آنطور که شواهد و قرائن نشان می‌دهند، ایران و آمریکا در حال آغاز آخرین مرحله‌ی ماراتن ۱۰ ماهه‌ی خود برای مذاکرات احیای توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ هستند.

به گزارش اکوایران، اخیراً گزارش‌هایی تأییدنشده مبنی بر این‌که پیش‌نویسی که اکنون در وین در دست مذاکره است، سندی ۲۰ صفحه‌ای با سه پیوست است که کل توافق را شامل می‌شود، منتشر شده است.

بنابر این گزارش‌ها این سه پیوست به ترتیب لغو تحریم‌ها، تعهدات هسته‌ای و در نهایت برنامه‌ی اجرایی (ترتیب و توالی اقدامات و راستی‌آزمایی) است که این ضمائم نیازمند نهایی‌شدن در کمیسیون مشترک است.

در همین حال در واشنگتن بحث‌ها بر سر ارائه یا عدم ارائه توافق به کنگره داغ است. درحالی‌که به نظر می‌رسد دولت بایدن با این استدلال که توافق احتمالی در وین نه یک «توافق جدید» بلکه «تفاهمی سیاسی برای بازگشت به توافق پیشین» است، ظاهراً تمایل چندانی به ارائه آن به کنگره ندارد، برخی دیگر بر ضرورت رأی نمایندگان و سناتورهای آمریکایی به هرگونه توافق بالقوه با ایران تأکید دارند.

به ویژه آنکه حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران در مصاحبه اختصاصی با فایننشال تایمز با اشاره به اینکه «واشنگتن نتوانسته است به درخواست ایران برای تضمین اینکه هیچ طرفی قادر به ترک توافق نیست، پاسخ دهد» گفته است که مذاکره‌کنندگان ایران به طرف‌های غربی پیشنهاد کرده‌اند که «حداقل مجلس‌ها یا رؤسای مجالس آن‌ها از جمله کنگره آمریکا می‌توانند در قالب بیانیه‌ای سیاسی پایبندی خود به توافق و بازگشت به اجرای برجام را اعلام کنند».

 اریک آر. مندل مدیر شبکه اطلاعات سیاسی خاورمیانه (MEPIN) که به طور منظم به اعضای کنگره و دستیاران سیاست خارجی آنها در ارتباط است در مطلبی برای هیل –پایگاه رسانه‌ای کنگره ایالات متحده- به ضرورت رأی کنگره به توافق احیای برجام پرداخته و نوشته است: قانون بازنگری توافق هسته ای ایران یا INARA که در سال 2015 با حمایت دو حزب به تصویب رسید، مستلزم آن است که هر توافق جدیدی که با ایران مذاکره می شود برای تصویب به کنگره ارائه شود.

یک قرارداد جدید در وین در حال مذاکره است زیرا طرفین نمی توانند دوباره به یک توافق هفت ساله تغییر نیافته بپیوندند. آخرین چیزی که پرزیدنت بایدن می خواهد این است که یک توافق جدید با ایران زیر ذره بین قرار گیرد. بایدن توسط اینارا ملزم می‌شود که هر ۹۰ روز یک‌بار پایبندی، شفافیت و قابلیت راستی‌آزمایی ایران را به کنگره تأیید کند.

به نوشته منندل، در واقع، این یک دژاوو است. گزارش ها حاکی از آن است که آمریکا و ایران در مراحل پایانی مذاکره برای رسیدن به توافق هستند. با رقص مذاکرات گمراه نشوید، زیرا هر یک از طرفین ادعا می کنند که تا زمانی که حداقل الزامات آنان برآورده نشود، دوباره وارد معامله نمی شوند. هنگامی که دو طرف می خواهند قراردادی را منعقد کنند و یکی از آنها مایل است اهرم خود را برای معامله کنار بگذارد، نتیجه ممکن است یک نتیجه قطعی باشد.

بایدن گفت روزی که رئیس جمهور شود، دوباره به دستاورد سیاست خارجی اوباما، برجام، خواهد پیوست. با این حال، یک سال پس از خروج دونالد ترامپ از توافق ایران شروع به ارتقاء توانایی های هسته ای خود کرد و پیوستن مجدد به توافق اولیه دانش فنی ایران ر برنخواهد گرداند. دولت بایدن می‌گوید که می تواند بدون هیچ تغییر قابل توجهی به توافق اولیه بپیوندد، بنابراین نیازی به نظارت جدید کنگره ندارد.

با این حال، این با اینارا در تضاد است، که در صورت توافق جدید، خواستار رأی کنگره است. جمهوری خواهان در کنگره از دولت می خواهند که توافق جدیدی ارائه دهد. به ادعای نویسنده، برخلاف توافق اولیه که پیش‌بینی می‌کرد ایران حداقل به یک سال زمان نیاز دارد تا به یک کشور هسته‌ای آستانه تبدیل شود، اکنون این زمان کوتاهتر شده است و پذیرش چنین پنجره کوتاهی در ازای آزادی میلیاردها دلار دارایی های مسدود شده ایران، تجارت جهانی بدون مانع، دسترسی نامحدود به سیستم بانکی بین المللی و صادرات نامحدود نفت ایران، [به زعم نویسنده] امتیاز بزرگی برای ایران خواهد بود (این در حالی است که ایران در راستای نشان دادن حسن نیت و انعطاف پذیری، پیش از این از گرفتن غرامت و خسارت ناشی از خروج غیرقانونی آمریکا از توافق عبور کرده است).

اگرچه دموکرات‌ها 50 رای سنا به همراه رأی معاون رئیس‌جمهور، کاملا هریس را دارند، چهار سناتور دموکرات، از جمله چاک شومر، رهبر اکثریت پیش‌تر به توافق اولیه رای منفی دادند.

علاوه بر این، [به ادعای نویسنده] قانونی بودن قرارداد 2015 همچنان زیر سوال است. قانون اساسی ایالات متحده خواستار ارائه برجام به عنوان یک معاهده بود. ماده دوم قانون اساسی می گوید رئیس جمهور برای انعقاد موافقت نامه های بین المللی نیاز به تایید دو سوم سنا دارد. اوباما می دانست که این رای را ندارد و در سنا با اکثریت جمهوریخواه، دموکرات‌ها با استفاده از فیلیباستر، «مخالفت با توافق هسته ای ایران» را با 58 رای موافق در مقابل 42 رای مخالف خنثی کردند.

بنابراین، بیایید جمع بندی کنیم: چهل و دو سناتور توانستند آمریکا را به توافقی ملزم کنند که برای یک معاهده باید رای 66 سناتور را لازم داشت. چه تعداد از آمریکایی‌هایی که طرفدار توافق هسته‌ای ایران بودند، می‌دانستند که این یک معاهده نیست یا یک سند بدون امضا است؟  اکنون زمان آن است که مردم آمریکا را در مورد اینکه چرا هر توافق جدید باید به عنوان یک معاهده به سنا ارائه شود، همانطور که قانون اساسی ما ایجاب می کند، آگاه کرد.