در شرایطی که ایران و آمریکا پس از دورهای از تنش و درگیری مستقیم، بار دیگر در مسیر مذاکره قرار گرفتهاند، پرسش اصلی این است که آیا میتوان از مسیر دیپلماسی به یک توافق پایدار رسید یا اختلافات موجود همچنان دو کشور را به سمت تقابل و درگیری بیشتر سوق خواهد داد؟
رحمن قهرمانپور:
تحولات اخیر نشان میدهد که ایران و آمریکا وارد مرحلهای از تقابل شدهاند که در آن دیپلماسی و فشار همزمان مورد استفاده قرار میگیرد. هر دو طرف تلاش میکنند با استفاده از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، طرف مقابل را به پذیرش خواستههای خود نزدیک کنند.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی این است که هر دو طرف همچنان تصور میکنند ابزارهای فشاری در اختیارشان میتواند نتیجه مطلوب را ایجاد کند. بنابراین تا زمانی که هزینه ادامه این وضعیت برای یکی از طرفین افزایش پیدا نکند، رسیدن به یک توافق پایدار دشوار خواهد بود.
با توجه به این شرایط، آیا میتوان همچنان به مذاکره میان ایران و آمریکا به عنوان راهی برای پایان دادن به این منازعه نگاه کرد؟
مصطفی نجفی:
شرایط امروز با گذشته متفاوت است. بعد از جنگ، متغیرهای جدیدی وارد پرونده ایران و آمریکا شدهاند و موضوع دیگر صرفاً به پرونده هستهای محدود نیست.
موضوع تنگه هرمز، مسائل منطقهای، روابط ایران با گروههای منطقهای، اسرائیل و همچنین بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، همگی در کنار پرونده هستهای قرار گرفتهاند.
به همین دلیل، نمیتوان با همان چارچوبهای قبلی درباره آینده روابط دو کشور قضاوت کرد. مسئله امروز یک مجموعه بههمپیوسته از اختلافات است که حل هر کدام میتواند بر دیگری اثر بگذارد.
یکی از موضوعات مهم، تجربه تفاهمهای گذشته است. تفاهم اسلامآباد چه درسی برای مذاکرات امروز دارد؟ آیا امکان رسیدن به توافقی وجود دارد که هر دو طرف از آن منتفع شوند؟
رحمن قهرمانپور:
تجربه تفاهم اسلامآباد نشان داد که حتی در شرایط اختلاف شدید نیز امکان رسیدن به تفاهم وجود دارد، اما مشکل اصلی، بیاعتمادی میان دو طرف است.
در آمریکا، مخالفان توافق آن را امتیازدهی به ایران میدانستند و در ایران نیز این نگرانی وجود داشت که آمریکا به تعهدات خود پایبند نماند.
بنابراین برای رسیدن به توافق جدید، صرفاً توافق روی متن کافی نیست؛ بلکه باید سازوکاری برای مدیریت بیاعتمادی و تضمین اجرای تعهدات ایجاد شود.
آیا توافق جدید الزاماً باید شامل امتیازات بیشتری از سوی ایران باشد؟
مصطفی نجفی:
مسئله را نباید صرفاً در قالب امتیاز دادن یا امتیاز گرفتن دید. هر توافقی زمانی پایدار میشود که دو طرف احساس کنند منافع مشخصی از آن به دست میآورند.
ایران به دنبال کاهش فشارها و تضمین امنیت خود است و آمریکا نیز اهداف و نگرانیهای مشخصی دارد. بنابراین مذاکره زمانی میتواند پیش برود که دو طرف بتوانند میان خواستههای خود و امتیازاتی که ارائه میکنند، یک توازن ایجاد کنند.
یکی دیگر از محورهای مهم، تنگه هرمز است. با توجه به اهمیت اقتصادی و امنیتی این تنگه، آیا هرمز میتواند به یک اهرم مذاکره برای ایران تبدیل شود یا استفاده طولانیمدت از این اهرم میتواند پیامدهای دیگری برای کشور داشته باشد؟
رحمن قهرمانپور:
تنگه هرمز یک موضوع صرفاً دوجانبه نیست. کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی نیز به آن وابسته هستند. بنابراین هر تحولی در وضعیت هرمز میتواند بازیگران دیگری را وارد معادله کند.
از این منظر، هرمز هم میتواند یک اهرم فشار باشد و هم موضوعی که در صورت مدیریت نادرست، هزینههای گستردهتری ایجاد کند.
مصطفی نجفی:
اهمیت هرمز دقیقاً در همین نکته است. این موضوع فقط به ایران و آمریکا مربوط نمیشود و کشورهای منطقه نیز منافع مستقیمی در آن دارند.
به همین دلیل، آینده هرمز میتواند بر رفتار کشورهای منطقه، روابط آنها با آمریکا و حتی نقش چین در تحولات منطقه اثرگذار باشد.
در این میان، نقش چین و کشورهای منطقه نیز اهمیت پیدا کرده است. آیا ورود بازیگران جدید میتواند مسیر مذاکرات ایران و آمریکا را تغییر دهد؟
رحمن قهرمانپور:
ورود بازیگران منطقهای و قدرتهایی مانند چین، معادله را پیچیدهتر میکند، اما در عین حال میتواند ظرفیتهایی برای میانجیگری و کاهش تنش ایجاد کند.
هرچه دامنه بحران گستردهتر شود، تعداد بازیگرانی که از ادامه یا پایان آن متأثر میشوند نیز بیشتر خواهد شد.
در نهایت، پرسش اصلی این است: آیا ایران و آمریکا در شرایط فعلی میتوانند از مرحله تقابل به مرحله توافق برسند یا همچنان باید منتظر ادامه تنش و رویارویی بود؟
رحمن قهرمانپور:
مسیر دیپلماسی همچنان باز است، اما توافق زمانی امکانپذیر خواهد بود که هر دو طرف به این جمعبندی برسند که هزینه ادامه تقابل از منافع آن بیشتر شده است.
مصطفی نجفی:
حل اختلافات ایران و آمریکا نیازمند ترکیبی از دیپلماسی، قدرت و بازدارندگی است. مسئله را نمیتوان صرفاً در دوگانه جنگ یا مذاکره خلاصه کرد. آنچه اهمیت دارد، ایجاد شرایطی است که مذاکره بتواند به یک توافق قابل اجرا و پایدار منجر شود.