به گزارش اکوایران؛ «احمدرضا روح الله زاد» در گفتوگو با خبرنگار بینالملل خبرگزاری تسنیم با اشاره به فرارسیدن سالگرد عملیات طوفان الاقصی ( 15 مهر1402) درباره اهداف این عملیات گفت: جنبش حماس این عملیات را با هدف شکستن بنبست سیاسی، آزادسازی اسرا، واکنش به تجاوزات و جنایات رژیم در کرانه باختری و قدس شریف، برهمزدن توازن قدرت، ایجاد بازدارندگی در برابر رژیم صهونیستی، متوقف کردن روند عادی سازی دولتهای عربی و اسلامی با رژیم اسرائیل، طراحی کرد. رهبران مقاومت غزه امیدوار بودند با ایجاد یک «طوفان» تلآویو را وادار کنند تا خشونتها و تجاوزات در قدس و کرانه باختری را متوقف سازد و کشورهای منطقه نیز مسیر درستی را انتخاب کند.
این کارشناس مسائل غرب آسیا افزود: هر چند به نظر میرسد بیشتر این اهداف محقق نشده و شمار اسرای فلسطینی به شدت افزایش یافت، ساختار مقاومت در غزه تا حد زیادی آسیب دید، تعداد زیادی از فرماندهان آن به ویژه «محمد ضیف» و « یحیی السنوار» به شهادت رسیدند اما با توجه به ضرورت گریزناپذیر بودن انجام عملیات، خونهای به ناحق ریخته شده در غزه افکار عمومی جهان را بیدار کرد، رژیم صهیونیستی را در یک انزوای بینالمللی عمیق قرار داد و روند عادی سازی را در ظاهر متوقف کرد. درمجموع، طوفان الاقصی یک حادثه بزرگ بود که روند معادلات را نه تنها منطقهای بلکه جهانی تغییر داد.
وی درباره تغییرات راهبردی که بدنبال عملیات طوفان الاقصی در غرب آسیا رخ داد اظهار داشت: مهم ترین تغییر فروپاشی راهبرد امنیتی رژیم صهیونیستی و گذار آن از دکترین بازدارندگی به دکترین اقدام پیشدستانه و حتی پیشگیرانه است. رژیم اسرائیل با از دست دادن اعتماد به توان بازدارندگی خود، به یک سری عملیات پیشگیرانه گسترده در غزه، لبنان، سوریه و حتی علیه ایران روی آورد ولی این اقدامات نتوانست به پیروزی پایدار تبدیل شود و تنها انزوای سیاسی تل آویو را تعمیق کرد.
این تحلیلگر افزود: در سطح منطقهای، جنگ چند جبههای به واقعیت تبدیل شد، محور مقاومت که در ابتدا تصور میشد تضعیف شده، با بازسازی توان خود نشان داد که یک شبکه چندلایه و توزیعشده است که حذف آن با ترور رهبران یا انهدام زیرساختها ممکن نیست. درمقابل، ایران با حفظ توانمندیهای راهبردی و تسلط هوشمندانه بر تنگه هرمز، اهرمهای جدیدی به دست آورد که جایگاه آن را به عنوان بازیگر کلیدی منطقهای تثبیت کرد.
مدیر مرکز اسناد و مطالعات فلسطین درباره وضعیت مقاومت در منطقه گفت: برخلاف تصور اولیه غرب از افول محور مقاومت، دادههای میدانی تصویر متفاوتی را نشان میدهد. اگرچه حماس و حزبالله متحمل خسارات سنگینی شدند اما ظرفیت بازسازی، پایگاه اجتماعی و توان عملیاتی خود را حفظ کردهاند. انصارالله یمن به عنوان فعالترین بازوی محور مقاومت، با گسترش حوزه تاثیر نظامی خود در دریای سرخ و تنگه بابالمندب، ثابت کرد که میتواند جغرافیای اقتصادی جهانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
روح الله زاد تصریح کرد: در مجموع، مقاومت از یک ائتلاف کلاسیک به یک شبکه غیرمتمرکز و چندلایه تحول یافت که در آن هر بازیگر ضمن داشتن منافع مستقل، در چارچوبی از همپوشانی راهبردی با ایران عمل میکند. این ساختار در برابر حذف فیزیکی رهبران و انهدام زیرساختها مقاومتر است، هرچند هزینههای انسانی و مالی آن نیز سنگین بوده است.
این کارشناس درباره چشم انداز توازن قوا در منطقه گفت: غرب آسیا در یک مرحله گذار با نتایج نامعلوم قرار دارد. توازن قدرت پیشین که بر محوریت آمریکا و برتری نظامی اسرائیل استوار بود، دگرگون شده ولی نظم جدیدی هنوز شکل نگرفته است. در این ارتباط 3 روند کلیدی قابل شناسایی است:
نخست اینکه رژیم صهیونیستی با حفظ قدرت نظامی، از نظر سیاسی منزویتر و آسیبپذیرتر شده است.
دوم اینکه ایران به عنوان محور اصلی و نخ تسبیح جبهه مقاومت، توانسته موقعیت خود را به عنوان بازیگر غیرقابل حذف تثبیت کند و حتی اهرمهای اقتصادی جدیدی به دست آورد.
سوم اینکه کشورهای عربی در حال حرکت به سمت یک عملگرایی تجاری هستند و دیگر خود را کاملاً متعهد به ائتلافهای سنتی نمیبینند.
روح الله زاد در پایان تصریح کرد: در نتیجه این تحولات، شاهد منطقهای چندقطبیتر، بیثباتتر و غیرقابل پیشبینیتر هستیم که در آن هیچ بازیگری توانایی تحمیل نظم مورد نظر خود را ندارد. با وجود این، کارشناسان تاکید دارند شرایط موجود تداوم نخواهد داشت و کشورهای منطقه ناگزیر خواهند شد تا به سمت همگرایی منافع و امنیت مشترک بدون حضور بازیگران خارجی و رژیم صهیونیستی حرکت کنند.