اکوایران: از پایان ماه سپتامبر تاکنون، بیش از ۱۲ حمله به کشتی‌ها انجام شده است؛ حملاتی که حجم نفت عبوری از تنگه را کاهش داده و قیمت نفت خام را در سطحی بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه نگه داشته‌اند.

به گزارش اکوایران، حملات در اطراف تنگه راهبردی هرمز بار دیگر افزایش یافته‌اند؛ این در حالی است که تلاش‌های میانجی‌گرانه برای پایان دادن به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران همچنان در بن‌بست قرار دارند.

به نوشته الجزیره، روز یکشنبه، حبیب‌الله سیاری، رئیس ستاد و هماهنگ‌کننده مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، گفت که نیروهای کشور، بیش از هفت ماه پس از آغاز جنگ با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، همچنان برای انجام عملیات دفاعی و تهاجمی آماده‌اند.

 اظهارات او پس از آن مطرح شد که سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) از وقوع چندین حادثه شامل اقدامات نظامی یا هشدار علیه شناورها در تنگه هرمز و دریای عمان طی یک روز گذشته خبر داد. این سازمان اعلام کرد که ناخدایان کشتی‌های مستقر در نزدیکی رأس‌الخیمه در امارات متحده عربی، طی پخش پیام‌های رادیویی در طول شب، دستور گرفته‌اند لنگرگاه‌های خود را ترک کنند. همچنین، سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا بعدازظهر یکشنبه گزارش داد که یک پرتابه ناشناس به یک نفتکش که در حال خروج از تنگه هرمز بود، اصابت کرده است.

افزایش شدت رقابت برای در دست گرفتن مهار تنگه

در این شرایط، امارات متحده عربی اعلام کرد که گارد ساحلی این کشور پس از وقوع آتش‌سوزی در یک نفتکش با نام اعلام‌نشده در نزدیکی سواحل امارات، ۲۲ خدمه آن را نجات داده است. بااین‌حال، امارات علت آتش‌سوزی را مشخص نکرد. بامداد یکشنبه، سنتکام تصاویری منتشر کرد که در آن یک جنگنده، بخش عقبی یک کشتی باری با پرچم پاناما را در دریای عمان بمباران می‌کند و آن را از حرکت بازمی‌دارد. این اقدام با هدف اجرای محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران انجام شده است. سنتکام ادعا می‌کند که از زمان برقراری مجدد محاصره از سوی آمریکا در میانه‌های ماه ژوئیه، نیروهای این کشور چهار کشتی تجاری را از کار انداخته‌اند، مسیر ۱۳۵ کشتی را تغییر داده‌اند و ۱۰ نفتکش مرتبط با ایران را منهدم کرده‌اند. واشنگتن ادعا می‌کند تهران از زمان برقراری خط محاصره، هیچ نفتی صادر نکرده است.

GettyImages-2294356663-1791720741

کشتی فله‌بر Mayuree Naree با پرچم تایلند که در نزدیکی تنگه هرمز مورد اصابت موشک قرار گرفته بود، در سواحل جزیره قشم ایران سرگردان دیده می‌شود/عکس از فاطمه بهرامی از خبرگزاری آناتولی

 

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهند که در هفته منتهی به پنجم اکتبر، دست‌کم ۱۲ کشتی مورد حمله قرار گرفتند؛ رقمی که از زمان آغاز جنگ بی‌سابقه بوده است. دست‌کم یکی از این کشتی‌ها در نزدیکی ساحل شمالی قطر هدف قرار گرفت. این حادثه نشان می‌دهد که خطر، فراتر از محدوده مستقیم تنگه هرمز گسترش یافته است؛ درحالی‌که ایران و آمریکا برای به دست گرفتن کنترل منطقه با یکدیگر رقابت می‌کنند.

به نظر می‌رسد حملات به کشتی‌ها موجب کاهش جریان انتقال انرژی شده است؛ جریانی که در ابتدای ماه از سطح پیش از جنگ فراتر رفته بود. داده‌های شرکت کپلر که شبکه سی‌ان‌بی‌سی روز جمعه به آن‌ها استناد کرد، نشان می‌دهد میانگین نفت خام عبوری از تنگه در هفته منتهی به هفتم اکتبر به ۸.۵ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که حدود ۴۰ درصد پایین‌تر از سطح معمول است.

 

اصابت پرتابه به یک ابرنفتکش

به گزارش نیویورک‌پست، مقام‌ها اعلام کردند که روز یکشنبه، یک ابرنفتکش در پی اصابت پرتابه‌ای ناشناس در تنگه هرمز دچار آتش‌سوزی شد؛ این حادثه تنها چند ساعت پس از آن رخ داد که آمریکا به کشتی‌ای حمله کرد که قصد داشت محاصره دریایی این کشور علیه ایران را دور بزند. بر اساس اعلام سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا، ابرنفتکش مورد حمله که هویت آن بلافاصله مشخص نشد، از سمت چپ کشتی، یعنی سمت بندر، هدف قرار گرفت و در پی آن آتش‌سوزی آغاز شد.

vessels-strait-hormuz-seen-musandam-144351377

شناورها در تنگه هرمز در سواحل عمان دیده می‌شوند، درحالی‌که نفت همچنان با حدود سطح قبل از جنگ جریان دارد/عکس از خبرگزاری رویترز

سپاه پاسداران ویدئویی از نفتکش در حال سوختن در آب منتشر کرد و هم‌زمان تهدیدهای خود علیه هر کشتی‌ای را که بدون اجازه این نیرو قصد عبور از تنگه را داشته باشد، تکرار کرد. این نیروی نظامی در بیانیه‌ای اعلام کرد: «آتش‌سوزی ویرانگر سرنوشت هر نفتکشی است که قوانین را نقض کند و امنیت را در تنگه هرمز نادیده بگیرد.»

بر اساس اعلام سازمان بین‌المللی دریانوردی سازمان ملل متحد، در هفته منتهی به چهارم اکتبر، دست‌کم ۱۱ نفتکش هدف حمله قرار گرفتند. این رقم، از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، بالاترین تعداد حملات به کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز بوده است. هفته گذشته نیز ۱۰ حمله دیگر رخ داد که یکی از آن‌ها روز دوشنبه بود و در جریان آن، ۱۲ ملوان هندی در نفتکش «آن پیس» (On Peace) که مالکیت آن در اختیار امارات متحده عربی است، زخمی شدند. آخرین حمله تنها چند ساعت پس از آن رخ داد که فرماندهی مرکزی ایالات متحده تأیید کرد یک کشتی باری تجاری را که قصد داشت محاصره دریایی آمریکا علیه ایران را دور بزند، از کار انداخته است.

دامنه حمله‌ها از تنگه هرمز فراتر رفته‌اند

وبگاه اخبار تجارت دریایی (SeatradeMaritime News) هم در گزارشی پیرامون تحولات تنگه هرمز می‌نویسد که در پی گسترش تهدیدهای ایران علیه کشتیرانی از تنگه هرمز به مناطق دیگر، دو ملوان هندی از یک نفتکش با پرچم نیکاراگوئه که در نزدیکی صحار هدف حمله قرار گرفت، مفقود شده‌اند.

عکس2 (116)

منبع: سی‌ان‌ان

پس از آنکه نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران جمعه گذشته هشدار داد کشتی‌هایی را که بدون مجوز این نیرو از تنگه هرمز عبور کنند و در مناطق گسترده‌تری از منطقه حضور داشته باشند، با مجازاتی «قطعی» روبه‌رو خواهد کرد، یک نفتکش در نزدیکی لنگرگاه صحار در سواحل عمان هدف حمله یک پهپاد قرار گرفت. بر اساس اعلام سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO)، این کشتی که نام آن اعلام نشده است، روز ۱۱ اکتبر هدف یک وسیله پروازی بدون سرنشین (پهپاد) قرار گرفت و مقام‌های محلی برای تخلیه خدمه آن در حال کمک‌رسانی بودند.

 

ایران همچنین در ۱۰ اکتبر کشتی‌های لنگر انداخته در نزدیکی سواحل امارات متحده عربی در خلیج فارس را تهدید کرد. در هشدار سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا آمده است: «این سازمان گزارشی از چندین ناخدای کشتی در محدوده رأس‌الخیمه در امارات متحده عربی دریافت کرده است که بر اساس آن، از طریق پیام‌های رادیویی با فرکانس بسیار بالا (VHF) به آن‌ها دستور داده شده بود لنگرگاه‌های خود را ترک کنند.» شرکت تحلیل امنیت دریایی امبری ادعا کرد که نیروی دریایی سپاه به شش کشتی لنگر انداخته در فاصله حدود ۱۶ مایلی، معادل ۲۵ کیلومتری، بندر رأس‌الخیمه در امارات هشدار داده است. امبری در گزارشی نوشت: «به کشتی‌ها توصیه شده بود لنگرهای خود را بالا بکشند، فوراً منطقه را ترک کنند و به لنگرگاه دبی بروند.»

تلاش تهران برای بازگردانی اهرم فشار خود در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا

شبکه خبری سی‌ان‌ان در گزارش خود می‌نویسد که پس از افزایش خروج نفت از خلیج فارس، ایران می‌کوشد سلطه خود بر کشتیرانی را دوباره برقرار کند. مطابق این گزارش، از پایان ماه سپتامبر تاکنون، بیش از ۱۲ حمله به کشتی‌ها انجام شده است؛ حملاتی که حجم نفت عبوری از تنگه را کاهش داده و قیمت نفت خام را در سطحی بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه نگه داشته‌اند.

photo_2026-10-12_10-32-23

نمای هوایی کشتی‌های لنگر انداخته در سواحل خصب در استان مسندم عمان، نزدیک تنگه هرمز، در ۲ اکتبر را نشان می‌دهد/عکس از خبرگزاری فرانسه

ایران حملات به نفتکش‌ها در تنگه هرمز و خلیج فارس را تشدید کرده است تا اهرم فشار خود بر این آبراه حیاتی را دوباره به دست آورد. از پایان ماه سپتامبر تاکنون، بیش از ۱۲ حمله به کشتی‌ها انجام شده است؛ حملاتی که حجم نفت عبوری از تنگه را کاهش داده و قیمت نفت خام را در سطحی بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه نگه داشته‌اند.

دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال اعلام کرد: «ما در هیچ زمانی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ایالات متحده که در سوم نوامبر برگزار می‌شود، به ایران حمله نخواهیم کرد». بااین‌حال، تهران تنگه هرمز را یک «خط قرمز راهبردی» می‌داند و دامنه اهداف خود در خلیج فارس را گسترش می‌دهد. کنترل تنگه هرمز برای تهران موضوعی مذاکره‌ناپذیر است؛ حتی در شرایطی که این کشور با وجود وخامت اقتصادش، در برابر فشار آمریکا مقاومت می‌کند. 

 بن‌بست راهبردی در مسیر تشدید تقریباً اجتناب‌ناپذیر تنش‌ها

در این شرایط، دنی سیترینوویچ، تحلیلگر سیاسی،  در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: تحولات اخیر در رویارویی واشنگتن و تهران، واقعیتی را آشکار می‌کند که هر روز خطرناک‌تر می‌شود: هر دو طرف همچنان معتقدند گذر زمان به سود آن‌هاست، هیچ‌یک حاضر نیست درباره خواسته‌های اساسی خود مصالحه کند و مسیر دیپلماسی تقریباً به‌طور کامل مسدود شده است. در چنین شرایطی، اجتناب از دور دیگری از تشدید نظامی، روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. چند تحول کلیدی، عمق بن‌بست راهبردی کنونی را نشان می‌دهد:

ai2html-graphic-desktop.34b98bc6

نمودار سی‌ان‌ان

۱. ایران دامنه کارزار خود علیه کشتیرانی خلیج فارس را گسترش می‌دهد: تهران حملات خود به نفتکش‌ها در تنگه هرمز و اطراف آن را تشدید کرده و به‌طور فزاینده‌ای کشتی‌ها را حتی در بنادر سراسر خلیج فارس هدف قرار می‌دهد. تهران قصد ندارد وضعیتی را بپذیرد که در آن، صادرات نفت ایران متوقف شود، اما سایر تولیدکنندگان منطقه همچنان به صادرات خود ادامه دهند. از دیدگاه تهران، مختل کردن تردد دریایی و بالا نگه داشتن قیمت نفت، ابزارهایی ضروری برای اعمال فشار بر واشنگتن هستند. در شرایط کنونی، دلیل چندانی برای انتظار کاهش این حملات وجود ندارد. برعکس، تشدید بیشتر تنش‌ها هر روز محتمل‌تر به نظر می‌رسد.

۲. تهران قصد ندارد پشت میز مذاکره تسلیم شود: ایران همچنان بر اجرای هفت خواسته‌ای که به دولت ترامپ ارائه کرده، پافشاری می‌کند. تهران حاضر نیست پیش از رسیدگی به این شروط، وارد مذاکراتی جدی درباره برنامه هسته‌ای کشور شوند. در مقابل، واشنگتن می‌خواهد مستقیماً به سمت دستیابی به توافقی گسترده‌تر درباره برنامه هسته‌ای حرکت کند. این اختلاف بنیادین بر سر ترتیب و مراحل مذاکرات، عملاً روند دیپلماتیک را فلج کرده است.

۳. ایران معتقد است با وجود مشکلات شدید اقتصادی، در نهایت می‌تواند پیروز شود: محاسبات راهبردی تهران بسیار فراتر از رفع تحریم‌هاست. تهران معتقد است رویارویی کنونی فرصتی فراهم کرده تا ساختار امنیتی خلیج فارس را بازآرایی کنند، حضور نظامی آمریکا در منطقه را کاهش دهند و واقعیت جدیدی به وجود آورند که در آن، ایران نفوذ بسیار بیشتری بر تنگه هرمز داشته باشد. از این منظر، تهدیدهای آمریکا و حتی حملات نظامی احتمالی بیشتر، محاسبات تهران را به‌طور بنیادین تغییر نخواهد داد.

۴. ایران در حال بازسازی توانمندی‌های نظامی متعارف خود است: با وجود خسارات گسترده‌ای که ایران در جنگ قبلی متحمل شد، تهران تلاش‌های قابل‌توجهی برای احیای توان تولید موشک و پهپاد خود انجام می‌دهد. این تصور که ایران تاکنون به ظرفیت تولید پیش از جنگ بازگشته، واقع‌بینانه نیست. بااین‌حال، گزارش‌هایی که از سرگیری تولید موشک و هواگردهای بدون سرنشین، حتی در مقیاسی محدود، را مطرح می‌کنند، نشان می‌دهند که ایران به‌تدریج در حال بازسازی توانمندی‌های نظامی خود است. این روند، صرف‌نظر از تحولات دیپلماتیک کوتاه‌مدت، ادامه خواهد یافت.

۵. مسئله هسته‌ای همچنان منبع دیگری از عدم قطعیت راهبردی است: گزارش‌هایی درباره انتقال تجهیزات به تأسیسات کوه کلنگ حاکی از آن است که تهران شاید در حال آماده‌سازی زیرساخت‌های لازم برای ازسرگیری غنی‌سازی اورانیوم باشد. این موضوع لزوماً به این معنا نیست که غنی‌سازی از سر گرفته شده یا تصمیمی برای ساخت سلاح هسته‌ای اتخاذ شده است. در حال حاضر، به نظر می‌رسد تمرکز اصلی تهران بر رویارویی با واشنگتن در خلیج فارس باشد. بااین‌حال، احتمال ازسرگیری غنی‌سازی، بُعد خطرناک دیگری به وضعیتی اضافه می‌کند که از پیش بی‌ثبات است.

photo_2026-07-14_13-44-45

محل سایت کوه‌کلنگ، در فاصله ۱.۶ کیلومتری جنوب تأسیسات نطنز/عکس از  ای‌بی‌سی نیوز

۶. تهران از رویارویی عربستان سعودی و حوثی‌ها بهره قابل‌توجهی می‌برد: از دیدگاه ایران، تشدید درگیری در یمن دو مزیت راهبردی برای تهران دارد. نخست، عربستان سعودی برای کارزار نظامی خود بهای اقتصادی و امنیتی فزاینده‌ای می‌پردازد. دوم، حملات حوثی‌ها به زیرساخت‌های عربستان و مسیرهای حمل‌ونقل منطقه‌ای، به بی‌ثباتی بازارهای جهانی انرژی کمک می‌کند و هدف گسترده‌تر تهران برای بالا نگه داشتن قیمت نفت را تقویت می‌کند؛ بنابراین، ایران می‌تواند از این رویارویی سود ببرد، بی‌آنکه لزوماً مستقیماً وارد درگیری نظامی شود.

۷. واشنگتن حضور نظامی خود را تقویت می‌کند، اما هنوز نتوانسته است معضل راهبردی بنیادین خود را حل کند: دولت ترامپ همچنان توانمندی‌های نظامی بیشتری را به منطقه اعزام می‌کند، اما حاضر نیست خارج از چارچوب مذاکرات هسته‌ای، امتیاز اقتصادی قابل‌توجهی به ایران بدهد. مقام‌های آمریکایی بر میلیون‌ها بشکه نفتی تأکید می‌کنند که همچنان از خلیج فارس خارج می‌شود و این موضوع را نشانه موفقیت راهبرد خود معرفی می‌کنند. بااین‌حال، تلاش دولت آمریکا برای برقراری ارتباط با ولادیمیر پوتین نشان می‌دهد که واشنگتن نیز به محدودیت‌های ترتیبات کنونی واقف است. جریان انتقال نفت ممکن است همچنان ادامه داشته باشد، اما این به معنای بازگشت تنگه هرمز به وضعیت عادی فعالیت‌های تجاری و کشتیرانی نیست. شرایط کنونی پرهزینه، شکننده و ادامه آن در بلندمدت دشوار است.

۸. دولت آمریکا اکنون با سه گزینه بسیار دشوار روبه‌روست: واشنگتن می‌تواند دست‌کم بخشی از خواسته‌های ایران را بپذیرد و راه را برای گشایش دیپلماتیک هموار کند؛ هرچند در حال حاضر، این گزینه چندان محتمل به نظر نمی‌رسد. گزینه دوم، ادامه فشار اقتصادی با این امید است که تهران سرانجام موضع خود را تغییر دهد. این در حالی است که شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد رهبران ایران به تسلیم نزدیک شده‌اند یا حکومت با فروپاشی قریب‌الوقوع اقتصادی روبه‌روست. گزینه سوم، ازسرگیری عملیات نظامی است؛ با این امید که حملات بیشتر، ایران را به دادن امتیاز وادار کند یا نتیجه‌ای به بار آورد که دونالد ترامپ بتواند آن را پیروزی معرفی کند.

مشکل اینجاست که یک کارزار نظامی دیگر ممکن است به موفقیت‌های تاکتیکی منجر شود، بی‌آنکه محاسبات راهبردی ایران را به‌طور بنیادین تغییر دهد. افزون بر این، تهران به هرگونه حمله نظامی مجدد آمریکا پاسخ خواهد داد و احتمالاً دامنه واکنش آن، هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر نوع اهداف مورد حمله، گسترده‌تر خواهد شد. این واکنش ممکن است زیرساخت‌های حیاتی جدیدی را نیز در بر بگیرد؛ از جمله کابل‌های مخابراتی زیردریایی و دیگر دارایی‌های راهبردی که تاکنون تا حد زیادی از رویارویی دور مانده‌اند. به بیان دیگر، عملیات نظامی جدید آمریکا صرفاً خطر طولانی‌تر شدن جنگ را به همراه ندارد؛ بلکه ممکن است درگیری را به رویارویی منطقه‌ای بسیار گسترده‌تری تبدیل کند که پیامدهای بالقوه شدیدی برای اقتصاد جهانی و ارتباطات بین‌المللی خواهد داشت.

photo_2026-09-30_10-59-15

دیوارنگاره ضدآمریکایی در تهران، ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ / عکس از خبرگزاری فرانسه

۹. مشکل اصلی واشنگتن، شکاف فزاینده میان اهداف و ابزارهای در دسترس برای تحقق آن‌هاست: دونالد ترامپ خواهان دستیابی به توافقی بزرگ درباره برنامه هسته‌ای ایران است، اما تهران از مذاکره درباره این موضوع پیش از برآورده شدن خواسته‌های مقدماتی خودداری می‌کند. فشار اقتصادی امتیازهای موردنظر آمریکا را به همراه نداشته است و تشدید نظامی نیز هیچ تضمینی برای دستیابی به نتیجه‌ای بهتر فراهم نمی‌کند. در واقع، حملات بیشتر آمریکا ممکن است به رویارویی منطقه‌ای گسترده‌تری منجر شود، بازارهای انرژی را بیش از پیش مختل کند و همزمان، رهبران ایران را همچنان در موضع عدم مصالحه نگه دارد. در چنین شرایطی، ایالات متحده ممکن است بار دیگر درگیر وضعیتی شود که در آن، در نبردهای نظامی پیروز می‌شود، اما به اهداف راهبردی گسترده‌تر خود دست نمی‌یابد.

۱۰. خطر محاسبه اشتباه در حال افزایش است: با افزایش تمرکز نیروهای نظامی آمریکا در منطقه و ادامه حملات ایران، احتمال تشدید ناخواسته درگیری جدی‌تر می‌شود. تهران به‌ویژه نسبت به احتمال غافلگیر شدن با حمله‌ای دیگر از سوی آمریکا حساس است. تهران  که پیش‌تر حملات نظامی را تجربه کرده‌، ممکن است به این نتیجه برسد که نمی‌تواند منتظر بمانند تا واشنگتن نخستین اقدام را انجام دهد. در چنین شرایطی، آمادگی‌های نظامی که با هدف تقویت بازدارندگی صورت می‌گیرند، ممکن است به‌جای جلوگیری از درگیری، همان رویارویی‌ای را تسریع کنند که هر دو طرف ادعا می‌کنند ترجیح می‌دهند از آن اجتناب کنند.

بن‌بستی که هر دو طرف را به سوی جنگ سوق می‌دهد؛ چرا مرحله کنونی خطرناک است؟

دوره منتهی به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و احتمالاً هفته‌های بلافاصله پس از آن، پیش از آغاز به کار کنگره جدید، می‌تواند به‌ویژه خطرناک باشد. احتمال تشدید بیشتر تنش‌ها بالاست، هرچند زمان دقیق آن همچنان نامشخص است. مشکل بنیادین این است که واشنگتن و تهران بر اساس فرض‌هایی حرکت می‌کنند که با یکدیگر سازگار نیستند.

photo_2026-09-30_11-33-22

دیوارنگاره با موضوع تنگه هرمز، نیدان ونک تهران،  24 سپتامبر ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری فرانسه

به نظر می‌رسد دولت ترامپ معتقد است فشار اقتصادی و نظامی مستمر سرانجام ایران را به مصالحه وادار خواهد کرد. در مقابل، تهران بر این باور است که توانایی‌اش برای مختل کردن کشتیرانی در خلیج فارس، حفظ فشار بر بازارهای جهانی انرژی و تحمل دشواری‌های اقتصادی، در نهایت واشنگتن را وادار خواهد کرد راهبرد خود را مورد بازنگری قرار دهد.

به نظر نمی‌رسد هیچ‌یک از دو طرف آمادگی کنار گذاشتن این فرض‌ها را داشته باشد. با این حال، جنگی دیگر لزوماً رویارویی زیربنایی میان دو کشور را حل نخواهد کرد. حتی یک عملیات نظامی موفق آمریکا نیز تسلیم ایران را تضمین نمی‌کند؛ در حالی که پاسخ نظامی ایران می‌تواند بی‌ثباتی در خلیج فارس را تشدید کند و هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند.

این تناقض اساسی بحران کنونی است: نه واشنگتن و نه تهران از نظر راهبردی منفعتی در جنگی دیگر ندارند، اما هیچ‌یک نیز حاضر نیست امتیازهایی را بدهد که برای جلوگیری از چنین جنگی ضروری است. نتیجه، بن‌بستی راهبردی و هر روز خطرناک‌تر است که در آن، احتمال تشدید تنش‌ها افزایش می‌یابد؛ نه لزوماً به این دلیل که یکی از طرفین خواهان جنگی تمام‌عیار است، بلکه چون هر دو معتقدند عقب‌نشینی هزینه بیشتری از ادامه رویارویی خواهد داشت. و شاید این خطرناک‌ترین فرض در میان همه فرض‌های موجود باشد.

تصویر تازه تهران از مرحله بعدی جنگ: چهره جنگ زیرساختی تغییر می‌کند؟

حمیدرضا عزیزی، تحلیل‌گر مسائل ایران در گروه بین‌المللی بحران، هم با اشاراه به سخنان اخیر دبیر شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، نوشت که هشدارهای رضایی، نگاه ایران به مرحله بعدی جنگ را روشن تر می‌کند. به نوشته عزیری:  محسن رضایی،  اظهارات مهمی درباره تنگه هرمز، امارات متحده عربی، اهداف احتمالی در صورت وقوع جنگی تازه و مذاکره با واشنگتن بیان کرد. رضایی، فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) را متهم کرد که با استفاده از ارتش امارات، نفت را از طریق تنگه هرمز جابه‌جا می‌کند و برای انتقال نفت به نفتکش‌های بزرگ‌تر در نزدیکی عمان، از شناورهای کوچک بهره می‌گیرد. او گفت ایران هر شب پنج یا شش مورد از این شناورها را هدف قرار می‌دهد.

 نکته جالب اینجاست که رضایی عملاً اذعان می‌کند که جریان نفت از هرمز همچنان ادامه دارد، اما آن را «قاچاق» توصیف می‌کند. این نوع روایت‌سازی نشان می‌دهد که تهران در تلاش است تا این اصل را جا بیندازد که هرگونه تردد دریایی بدون مجوز این کشور «غیرقانونی» است و در نتیجه می‌تواند هدف قرار گیرد. به عبارت دیگر، ایران به‌طور فزاینده‌ای کنترل خود بر هرمز را به مثابه اختیاری برای تعیین اینکه چه کسی و تحت چه شرایطی می‌تواند از این تنگه استفاده کند، تلقی می‌کند. از این منظر، تداوم خروج نفت، ادعای تهران مبنی بر کنترل و مدیریت این آبراه را تغییر نمی‌دهد.

photo_2026-09-27_17-48-58

بیلبورد با موضوع جنگ در تهران، سپتامبر 2026/ عکس از خبرگزاری فرانسه

 جنبه مهم دیگر، اشاره‌های مکرر رضایی به امارات متحده عربی است. او مستقیماً ارتش امارات را به همکاری با سنتکام متهم کرد و هشدار داد که ایالات متحده دارایی‌های ارزشمندی در امارات دارد که ایران تاکنون از هدف قرار دادن آن‌ها خودداری کرده است.  این موضع با استدلال‌هایی که به‌طور فزاینده‌ای میان تحلیلگران امنیتیِ حامی دولت در تهران شنیده می‌شود، همخوانی دارد؛ استدلال‌هایی مبنی بر اینکه امارات باید به خاطر کمک به واشنگتن در دور زدن محدودیت‌های ایران، متحمل پیامدهایی شود. اظهارات رضایی ممکن است در صورت تشدید تنش‌ها، زمینه‌ساز اقدام مستقیم ایران علیه منافع امارات باشد. 

رضایی همچنین هشدار داد که وقوع جنگی دیگر می‌تواند کابل‌های زیردریایی، مراکز داده و زیرساخت‌های هوش مصنوعی در سراسر منطقه را نابود کند؛ زیرساخت‌هایی که او ارزش آن‌ها را بیش از ۲ تریلیون دلار برآورد کرد.  این موضوع به‌ویژه با توجه به بحث‌های جاری در ایران پیرامون به حداکثر رساندن فشار اقتصادی بر ایالات متحده، حائز اهمیت است. برخی از استراتژیست‌های ایرانی، فراتر از مختل کردن عرضه انرژی و افزایش قیمت سوخت، آسیب‌پذیری‌های ناشی از سرمایه‌گذاری‌های کلان در حوزه هوش مصنوعی و پیامدهای احتمالی فروپاشی این بخش را نیز مد نظر قرار داده‌اند. اظهارات رضایی نشان می‌دهد که تلقی ایران از «جنگ زیرساختی» در حال گسترش فراتر از تأسیسات نفت و گاز است و زیرساخت‌های دیجیتال و فناورانه را نیز در بر می‌گیرد. از این منظر، این تهدید بیانگر نحوه تفکر تهران درباره مرحله بعدی رویارویی است.

 در نهایت، در حوزه دیپلماسی، رضایی اظهار داشت که واشنگتن در خصوص هفت شرط ایران برای ازسرگیری مذاکرات، از طریق پاکستان، قطر و عراق با تهران تماس گرفته است. به گفته او، ایالات متحده برخی از این شروط را پذیرفته اما نه همه آن‌ها را، و تهران همچنان به دنبال شفاف‌سازی در مورد چند نکته است.  او تأکید کرد که مذاکرات تا زمانی که هر هفت شرط پذیرفته نشوند، از سر گرفته نخواهد شد.  این امر بازتاب‌دهنده ارزیابی ظاهری تهران است مبنی بر اینکه برای دستیابی به توافق، تحت فشار فوری قرار ندارد. به نظر می‌رسد مقامات ایرانی بر این باورند که تداوم اختلال در تنگه هرمز و پیامدهای اقتصادی آن برای ایالات متحده، سرانجام واشنگتن را وادار به دادن امتیازات بیشتر خواهد کرد.

 تهدیدهای مکرر علیه امارات و زیرساخت‌های منطقه‌ای نیز ظاهراً با هدف تقویت همین محاسبات صورت می‌گیرد؛ بدین معنا که به واشنگتن یادآوری شود هزینه‌های اقتصادی یک جنگ احتمالی جدید می‌تواند بسیار فراتر از بازارهای انرژی گسترش یابد. با این حال، پرسش اینجاست که آیا تهران توانایی خود را برای تداوم این فشار بیش از حد برآورد نمی‌کند؟ به‌ویژه با در نظر گرفتن هزینه‌های اقتصادی فزاینده این رویارویی برای خودِ ایران.