هوش مصنوعی حالا دیگر یک ابزار آزمایشی نیست؛ وارد متن سیاست‌گذاری شده و مستقیماً با آینده شغل‌ها گره خورده است.

در بریتانیا، این پرسش جدی مطرح شده که چگونه می‌توان از AI برای افزایش بهره‌وری استفاده کرد، بدون آنکه امنیت شغلی قربانی شود؟

قواعد بازی عوض شده است

در بریتانیا، دیگر بحث بر سر استفاده کردن یا نکردن از هوش مصنوعی نیست. حزب کارگر صراحتاً اعلام کرده که مسیر فناوری متوقف نمی‌شود؛ مسئله اصلی، تنظیم قواعدی است که مشخص کند این ابزار در خدمت چه کسی قرار می‌گیرد. آیا AI قرار است بهره‌وری را بالا ببرد یا توازن قدرت در بازار کار را جابه‌جا کند؟

سه مسیر پیشنهادی

دولت سه رویکرد را مطرح کرده است: سپردن کارهای زمان‌بر و اداری به هوش مصنوعی تا پزشکان و معلمان وقت بیشتری برای خدمات مستقیم داشته باشند؛ بازسازی بوروکراسی فرسوده با تبدیل داده‌های کاغذی به سیستم‌های دیجیتال برای تسریع تصمیم‌گیری؛ و استفاده از AI به‌عنوان یک معلم خصوصی هوشمند برای کاهش نابرابری آموزشی. ایده مرکزی این است که فناوری «مکمل» باشد، نه «جایگزین».

نگرانی پنهان اتحادیه‌ها

با این حال، اتحادیه‌های کارگری هشدار می‌دهند که مرز میان کمک‌یار و جایگزین، باریک‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. تجربه‌های جهانی نشان داده که افزایش بهره‌وری همیشه به معنای حفظ سطح اشتغال نیست. اگر الگوریتم‌ها بتوانند سریع‌تر و ارزان‌تر تصمیم بگیرند، چه تضمینی وجود دارد که نقش انسان ثابت بماند؟

پرسشی که باقی می‌ماند

هوش مصنوعی می‌تواند کیفیت خدمات عمومی را ارتقا دهد و حتی فرصت‌های جدید شغلی خلق کند؛ اما هم‌زمان می‌تواند ساختار مهارت‌ها را تغییر دهد و برخی موقعیت‌ها را حذف کند. در نهایت، چالش اصلی نه خود فناوری، بلکه نحوه حکمرانی بر آن است. اگر AI روزی از نقش مکمل عبور کند، بازار کار و سیاست اجتماعی چگونه واکنش نشان خواهند داد؟