شبکه‌های منطقه‌ای بر پایه قواعد روشن، کنترل‌پذیر و دفاعی، رعایت حقوق بشردوستانه و جلوگیری از اقدامات خودسرانه باشد. در پایان، وی تأکید کرد که ضدتروریسم در سند آمریکا چارچوبی برای مشروع‌سازی فشار چندلایه علیه ایران است و پاسخ مؤثر به این معماری، تاب‌آوری داخلی، دیپلماسی فعال، دفاع سایبری، ارتباطات راهبردی و کنترل هوشمند تنش است.

نتیجه گیری

برایند این نشست نشان می‌دهد سند ۲۰۲۶ مبارزه با تروریسم آمریکا  با تبدیل «ضدتروریسم» به زبانی مشترک برای مشروعیت‌بخشی به ابزارهای سخت، مالی و سایبری، الگویی جامع از مهار ترکیبی علیه ایران را سامان داده است؛ بر این اساس، بی‌اثرسازی این شبکه هم‌افزای فشار مستلزم بازآرایی پدافند شناختی، تقویت تاب‌آوری ساختاری اقتصاد و پیشبرد دیپلماسی فعال منطقه‌ای در برابر ائتلاف‌سازی‌های جدید خواهد بود.