به گزارش اکوایران، حملات هوایی به دو کارخانه بزرگ فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، به همراه تهدیدهای متقابل تهران علیه تولیدکنندگان فولاد در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اسرائیل، موج تازهای از نوسان را وارد بازار فلزات منطقه کرده است.
با این حال، تحلیلگران بارکلیز معتقدند به دلیل وجود گلوگاههای لجستیکی و همچنین ظرفیتهای خالی در صنعت فولاد ایران، اثر فوری این حملات بر عرضه جهانی چندان قابل توجه نخواهد بود. این دو مجتمع رویهمرفته کمتر از ۲۰ درصد ظرفیت فولاد ایران را تشکیل میدهند و با توجه به اینکه نرخ بهرهبرداری پیش از حملات نیز زیر ۵۰ درصد بوده، امکان جبران تولید از طریق سایر واحدها وجود دارد.
در مقابل، نگرانی اصلی متوجه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) است. حدود ۶۵ درصد ظرفیت فولاد این کشورها به دلیل وابستگی به واردات مواد اولیه از مسیر تنگه هرمز، پیشتر نیز با محدودیتهای عملیاتی مواجه بوده است. به همین دلیل، بارکلیز تأکید میکند که حتی حملات مستقیم به تأسیسات فولادی این کشورها نیز احتمالاً تأثیر افزایشی محدودی بر کاهش تولید خواهد داشت، چرا که محدودیتها از قبل وجود داشتهاند.
در چنین شرایطی، انتظار میرود کشورهای منطقه برای جبران کمبود عرضه، بیش از گذشته به بازارهای جهانی روی بیاورند. در حال حاضر نیز بیش از ۶۰ درصد واردات فولاد کشورهای GCC از چین تأمین میشود و تحلیلگران پیشبینی میکنند این وابستگی در ماههای آینده تقویت شود.
این تغییر در الگوی تجارت میتواند پیامدهایی در بازار جهانی مواد اولیه داشته باشد. به گفته بارکلیز، افزایش تقاضا برای تأمین فولاد از سوی صادرکنندگان آسیایی، احتمالاً به رشد تقاضا برای سنگآهن و زغالسنگ ککشو منجر میشود و حتی میتواند یک «پریمیوم ریسک جنگ» را تا سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ در قیمت این مواد حفظ کند.
در مجموع، اگرچه شوک ناشی از حملات به ایران در کوتاهمدت بازار جهانی فولاد را دچار اختلال جدی نمیکند، اما در سطح منطقهای، نشانههایی از تغییر مسیر تجارت و تعمیق وابستگی به چین بهوضوح در حال شکلگیری است.