اکوایران: پس از بیش از یک دهه که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در کانون سیاست آمریکا قرار داشته است، به نظر میرسد بیشتر رأیدهندگان از او خسته و کلافه شدهاند. شکست او در عمل به وعدههای مهمش، بهویژه وعده مهار تورم که نهتنها محقق نشد، بلکه وضعیت بدتری پیدا کرد، آشکارا به جمهوریخواهان در انتخابات روز سهشنبه برای مجلس نمایندگان و سنا آسیب زد.
از بغض ترامپ و نه از حب دمکراتها
به نوشته آسوشیتدپرس، نتایج نظرسنجی این رسانه نشان میدهد که رأیدهندگان عموماً تصور میکردند ترامپ بیش از آنکه به نیازهای آنها توجه کند، سرگرم افزایش ثروت شخصی خود و زندگی تجملیاش در میان تزئینات طلایی است. ترامپ همچنین به مطرح شدن نامزدهایی کمک کرد که ایرادهای آشکاری داشتند و با این کار، مشکلات آنها را در سالی که از ابتدا هم برای جمهوریخواهان دشوار بود، تشدید کرد. ترامپ در مصاحبهای با شبکه فاکسنیوز در شامگاه سهشنبه گفت دموکراتها «سخت جنگیدند» و پایگاه جمهوریخواهان از نامزدهایی که او تأیید کرده بود، استقبال نکرد؛ زیرا به گفته او، برخی از گزینههایش وفاداری کامل خود را به وی نشان نداده بودند.
بااینحال، نتایج نظرسنجی آسوشیتدپرس حاوی هشداری جدی برای دموکراتها نیز هست. بسیاری از رأیدهندگان از این حزب خوششان نمیآید و با وجود برتری دموکراتها در موضوعات مهمی مانند اقتصاد، فاصله آنها با جمهوریخواهان چندان زیاد نیست. حدود هفت نفر از هر ۱۰ رأیدهنده گفتهاند کنگره برای ایجاد سازوکارهای نظارتی و مهار قدرت رئیسجمهور به اندازه کافی تلاش نمیکند؛ موضوعی که انتظارات از دموکراتها را پس از بازپسگیری کنترل سنا و مجلس نمایندگان بالا میبرد.
نامزدهای جمهوریخواه نمیتوانستند از تورم فرار کنند. رأیدهندگان اثر آن را بهوضوح در رسیدهای خرید مواد غذایی و بنزین میدیدند. هزینه سنگین تعمیر خودرو یا قبض خدمات عمومی پس از تابستانی سوزان نیز چیزی نبود که بتوان از آن چشمپوشی کرد. حتی در پایگاههای مستحکم جمهوریخواهان، مانند تگزاس، فشار ناشی از تورم به سود دموکراتها تمام شد.
حدود دو نفر از هر ۱۰ رأیدهنده در تگزاس گفتند تورم فشار «شدیدی» بر آنها و خانوادهشان وارد کرده است. حدود سهچهارم این گروه به جیمز تالاریکو، نامزد دموکراتها برای سنا، رأی دادند. حدود شش نفر از هر ۱۰ رأیدهنده دیگر نیز گفتند تورم فشار «متوسطی» بر زندگیشان وارد کرده و تالاریکو در میان این گروه هم اکثریت آرا را به دست آورد. همین الگو در ایالتهای مختلف تکرار شد. در سطح ملی، رأیدهندگانی که گفته بودند بهشدت نگران هزینههای روزمره، از جمله مواد غذایی، خدمات درمانی و بنزین هستند، با اکثریتی قاطع اعلام کردند که در انتخابات مجلس نمایندگان به نامزد دموکرات حوزه انتخابیه خود رأی دادهاند.
فساد یکی از نگرانیهای اصلی بود
اما مسئله فقط خود تورم نبود. رأیدهندگان در سراسر کشور، ترامپ را مسئول وضعیت اقتصادی میدانستند؛ آنها تعرفههای او، جنگش در ایران و عمل نکردن به وعده انتخاباتی دو سال پیش برای کاهش قیمتها را از عوامل این وضعیت میدانستند. وقتی از رأیدهندگان درباره تأثیر سیاستهای ترامپ سؤال شد، حدود دو سوم آنها در سراسر کشور گفتند این سیاستها وضعیت اقتصاد را بدتر کرده است. از میان این گروه نیز حدود هشت نفر از هر ۱۰ نفر از نامزد دموکراتها حمایت کردند.
خورشید در روز انتخابات، سهشنبه، ۳ نوامبر ۲۰۲۶، در واشنگتن، در پشت ساختمان کنگره ایالات متحده طلوع میکند، درحالیکه در استخر بازتابنده کنگره منعکس شده است/عکس از آسوشیتدپرس
بیش از نیمی از رأیدهندگان در سطح ملی گفتند فساد دولتی برای تصمیم آنها در انتخابات کنگره «موضوعی تعیینکننده» بوده است. این رقم اندکی بیشتر از سهم کسانی بود که هزینههای زندگی را موضوعی تعیینکننده میدانستند؛ نتیجهای قابلتوجه در سالی که حدود شش نفر از هر ۱۰ رأیدهنده گفته بودند شخصاً بهشدت نگران هزینه غذا و مواد خوراکی هستند.
در همین حال، برخلاف ادعای جمهوریخواهان مبنی بر اینکه مردم توجه چندانی به درآمد بیش از یک میلیارد دلاری ترامپ در سال گذشته از محل میمکوینها و رمزارزها ندارند، بیشتر رأیدهندگان او را فردی میدانستند که به منافع شخصی خودش وسواس دارد. ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوریاش از شرکتهای قدرتمند درخواست کمک مالی کرد تا سالن رقص مورد نظرش را در کاخ سفید بسازد؛ اقدامی که پس از آن صورت گرفت که او بهطور غیرمنتظره و با سرعت، بخش شرقی ساختمان کاخ سفید را تخریب کرد.
این رویکرد در رأس دولت، به معاملات تجاری خانواده ترامپ و همچنین توافقهایی که اطرافیان او در ارتباط با عفوها و سیاستهای فدرال انجام میدادند، نیز سرایت کرد. در نهایت، حدود دو سوم رأیدهندگان گفتند ترامپ اولویتهای درستی ندارد و اکثریت قاطع این افراد از نامزدهای دموکرات برای مجلس نمایندگان حمایت کردند.
رأیدهندگان خواهان کنگرهای فعالتر هستند
ترامپ در بخش بزرگی از دو سال گذشته، بهتنهایی عمل کرده است. بخش عمدهای از مجلس نمایندگان و سنای تحت کنترل جمهوریخواهان تقریباً در برابر خواستهها و تصمیمهای خودسرانه او اعتراضی نکردند. ترامپ کارکنان دولت فدرال را اخراج کرد، تعرفههای گسترده جدیدی وضع کرد، جنگ با ایران را آغاز کرد، ساختمانهای واشنگتن را با رنگ طلایی بازسازی کرد، فدرال رزرو، مرکز کندی و مؤسسه اسمیتسونین را تهدید کرد و به شماری از متحدان دیرینه آمریکا زور گفت؛ اما رأیدهندگان بهروشنی اعلام کردند که خواهان نظارت بیشتر کنگره بر دولت هستند.
یک تظاهرکننده در روز سهشنبه، ۳ نوامبر ۲۰۲۶، در پارک لافایت در نزدیکی کاخ سفید در واشنگتن، بنری را بالا نگه میدارد، درحالیکه گردشگران و تعداد کمی از اعضای رسانهها دیده میشوند/عکس از آسوشیتدپرس
حدود هفت نفر از هر ۱۰ رأیدهنده گفتند کنگره برای ایجاد سازوکارهای نظارتی و مهار قدرت ریاستجمهوری به اندازه کافی تلاش نمیکند. این گروه شامل حدود چهار نفر از هر ۱۰ رأیدهنده جمهوریخواه نیز میشد. رأیدهندگان مردد واقعاً دموکراتها را دوست ندارند؛ حتی اگر به آنها رأی داده باشند. با وجود پیروزیهای دموکراتها، رأیدهندگان حمایت قاطعی از این حزب بهعنوان یک مجموعه سیاسی نشان ندادند. بسیاری از آنها از هر دو حزب ناراضی بودند.
در موضوعاتی مانند اقتصاد، سیاست خارجی، خدمات درمانی، مالیات و مهاجرت، حدود دو نفر از هر ۱۰ رأیدهنده گفتند هیچیک از دو حزب برای رسیدگی به این مسائل مناسبتر نیستند. سهم کسانی که معتقد بودند هیچکدام از دو حزب در مقابله با فساد دولتی یا مدیریت هوش مصنوعی عملکرد بهتری نخواهند داشت، حتی بیشتر بود.
بااینحال، این رأیدهندگان بدبین عموماً به سود دموکراتها رأی دادند؛ اما دلیل این اتفاق محبوبیت فوقالعاده دموکراتها نبود. فقط حدود نیمی از رأیدهندگان نظر «تا حدودی مثبت» یا «بسیار مثبت» درباره حزب دموکرات داشتند. این میزان از حدود چهار نفر از هر ۱۰ رأیدهندهای که نگاه مثبتی به حزب جمهوریخواه داشتند بیشتر بود، اما اختلاف چندان زیادی نداشت. حدود دو نفر از هر ۱۰ رأیدهندهای که به نامزدهای دموکرات رأی داده بودند، نظر منفیای درباره خود حزب داشتند.
در عوض، به نظر میرسید رأیدهندگان در رقابتهای مهم، برای ایجاد تغییر به نامزدهای دموکرات روی آوردهاند؛ برای مثال، در ایالت مین، بیشتر رأیدهندگانی که گفته بودند داشتن نامزدی با «تجربه مناسب» مهمترین معیار آنها برای انتخاب سناتور است، از سوزان کالینز، سناتور جمهوریخواه مستقر، حمایت کردند، اما شمار بیشتری از رأیدهندگان تغییرات «ضروری» را اولویت خود میدانستند و به تروی جکسون، نامزد دموکراتها، رأی دادند.
ترامپ از نامزدهای جمهوریخواهی حمایت کرد که برای رأیدهندگان جذاب نبودند؛ و همین مسئله مناطقی را که پیشتر بهطور مطمئن در اختیار جمهوریخواهان بودند، در معرض خطر قرار داد. پس از آنکه لیندزی گراهام، سناتور ایالت کارولینای جنوبی، در ماه ژوئیه درگذشت، رئیسجمهور خواهر این سناتور، دارلین گراهام، را برای جانشینی او انتخاب کرد. سناتور جدید گراهام بلافاصله تصمیم گرفت در انتخابات شرکت کند، اما در پاسخ به پرسشهای سیاست خارجی با مشکل روبهرو شد؛ حوزهای که زمانی نقطه قوت برادرش بود. حدود شش نفر از هر ۱۰ رأیدهنده در انتخابات سنا در کارولینای جنوبی گفتند او تجربه لازم برای عضویت در سنا را ندارد.
اقتصاد؛ عامل اصلی روی آوردن دوباره به دمکراتها؟
به نوشته سیانان، در نگاه اول، ماجرا چندان پیچیده نیست. دونالد ترامپ و جمهوریخواهان کنگره در نوامبر ۲۰۲۴ با وعده بهبود وضعیت اقتصادی انتخاب شدند. حالا نوامبر ۲۰۲۶ است و آمریکاییها احساس میکنند وضعیت اقتصادیشان حتی از دو سال پیش هم بدتر شده است. پس پاسخ روشن است: اقتصاد؛بااینحال، ماجرا به این سادگیها هم نیست.
اقتصاد آمریکا به شکل شگفتآوری در وضعیت خوبی قرار دارد. نرخ بیکاری پایین است؛ آنقدر پایین که اقتصاددانان وضعیت بازار کار آمریکا را نزدیک به «اشتغال کامل» ارزیابی میکنند. هزینهکرد کلی مصرفکنندگان که ستون اصلی اقتصاد آمریکا محسوب میشود، در مجموع مقاومت قابلتوجهی از خود نشان داده است. علاوه بر این، انقلاب هوش مصنوعی موتور اقتصادی قدرتمندی را به حرکت درآورده که پیشبینی میشود به بزرگترین موج سرمایهگذاری و هزینهکرد در تاریخ مدرن آمریکا تبدیل شود.
یک خریدار در ۱۴ مه ۲۰۲۶ در یک فروشگاه مواد غذایی در شاومبورگ، ایلینوی، خرید میکند/عکس از آسوشیتدپرس
اگر اقتصاد تا این اندازه قدرتمند است، پس چرا آمریکاییها تنها دو سال پس از آنکه جمهوریخواهان را به قدرت رساندند، از آنها رویگردان شدهاند؟ تورم دوباره بازگشته و رأیدهندگان ارتباط مستقیمی میان سیاستهای شاخص ترامپ و نگرانیهای مالی خود برقرار کردهاند؛ از تعرفههای تجاری گرفته تا مقررات سهلگیرانه در حوزه هوش مصنوعی، محدودیتهای سختگیرانه مهاجرتی و بهویژه جنگ با ایران. هدر لانگ، اقتصاددان ارشد اتحادیه اعتباری نیروی دریایی آمریکا، میگوید: «اگر جنگ ایران در کار نبود، انتخابات میاندورهای امسال کاملاً متفاوت میشد.»
آمریکاییها هنوز نتوانستهاند خود را با افزایش چشمگیر قیمت تقریباً همهچیز از سال ۲۰۲۱ تاکنون وفق دهند. تورم در آخرین سال ریاستجمهوری جو بایدن تا حد زیادی فروکش کرده بود، اما این کاهش برای متقاعد کردن رأیدهندگان به دادن فرصتی دوباره به دموکراتها در انتخابات ۲۰۲۴ کافی نبود. نارضایتی ناشی از افزایش هزینههای زندگی نیز در تمام مدت بازگشت ترامپ به کاخ سفید ادامه پیدا کرده است.
بااینحال، ترامپ و جمهوریخواهان در ماههای ابتدایی سال جاری میلادی روایت اقتصادی نسبتاً قابل پذیرشی برای ارائه داشتند: اقتصاد آمریکا در ماه ژانویه بهترین عملکرد خود را در زمینه ایجاد فرصتهای شغلی از سال ۲۰۲۴ به این سو ثبت کرد؛ برای نخستین بار در ۱۴ ماه گذشته، تعداد مشاغل بخش تولید افزایش یافت؛ بازپرداختهای مالیاتی قابلتوجه ناشی از قانون مالیاتی موسوم به «یک لایحه بزرگ و زیبا» که جمهوریخواهان تصویب کرده بودند، کمکم به حسابهای بانکی مردم واریز میشد؛ نرخ بهره وامهای مسکن برای نخستین بار در سه سال گذشته به زیر ۶ درصد رسید؛ بازار سهام با حمایت شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی، همچنان رکوردهای جدیدی ثبت میکرد؛ تورم مصرفکننده که در آوریل ۲۰۲۵ به پایینترین سطح خود در چهار سال گذشته رسیده بود، در ژانویه و فوریه ۲۰۲۶ بار دیگر به همان محدوده نزدیک شد.
افت قدرت خرید مردم آمریکا در دور دوم ترامپ
اما سپس آمریکا وارد جنگ با ایران شد و همهچیز تغییر کرد. قیمت نفت به بالاترین سطح خود در چهار سال گذشته رسید. قیمت گازوئیل رکورد زد و قیمت بنزین در هیچیک از روزهای انتخابات گذشته آمریکا تا این اندازه بالا نبوده است. آمریکاییها ممکن است از تورم متنفر باشند، اما افزایش قیمت سوخت بهخصوص آنها را عصبانی میکند. قیمت بنزین روی تابلوهای بزرگ در سراسر شهرها به نمایش گذاشته میشود و هر بار که مردم باک خودروی خود را پر میکنند، به آنها یادآوری میشود که چقدر بیشتر از گذشته پول خرج میکنند.
مشتریان در یک پمپبنزین شرکت ۷۶ در بلوار ونتورا در منطقه شرمن اوکس، در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶، در حالی بنزین میخرند که قیمت هر گالن به حدود ۷ دلار رسیده است/عکس از لوسآنجلس تایمز
بر اساس پژوهشی که محققان دانشگاه براون انجام دادهاند، تنها افزایش قیمت بنزین و گازوئیل از زمان آغاز جنگ تاکنون، بهطور متوسط هزار و ۱۵۰ دلار به هزینههای هر خانوار آمریکایی اضافه کرده است. همزمان با افزایش قیمت سوخت، بازده اوراق قرضه نیز بالا رفت و نرخ بهره وامهای مسکن هم افزایش یافت؛ بهطوری که این نرخها اخیراً سریعترین رشد خود را در سه سال گذشته تجربه کردهاند. پس از سه سال متوالی که افزایش دستمزدها از رشد قیمتها بیشتر بود، این روند در ماه مارس معکوس شد.
از آن زمان تاکنون، بازگشت تورم بهطور مداوم قدرت خرید دستمزد کارگران را کاهش داده است. در واقع، قدرت خرید واقعی دستمزد یک آمریکایی بهطور متوسط از زمان بازگشت ترامپ به کاخ سفید کاهش یافته است. آمریکاییها ترامپ را مقصر میدانند. تعجبی ندارد که آمریکاییها خاطره خوبی از وضعیت اقتصادی در نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ داشته باشند.
در تمام مدت دوره نخست ترامپ، قدرت خرید دستمزدهای مردم آمریکا سریعتر از قیمتها افزایش پیدا میکرد. رشد دستمزدها در طول چهار سال نخست ریاستجمهوری او تقریباً دو برابر نرخ تورم بود. به همین دلیل، در نظرسنجی سیانان در اکتبر ۲۰۲۴، آمریکاییها ترامپ را با اختلاف ۱۵ واحد درصد نسبت به کامالا هریس، معاون وقت رئیسجمهور، گزینه مناسبتری برای مدیریت اقتصاد میدانستند.
دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ کاملاً متفاوت از دوره نخست او بوده است. برای بسیاری از آمریکاییها، به نظر میرسد هزینهها از کنترل خارج شدهاند و دستیابی به رؤیای آمریکایی دیگر امکانپذیر نیست. دولت ترامپ و جمهوریخواهان کنگره، وضعیت نامناسب اقتصادی را به گردن دموکراتها انداختهاند و میگویند آنها اقتصادی را تحویل گرفتهاند که از قبل در وضعیت بدی قرار داشته است؛ اما برخی از سیاستهای ترامپ، بهویژه جنگ نامحبوب او، آشکارا هزینههای زندگی را برای آمریکاییها افزایش دادهاند.
اقتصاد Kشکل و حس بنبست
مسئله فقط قیمت بنزین نیست که ماهانه حدود ۷۵ دلار به هزینههای مردم اضافه کرده است. هزینههای دیگری نیز وجود دارند که رأیدهندگان آنها را به ترامپ و جمهوریخواهان نسبت میدهند؛ برخی از این هزینهها ماهانه صدها دلار به مخارج خانوارها اضافه میکنند؛ برای مثال، ناکامی جمهوریخواهان در تمدید یارانههای تکمیلی قانون مراقبتهای مقرونبهصرفه در سال ۲۰۲۵، باعث شد حق بیمه ماهانه طرح اوباماکر در سال جاری بهطور متوسط ۵۸ درصد افزایش پیدا کند؛ هزینه برق در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ ۸.۷ درصد افزایش یافته است. ترامپ از جمله مهمترین حامیان رشد بدون محدودیت صنعت هوش مصنوعی بوده است؛ سیاستهای مهاجرتی و تعرفههای تجاری ترامپ هزینه تعمیر خودروها را افزایش دادهاند؛ هزینههایی که از زمان ورود او به کاخ سفید تاکنون ۱۲.۳ درصد رشد کردهاند؛ این سیاستها همچنین هزینههای سازندگان مسکن را ۱۳.۳ درصد افزایش دادهاند؛ بر اساس محاسبات بنیاد مالیات، تعرفههای ترامپ امسال بهطور متوسط ۸۲۰ دلار مالیات اضافی به هر خانوار آمریکایی تحمیل کردهاند.
طرح از سیانان
استیون دورلاف، اقتصاددان دانشگاه شیکاگو که درباره نابرابری ثروت و تحرک اقتصادی تحقیق میکند، میگوید: «فرض کنیم برای بحث، بپذیریم که بایدن کاملاً اوضاع را خراب کرده بود؛ این موضوع به هیچوجه ترامپ را از مسئولیت مبرا نمیکند. ترامپ در مدیریت تورم عملکرد بسیار بدی داشته است. رأیدهندگان باید مسئولیت را متوجه سیاستهای دولت او بدانند.»
تمام شواهد نشان میدهد که رأیدهندگان دقیقاً همین کار را کردهاند. این مسئله یکی از دلایل اصلی شکست سنگین حزب جمهوریخواه ترامپ در انتخابات میاندورهای روز سهشنبه است. بخشی از این وضعیت را میتوان با پدیدهای توضیح داد که اقتصاددانان از آن با عنوان «اقتصاد Kشکل» یاد میکنند. در چنین اقتصادی، آمریکاییهای ثروتمندتری که در بازار سهام سرمایهگذاری کردهاند و صاحب خانه هستند، در برابر افزایش هزینهها بسیار مقاومترند. اما آمریکاییهای کمدرآمدتر، بیش از پیش ناچارند زندگی خود را با حقوقی که از یک ماه تا ماه دیگر دریافت میکنند، اداره کنند.
طرح از سیانان
بخش مهمی از مشکل به کمبود گزینههای در دسترس برای دستیابی به رؤیای آمریکایی مربوط میشود. کمبود شدید مراکز نگهداری از کودکان و مسکن، باعث شده است بسیاری از مردم توان مالی استفاده از این امکانات را نداشته باشند و حتی کسانی که از نظر مالی امکان استفاده از آنها را دارند نیز در مواردی نتوانند به این خدمات دسترسی پیدا کنند.
همین مسئله بهتدریج درباره بازار کار نیز صدق میکند. اگرچه بازار کار آمریکا همچنان نسبتاً قدرتمند است، اما دیگر مانند سالهای بلافاصله پس از همهگیری کرونا رونق ندارد. موج گسترده اخراج کارکنان هنوز به یک پدیده عادی تبدیل نشده است، اما برای افرادی که شغلی ندارند، ارسال درخواستهای استخدامی بیشتر شبیه فرستادن آنها به خلأ است؛ گویی هیچکس آنها را نمیبیند و پاسخی دریافت نمیکنند. هدر لانگ میگوید: «اگر بخواهیم وضعیت بازار کاری را که در آن نه استخدام چندانی صورت میگیرد و نه اخراج گستردهای اتفاق میافتد، به شکل دیگری توصیف کنیم، باید بگوییم این بازار کار، بازاری فاقد فرصتهای شغلی است.» در چنین اقتصادی، بسیاری از آمریکاییها احساس میکنند در وضعیت بنبست گرفتار شدهاند.