اکوایران: از نیمه دوم دی ماه 1404 ایران با اعتراض‌هایی مواجه شد که این اعتراض‌ها به طور مستقیم و غیرمستقیم تاثیرات منفی زیادی بر صنعت ایران وارد کرده و عملکرد کسب و کارها را تحت تاثیر قرار داده است.

به گزارش اکوایران- از اثراتی که چندان هم غیرمستقیم محسوب نمی‌شود می‌توان به قطعی اینترنت به علت تنش‌های سیاسی و خلل در فعالیت تجاری و بازرگانی کشور اشاره کرد که به طور مفصل در گزارش مهاجرت برای حیات تجارت به توضیح آن پرداختیم.

از اثرات مستقیم هم می‌توان به تصمیمات اقتصادی که مهم‌ترین آن تک نرخی شدن ارز است، اشاره کرد که منجر به افزایش قیمت ارز شد و به دنبال آن افزایش قیمت مواد اولیه مورد نیاز برای تامین کالاها و افزایش قیمت‌ تمام شده کالاها رخ داده است. این افزایش در قیمت کالاها در بسیاری از موارد موجب حذف شدن آن کالا از لیست اولویت‌های خرید مردم می‌شود زیرا تامین معیشت روزمره به خودی خود کاری طاقت‌فرسا شده است.

این در حالی است که اصلاحات اقتصادی بدون توجه به الزامات اجرای آن و به موجب آن رکود در صنعت، صنایع را با مشکلات جدی رو به رو کرده است. از جمله این مشکلات می‌توان به چالش‌ صنایع برای تامین نقدینگی، اجبار به تعدیل نیرو و ... اشاره کرد. در صورت تشدید این مشکلات، صنایع و بنگاه‌هایی که تاب آوری و ظرفیت کمتری دارند، در خطر تعطیلی قرار می‌گیرند و آسیب‌پذیری صنایع تاب‌آور مثل فعالیت‌های حوزه معدن را نیز افزایش ‌می‌دهد. از سوی دیگر این مشکلات می‌تواند تبعات اجتماعی نیز به همراه داشته باشد.

در پی نگرانی‌های ایجاد شده در ماه اخیر بر آن شدیم راهکارهایی را از سیدعلیرضا کاشی‌زاد کارشناس کسب و کار جویا شویم. کاشی‌زاد در گفتگو با «اکوایران» به 3 محور اصلی برای ارائه راهکار اشاره کرد.اینفو     3 راهکار برای بقا بنگاهها  در شرایط بیثباتی

محور اول اشاره به حوزه مدیریت تصمیم‌گیری بنگاه‌هایی با ابعاد کوچک و متوسط دارد. این بنگاه‌ها اکثرا خصوصی هستند و تنش‌هایی که پیش‌تر با آن مواجه بودیم آن‌ها را تحت تاثیر قرار داده است. با توسعه دانش مدیریتی، استحکام روابط درون سازمانی و مهارت‌های مدیریتی این تنش‌ها نیز قابل مدیریت هستند. هرچند هزینه‌هایی برای بنگاه‌ها مثل آسیب به جریان نقدینگی در پی خواهد داشت. وی توصیه به عدم تصمیم‌گیری هیجانی، فراگیری آموزش‌های آرامش فردی و آرام کردن فضای درون سازمان تاکید داشت و گفت: این موارد باید در اولویت مدیران بنگاه‌ها قرار بگیرد.

محور دوم درباره استراتژی‌های مربوط به تعامل بنگاه‌هاست. کاشی‌زاد در این باره گفت: ‌شرکت‌ها باید توانایی اجرای مدلی از همکاری استراتژیک را با یکدیگر داشته باشند. برای مثال بنگاه "الف" در سطح بنگاه‌های کوچک و متوسط با چالش تامین مواد اولیه و بنگاه "ب" در همان صنعت با چالش فروش مواجه است. در همچین شرایطی بنگاه‌ها باید با انتقال منابع و قابلیت‌ها به یکدیگر در رفع چالش برای بقا یاری برسانند. البته این فرهنگ در بین بنگاه‌های کشور با توجه به فرهنگ رقابتی موجود بین شرکت‌ها بسیار ضعیف است.

اما محور سوم در ارتباط با تعاملات مستمر بین بنگاه‌ها و سندیکاها، انجمن‌ها و اتاق بازرگانی است. به گفته کاشی‌زاد به هر حال با همه فراز و نشیب‌های موجود و درگیری با بخش عمومی و بخش خصوصی، همچنان فشار بر تعریف سیاست‌های درست لازم است و در این مسیر صدای یک بنگاه شنیده نخواهد شد بلکه صدای جمعی از بنگاه‌های متحد است که شنیده و رسیدگی می‌شود.