اکوایران: ترامپی که خود را محاصرهشده میبیند و هیچ مسیر سازنده و روشنی برای تخلیه انرژی سیاسیاش در عرصه سیاست خارجی ندارد، ممکن است در سطح بینالمللی دست به اقدامات تهاجمی بزند. کنگره نیز حتی اگر تحت کنترل دموکراتها باشد، قدرت چندانی برای نظارت بر مدیریت روزمره سیاست خارجی از سوی رئیسجمهور نخواهد داشت. ترامپ راههای زیادی برای بروز چنین رفتاری در اختیار دارد: تهدیدهای تازه علیه کانادا، حمله به ائتلافهای نظامی آمریکا یا همکاری پنهانی با روسیه و چین به زیان اوکراین یا تایوان.
استقبال تهران از نتایج انتخابات آمریکا
به نوشته پولتیکو، رأیدهندگان آمریکایی شامگاه سهشنبه ضربهای سنگین به حزب جمهوریخواهِ دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، وارد کردند. تهران نیز این فرصت را برای اعلام پیروزی خود غنیمت شمرد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، همزمان با اعلام نتایج انتخابات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آمریکاییها چه از روی وجدان و چه به دلیل هزینههای زندگی، به جنگ نه گفتند و ما از این پیام حمایت میکنیم.» قالیباف که نقش برجستهای در مذاکرات برای پایان دادن به جنگ چندماهه ایفا کرده است، همچنین درباره احتمال ازسرگیری جنگ تمامعیار از سوی واشنگتن هشدار داد. او نوشت: «اگر دولت آمریکا برای خدمت به اربابان و باجگیران بینالمللی، به خواست مردم خود خیانت کند، خواهد فهمید که نه گفتن ما با کابوسی همراه خواهد بود.»
تهران هفتهها در انتظار نتایج انتخابات میاندورهای روز سهشنبه بود. بنا بر گزارشها، مذاکرهکنندگان ایرانی حتی در دور اخیر مذاکرات، روند گفتوگوها را به تأخیر انداختند تا قیمت بنزین در آمریکا بالا بماند و نارضایتی رأیدهندگان از دولت ترامپ بر سر هزینههای زندگی تشدید شود. رسانههای دولتی نیز با اعلام پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس سنا و نمایندگان، فرصت را برای جشن گرفتن غنیمت شمردند؛ انتخاباتی که به موجی تاریخی در عرصه سیاسی آمریکا منجر شد؛ موجی که نمونه آن در چند دهه گذشته دیده نشده بود. تریتا پارسی، از بنیانگذاران مؤسسه کوئینسی که با مداخلات نظامی آمریکا مخالفت میکند، در شبکههای اجتماعی نوشت: «دموکراتها در انتخابات میاندورهای پیروز نشدند؛ ایران پیروز شد.»
بااینحال، به نوشته پولیتیکو، تضمینی وجود ندارد که پیروزیای که ایران برای خود قائل است، چندان دوام بیاورد. دونالد ترامپ بارها وعده داده بود که پیش از انتخابات میاندورهای، حملهای تمامعیار علیه ایران را از سر نخواهد گرفت. اما او هیچ تعهد مشابهی درباره دوران پس از انتخابات نداده و حتی این احتمال را مطرح کرده است که کار را یکسره کند. از سوی دیگر، رئیسجمهور آمریکا پذیرفته که جنگ دستکم تا حدی در پیروزی قاطع دموکراتها نقش داشته است. با این حال، ترامپ شامگاه سهشنبه در گفتوگو با وبسایت پولیتیکو همچنان اصرار داشت که تصمیم برای آغاز جنگ علیه تهران «کاملاً درست» بوده است.
تلاش نتانیاهو برای از سرگیری کارزار نظامی
بن کاسپیت، ستوننویس و تحلیلگر المانیتور، در یادداشت خود مینویسد که در شرایط بنبست سیاسی پس از انتخابات اسرائیل، میزان نفوذ بنیامین نتانیاهو بر واشنگتن برای ازسرگیری حملات نظامی به ایران، به نتیجه انتخابات آمریکا بستگی خواهد داشت. یکی از دستیاران ارشد بنیامین نتانیاهو به وبگاه المانیتور گفته که نخستوزیر اسرائیل بهشدت در تلاش است دولت ترامپ را متقاعد کند عملیات نظامی علیه ایران را از سر بگیرد. بااینحال، این مقام اذعان کرده که تلاشهای نتانیاهو تاکنون با بیمیلی واشنگتن مواجه شده است.
این دستیار که نخواسته نامش فاش شود، گفته است: «نتانیاهو روزی چند بار با اطرافیان رئیسجمهور آمریکا تماس میگیرد. او فشار سنگینی برای ازسرگیری حملات به ایران وارد میکند. نتانیاهو همچنین از هر اهرم فشاری که هنوز در آمریکا در اختیار دارد استفاده میکند؛ از جمله جمهوریخواهان حامی اسرائیل و چهرههای تأثیرگذار افکار عمومی که همچنان به او وفادارند.»
دونالد ترامپ در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۵ در کنست در اورشلیم با بنیامین نتانیاهو گفتگو میکند/عکس از گتی ایمجز
اگرچه برخی گزارشهای رسانههای آمریکایی و اسرائیلی حاکی از آن بود که حملات به ایران پس از انتخابات میاندورهای روز سهشنبه آمریکا از سر گرفته خواهد شد، اما به گفته یک منبع سیاسی ارشد در اسرائیل، احتمال وقوع چنین حملاتی اکنون کاهش یافته است. دونالد ترامپ نیز روز دوشنبه در مصاحبهای با شبکه ۱۲ اسرائیل، احتمال ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران را کماهمیت جلوه داد و گفت که برای تصمیمگیری در این زمینه «هیچ عجلهای ندارد.»
موضع اسرائیل درباره انجام دور تازهای از حملات به ایران چندان روشن نیست. به گفته یک منبع سیاسی اسرائیلی، فرماندهان نظامی این رژیم به ریاست سرلشکر ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش، در حال بررسی مزایا و خطرات عملیاتی حمله هستند. در همین حال، نتانیاهو با پیامدهای سیاسی انتخابات بینتیجه ۲۷ اکتبر دستوپنجه نرم میکند و میکوشد کابینه جدیدی تشکیل دهد. این منبع سیاسی میگوید جنگ با ایران ممکن است باعث شود شماری از نمایندگان احزاب مخالفِ بلوک نتانیاهو به حمایت از دولت روی بیاورند؛ چرا که در شرایط اضطراری ملی، ممکن است خود را موظف بدانند از تشکیل دولتی باثبات حمایت کنند.
چنین تحولی همچنین میتواند زمینه حمایت افکار عمومی از تشکیل یک ائتلاف گسترده را فراهم کند؛ ائتلافی که احزاب مخالف و حتی جناحهای رقیب بلوک نتانیاهو را نیز در بر بگیرد. به گفته این منبع، نتانیاهو نگران است که با وجود عملکرد قدرتمند حزب لیکود و کسب ۲۷ کرسی در انتخابات، موقعیت نخستوزیری را از دست بدهد.
چشمانتظاری اسرائیل برای تصمیم ترامپ
مقامهای دفاعی اسرائیل که با المانیتور گفتوگو کردهاند، در مقایسه با نتانیاهو برای آغاز دور تازهای از حملات به ایران در شرایط کنونی، احتیاط بسیار بیشتری به خرج میدهند. یکی از مقامهای ارشد سابق امنیتی اسرائیل به المانیتور گفته است: «حتی اگر ترامپ تصمیم بگیرد همراه با ما موج تازهای از حملات علیه ایران را آغاز کند، این موضوع لزوماً معنای چندانی ندارد. اهداف آمریکاییها کاملاً با اهداف ما متفاوت است. آنها به دنبال تغییرات رادیکال یا آسیب زدن به برنامه موشکهای بالستیک نیستند. هدفشان صرفاً بازگرداندن شرایط به وضعیت پیش از جنگ، بازگشایی تنگه هرمز، آرام کردن خاورمیانه و تلاش برای بازدارندگی در برابر حکومت ایران است.»
دونالد ترامپ در ۵ اکتبر ۲۰۲۶ در گرند آیلند، نبراسکا، حضور خود را در یک گردهمایی انتخاباتی در مرکز نمایشگاه پیناکل بنک در زمینهای نمایشگاه ایالتی نبراسکا به پایان میرساند/عکس از گتی ایمجز
با توجه به تردید واشنگتن و احتیاط ارتش اسرائیل، هنوز مشخص نیست نتانیاهو دقیقاً چه نوع عملیات نظامی را دنبال میکند. یکی از گزینههایی که درباره آن بحث شده، انجام چند روز حمله به زیرساختهای ایران با هدف وارد کردن ضربه به اقتصاد کشور است. یک منبع ارشد دیپلماتیک اسرائیلی به المانیتور گفته است: «طرح نخست این است که آنقدر خسارت وارد کنیم و فشار بیاوریم که سرانجام در جریان زمستان سخت پیش رو، زمینه تعییر فراهم شود.»
گزینه دیگری که درباره آن بحث میشود، هدف قرار دادن تأسیسات هستهای باقیمانده ایران است؛ تأسیساتی که از حملات آمریکا و اسرائیل در اوایل سال جاری میلادی جان سالم به در بردهاند. این طرح همچنین شامل وارد کردن خسارت بیشتر به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تلاشهای ایران برای بازسازی سامانههای پدافند هوایی و راداری است که در حملات قبلی بهشدت آسیب دیدهاند. منبع دیپلماتیک اسرائیلی در این باره گفته است: «هدف چنین حملهای این خواهد بود که به ایران نشان دهیم باید امتیاز بدهد و هرچه سریعتر به توافق برسد.»
در حال حاضر، به نظر میرسد فرماندهان نظامی اسرائیل در برابر اقداماتی که آنها را دارای انگیزههای سیاسی میدانند، مقاومت میکنند. به گفته یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل، ایال زمیر پیش از انتخابات ۲۷ اکتبر، موضعی قاطع در مخالفت با تلاشهای نتانیاهو برای حمله به ایران اتخاذ کرده بود. این موضع او را در برابر وفاداران نتانیاهو، از جمله رومن گافمن، رئیس موساد، قرار داد. این مقام امنیتی درباره نقش زمیر گفته است: «نقشی که او در این ماجرا ایفا کرد، چیزی کمتر از تاریخی نیست.»
منبع دیپلماتیک اسرائیلی در پایان میگوید: «تنها کاری که از دست ما برمیآید، انتظار کشیدن است. روز پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، اوضاع روشنتر خواهد شد و ترامپ ناچار خواهد بود یکی از مسیرهای پیش رو را انتخاب کند. البته باید این احتمال را هم در نظر بگیریم که بیمیلی ظاهری آمریکا برای آغاز حمله، خود میتواند بخشی از یک فریب باشد.»
رئیسجمهور «مستهلک» و سیاست خارجی تهاجمیتر؟
فارنافیرز در گزارشی تحلیلی خود پیرامون نتایج انتخابات مینویسد: با پایان انتخابات میاندورهای، دونالد ترامپ اکنون به رئیسجمهوری تبدیل شده که دوران قدرتش رو به پایان است و عملاً به یک رئیسجمهور مستهلک یا اصطلاحاً «اردک لنگ» تبدیل شده است. رؤسایجمهوری که برای دومین دوره در کاخ سفید حضور دارند و کنترل کنگره را از دست میدهند، ناچارند این واقعیت را بپذیرند که فرصت تصویب قوانین مهم و پیشبرد سایر برنامههای داخلیشان به پایان رسیده است.
چنین رؤسایجمهوری هنگام اندیشیدن به میراث سیاسی خود، اغلب توجهشان را به سیاست خارجی معطوف میکنند؛ حوزهای که در آن اختیارات ریاستجمهوری به آنها اجازه میدهد بدون محدودیتهای آزاردهنده سیاست داخلی اقدام کنند. برای یک رئیسجمهور در حال خروج از قدرت، تلاش برای دستیابی به یک هدف بزرگ و تاریخی در عرصه بینالمللی، اتفاق غیرمعمولی نیست؛ برای مثال، بیل کلینتون، رئیسجمهور پیشین آمریکا، در ماههای پایانی دوران ریاستجمهوری خود تلاش زیادی کرد تا طرحی برای دستیابی به توافق نهایی میان اسرائیل و فلسطینیها را پیش ببرد.
ترامپ در ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵ به سمت چمن جنوبی کاخ سفید میرود/عکس از خبرگزاری فرانسه
بااینحال، دوره پایانی ریاستجمهوری ترامپ با دورههای مشابه رؤسایجمهور پیشین تفاوت خواهد داشت. ترامپ پیشتر نیز دورهای را تجربه کرده که در آن، از نوامبر ۲۰۲۰ تا ژانویه ۲۰۲۱، بهطور گسترده رئیسجمهوری مستهلک و در آستانه خروج از قدرت تلقی میشد. او در آن دوره تلاش کرد نتیجه انتخابات را زیر سؤال ببرد؛ آن هم در شرایطی که شواهد روشنی وجود داشت که جو بایدن پیروز انتخابات شده است. ترامپ نخستین رئیسجمهور آمریکا در صد سال گذشته است که دو دوره غیرمتوالی در کاخ سفید حضور داشته است. به همین دلیل، او تنها رهبر سیاسی آمریکا در حافظه زنده چند نسل اخیر است که برای دومین بار چنین دورهای را تجربه میکند؛ دورهای که این بار بیش از دو سال طول خواهد کشید.
با در اختیار گرفتن مجلس نمایندگان و سنا از سوی دموکراتها، تهدید استیضاح یا آغاز تحقیقات درباره فعالیتهای تجاری خانواده ترامپ احتمالاً باعث خواهد شد رئیسجمهور احساس کند در گوشه رینگ گرفتار شده و خشمگین شود. همین مسئله است که ادامه دوران ریاستجمهوری ترامپ را خطرناک میکند. البته تبدیل چنین تهدیدهایی به سیاست عملی، به تلاش جدی نیاز دارد؛ برای مثال، جابهجایی نیروهای نظامی آمریکا یا مذاکرات دشوار و طولانی با قدرتهای بزرگ؛ اما دو نقطهای که ترامپ میتواند بیشترین آسیب را در آنها وارد کند، ایران و کوبا هستند. به گزارش نیویورکتایمز، دولت ترامپ و اسرائیل طرحهایی برای ازسرگیری حملات به ایران، بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای، تهیه کردهاند.
تلاش نهایی برای وادار کردن تهران به تسلیم، بعید است نتیجهبخش باشد و همزمان میتواند اقتصاد جهانی و امنیت و ثبات متحدان آمریکا در خلیج فارس را به خطر بیندازد. ترامپ همچنین ممکن است تلاش کند با توسل به زور، زمینه تغییر رژیم در کوبا را فراهم کند. برای اقدام نظامی علیه هر دو کشور، کافی است ترامپ شخصاً چراغ سبز نشان دهد. در شرایطی که دیگر انتخاباتی در پیش نیست، تنها چیزی که میتواند رئیسجمهور را در عرصه سیاست خارجی محدود کند، تصوری است که او از میراث سیاسی خود دارد.
پیشینه سیاست خارجی رؤسای جمهور در دوران استهلاک
ما زمانی رؤسایجمهور را در وضعیت «لَمداک» یا مستهلکشده میدانیم که دیگر نیازی نداشته باشند نگران انتخابات، چه ریاستجمهوری و چه میاندورهای، باشند. برای رئیسجمهوری که تنها یک دوره در قدرت بوده و در انتخابات برای انتخاب مجدد شکست خورده است، این دوره فقط چند ماه طول میکشد؛ یعنی فاصله میان انتخاب جانشین و آغاز رسمی به کار او.
اما برای رئیسجمهوری که دوره دوم خود را سپری میکند، این وضعیت میتواند دو سال ادامه پیدا کند؛ از زمان برگزاری انتخابات میاندورهای تا زمانی که کاخ سفید را ترک کند. ترامپ که هیچگاه علاقه چندانی به سرنوشت سیاسی دیگر جمهوریخواهان نشان نداده است، بعید است اجازه دهد انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ بر تصمیمگیریهایش تأثیر بگذارد.
جورج دبلیو بوش، نامزد ریاستجمهوری جمهوریخواه، در ۷ نوامبر ۲۰۰۰ در عمارت فرمانداری در آستین، همراه با پدرش در انتظار نتایج انتخابات است/عکس از خبرگزاری رویترز
رهبران سیاسی در دوره پایانی قدرت خود، وقتی از فشارهای ناشی از رقابتهای انتخاباتی و قانونگذاری رها میشوند و اغلب سرمایه سیاسی چندانی در داخل کشور ندارند، معمولاً به سمت دیپلماسی گرایش پیدا میکنند. آنها در این شرایط حاضر میشوند در عرصه بینالمللی ریسکهایی بپذیرند که پیشتر جرئت انجامشان را نداشتند. برای مثال، بیل کلینتون در پایان دومین دوره ریاستجمهوری خود تلاش کرد میان اسرائیل و فلسطینیها توافق صلح برقرار کند و حتی مقدمات سفر ریاستجمهوری به کره شمالی را فراهم آورد. باراک اوباما نیز پس از شکست دموکراتها در انتخابات میاندورهای ۲۰۱۴، توافق هستهای با ایران را نهایی کرد و روابط دیپلماتیک آمریکا و کوبا را عادیسازی کرد.
اکنون که ترامپ در پی شکست در انتخابات میاندورهای تضعیف شده، اما همچنان در تلاش است جایزه صلح نوبل را به دست آورد، شاید انتظار برود که او به سمت دیپلماسی حرکت کند. مشکل اینجاست که او پیشتر بسیاری از گزینههای آشکار و معمول رؤسایجمهور در دوره پایانی قدرت را امتحان کرده است.
ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود تلاش کرد در سیاست خارجی دست به اقدامات بزرگ و تعیینکننده بزند. انتظار نمیرود ترامپ بار دیگر به سراغ بیشتر این ابتکارها برود؛ زیرا او به محدودیتهای دیپلماسی نمایشی و مبتنی بر شوآف خود رسیده است. برای مثال، ترامپ وعده داده بود گرینلند را تصاحب کند، اما در نهایت به توافقی رضایت داد که حضور نظامی آمریکا در این سرزمین را گسترش میدهد.
«هیئت صلح» او نیز که قرار بود بهعنوان رقیبی برای شورای امنیت سازمان ملل متحد عمل کند، همچنان در وضعیت رکود باقی خواهد ماند؛ زیرا کشورهای دیگر دیگر مانند گذشته احساس نمیکنند که باید در برابر هر خواسته و هوس ترامپ سر تعظیم فرود آورند. گزینههای بلندپروازانه دیگری نیز پیش روی ترامپ قرار دارند. او میتواند تلاش کند به مناقشههای حلنشدنی کشمیر یا سودان پایان دهد و از این طریق برای خود اعتباری بهعنوان یک صلحطلب دستوپا کند؛ اما حل این مناقشهها حتی در بهترین شرایط نیز بسیار دشوار است.
شاید بزرگترین قمار ترامپ این باشد که تلاش کند نوعی کنسرت قدرتهای بزرگ ایجاد کند؛ مجمعی که در آن خودش، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه و شی جینپینگ، رهبر چین، برای تحمیل نظم جهانی با یکدیگر همکاری کنند؛ بااینحال نه روسیه و نه چین علاقه چندانی به پیمان سهجانبه کنترل تسلیحات هستهای که ترامپ پیشنهاد کرده، نشان ندادهاند. هیچیک از این دو کشور نیز تمایلی ندارند ایران را برای پذیرش توافقی با آمریکا تحت فشار قرار دهند.
یک اقدام نهایی پیش از خروج؟
به احتمال زیاد، ترامپ بیش از هر جای دیگری در ایران دست به اقدام خواهد زد. به نظر میرسد او باور دارد که تشدید جنگ میتواند بنبست موجود را بشکند و میراث سیاسیاش را نجات دهد؛ اما تهران در برابر استفاده بیشتر از نیروی نظامی عقبنشینی نخواهند کرد. در عوض، احتمالاً حملات به کشتیهای تجاری را افزایش میدهند، به متحدان آمریکا در خلیج فارس حمله میکنند و تا زمان خروج ترامپ از کاخ سفید، به پیشنهادهای دیپلماتیک بیاعتنایی خواهند کرد. افزون بر این، گزینههای خود ترامپ نیز ممکن است محدود باشد؛ برای مثال، تشدید رادیکالتر جنگ علیه ایران، مانند اعزام نیروهای زمینی آمریکا به جزیره خارک، احتمالاً چنان در میان پایگاه رأی ترامپ نامحبوب خواهد بود که او از انجام آن صرفنظر کند.
تصویر بال غربی کاخ سفید بهعنوان تالار رقص در دستان ترامپ/عکس از ایبیسی نیوز
حتی سرسختترین حامیان ترامپ نیز از قیمتهای بالایی که جنگ او به همراه آورده، خسته شدهاند. ازسرگیری درگیریها میتواند جهان را به ورطه یک بحران اقتصادی بکشاند. ترامپ همچنین ممکن است تلاش کند با توسل به زور، حکومت کوبا را سرنگون کند. او در بیشتر سال ۲۰۲۶ تحریم و محاصرهای تمامعیار علیه این جزیره اعمال کرده تا توان دفاعی آن را تضعیف کند. حمله به کوبا برای ترامپ جذاب خواهد بود؛ زیرا چنین اقدامی به منابع نظامی چندانی نیاز ندارد و دستکم از نگاه او، میتواند مسئلهای را حل کند که رؤسایجمهور آمریکا از پایان دوران ریاستجمهوری دوایت آیزنهاور تاکنون با آن دستوپنجه نرم کردهاند. شاید ترامپ تاکنون به سراغ کوبا رفته بود، اگر در ایران گرفتار نمیشد.
البته همانطور که الکساندر داونز، دانشمند علوم سیاسی، نشان داده است، استفاده از نیروی نظامی برای تغییر رژیم بهندرت موفق میشود و اغلب پیامدهایی غیرقابلپیشبینی به دنبال دارد. در مورد کوبا، یکی از این پیامدها میتواند موج تازهای از پناهجویان و مهاجران به سمت آمریکا باشد؛ بااینحال، ترامپی که دوران قدرتش رو به پایان است، ممکن است این اقدام را قماری ارزشمند بداند؛ قماری که شاید به او اجازه دهد در صورت موفقیت، به رئیسجمهوری تبدیل شود که سرانجام حکومت کمونیستی کوبا را سرنگون کرده است.
ترامپ در سیاست خارجی بیش از هر چیز به تلاش برای گشودن گرههای پیچیده و حلنشدنی علاقه دارد؛ حتی اگر این کار به شیوهای شتابزده و پرریسک انجام شود. او همچنین ممکن است تغییر رژیم در کوبا را راهی برای منحرف کردن توجه افکار عمومی از شکست خود در ایران بداند.
احتمال دیگری نیز وجود دارد: اینکه ترامپ در دوره پایانی ریاستجمهوری خود، تلاشهایش در عرصه سیاست خارجی را بر ثروتمندتر کردن خانوادهاش متمرکز کند. ترامپ با اطمینان از اینکه سنای آمریکا ۶۷ رأی لازم برای برکناری او از ریاستجمهوری را در اختیار نخواهد داشت، ممکن است به این نتیجه برسد که چیزی برای از دست دادن ندارد و میتواند طرحهای درآمدزایی بیشتری را دنبال کند.
بااینحال، شاید غافلگیرکنندهترین گزینهای که ترامپ در دوره پایانی ریاستجمهوری خود در سیاست خارجی پیش رو دارد، این باشد که اساساً هیچ کاری انجام ندهد. رئیسجمهور در حال حاضر خود را سرگرم بازسازی واشنگتن دیسی بر اساس سلیقه و تصویر شخصیاش کرده است؛ از جمله با تغییر دکوراسیون دفتر بیضیشکل کاخ سفید، طراحی یک سالن بزرگ رقص در محوطه کاخ سفید و تلاش برای بازسازی مرکز کندی.
این احتمال وجود دارد که او دو سال پایانی حضورش در کاخ سفید را صرف صدور فرمانهای عفو، تلاش برای پیگرد قضایی دشمنان سیاسیاش و ساخت بناهای یادبود به افتخار خودش کند. با توجه به گزینههای دیگری که پیش روی ترامپ قرار دارند، ممکن است بیعملی در عرصه سیاست خارجی، در واقع بهترین سناریوی ممکن برای دو سال پایانی ریاستجمهوری او باشد.