روسیه با در اختیار داشتن نزدیک به یکسوم تولید الماس خام جهان، یکی از بازیگران کلیدی این بازار محسوب میشود. در سالهای اخیر، تحریمهای غرب دسترسی این کشور به بازارهای سنتی را محدود کرده و مسکو را به سمت بازتعریف استراتژیهای صادراتی و صنعتی خود سوق داده است. اکنون به نظر میرسد کرملین به جای تمرکز صرف بر فروش مواد خام، به دنبال توسعه صنایع فرآوری، افزایش ارزش افزوده داخلی و کسب سهم بیشتری از سود نهایی این بازار چند میلیارد دلاری است.
این سیاست شباهت زیادی به راهبردی دارد که بسیاری از کشورهای دارای منابع طبیعی در سالهای اخیر دنبال کردهاند؛ یعنی کاهش خامفروشی و حرکت به سمت تکمیل زنجیره تولید در داخل کشور. در چنین شرایطی، صادرات الماس تراشخورده و فرآوریشده میتواند درآمدی به مراتب بیشتر از فروش سنگ خام برای روسیه ایجاد کند.
اما پیامدهای این تصمیم تنها به اقتصاد روسیه محدود نمیشود. کاهش عرضه الماس خام در بازار جهانی ممکن است بر قیمتها، حاشیه سود شرکتهای فرآوری و حتی ساختار تجارت جهانی این صنعت اثر بگذارد. همچنین این تصمیم میتواند کشورهای مصرفکننده و مراکز سنتی تجارت الماس را مجبور کند مسیرهای جدیدی برای تأمین مواد اولیه پیدا کنند.
در نهایت، آنچه امروز در بازار الماس رخ میدهد، تنها یک تغییر تعرفهای نیست؛ بلکه بخشی از روند بزرگتری است که در آن کشورها تلاش میکنند از صادرکننده مواد خام به بازیگران اصلی زنجیره ارزش جهانی تبدیل شوند.
آیا سیاستهای محدودکننده صادرات مواد خام میتواند در بلندمدت به توسعه صنعتی کشورها کمک کند یا در نهایت به کاهش رقابتپذیری آنها منجر میشود؟