به گزارش اکوایران: مهارتهای انسانی، برخلاف مهارتهای فنی، قابل اندازهگیری آسان نیستند، اما برای نوآوری، حل مسئله و همکاری طولانیمدت حیاتیاند. جهان در حال تغییر است و شرکتها بیش از هر زمان دیگری به نیروی کاری نیاز دارند که بتواند خلاق فکر کند، با دیگران همکاری کند و در برابر بحرانها تابآور باشد. این گزارش نشان میدهد کدام مهارتها بیشترین رشد را دارند، در کدام مناطق جهان جلوتر هستند و چرا حتی با ارزش بالا، هنوز کمتر در استخدام و ارتقا دیده میشوند. ایران نیز نمونهای از چالشهای جهانی در این زمینه است، جایی که آموزش و بازار کار هنوز به طور کامل این مهارتها را نمیشناسند و حمایت نمیکنند
مهارتهایی که دیده نمیشوند
کارفرمایان به این مهارتها اهمیت میدهند، اما در آگهیهای شغلی و سیستمهای استخدامی کمتر دیده میشوند. حتی در آمریکا، تنها ۷۲ درصد آگهیهای شغلی به یک مهارت انسانی اشاره دارند و در صنایع مثل حملونقل این عدد به ۴۴ درصد کاهش مییابد. جالب اینجاست که خلاقیت با وجود بالاترین ارزش از نگاه نیروی کار، هنوز کمترین نقش را در تصمیمات استخدام و ارتقا دارد.
تفاوتهای منطقهای
نقشه جهانی نشان میدهد هر منطقه نقاط قوت و ضعف خود را دارد: آفریقای جنوب صحرا در خلاقیت و تابآوری پیشتاز است، شرق آسیا و کارائیب خوشبینترین مناطق نسبت به آمادگی مهارتهای انسانی هستند، و آمریکای شمالی و اقیانوسیه در خلاقیت و حل مسئله قویاند اما در کار تیمی عقباند. مهارتهای خلاقیت و تابآوری سریعترین رشد را دارند، اما کنجکاوی و یادگیری مادامالعمر هنوز در همه جهان ضعیف باقی مانده است و نشان میدهد پرورش ذهنیتهای آماده برای آینده همچنان چالشی جهانی است.
شکننده اما کمجایگزین
مهارتهای انسانی شکنندهاند و تحت تأثیر بحرانها کاهش پیدا میکنند، تجربه کرونا نشان داد تابآوری و همکاری بدون تمرین و محیط مناسب به سرعت افت میکنند و حتی تا سالها به سطح پیش از بحران بازنگشتند. با این حال، همین مهارتها کمترین احتمال جایگزینی توسط هوش مصنوعی را دارند و برای نیروی کار یک مزیت پایدار محسوب میشوند.
ایران، نمونهای از چالش جهانی
در ایران، مشکل کمبود استعداد نیست؛ بلکه این مهارتها دیده نمیشوند و سیستم آموزشی و بازار کار ابزار مشخصی برای سنجش و پاداشدهی به آنها ندارد. تجربه آموزش مجازی در دوران کرونا نشان داد مهارتهایی مثل تابآوری و همکاری بدون تمرین و محیط مناسب به سرعت فرسوده میشوند و هنوز برنامهای برای جبران آن وجود ندارد. این مثال نشان میدهد شکاف جهانی بین ارزش اعلامشده و ارزش واقعی مهارتهای انسانی در برخی کشورها ملموستر است.
جهان به روشهای نوین برای سنجش و اعتباربخشی مهارتهای انسانی نیاز دارد: ایجاد گواهیهای قابلانتقال میان آموزش و بازار کار، ارزیابی واقعی توانایی همکاری، خلاقیت و سازگاری و فضاهای امن برای یادگیری و رشد مهارتها.
مهارتهای انسانی امروز نه تنها محور موفقیت فردی، بلکه عامل کلیدی تابآوری و نوآوری در بازار کار جهانیاند. تا زمانی که این مهارتها دیده و تقویت نشوند، فاصله میان شعارهای «اقتصاد دانشبنیان» و واقعیت بازار کار باقی خواهد ماند.